Agro Ecosystem Analyze In Sustainable Agricultural Economic With IPM/FFS
محمد شريفي مقدم
چكيده: مقدمه : باتوجه به شتاب فزاينده جمعيت در جهان ونگرانيهاي ناشي ازآن تامين غذابه عنوان يك مساله مهم دولتها تلقي ميگردد.عدم كارايي نظامهاي سنتي توليد جهت پاسخگويي به تقاضاي روزافزون جمعيت منجر به پيدايش نظام هاي زراعي تجاري يا صنعتي و پديده هايي نظير انقلاب سبزودرحال حاضركشاورزي پيچيده ومتنوع گرديد.لذاانسان به منظور حل مشكلات مقطعي ناگزيربه كاربردنهادهاي شيميايي،بذرهاي اصلاح شده وكاربدابزارهايي براي پاسخگويي به نيازهاي ابرزشده نمود. ولي متاسفانه استفاده بي رويه از اين نهاده هاباعث بروز بحرانهايي نظبرظهورآفات وامراض جديد،مقاوم شدن آفات در برابر سموم شيميايي مورداستفاده،مسموميت ها،تخريب وفرسايش هاي شيميايي شده به خاك به دليل مصرف بي رويه تكنولوژيهاي تهيه شده ازموادشيميايي،علاوه بر تهديدسلامت انسان،تخريب محيط زيست و كشت بومهاي طبيعي وبر هم خوردن تعادل هاي طبيعي،كميت توليدرانيزبابحران مواجه نموده است واين نشان ميدهدكه برخلاف برنامه هايي كه نشان ازامنيت توليدبعد از ورود مواد و تكنولوژي به كشاورز داشت،اساسي ترين اثرآن يعني توليد و تامين غذانيز به علت مخاطرات ناشي ازعدم انطباق ويا كاربردمناسب تكنولوژي به خطر افتاده است و اين امر باعث شده است كه دردهه هاي اخيربه ويژه از دهه هشتاد،حركت به سمت كشاورزي پايدار مورد توجه قرار گيرد. كشاورزي پايدار: كشاورزي پايدار به عنوان يك نظام زراعي است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيط محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند مي باشد. تعاريف متعددي از كشاورزي پايدار شده است.كشاورزي پايداريك راهبردمديريتي مطرح است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي مزرعه در هرزمان مي شود.ريجنتيس هياوركوت وباير مفاهيم كشاورزي پايداررامشتمل بر موارد زير مي داند: هماهنگي بوم شناختي به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند. بر اين اساس از منابع محلي به نحوي استفاده شود كه كاهش مواد غذايي خاك، توده زنده گياهي، جانوري و انرژي در حداقل بوده واز آلودگي جلوگيري شود و بر استفاده بهينه از منابع تجديد شونده مي باشد. صرفه اقتصادي: منظور اين است كه كشاورزان بتوانند توليد كافي براي كسب درآمد مناسب و خودكفايي داشته باشند و بازده رضايت بخشي از هزينه ها وفعاليتهايي كه انجام مي دهند به دست آورند. صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود. تطابق اجتماعي: به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمكهاي فني تامين و تضمين شود. همه مردم فرصت داشته باشند كه در تصميم گيريها در سطح روستا و اجتماع مشاركت داشته باشند. بايد توجه داشت كه هرگونه ناآرامي اجتماعي، كل نظام اجتماعي و از آن جمله بخش كشاورزي راتحت تاثير قرار مي دهد. سازگاري: به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند. اين موضوع نه تنها در ارتباط با توسعه صنايع و روشهاي فني مناسب است، بلكه با نوآوريهاي فرهنگي و اجتماعي نيز مرتبط است. بعدانساني:به اين مفهوم كه محور تمامي تلاشها در فعاليتهاي كشاورزي انسان و تامين نيازهاي غذايي وي مي باشد. بنابر اين حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليتهاي كشاورزي است. هدف كشاورزي پايدار را در سه مقوله اساسي خلاصه مي نمايد كه عبارتند از: سلامتي و حفظ محيط زيست، سودمندي اقتصادي و برقراري عدالت اجتماعي و اقتصادي. محتوا و مباني عملياتي IPM/FFS با گذشت بيش از پنج از دهه از فعاليت هاي رسمي ترويج در ايران ،در حال حاضر فعاليت هاي نظام ترويج كشور اغلب در قالب رهيافت متعارف مي باشد ،البته فعاليت در قالب اين رهيافت يكي از ضعف هاي اساسي نظام ترويج كشور و اكثر كشورهاي جهان سوم محسوب مي شود.
در اين رهيافت مسايل ومشكلات كشاورزي درموسسات،مراكز ؛ايستگاهها و آزمايشگاهها بررسي شده و نتايج و راحلها به مروجين و كارشناسان ترويج منتقل شده و به وسيله آنها در بين روستاييان و كشاورزان ترويج مي گردد، در رهيافت متعارف چنين تصورمي شود كه كشاورزان نمي توانند مشكلات خودشان را حل كنند و لازم است بخش ترويج از طريق نمايشهاي نتيجه اي و طريقه اي روز مزرعه رسانه هاي انبوهي و غيره در كشاورزان ايجاد ايجاد آگاهي نموده و آنها را به استفاده از فن آوري هاي موجود ترغيب نمايد. فن آوري هاي جديد اغلب به وسيله افراد حرفه اي و آموزش ديده و در محيط هاي كنترل شده و سر بستهاي مانند آزمايشگاهها ، كارگاههاي آموزشي يا ايستگاههاي تحقيقاتي و گلخانه اي آزمايش و توليد شده و سپس به كاركنان ميداني ترويج انتقال مي يابد تا آن را در بين كشاورزان نشر دهند و بدين ترتيب عاملان ترويج عمدتا خود را به عنوان انتقال دهندگان يك سويه فن آوري ها فرض كرده و نقش خود را در برگشت مشكلات كشاورزان به محققان مورد غفلت قرار مي دهند در واقع در ترويج متعارف بسياري از عوامل و سازه ها از جمله مشاركت كشاورزان وبهره گيري ازدانش بومي آنها؛كشاورزي پايدار و ... به فراموشي سپرده شده است.
در پاسخ به اين نارساييهاازدهه1970 به بعد دانشمندان و متخصصان ترويج كشاورزي به الگوها ورهيافتهايي روي آورده اندكه بيشتر بر مشاركت؛قدرت بخشي؛توسعه منابع انساني وتسهيل تاكيددارند مهمترين رهيافت مشاركتي بكارگرفته شده توسط كشورهاعبارتنداز:ارزيابي مشاركتي روستايي(PRA ) نظام پژوهش و ترويج وترويج مزرعه اي(FSRE) توسعه مشاركتي فن آوري(PTD)مدل مشاركتي مدرسه درمزرعه(FFS). وجه مشترك رهيافتهاي مشاركتي در اين است كه فن آوري جديد با مشاركت و تعامل سه گروه كشاورزان،تيم چندتخصصي(مروجان ،كارشناسان موضوعي ومحققان )وسايرذينفعان(از جمله سازمانهاي دولتي و غير دولتي )توليد مي شوداين امرموجب پذيرش وسيع ترفن آوري هاوافزايش تواني هاي كشاورزان جهت آزمايش وحل مسايل درمزارع خودشان مي شود رهيافت مدرسه اي مزرعه اي كشاورزان(FFS): مدرسه مزرعه كشاورزان يك رهيافت يادگيري تعاملي،مشاركتي و نوآورانه است .اين رهيافت به وسيله FAO در جنوب غرب آسيا براي كشاورزان خرده پا و برنج كار در مديريت تلفيقي آفات مورد بررسي قرار گرفت هدف مدرسه مزرعه اي كشاورزان افزايش توانايي مشكلات و شناسايي محدوديت ها توسط كشاورزان و همجنين شناسايي و پذيرش اقداماتي كه متناسب با سيستم هاي زراعي آنها مي باشد، دانش كسب شده طي اين فرايند يادگيري باعث بهره وري و سودمندي بيشتر كشاورزان شده و ازطرفي مقبله با شرايط متحول كنوني و پذيرش نوآوري ها را ميسر ميسازد مدرسه مزرعهاي كشاورزان به عنوان يك رهيافت يادگيري گروهي با ارتقاءدانش وظرفيت سازي در بين كشاورزان ميشودوآنهاراقادر ميسازد تا مسائلشان را تشخيص دهندوراه حلهاراتعريف و طرح هايي را توسعه دهندوآنهارابا يا بدون حمايت ازبيرون سيستم اجرا نمايند.
مدارس مزرعه اي كشاورزان مدارسي بدون ديوار هستند كه گروههايي از كشاورزان به طور منظم با تسهيل گران طي جرخه هاي منظم ملاقات ميكنند)مدرسه مزرعه اي كشاورزان يك روش عملي توسعه و نشر تكنولوژي براساس آموختن اصول و يادگيري تجربي توسط جوانان است)مدارس مزرعه اي كشاورزان بازتابي از چهار عنصر چرخه يادگيري تجربي است :
1- تجارب واقعي
2- مشاهده و بازخورد
3- تعميم و مفهوم سازي انتزاعي
۴- تجارب عملي فعال كه درحال حاضر درچندين كشورآفريقايي،آسيايي وآمريكاي جنوبي با مشاركت ميليونها كشاورز در حال اجرااست. با بكارگيري رهيافت مدرسه مزرعهاي كشاورزان ازدريافت كنندگان صرف اطلاعات به توليد كنندگان وتغييردهندگان دادههاي محلي تبديل ميشوند.مدرسهمزرعهاي كشاورزان رهيافتي مشاركتي است كه در راستاي تسهيل دستيابي كشاورزان به دانش،فرصتي براي مصرف كنندگان نهايي جهت انتخاب،آزمون وسازگارسازي تكنولوژيها بر مبناي نيازهايشان فراهم مي كند.از طريق مشاركت در مدرسه مزرعهاي به كشاورزان مهارتهايي آموزش داده ميشود كه به آنها امكان تحليل مستمر شرايط شان وسازگاري باشرايط دائمادرحال تغيير را ميدهد.
مدارس مزرعه اي كشاورزان براي پيگيري مسايل و توانمند سازي كشاورزان در بلندمدت طراحي شده است به نحوي كه آنها قادر شوند بر تصميم گيران تاثير بگذارند. اهداف عمده اين رهيافت عبارتند از : پايان دادن به وابستگي به آفت كش ها به عنوان تنها وسيله كنترل آفات؛ توسعه مهارتهاي آنها در IPM و خاتمه بخشيدن به وابستگي آنها به آفت كشها به عنوان تنها عامل عمده و انحصاري كنترل آفات؛ بهبود مهارتهاي تحليل و تصميم گيري كشاورزان و توانمند سازي كشاورزان به اطمينان در تصميم گيري .
مديريت تلفيقي آفات IPM :
تعاريف متعددي از مديريت تلفيقي آفات توسط موسسه دولتي،سازمانهاي جهاني و دانشگاهها ارائه شده است . برخي افراد گمان مي كنند كه در برنامه هاي مديريت تلفيقي آفات استفاده از تركيبات شميايي حذف مي شود، حال آنكه حذف اين تركيبات بعيدبه نظر مي رسد.ت
عريف ارائه شده از مديريت تلفيقي آفات توسط سازمان خواروبار كشاورزي جهاني (FAO) عبارت از يك شيوه مديريت آفات است كه در معني و مفهوم با محيط زيست و تغييرات جمعيتي آفت ارتباط داشته و در اين شيوه همه فنون و روشهاي مناسب براي نگه داشتن جمعيت آفت در سطح پايين به كار گرفته مي شود، سطحي كه در آن آغت خسارت اقتصادي به محصول وارد نكند و يا به عبارت ديگر محصول مورد نظر متحمل خسارت اندكي از طرف آفت گردد برنامه جهاني محيط زيست (UNEP1998) تركيبي از روشهاي شميايي وغير شميايي براي كنترل آفات ،جهت كاهش مصرف سموم شميايي رابه عنوان تعريفي از IPM ذكر ميكند و هينريش (Francis,2002) مديريت تلفيقي آفات درمحصول برنج رادر ساده ترين واژه ها يك حمله اكولولوژيكي مشتمل بر چندين تاكتيك بيولوژيكي،شيميايي وروشهاي كنترل زراعي به همراه كاربردواريته هايمقاوم برنج به حشرات جهت كنترل اقتصادي و مديريت جمعيت آفات بيان مي دارد.
مديريت تلفيقي آفات از ديد كشاورزان و متصديان مبارزه با آفت عبارت است از تلفيق روشهاي مبارزه زراعي،بيولوژيك وشيميايي براي مبارزه باآفت كه ازقبل آن بيشترين تاثير برآفت وارد شود و به محيط زيست و زيست بوم كشاورزي نيز لطمه اي وارد نشود بنابراين اصل اوليه مديريت تلفيقي آفات گسترش سياست ها و كاربرد همه روشها و راهكارهاي موجود در منطقه جهت مهار آفت مي باشدو نظامي منسجم براي حفاظت از محصول است كه به بهترين وجه ممكن با مقتضيات توسعه پايداروكشاورزي پايدارهمخواني دارد.به طور خلاصهIPM يك نظام پويا و فعال است كه آخرين توصيه ها و دستاورد هاي پژوهش ها و فن آوري ها را براي بهره گيري خردمندانه از روشهاي مبارزه با آفات وفق مي دهد.
اجزاي اساسي برنامه مديريت تلفيقي آفات : برنامه IPM از سه بخش تشكيل شده است : -
پيشگيري (عوامل غير مستقيم ) مشتمل بر: موقعيت مكاني تناوب محصول الگوي كشت اصلاح گياه بهداشت و مديريت محصول حاصلخيزي خاك آبياري مديريت محيط زيست محصولات تله كشت توام محصولات برداشت و انبار كردن
-مشاهده:(ابزار تصميم گيريآگاهي ازمحصول شيوه حمايت ازتصميم گيري مديريت در سطح گسترده منطقه مداخله (عوامل مستقيم مبارزه فيزيكي وزراعي فرمونهامبارزه بيولوژيكي مبارزه شميايي مبانی
o جایگزینی AESA به جای ETL ) Economic Threshold Levelآستانه زیان اقتصادی ) جایگاهی درFFS /IPM ندارد زیرا اولین و اصلی ترین مشکل ETLH متعیر بودن پارامترها و شاخص های تعیین کننده یعنی : مدیریت هزینه (ha/$)؛ قیمت عمومی فروش (kg/$)؛ ضرایب تعیین میزان خسارت توسط هر فاکتور یا همان سطح زیان اقتصادی ETL تنها تعریفی برای محاسبه سود و فایده در مدیریت تعداد خاصی از آفات در محصول طراحی می شود در حال که مدیریت محصول توسط کشاورز بسیار فراتر از این موارد خاص ست.
بنابر این از آنجا که کشاورز با مجموعه پیچیده ای از نوع کاشت و بازار فروش در طول سال روبروست بنابر این مبنا قرار دادن ETL به عنوان شاخص مدیریت تولید و حفاظت مسئله ناکار آمداست . اصول اساسي IPM/FFS : امنيت و سلامت در توليدات كشاورزي؛ توانمند ساختن بهره برداران در شناخت كشت بوم؛حفظ تعادل هاي اكوسيستمي در چرخه فعاليتهاي توليدي كشاورزي؛ تبديل بهره بردان به مديران ماهر توليد؛ مشاركت و توسعه پايدارفعاليتهااز طريق تشكلهاي محلي وشبكه هاي توانمند محلي و مردمي ظرفيت سازي شده.
اهداف كليدي IPM/FFS : كاهش هزينه ها وافزايش درآمددر فرايند بهره برداري و توليد؛ حفظ اكوسيستم هاي طبيعي ،پايداري طبيعي،سلامت غذا؛ توسعه مشاركتي تكنولوژي در واحدهاي توليد. ساختار اجرايي شامل سه مرحله كلي است :
الف –تجزیه و تحلیل اگرو اکوسیستم تولید
( Agro Ecosystem Analyze:
Growth stage Weather condition Crop development
factor Type and number of pests
Type and number of diseases
Type and number of natural enemies
Type and amount of natural disease control agent of pests Type and amount of weeds
Water availability Soil
fertility status Fertilizer applications
نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 03:16 موضوع: اكولوژي | - نظر(0) -