بهینه سازی سایت

ثبت دامنه

آگهی رایگان

طراحی وب سایت

مواد شوینده

تبليغات|طراحی سایتX
کشاورزی ارگانیک ، امنیت و سلامت غذا- شریفی مقدم Organic Agriculture
کشاورزی ارگانیک ، امنیت و سلامت غذا- شریفی مقدم Organic Agriculture
سومین جشنواره محصولات غذایی طبعی و ارگانیک ایران

شهرداري تهران

سازمان میادین میوه ، تره بار و فرآورده هاي كشاورزي

 

سومين جشنواره  محصولات غذایی  طبیعی و ارگانیک

 تهران -   جلال آل احمد (بازار میوه و تره بار )  

5 تا 11 دی ماه ١٣٩٠

كليات

   امنيت و سلامت فرآورده‌هاي غذايي مورد مصرف جامعه ، نه تنها از حيث كمي و كيفي بلكه از حيث زمان و ميزان مصرف به عنوان  شاخص پایداری سلامت و بهداشت تعریف می شود . سلامت محصولات کشاورزی و دامی  در شكل كشاورزي  صنعتي امروزي به دلیل مصرف بي‌رويه انواع سموم و كودهاي شيميايي مصنوعی ،  هور مون ها ، آنتي بيوتيك ها ،دست کاری های ژنتیکی و ساير آلاينده هاي محيطي و انساني مورد تهديد قرار گرفته و همين امر  منجربه ايجاد انواع بيماري‌ها ، امراض و آلودگي‌هاي زيست‌محيطي  شده است. این فرایند ، يكي از عوامل تشديد مقوله مرگ و مير و كاهش متوسط عمر جمعيت انساني در دنیا محسوب مي‌گردد. امروزه تضمين سلامت محصولات و فرآورده‌هاي غذايي مورد مصرف جامعه  مهمترین دغدغه دولت ها و جوامع بين المللي است . تضمیني كه به مصرف كننده اين اعتماد را ايجاد مي كند كه در فرايند  توليد تا مصرف محصول ،‌اصول مهمی شامل حفظ محيط زيست ، ايمني محصولات و شاخص هاي اجتماعي رعايت شده است . در همین چارچوب ،سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری تهران، با استناد به مصوبه قانونی شورای شهر تهران ،‌طرح ساماندهی ارتقای کیفیت محصولات و فرآورده های کشاورزی و دامي را در قالب برنامه راهبردی برای پايش کیفیت و استاندارد سازی محصولات کشاورزی و دامی در شهر تهران تدوین و در حال اجرادارد. اين طرح با سه هدف :

 الف -پایش کیفیت وسلامت محصولات کشاورزی و فرآورده های پروتئنی و لبنی  عرضه  شده در میادین میوه و تره بار  شهر تهران  .

ب -  فرهنگ سازی ، اطلاع رساني  و ترویج

ج - عرضه محصولات سالم وارگانیک در سطح شهر تهران در شش پروژه ذیل و به صورت پیوسته تدوين  بر اساس تقویم  زمانی در حال اجراست  : 

1- استقرار كميته راهبري در قالب سه كارگروه تخصصي  با عناوين كارگروه پايش ،كارگروه جشنواره ها ، ترويج و فرهنگ سازي و كارگروه عرضه  متشكل از نمايندگان حقيقي  و حقوقي  از بخش ها و سازكان هاي دولتي و غير دولتي  موثر در موضوع كشاورزي ارگانيك  براي هدايت و پشتيباني فني و اجرايي  از طرح .

 2- پایش کیفیت محصولات  ورودی به میادین  از جهت حداکثر بقایای سموم ،فلزات و نیترات ،بقایایای توکسین ها ،هورمون و آنتی بیوتیک ها

3-ایجاد نظام مدیریت اطلاعات هوشمند شناسه گذاری محصولات ورودی و خروجی بر اساس شاخص کیفیت و سلامت محصولات و فرآورده هاي  كشاورزي .

4-حمایت ، پشتیبانی و تشویق تولید کنندگان و مصرف كنندگان از طريق  واگذاري غرفه هاي خاص اين محصولات  .

5-برگزاري جشنواره هاي ساليانه  با هدف  معرفي ،‌عرضه محصولات  ،‌اطلاع رسانی ، ترویج  و فرهنگ سازی  مصرف کنندگان

6-بستر سازی منطقی برای خروج محصولات پر خطر از چرخه عرضه سازمان ميادين  ميوه و تره بار .

معرفي جشنواره

     در چارچوب همين طرح ، سازمان ميادين ميوه و تره بار شهرداري تهران با هدف  حمايت ،‌پشتيباني ، ترويج ، فرهنگ سازي و عرضه محصولات سالم و ارگانيك ، اقدام  همين طرح ،نه  با هدف  معرفي ،‌عرضه ،‌د كه در فرايند  توليد تا مصرف  محصول به برگزاري سومين جشنواره معرفي و عرضه محصولات كشاورزي سالم و ارگانيك با شعار محوري ي  شهرداري تهران  " غذای سالم ،انسان سالم ، جامعه سالم " درسال 1389نموده است . ‌سومين  جشنواره در سه ماهيت  همايش علمي  ، نمايشگاه معرفي و عرضه محصولات و كارگاه هاي تخصصي با مشارکت و همکاری توليد كنندگان ، دانشگاه ها ،سازمان های دولتی،تشكل ها ، موسسات ، شركت ها وانجمن هاي  علمي ، شركت ها و موسسات فني و مهندسي فعال درزميته كشاورزي ارگانيك   برگزار مي شود . هدف اصلي برگزاري اين  جشنواره معرفي و عرضه محصولات سالم و ارگانيك ، اطلاع رساني ، ترويج ، فرهنگ سازي  ، هم انديشي و تبادل تجربيات در سطح ملي و بين المللي است  .اين جشنواره شامل بخش هاي متنوع ذيل است

 بخش اول  :   غرفه هاي ويژه  معرفی و عرضه  محصولات و فراورده هاي كشاورزي داراي تاييد يه ، استانداردوگواهي هاي  معتبر ملي و بين المللي  سالم و ارگانیک.

بخش دوم  :   غرفه هاي ويژه  ارايه خدمات فني و مهندسي  كشاورزي ارگانيك شامل  نهاد هاي علمي و حقوقي  سلامت غذا ، انجمن هاي علمي  ، موسسات  ملي و بين المللي بازرسي ارگانيك

بخش سوم   :   غرفه هاي ويژه  ارايه نهاده ها و تكنولوژي ارگانيك شامل موسسات توليد كننده عوامل و  مواد آلي و بيولوژيك  جايگزين مواد شيميايي مصنوعي

 بخش چهارم   :  همایش علمی  یک روزه  با ارايه سخنراني ها و مقالات در موضوعات کلیدی مربوط به الزامات عرضه  محصولات   سالم و ارگانیک ، پتانسیل های  کشور ، استاندارد ها و مقررات حاکم در كشور در پنج محور ذيل  از طريق فراخوان مقالات  مورد بررسی  و ارايه قرار می گیرد:

بخش پنجم   :  برگزاري كارگاه هاي تخصصي  با هدف  تبادل تجربيات بين گروه هاي كاري شركت كننده  در سطوح اساتيد ، كارشناسان ، توليد كنندگان ، موسسات فني و مهندسي و مصرف كنندگان 

 ویژگی  محصولات ارایه شده در جشنواره

    محصولات ارایه  شده در جشنواره ، شامل تولیدات  و فرآورده هاي كشاورزي و دامي ماحاصل  اعمال برنامه هاي مديريتي توليد  ، استاندارد ها ، عمليات  خوب  کشاورزی و نظام ارگانيك هستند . در فرايند تولید اين محصولات با تاكيد بر مدیریت مزرعه مبتني بر كشت بوم هاي زراعي ، تغديه و حاصلخيزي مناسب ، روش هاي پيشگيري ، روش هاي كنترل تلفيقي  كاربرد و باقيمانده مواد شيميايي مصنوعي ، عناصر سنگين ، مايكوتوكسين ها و ساير عوامل زيان آور محيطي و بهداشتي حذف و يا در آستانه حد مجاز شده است .در اين برنامه ها فرايند توليد محصول با حفظ محيط زيست و منطبق با شرایط محلی  با حذف و كاهش مواد شیمیایی  صورت مي گيرد كه مي توان اين محصولت را در سه دسته كلي ذيل تقسيم كرد  :

1- محصولات ارگانیک  : محصولاتی که تولید ، فرآوری  ، بسته بندی ، نگهداری  ، حمل و نقل  و عرضه آن ها در بازار تحت كنترل و پايش يك استاندارد معتبر بين المللي ،منطقه اي و يا ملي ارگانيك صورت مي گيرد.در تولید محصولات ارگانيك  شاخص هاي محیط زیستي  ، بهداشتي  ، اجتماعي  و ايمني رعایت شده است .  این محصولات دارای  کیفیت ، طعم طبیعی و خوب  و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی  مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات  و مواد مضر هستند .   

 2- محصولا ت  سالم : محصولات فاقد یا دارای حدمجاز باقیمانده  آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال مدیریت های  خوب  كشاورزي ، استاندارد ها و برنامه های مديريتي مانندIPM ، GAP،GHP هستند . بااجرای این برنامه ها ضمن حفظ محیط زیست شاخص های و حد مجاز باقيمانده مواد شيميايي رعايت ميشود  . به صورت خلاصه مي توان سلامت محصولات  را در دو مفهوم ذيل تعرف كرد :

1-2-  محصولات کشاورزی از جهت حداکثر بقایای سموم ،فلزات و نیترات  .

 2-2- فرآورده های پروتینی و لبنی از حیث  بقایایای توکسین ها ،هورمون ها و آنتی بیوتیک

3-محصولات طبیعی : این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت  سنتی ، در تولید آنها  از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .   

4- معرفی  عوامل و نهاد ه های غیر شیمیایی:   شامل  مواد ، ابزار ، عوامل  ، نهاد ها  و دستگاه های هستند که به عنوان  مواد و عوامل جایگزین غیر شیمیایی  در تولید محصول سالم و ارگانیک استفاده می شوند مانند  عوامل بیولوژیک.

5- محصولات  علمی نمایشگاه : شامل ارایه نشریات ، مجلات ، بروشور های تخصصی  ، برگزاری نشست های  تخصصی  با  حضور  صاحب نظران  ، متخصصان و اساتید و معرفی محصولات و غرفه  های معرفی  فعالیت های ا نجمن ها و موسسات  علمی  در کشاورزی می باشد.

 اهداف  جشنواره   :

  •  حمایت و تشویق تولید کنندگان ، انجمن ها ، موسسات فعال در كشاورزي ارگانيك .
  •  جمع آوري و بررسي در خصوص الزامات عرضه محصولات ارگانیک در میادین .
  •  معرفی پتانسیل های موجود در کشور در زمینه تولید و عرضه محصولات سالم و ارگانیک .
  •  فرهنگ سازی در مصرف کنندگان .
  •  بررسی بستر های لازم برای عرضه محصولات و فرآورده های کشاورزی با تضمین کیفیت ، سلامت و عاری از بقایای عناصرسنگین ، فلزات وباقیمانده مواد شیمیایی مصنوعی با هدف تضمین سلامت جامعه.

•   معرفي و عرضه محصولات سالم و ارگانيك

 الزامات اصلی برای  عرضه محصولات سالم و ارگانیک

         استقرار نظام گواهی محصول  ،شرط اصلی  برای عرضه محصولات کشاورزی سالم و ارگانیک در بازار های محلی ، ملی و بین المللی است . نظام گواهی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند . حاصل  نهایی  استقرار این نظام ،  لوگو یا برچسب  است. این برچسب  نشان می دهد که محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک  استاندارد بوده و تضمین کننده ایمنی  ،کیفیت  ، سلامت  محصول ،رعایت شاخص های محیط زیستی ، اجتماعی و اقتصادی است . برچسب‏گذاري محصولات سالم و  ارگانیک توسط يك سازمان مرجع  علمي و حقوقي بیطرف صورت می گيرد و این امر باید، مطابق استانداردهايي که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهي‏كننده، كشاورزان مختلف، شركت‏هاي تجاري،سازمان‏هاي غيردولتي و اخيراٌ دولتي شكل گرفته‏اند، صورت گیرد .

 

آدرس الكترونيكي :sharifi392003@yahoo.com

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 8/9/1390 و ساعت 01:09 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


مبانی و الزامات علمی و حقوقی تولید و عرضه محصولات و فرآورد ه های کشاورزی ارگانیک

                                              به نام خدا
مقدمه

        مصرف هزاران تن انواع مواد شیمیایی صنعتی  در حوزه کشاورزی تحت عناوین کودهای شیمیایی و آفت کش ها شرایط مخاطره آمیزی را برای جامعه فراهم می آورد که آثار باقیمانده سموم و مواد شیمیایی و تهدید سلامت جامعه مصرف کننده، تهدید سلامت کشاورز در اثر تماس با انواع سموم شیمیایی، بروز مسمومیت های تصادفی در اثر مصرف ظروف سموم به عنوان مواد غذایی و آشامیدنی ار آن جمله اند.  بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. در دنیا هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. در یک دوره چهل ساله میزان مصرف مواد شیمیایی در دنیا به ده برابر و میزان کاهش محصول ناشی از خسارت آفات به دو برابر افزایش یافته‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی، بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده‌است این شرایط نشان مي‌دهد که بر خلاف برنامه‌های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی ترین هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته است. دربرابر توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های فراوانی وجود دارد . مهمترین مانع  در  این میان ،   جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراريخته (GMO) ، هورمون های رشد،  آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده و... می دانند که البته اکثر حامیان این تفکر را همان شرکت‌های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشكيل مي‌دهند. بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده‌اند که اگر کشور‌ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است. آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. این اظهار نظر‌ها و تبلیغات در کنار اظهار نظرهای برخی از کار شناسان و سیاستگزاران در خصوص چالش‌ها و مشكلات مربوط به کشاورزی ارگانیک باعث شده که دستیابی به آن سخت و یا غیر ممکن تصور شود. به هر حال ، برای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد.

 تعریف  و اهداف كشاورزي ارگانيك

     كشاورزي ارگانیک يك نظام مديريت توليد جامع‏نگر است كه موجب افزايش سلامت کشت‏بوم از نظر تنوع زيستي، چرخه طبيعي عناصر غذايي و فعاليت‏هاي ميكروبي و زيستي خاك مي‏شود.جهت تغذيه گياهي و حفظ حاصلخيزي خاك تا حد امکان متکي به تناوب زراعي، استفاده از بقاياي گياهي، كود حيواني، بقولات، كود سبز، پسماندهاي آلي برون مزرعه‏اي، کنترل مكانيكي علف‌هاي هرز، سنگ‏هاي معدني و براي کنترل آفات و بيماري‏ها، متکي بر ارگانیک است. کشاورزی ارگانیک را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند :

  • - رعایت ملاحظات زیست محیطی
  • - هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی فقیمت بالاتر محصولات ارگانیک
  • - سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان ، حفاظت مناسب از منابع آب و خاک
  • - امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند
  • - کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید

  بر اساس تعريف فدراسيون بين‏المللي جنبش كشاورزي ارگانیک (IFOAM)، كشاورزي ارگانیک يك  سامانه كشاورزي است كه در آن جنبه‏هاي زيستي، اجتماعي و اقتصادي توليد پايدار غذا، پوشاك، فراورده‏های چوبي و غيره بهبود مي‏يابد. در اين سامانه حاصلخيزي خاك به‏عنوان كليد  توليد موفق در نظر گرفته مي‏شود. در كشاورزي ارگانیک با بهره‏گيري از ويژگي‏هاي طبيعي گياهان، دام‏ها و محيط، کيفيت نظام كشاورزي و محيط زيست حفظ شده و بهبود مي‏يابد. اهداف کشاورزی عبارتند از :

  • § اهداف زیست محیطی کشاورزی پایدار عبارتند از : توازن زیست بوم -عدم آلودگی شیمیایی -آب و خاک تمیز -مدیریت تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم -حفظ منابع طبیعی -حاصلخیزی بالای خاک-مدیریت مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی
  • § اهداف اصلی اجتماعی کشاورزی پایدار عبارتند از : احترام به فرهنگ محلی - تامین نیازهای محلی- توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز -پایداری در مشارکت محلی -انطباق دانش بومی و تجربیات -امنیت و سلامت غذای جامعه - شرایط کاری حرفه ای خوب برای کشاورز
  • § اهداف اصلی اقتصادی کشاورز پایدار عبارتند از : دسترسی و ورود بازارمناسب وتجارت منصفانه -افزایش بهروه وری اقتصادی تولید.-پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده -فزایش تولید و ارزش افزوده تولیدات -کاهش هزینه های تولید . بازده خوب و مداوم . کاهش نهاده های بیرونی.-بهترین استفاده از منابع محلی

این اهداف را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز.

 توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا

     عواملی که منجر به ظهور کشاورزی ارگانیک، بيولوژيك و اکولوژیک و بالاخره جنبش کشاورزی تجدید شونده شد. به « انتشارات آلبرت هووارد» بر می گردد. کشاورزی تلفیقی، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی، بوسیله « نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید ؛ وی اولین کسی بود که کلمه ارگانیک را بکار برد و بدین ترتیب فلسفه و روش مربوطه را معرفی کرد. در این دهه مطالب زیادی در این مورد به رشته تحریر درآمد. « فالکنر» تراژدی بیولوژیکی و انسانی ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد.در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 منابع علمی متعددی در رابطه با کشاورزی ارگانیک به چاپ رسید. « لوئیس برم فیلد» نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بود. وی دریافت که مهارت یک کشاورز خوب، گواهی است بر اینکه هر کس نمی تواند کشاورز باشد. محققین دیگر نیز در رایطه با صدمه به محیط و تخریب منابع که ناشی از روش های جدید زراعت است، بحث کرده اند. آنها مکررا از روش « جامع نگری » در کشاورزی حمایت کرده اند. تا سالهای آخر دهه 1950 تکنولوژی های صنعتی به صورت فزاینده ای تکامل یافت ؛ از جمله تخصصی شدن کشت گیاهان زراعی در مزارع و قابلیت دسترسی زیاد به کودها و آفت کش ها زیاد شد؛ کمبود نیروی کار با تراکتور مرتفع گردید؛ امکانات مالی برای سرمایه گذاری به آسانی در دسترس بود، با این همه مشکلات اساسی در این دوره مازاد تولیدات کشاورزی بود. در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علفهای هرز و نیاز به کارگر زیاد در بخش کشاورزی، همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد و همانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردید. همچنین به حفاظت خاک که تنها موردی بود که از دهه های گذشته مطرح بود. در این دوره توجه بیشتری شد و منابع زیادتری به این کار اختصاص داده شد.

        در همین راستا یازدهمین کنفرانس خوار و بار جهانی کشاورزی و بیست و نهمین اجلاس سازمان بهداشت جهانی آغاز تفکر مشترک بین المللی در خصوص تمرکز این دو سازمان بین المللی بر مبحث بسیار مهم و حیاتی سلامت غذایی بشر بوده است که در این ارتباط رم مرکز کشور ایتالیا در سال 1963 میلادی شاهد تصمیم بسیار تاثیر گذار در زمینه سلامت جامعه بشری بود. در این همگرایی اندیشه ، مواردی از قبیل مصرف سموم شیمیایی و میزان باقیمانده آنها در فر آورده های کشاورزی، مواد افزودنی به مواد غذایی، داروها و هورمون های رشد گیاهی و جانوری و آلاینده های شیمیایی باقیمانده از عناصر سنگین مورد تاکید قرار داشته است و تاکید شد  که  سیستم های کشاورزی باید نیازهای انسان امروزی و آنچه را که در یک دهه یا حتی یک قرن بعد نیاز دارد، فراهم کند و بدین ترتیب کشاورزی پایدار از اهدافی است که باید هر چه سریعتر به آن دست یافت.  تولید و عرصه مواد غذایی از ارکان اصلی امنیت غذایی بشمار می رود لکن حقوق مربوط به غذا دارای ابعاد و پیچیدگی های بیشتری است به گونه ای که یکی از حقوق مورد اشاره در منشور حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی مرتبط حق دسترسی به زندگی مناسب از جمله غذای سالم و کافی است.

     بررسی  در 20 کشور جهان و در دو میلیون نفر که بر ر وی  000 405 هکتاردر حال فعالیت در کشاورزی ارگانیک هستند   نشان می دهد که به طور حتم  کشاورزی ارگانیک  با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است. ( New Scientist/2001) و این موضوعی است که نمی توان آنرا به یک مورد ناچیز نسبت داد و یا از آن براحتی چشم پوشید موضوع قابل توجه این است  که این فرایند در 5-10 سال گذشته و در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی اتفاق افتاده است(J.Pretty). درجنوب برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کود سبزو پوشش گیاهی از خانواده بقولات و تلفیق دامها در چرخه تولید مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر نموده و گندم تولیدی را به 4تا5 تن در هکتار افزایش دادند (Pretty).درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش دادندو تنوع محصولات را در مزارع خود زیاد کردند و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند.

2000کشاورز در کنیا از برنامه های کشاورزی پایدار بهره می برند و توانسته اند مفدار ذرت تولیدی خود را به  5/2تا5/3تن در هکتار افزایش داده و تولید سبزیجات را در طول دوره خشکی پایدار و بهبود بخشند.1000کشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش 5/1 برابر افزایش داده اند.یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روش های جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را 10 درصد افزایش داده اند (Parrott).در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از 2تا3 تن به 6 تا 8 تا 10 تن افزایش پیدا کرده است.در کشور اتیوپی که همیشه با کلمه قحطی همراه بوده است اخیرا با عملیاتی کردن کشاورزی پایدار با استفاده از مواد طبیعی به خصوص جایگزین کرده کمپوست در مزارع لم یزرع به تولید بالاتری از تولید حتی در مقایسه با موارد استفاده از کود شیمیایی دست پیدا کرده اند.

موارد عینی فوق  که نه در مساحتهای کوچک  بلکه  در سطح و تهداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی  نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی نه تنها امکان پذیر بلکه با  افزایش تولید و کاهش  هزینه های و با روش های ساده قابل توسعه در سطح با هدف امنیت و سلامت غذا می باشد.

بیشترین تعداد مزارع تحت کشاورزی ارگانیک به ترتیب در کشورهای مکزیک، ایتالیا، اوگاندا، سری لانکا، فیلیپین، تانزانیا، پرو، اتریش، تیمور شرقی و آلمان قرار دارند که بیشترین محصولات تحت کشت ارگانیک در جهان با توجه به سطح زیر کشت آن عبارتند از به ترتیب زیتون، قهوه، میوه‌ها و خشکبار، انگور، میوه‌های گرمسیری، کاکائو، مرکبات، چای، نیشکر و در نهایت گیاهان دارویی. آرژانتین و استرالیا از مناطقی هستند که عمده بازار صادرات محصولات ارگانیک را در انحصار خود قرار داده‌اند. به طوری​که در سال 2003 فقط آرژانتین از فروش محصولات ارگانیک مانند حبوبات، قهوه، شکر و گوشت حدود 4 میلیارد دلار در آمد ارزی به دست آورده‌است.

 بازار و پتانسیل  درآمد زايي محصولات ارگانیک

تا سال 2007 میلادی بیش از 30 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی مناطق مختلف جهان به کشت ارگانیک تخصیص دارد. که از این مقدار استرالیا و اقیانوسیه با بیشترین سطح زیر کشت ارگانیک دارای 8/11 میلیون هکتار اراضی ارگانیک بوده است؛ تنها در کشور استرالیا 2689 مزرعه با کشت ارگانیک مدیریت می‌شوند و بخش عمده تولیدات این کشور به انگلستان، ایالات متحده آمریکا و نیوزلند صادر می‌شود. همچنان قاره آفریقا با کمترین سطح زیر کشت (9/0 میلیون هکتار) در مقام آخر قرار داشته و هیچ سازمان غیر دولتی این فرآیند را در این قاره هدایت نمی‌کنند و به ترتیب اروپا با 9/6 میلیون هکتار، آمریکا جنوبی با 8/5 میلیون هکتار، آسیا با 9/2 میلیون هکتار منطبق بر 130 هزار مزرعه ارگانیک و در نهایت آمریکا شمالی با 2/2 میلیون هکتار اراضی تحت کشت ارگانیک، برا بر با تنها 6/0 درصد از کل اراضی قابل کشت نیم قاره، در مقیاس جهانی سهم داشته‌اند ..  در حال حاضر با توجه به آمار داده شده در سال 2008 سطح زیر کشت ارگانیک در دنیا به نزدیک 42 میلیون هکتار می‌رسد که با پایان یافتن سال جاری (2008) داده‌های دقیق‌تری در این ارتباط در دست خواهد بود. در قاره آسیا بخش عمده فعالیت‌های ارگانیک بدون گواهی خاص و نظارت انجام گرفته و بر اساس گزارش IFOAM در سال 2007، تنها کشورهای هند، ژاپن، کره، فیلیپین، تایوان و تایلند دارای اعنبارنامه‌های بین المللی ارگانیک بوده‌اند. به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال 2003 میلادی حدود 25 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود. به طوری که سه منطقه امریکای شمالی، اروپا و ژاپن به عنوان بازارهای مهم مصرف این نوع محصولات شناخته شدند. از اینرو بررسی‌ها نشان مي‌دهد، سه منطقه مذکور به لحاظ وضعیت مناسب درآمد سرانه، در تلاشند با آگاهی و اطلاع رسانی مناسب، افراد جوامع خود را به مصرف این محصولات برای بالا بردن سلامت جسم و روح ترغیب کنند. از اینرو، پیش بینی مي‌شود. ضمن افزایش و ارتقای فرهنگ مصرف محصولات کشاورزی ارگانیک نسبت به غیر ارگانیک در اروپا، امریکای شمالی و ژاپن، بازار مصرف چندین برابر بازار مصرف فعلی شود برای مثال دو کشور امریکا و کانادا در سال 2003 حدود 75/11 میلیارد دلار و اروپا 5/10 میلیارد دلار مصرف کننده محصولات کشاورزی ارگانیک بوده‌اند. در سال 2005 بازار ارگانیک اروپا بین 14-13 میلیارد یورو تخمین زده شد به طوریکه بیشترین بازار محصولات ارگانیک در کشور آلمان با مقدار 9/3 میلیارد یورو و پس از آن ایتالیا با 4/2 میلیارد یورو و در نهایت فرانسه با 2/2 میلیارد یورو بیشترین مصرف کنندگان اروپایی محصولات ارگانیک بودند. بیشترین سهم تولید در بازار محصولات ارگانیک را در اروپا سوئیس با سهم 5/4 درصدی بر عهده دارد. آمریکا شمالی با 5/11 میلیارد یورو سود حاصل از تولید و صادرات محصولات ارگانیک در سال 2005، 45 درصد کل تولیدات ارگانیک را بر عهده داشته است. افزایش تمایل مردن این نیم قاره به مصرف محصولات ارگانیک و تلاش انجمن‌های زیست محیطی و سلامت همگی به افزایش تولید و صادرات محصولات ارگانیک در این نیم قاره کمک کرده است .اندازه اهميت بازار جهاني غذايي حلال را نميتوان انكار كرد اما ثابت شده است كه ارزش گذاري بازار دشوار است برآوردها از اندازه بازار جهاني حلال از 50ميليارد دلار تا 2 تريلون دلار متغير است ارزش 50ميليارد دلار سالانه يك برآورد منطقي،هزينه جهاني براي غذاي حلال مي باشد زيرا اين برآورد فرض مي كند كه هزينه سرانه براي چنين محصولاتي حدودا 300 دلار در سال مي باشد

 

شرایط و الزامات برای  عرضه محصولات سالم وارگانیک در بازار های ملی و بین المللی

 نکته کلیدی : محصولات کشاورزی ارگانیک و سالم  برای عرضه در بازار های داخلی و بین المللی بایستی  گواهی شده باشند. به عبارت دیگر بدون استقرار نظام گواهی محصولات و فرآورد ه های کشاورزی امکان عرضه  محصولات تحت عناوین ارگانیک و سالم  وجود ندارد  .گواهی محصولات شرط لازم برای عرضه محصولات کشاورزی در بازار های بین المللی   و وظیفه و مسئولیت  اخلاقی برای عرضه در بازار های داخلی است . گواهی محصول یعنی تضمین  کیفیت فرایند تولید و محصول با استاندارد های مشخص  که این استاندارد ها یا اجباریند مانند  تضمین کیفیت محصول  و یا اختیاریند مثل استاندارد های  ارگانیک

مفهوم گواهي محصولات کشاورزی :

 نظام گواهی محصولات کشاورزی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند .این گواهی نشان می دهد که در محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که ایمنی  محصولات ، ایمنی زیستی  فرایند تولید و.. را تضمین می کند .

 الزامات اجرایی  گواهی محصولات کشاورزی

برای پیاده سازی نظام گواهی محصولا ت کشاورزی ارکان ذیل مورد نیاز است :

1- مرجع ذی صلاح : به سازمان دولتي یا حقوقی گفته مي شود كه به موجب قوانين و مقررات داراي صلاحيت علمي و قانوني در زمينه نظارت بر نظام توليد ارگانيك مي باشد.

2-استاندارد ها و مقررات  :    یک سری  مقررات و استاندارد های تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد کیفیت  محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی  محصول  فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده می شوند .این استاندارد ها اجباری و داوطلبانه هستند . استاندارد های اجباری شامل مقررات مربوط تجارت و بازار بین المللی  محصولات هستند  .این استاندارد ها  عبارتند از :

••     استانداردهاي بين‎المللي: استانداردهايی هستند که توسط سازمان‎هاي بين‎المللي وضع و توسط قانون‏گذاران داخلي پذيرفته مي‎شوند. ازجمله این استاندارد ها عبارتند از :

  • ü کمسیون کدکس تحت حاکمیت دو سازمان بین المللی FAOو WHO .
  • ü کمسیون اقدامات بهداشت گیاهی (CPM) که بر کنوانسیون بین المللی حفاظت گیا هان (IPPC) نظارت دارد.
  • ü سازمان جهانی بهداشت حیوانات (OIE) برای تجارت جهانی حیوانات و محصولات حیوانی نظارت دارد.
  • ü فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک (IFOAM)
  • استانداردهاي منطقه‎اي/ فرا منطقه‎اي :مناطق مختلف جهان، استانداردهاي منطقه‎اي و فرا منطقه‎اي مختلفي را براي کشاورزي ارگانیک تدوين کرده يا در حال تهيه آن هستند .از جمله این استاندارد ها :
  • ü مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات اتحادیه اروپا
  • ü مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات ایالات متحده
  • ü مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات ملی در کشورها مانند : ژاپن ،استرالیا ،چین ،بوتان ،هنگ کنگ ،هندوستان ،مالزی ،زلاندلو،پاکستان ،فیلیپین ،سنگاپور ، تایلند ،ویتنام
  • استانداردهاي ملي:مجموعه استانداردهاي پايه هستند که توسط هر کشور و بر اساس قوانين و مقررات سازمان‎هاي گواهي‎کننده و مجاري قانوني تهيه مي‎شوند. در استانداردهاي ملي به حداقل شرايط لازم براي نظارت بر توليد، فراوري ، بازرسي، برچسب‎زني و به بازاريابي اشاره شده‌است.
  • استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي محلی :اين استانداردهاي خصوصي بر خلاف قوانين ملي از قلب جامعه کشاورزي و مزرعه تدوين شده‎اند.

3-سیستم رسمي صدور گواهي: نظامي است كه توسط سازمان دولنی مرجع به طور رسمي برای چگونگی گواهی محصولات کشاورزی  به تصويب رسيده و يا مورد پذيرش مي باشد.

4- سیستم شناسه اطلاعات (ردیابی) : سیستم  معتبر و سیال  حاوی  چرخه اطلاعات کامل تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان بستر اصلی  ایجاد نظام کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

5-سیستم بازرسي:  فرايند بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات شامل فرایند و مقررات بازرسی و کنترل   به منظور تایيد رعايت شرايط توليد ارگانيك است .

6-آكرديته رسمي: به مراحلي گفته مي شود كه به موجب آن دستگاه دولتي ذي صلاح به طور رسمي صلاحيت مؤسسه بازرسي كننده يا گواهي كننده را براي ارائه خدمات بازرسي و گواهي به تائيد مي رساند.

7-مؤسسات  مجری  بازرسی: مؤسسه اي تایید صلاحیت شده توسط مرجع ذی صلاح است كه مسؤليت  كنترل  و تطبیق صحت توليد، فرآوري، حمل و نقل و واردات محصول را بر اساس مقررات و استاندارد   بر عهده دارند

8-برچسب ارگانيك: عبارت است از متن نوشتاري، چاپي يا گرافيكي كه با هدف شناساندن محصول به آن الصاق مي شود يا در مجاورت محصول به نمايش گذارده مي شود

-ساختار   گواهی  محصولات ارگانیک

 

اعتبارنامه

 

صدور گواهی

 

بازرسی

 

•q     صدور گواهی مستقیم

 

•q     صدور گواهی مشترک

 

•q     صدور گواهی  ملی

 

گواهی کننده ملی

 

گواهی کننده خارجی

 

بازرسی خارجی  

 

بازرسی محلی

بازرسی محلی نماینده گواهی خارجی

 

نظام  گواهی محصولات  ارگانیک

 

 

     استاندارد‌هاو مقررات  اجباری گواهی محصولات کشاورزی  

استانداردها به قوانين توليد محصولات ارگانیک گفته مي‎شود. اين استانداردها، فرايندهاي توليد محصولات ارگانیک را با توجه به شرايط بوم‎شناختي و اجتماعي محل توليد، تعيين مي‎کنند.مقررات اصلی برای گواهی  محصولات کشاورزی عبارتند از :

1-مقررات ایمنی  محصولات (استاندارد محصول )  : فرایندی  که کیفیت و ایمنی محصولات  از خطر های احتمالی ناشی از آلود گی های محیطی (آب و..) ،آلودگیهای شیمیایی و آلودگیهای میکروبی تضمین  می کند . مکانیسم عملیاتی برای تحقق این ضمانت استقرار  مقررات (MRLs) یا مقررات  حداکثر باقیمانده مجاز آفت کش ها ، علف کش ها ، قارچ کش ها ،... و نظام سنجش میزان باقیمانده فلزات و عناصر می باشد .

2-مقررات ردیابی مدیریت تولید ، فرآوری ، حمل و نقل و .. (استاندارد فرایند ):

    برقرای نظام  کنترل مدیریت بر تمام مراحل تولید ، فرآوری و توزیع مواد غذایی   جهت حفاظت و تضمین حفاظت از آلاینده های زیست محیطی ، شیمیایی و بیولوژیکی . به کارگیری قواعد HACCP ، GAP   ،  GHP که کل  مراحل تولید محصول ،فرآوری  ، انبار ، بسته بندی ، حمل و نقل ، توزیع و ...را کنترل می شود و از این طریق  ضمن تضمین سلامت  محصول می توان نقاط بحرانی آلودگی را شناسایی و فرایند مدیریت ایمنی و کنترل بر اساس مقررات قانونی را انجام داد .

3-سیستم  و نظام ثبت اطلاعات   تولید کنندگان  :  چرخه اطلاعات  معتبر تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان مکانیسم پایه برای ردیابی ، اعتماد سازی ، کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود. استقرار سیستم سیال و معتبر به صورت کد های شناسه که نشان  دهنده اطلاعات اصلی در مورد منطقه ، محصول و تولید کننده  شامل استان ، شهرستان ، دهستان ، منطقه ، سال ، مقدار، محصول ، و فعالیت های انها باشد.

4-مقررات و سیستم  و نظام بازرسی  و تایید صلاحیت  موسسات بازرسی  : فرايند  بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات به منظور تایيد رعايت شرايط انها با استاندارد ها و شرایط و مشخصات موسسات بازرسی دولیتی یا غیر ولتی داوطلب برای انجام بازرسی

5-سیستم و مقررات برچسب گذاری   : استقرار  سیستم برچسب گذاری به منظور تعیین کیفیت ،ابعاد ،وزن و اطلاعات کامل شامل نام کشور مبدا ،محصول ،رنگ ،خسارات ظاهری ،تاریخ تولید و انقضا

الزامات اجرایی : تعین مرجع ذی صلاح - تعیین نظام بازرسی  -تدوین استاندارد ملی یا بین المللی برچسب   - طراحی نظام شناسه بازرسی رسمی ملی یا بین المللی  نهاد های دارای اکردیته

6-برقراری قوانین بهداشت گیاهی و دامی   :  نظام مقررات بهداشت گیاهی به منظور جلوگیری  از ورود و شیوع آفات و بیماری های گیاهی و دامی   به مکان های جدید صورت می گیرد . برقراری نظام ثبت گواهی بهداشت  برای محصولات داخلی  شامل مقررات گیاهی و دامی مانند  بذر ، نهال ،میوه ، سبزیجات ، گل و استقرار نظام  قرنطینه برای تشخیص و شناسایی محصولات وارداتی  از الزامات اجرایی این بخش است

 

شاخص‌ها و مقررات بازرسی  درکشاورزی ارگانیک

تعیین حداقل شاخص ها و معیارها بر اساس باقیمانده مواد

 

تعیین ملاک های اثربخشی و کار آیی بازرسی

 

تعیین مرجع ذیصلاح ملی تایید و نظارت ملی  

 

ثبت روش اجرای بازرسی

 

تعیین ارکان و موسسات دارای صلاحیت بازرسی

 

بیطرفی موسسه در قبال بازرسی

 

نظام بازرسی

 

تعیین مرجع ذیصلاح ملی گواهی دهنده 

 

منطبق با شاخص های استاندارد ملی

محرمانه نگهداشتن اطلاعات به دست آمده از بازرسی

 

تعیین مقررات ارزیابی موسسات بازرسی

 

احراز صلاحیت موسسات متقاضی بازرسی

 

تعیین سازمان خصوصی بازرسی وارادات کشور

اطمینان از طی مراحل کامل بازرسی 

 

 


مقررات برچسب‌گذاری محصولات ارگانیک

تشریح نام و نوع محصول

 

12ماه بعداز شروع مرحله گذار طراحی می شود

 

تشریح مواد تشکیل دهنده بر اساس وزن

 

تشریح شناسه محصول

 

تشریح شناسه منطقه

 

برچسب ارگانیک

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 24/7/1390 و ساعت 11:01 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


الزامات و مبانی توسعه کشاورزی ارگانیک

مقدمه

        مصرف هزاران تن انواع مواد شیمیایی صنعتی  در حوزه کشاورزی تحت عناوین کودهای شیمیایی و آفت کش ها شرایط مخاطره آمیزی را برای جامعه فراهم می آورد که آثار باقیمانده سموم و مواد شیمیایی و تهدید سلامت جامعه مصرف کننده، تهدید سلامت کشاورز در اثر تماس با انواع سموم شیمیایی، بروز مسمومیت های تصادفی در اثر مصرف ظروف سموم به عنوان مواد غذایی و آشامیدنی ار آن جمله اند.  بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. در دنیا هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. در یک دوره چهل ساله میزان مصرف مواد شیمیایی در دنیا به ده برابر و میزان کاهش محصول ناشی از خسارت آفات به دو برابر افزایش یافته‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی، بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده‌است این شرایط نشان مي‌دهد که بر خلاف برنامه‌های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی ترین هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته است. دربرابر توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های فراوانی وجود دارد . مهمترین مانع  در  این میان ،   جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراريخته (GMO) ، هورمون های رشد،  آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده و... می دانند که البته اکثر حامیان این تفکر را همان شرکت‌های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشكيل مي‌دهند. بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده‌اند که اگر کشور‌ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است. آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. این اظهار نظر‌ها و تبلیغات در کنار اظهار نظرهای برخی از کار شناسان و سیاستگزاران در خصوص چالش‌ها و مشكلات مربوط به کشاورزی ارگانیک باعث شده که دستیابی به آن سخت و یا غیر ممکن تصور شود. به هر حال ، برای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد.

2-مرور ادبیات توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا

     عواملی که منجر به ظهور کشاورزی ارگانیک، بيولوژيك و اکولوژیک و بالاخره جنبش کشاورزی تجدید شونده شد. به « انتشارات آلبرت هووارد» بر می گردد. کشاورزی تلفیقی، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی، بوسیله « نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید ؛ وی اولین کسی بود که کلمه ارگانیک را بکار برد و بدین ترتیب فلسفه و روش مربوطه را معرفی کرد. در این دهه مطالب زیادی در این مورد به رشته تحریر درآمد. « فالکنر» تراژدی بیولوژیکی و انسانی ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد.در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 منابع علمی متعددی در رابطه با کشاورزی ارگانیک به چاپ رسید. « لوئیس برم فیلد» نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بود. وی دریافت که مهارت یک کشاورز خوب، گواهی است بر اینکه هر کس نمی تواند کشاورز باشد. محققین دیگر نیز در رایطه با صدمه به محیط و تخریب منابع که ناشی از روش های جدید زراعت است، بحث کرده اند. آنها مکررا از روش « جامع نگری » در کشاورزی حمایت کرده اند. تا سالهای آخر دهه 1950 تکنولوژی های صنعتی به صورت فزاینده ای تکامل یافت ؛ از جمله تخصصی شدن کشت گیاهان زراعی در مزارع و قابلیت دسترسی زیاد به کودها و آفت کش ها زیاد شد؛ کمبود نیروی کار با تراکتور مرتفع گردید؛ امکانات مالی برای سرمایه گذاری به آسانی در دسترس بود، با این همه مشکلات اساسی در این دوره مازاد تولیدات کشاورزی بود. در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علفهای هرز و نیاز به کارگر زیاد در بخش کشاورزی، همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد و همانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردید. همچنین به حفاظت خاک که تنها موردی بود که از دهه های گذشته مطرح بود. در این دوره توجه بیشتری شد و منابع زیادتری به این کار اختصاص داده شد.

        در همین راستا یازدهمین کنفرانس خوار و بار جهانی کشاورزی و بیست و نهمین اجلاس سازمان بهداشت جهانی آغاز تفکر مشترک بین المللی در خصوص تمرکز این دو سازمان بین المللی بر مبحث بسیار مهم و حیاتی سلامت غذایی بشر بوده است که در این ارتباط رم مرکز کشور ایتالیا در سال 1963 میلادی شاهد تصمیم بسیار تاثیر گذار در زمینه سلامت جامعه بشری بود. در این همگرایی اندیشه ، مواردی از قبیل مصرف سموم شیمیایی و میزان باقیمانده آنها در فر آورده های کشاورزی، مواد افزودنی به مواد غذایی، داروها و هورمون های رشد گیاهی و جانوری و آلاینده های شیمیایی باقیمانده از عناصر سنگین مورد تاکید قرار داشته است و تاکید شد  که  سیستم های کشاورزی باید نیازهای انسان امروزی و آنچه را که در یک دهه یا حتی یک قرن بعد نیاز دارد، فراهم کند و بدین ترتیب کشاورزی پایدار از اهدافی است که باید هر چه سریعتر به آن دست یافت.  تولید و عرصه مواد غذایی از ارکان اصلی امنیت غذایی بشمار می رود لکن حقوق مربوط به غذا دارای ابعاد و پیچیدگی های بیشتری است به گونه ای که یکی از حقوق مورد اشاره در منشور حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی مرتبط حق دسترسی به زندگی مناسب از جمله غذای سالم و کافی است.

    بررسی  در 20 کشور جهان و در دو میلیون نفر که بر ر وی  000 405 هکتاردر حال فعالیت در کشاورزی ارگانیک هستند   نشان می دهد که بر خلاف دید گاههای فوق به طور حتم  کشاورزی ارگانیک  با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است. ( New Scientist/2001) و این موضوعی است که نمی توان آنرا به یک مورد ناچیز نسبت داد و یا از آن براحتی چشم پوشید موضوع قابل توجه این است  که این فرایند در 5-10 سال گذشته و در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی اتفاق افتاده است(J.Pretty). درجنوب برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کود سبزو پوشش گیاهی از خانواده بقولات و تلفیق دامها در چرخه تولید مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر نموده و گندم تولیدی را به 4تا5 تن در هکتار افزایش دادند (Pretty).درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش دادندو تنوع محصولات را در مزارع خود زیاد کردند و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند.

2000کشاورز در کنیا از برنامه های کشاورزی پایدار بهره می برند و توانسته اند مفدار ذرت تولیدی خود را به  5/2تا5/3تن در هکتار افزایش داده و تولید سبزیجات را در طول دوره خشکی پایدار و بهبود بخشند.1000کشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش 5/1 برابر افزایش داده اند.یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روش های جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را 10 درصد افزایش داده اند (Parrott).در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از 2تا3 تن به 6 تا 8 تا 10 تن افزایش پیدا کرده است.در کشور اتیوپی که همیشه با کلمه قحطی همراه بوده است اخیرا با عملیاتی کردن کشاورزی پایدار با استفاده از مواد طبیعی به خصوص جایگزین کرده کمپوست در مزارع لم یزرع به تولید بالاتری از تولید حتی در مقایسه با موارد استفاده از کود شیمیایی دست پیدا کرده اند.

موارد عینی فوق  که نه در مساحتهای کوچک  بلکه  در سطح و تهداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی  نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی نه تنها امکان پذیر بلکه با  افزایش تولید و کاهش  هزینه های و با روش های ساده قابل توسعه در سطح با هدف امنیت و سلامت غذا می باشد.

3- اصول  و اهداف كشاورزي ارگانيك

كشاورزي ارگانیک يك نظام مديريت توليد جامع‏نگر است كه موجب افزايش سلامت کشت‏بوم از نظر تنوع زيستي، چرخه طبيعي عناصر غذايي و فعاليت‏هاي ميكروبي و زيستي خاك مي‏شود.جهت تغذيه گياهي و حفظ حاصلخيزي خاك تا حد امکان متکي به تناوب زراعي، استفاده از بقاياي گياهي، كود حيواني، بقولات، كود سبز، پسماندهاي آلي برون مزرعه‏اي، کنترل مكانيكي علف‌هاي هرز، سنگ‏هاي معدني و براي کنترل آفات و بيماري‏ها، متکي بر ارگانیک است. کشاورزی ارگانیک را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند :

-        رعایت ملاحظات زیست محیطی

-        هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی فقیمت بالاتر محصولات ارگانیک

-        سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان ، حفاظت مناسب از منابع آب و خاک

-        امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند

-        کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید

  بر اساس تعريف فدراسيون بين‏المللي جنبش كشاورزي ارگانیک (IFOAM)، كشاورزي ارگانیک يك  سامانه كشاورزي است كه در آن جنبه‏هاي زيستي، اجتماعي و اقتصادي توليد پايدار غذا، پوشاك، فراورده‏های چوبي و غيره بهبود مي‏يابد. در اين سامانه حاصلخيزي خاك به‏عنوان كليد  توليد موفق در نظر گرفته مي‏شود. در كشاورزي ارگانیک با بهره‏گيري از ويژگي‏هاي طبيعي گياهان، دام‏ها و محيط، کيفيت نظام كشاورزي و محيط زيست حفظ شده و بهبود مي‏يابد. اهداف کشاورزی عبارتند از :

§   اهداف زیست محیطی کشاورزی  پایدار عبارتند از : توازن زیست بوم -عدم آلودگی شیمیایی -آب و خاک تمیز -مدیریت  تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم -حفظ منابع طبیعی -حاصلخیزی بالای خاک-مدیریت  مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی

§   اهداف  اصلی اجتماعی کشاورزی پایدار عبارتند از : احترام به فرهنگ محلی  - تامین نیازهای محلی- توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز -پایداری  در مشارکت  محلی -انطباق دانش بومی  و تجربیات -امنیت و سلامت  غذای جامعه  -  شرایط کاری  حرفه ای خوب   برای کشاورز           

§   اهداف اصلی  اقتصادی کشاورز  پایدار  عبارتند از : دسترسی  و ورود  بازارمناسب وتجارت  منصفانه -افزایش بهروه وری  اقتصادی تولید.-پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده -فزایش  تولید و ارزش افزوده تولیدات -کاهش  هزینه های تولید . بازده خوب و مداوم  . کاهش نهاده های بیرونی.-بهترین استفاده از منابع محلی

این اهداف را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز.

 

4- پتانسیل های توسعه  کشاورزی  ارگانیک در ایران

        در کشور ما با توجه به اين که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته است این فرصت فراهم است تا از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت 2 الی 3 برابری این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد.  به صورت رسمی  تا کنون حدود 12هزار هکتار  اراضی تحت پوشش  ارگانیک در ایران ثبت شده است  . بر اساس اطلاعات سازمان ملل از تعداد 66 محصول اصلی کشاورزی ، ایران در هفت محصول زراعی و 15 محصول باغی در رتبه های اول تا دهم قرار دارد .با توجه به اینکه مصرف سموم در ایران  بسیار کمتر از شرایط کشاورزی صنعتی است و حتی در بیشتر محصولات مانند زعفران ، زیره ، پسته ، انجیر ، کشمش ،بادام ،  خرما ،سیب درختی ، هندوانه ، مرکبات ، خاویار ، میگو پوست ، روده ، پشم  و محصولات باغبانی ، دامی و شیلاتی می تواند فعالیت های گسترده ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشته باشد. بررسی ها  نشان می دهد حدود 230 هزار هکتار از مزارع کشورشامل  125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی به صورت طبیعی  از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده بیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور حدود 254 هزار هکتار از باغات  و 554 هزار هکتار زمین های زراعی از سموم شیمیایی استفاده نکرده اند. علاوه بر این سطح حدود 300 هزار هکتار تحت پوشش مدیریت های فنی تولید محصولات سالم و ارگانیک در قالب برنامه های مبارزه بیولوژیک ، IPM.FFS ، ارگانیک  ، HACCP  و  در برنامه های مختلف  وزارت جهاد کشاورزی مانند  طرح های سازمان حفظ نباتات ، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی ، معاونت ترویج وآموزش  ، معاونت تولیدات گیاهی و.. قرار دارد . علاوه بر این اضافه شده پتانسیل های موجود در بخش گیاهان دارویی  ، طبیعی   و جنگلی و مرتعی کشور   بیانگر این موضوع است که ایران دارای پتانسیل بسیار عظیمی در حدود (دو میلیون هکتار ) در کشاورزی  است و در صورت برنامه ریزی  مناسب  به سادگی امکان وصل شدن به نظام کشاورزی ارگانیک و تبدیل شدن به یکی از کشور های عمده تولید کننده و صادر کننده محصولات ارگانیک می باشد . از جمله محصولات زراعی و باغی دارای پتانسیل ارگانیک در کشور می توان به خرما ، مرکبات، گل محمدی، انار، انگور دیم، بادام، گردو، انگور سیاه ،گندم دیم ،سیب ، گیلاس ،آلبالو ،زعفران ،مرکبات ،نخیلات ،گردو سردسیری، انجیر ،نخود ،عدس ،لوبیا ،برنج ،زردالو،ذغال اخته ،هندوانه دیم ،بادام زمینی،زیره ،کنجد،سماق،توت درختی.اشاره کرد. اما مهمترین چالش در تبدیل این پتنانسیل بالقوه به بالفعل ، عدم استقرار نظام ملی گواهی محصولات کشاورزی است که در بالا به ان اشاره شد. با توجه به  پتانسیل های بالای فنی و اجرایی در مدیریت تولید  محصول سالم وحرکت به سمت کشاورزی  ارگانیک  در کشور به دلیل شرایط و ویژگی  خاص نظام بهره برداری کشاورزی  مبتنی بر روستا  و خرده مالکی  ، ورود به چرخه بازار محصولات ارگانیک به سادگی امکان پذیر است  .  این حرکت مستلزم تدوین و تصویب یک برنامه  اجرایی  ملی با  تلاش تیمی و با مشارکت تمامی ذینفعان دولتی و غیر دولتی  با هدف تولید ، توسعه ،  استقرار نظام ملی گواهی محصول  ،آموزش ،  فرهنگ سازی ، اطلاع رسانی ،  بازار  ، حمایت و تشویق و پشتیبانی  از بخش های فعال به ویژه در سطح بهره برداران و بخش غیر دولتی خواهد بود.

 


5-چالشها و محدودیت ها ی ورود به کشاورزی ارگانیک در ایران

به طور کلی چالش های  اصلی  پیش روی اجرا ، ترویج و  توسعه کشاورزی ارگانیک عبارتند از :

§        مشکلات  اقتصادی دوره  گذار 

§        ضعف  در  مدیریت فنی ارگانیک درسطح عملیات

§        پیچیدگی و ظرافت های  استقرار  نظام  گواهی و بازارمحصولات ارگانیک

§        ضعف در سیستم انتقال یافته های  در سیستم کشاورزی  

§        تهدیدات و تبلیغات  مافیای سم و مافیای  مدرن

§        محدودیت های مربوط به زیر ساختارهای کشاورزی در ایران حرکت به سمت ارگان

مدیریت   اقتصادی  توسعه کشاورزی ارگانیک  به عنوان مهمترین شاخص و چالش توسعه کشاورزی ارگانیک  است  .سوال های مطرح در این بخش عبارتند از :

§     مشكلات  اقتصادی مربوط دوره گذر ارگانیک کدام است ؟

§     ساختار و مکانیسم نهادهای حمایتی تا چه قادر به پشتیبانی و مدیریت این دوره گذر خواهد بود؟

§     سیستم های ارگانیک تا چه حد  با شرایط  اقتصادی  تولید کنندگان فقیروخرد سازگار است ؟

§     هزینه  های سیستم جایگزینها و  اعمال مدیریت عملیاتی   ارگانیک در مزارع چگونه  است؟

§     چه تغییراتی در سطح در امد در مزارع صورت می گیرد؟

§     چگونه می توانیم با فشار کار اضافی کنار بیاییم؟      

§     آیا می توانیم سرمایه گذاری ضروری را انجام دهیم؟        

§                 باید منتظر چه مشكلات اقتصادی  از لحاظ هزینه های انسانی باشیم؟ 

   در فرایند حرکت به سمت ارگانیک، یک دوره گذار وجود دارد که در این دوره  هزینه ها نسبت به شرایط متعارف افزایش و در امد ها کمتر می شود.این هزینه ها شامل نیروی انسانی،فشار کار، نهاده ها و... می باشد.اما بعد از طی دوره گذار که در واقع ورود به کشاورزی ارگانیک است بر خلاف بسیاری از تئوری ها هزینه کاهش پیدا کرده و در امدها به میزان قابل توجهی افزایش می یابد و این افزایش در امد ها بیشتر از افزایش کمی تولید  تا سطح 25 درصد افزایش در برخی تجربیات کشور ها صورت گرفته است.به طور حتم و کشاورزی ارگانیک کاملا ازنظر اقتصادی به صرفه است به وِیژه برای کشاورزان کوچک. اما نقطه  ای که با چالش مواجه هستیم مسئله مدیریت اقتصادی دوره گذار می باشد که در واقع برنامه مدیریت ارگانیک بیشتر متوجه این بخش می باشد .

 

 

   1-5- چالش ها و الزامات  ترویج کشاورزی ارگانیک  

       با توجه به ضرورت  توسعه كشاورزي پایدار مبتنی بر نظام ارگانیک  به عنوان آرمان هزاره سوم در دنیا ، استراتژی های و راهبرد های  تحولی معینی برای تحقق این امر تعریف شده است . بدون شک تحقق توسعه کشاورزی پایدار با مدل ها و رهیافت های ترویج و توسعه  متعارف به هیچ وجه امکان پذیر نیست  . عدم كارايي  مدل ها ونظام هاي توسعه درپاسخ  گويي به تقاضاي روزافزون  به غذا ، بسیاری از کشور ها را در معرض بحران های اجتماعی قرار داده است بررسی رهیافت ها و الگو های توسعه از دهه پنجاه میلادی  نشان می دهد که تا دهه هشتاد میلادی فرایند ترویج  بیشتر به صورت بالا به پایین بوده ومبتنی بر مکانیسم انتقال تکنولوژی  بر مبنای مکانیسم های  ارتباطی انتقال یک طرفه بوده است .این نوع نگاه به ارتباطات  به ویژه در  شرايط كشاورزي کشور های در حال توسعه  مانند كشور ایران  که نوع نظام بهره برداری بیشتر  در سطح جوامع روستایی  در سطح  80000 روستا  شكل گرفته و بیش از هشتاد درصد از نظام تولید مبتنی بر این نظام است ، باعث شده که  بسياري از تلاش های انجام شده در مسیر انتقال یافته های تحقیقاتی  و تکنولوزی ها ی جدید  محقق نشود. بررسی مدل های توسعه در این قالب نشان می دهد که  تاکید برنامه ها و اصرار به اين مدل چيزي جز هدر دادن منابع سرمايه اي نبوده و اهداف توسعه به صورت پایدار محقق نشده است . علاوه بر این ، باعث  یک سری بحران های جدید به ویژه در هدر رفت  منابع تولید ،محیط زیست ،منابع طبیعی ،و تعادل های اکولوژی شده است . استفاده از روشهاي ترویجی  در قالب این مدل ها  که حتی بعد از سالها منسوخ شدن ،هنوز در بسیاری از  کشور های در حال توسعه در حال اجرا هستند ،  به دلیل نادیده گرفته شدن دانش و تجربیات بومی ،شرایط خاص  بزرگسا لان ،ساختار های محلی ، اکولوژیکی ، اقلیمی و.. منجر به هدر رفت منابع ،تخریب محیط ، افزایش هزینه ها ، عدم بهره وری اقتصاد تولید ، افزایش چالش غذا و فقر ،   بي اعتمادي بهره برداران و عدم پذیرش یافته ها  و تکنولوژی و حتی توصیه های ساده  مروجان  بوده است  .استفاده از شيوه هاي ترویجی متعارف  در فرايند پيچيده توسعه كشاورزي به خصوص  با علم به اينكه فعاليت هاي اين بخش تحت تاثير  مجموعه كشت بوم قرار دارند و با تاكيد به اين كه كشاورزي  امروز تحت تاثير شاخص هاي  بازار و تجارت جهاني قرار دارد ، درحال حاضر نمي تواند كمكي به بهره برداران نمايد .

   مهمترین الزام برای راهبرد  توسعه  در برنامه  توسعه  کشاورزی ارگانیک  ، افزودن  شاخص  پایداری  در فعالیت ها و برنامه هاست . پایداری شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي خانوار بهره بردارکشاورزی  است   . در تعریف پایداری  علاوه بر  رشد شاخص اقتصادي ، ارزيابي نويني شامل سياستها و شاخصهای توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است.این شاخص ها عبارتند از :

  الف- پایداری در سیستمهای محیط زیست : سيستمهاي زيست محيطي حياتي باید در سطوح سالم باقي مانده و يا در حال بهبودي مي‌باشند و هيچ صدمه‌اي به سيستمهاي زيست محيطي شان نداشته باشند

ب- مدیریت پایدار  كاهش آسيب پذيري انساني : جمعيت و سيستم اجتماعي آسيبي به محيط زيستي كه تاثير بر تندرستي بشر دارد، وارد نمي آورد. كاهش آسيب پذيري به اين معني است كه آن جامعه در راه پايداري بيشتر قدم برميدارد

ج- پایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايشها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي و تعامل انها در  جهت بهبود چالشهاي زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار منطقه ای باشد .

د- پایداری و امنیت در سلامت تولید

ه-پایداری در بهداشت حرفه ای و اجتماعی

ر-مبانی مشارکت اجتماعی و سامانه های توانمند درگیر به صورت اگاهانه در مدیریتهای مشارکتی محلی مبتنی بر اکوسیستم محلی و دانش بومی

ز- مشارکت در همكاريهاي منطقه ای در حل مسائل زيست محيطي مشترك و کاهش  خطرات اثرات زيست محيطي فرامرزي را به حد زير آستانه خطر .

برای تحقق این الزام  ، شاخص های   اجرایی و محتوایی  معینی بایستی مورد توجه ترویج قرار گیرد که به صورت خلاصه  می توان به موارد  ذیل اشاره کرد :

1- برنامه های  ترویج  در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک   باید با راهكار مشاركت جوامع محلي انجام می شود تا كاربران بتوانند ا زطريق آموزش هاي لازم در بكارگيري همه جانبه دانش مدیریت  مبتنی بر اکولوژی و  تكنولوژي  جایگزین در جاي جاي مناطق و محل هاي فعاليت هاي توليد خود صرفنظر از حجم در تقسيم بنديهاي حاكميتي و اجتماعي بتوانند براي بهبود و اصلاح فعاليت هاي خود از دانش استفاده نمايند .

2 -در  فرایند انتقال تكنولوژي و دانش ارگانیک ،  انتخاب ابزار ارتباطی  بر اساس  شاخص های مديريت پايدار توليد و حفاظت از اكوسيستم ، شرایط اقتصادی و اجتماعی هدف تعریف شود .

3- مشاركت و همكاري پايدار دولتي ، غير دولتي ، مؤسسات مالي ، اعتباري و سازمان هاي متولي سياست گذاري جهت ايجاد وارتباط و پيوستگي در اثر بخشی فعالیت هاضروری است    

4- يكپارچه كردن و تلفيق پروژه هاي مبتني بر توسعه  ارگانیک با ساير پروژه هاي متنوع محلي ضروری است

5-ساختارهاي روستائي ، خرده مالكي و فاكتورهاي  محلی توليد با مباني توسعه ، فقرزدائي و توانمندي عوامل صنعت با تكيه بر توانمنديهاي خودآگاه و اعتماد به نفس آنها در جهت افزايش دانش فني از طريق  آموزش هاي مهارتی  مبتنی بر یادگیری های  عملیاتی و مزرعه ای با شاخص کشف و شناخت اکولوژی در تمام برنامه های ترویجی  ويژه داراي اهميت خاصي است .

6- بهبود و اصلاح سياست هاي ملي و خدمات دولتي در قالب مجموعه خدمات انتقال سرمايه از نهاده ها در جهت توسعه منابع انساني ، توانمندسازي عوامل درگير ضروري است.

7- طراحي يرنامه هاي خاص درجهت توانمندي سازي خانوار به وِیژه زنان در تلفيق و ايجاد پايداري در فرايند توليد و فعاليت هاي خارج از فرايند توليد درجهت عوامل خاص انتقال  ضرور ی است .

8- طراحي برنامه براساس شاخص تحليل اقتصادي عملكرد با اين ساختار كه كاربران  متوجه باشند كه چه عملي بايد انجام دهند و چگونه درآمدهاي خود را محاسبه كنند داراي اهميت است كه اين امر با ارائه برنامه هاي توسعه بر پايه پايداري در مديريت با رويكرد مشاركت حاصل مي گردد.

9- طراحي تكنولوژي بر اساس دانش بومي ، شرايط حاصل از تجربيات محلي و ويژگيهاي اجتماعي منطقه هدف داراي ضرورت و اهميت خاصي است.

 

  6- راهبرد پیاده سازی  کشاورزی  ارگانیک در سطح  عملیات

        بررسی مستندات و مطالعات انجام شده نشان می دهد که محدودیت ها و چالش های مربوط به زیر ساختار ها مانند کوچک بودن اراضی یا خرد بودن بهره برداران  به هیچ وجه مانع توسعه  کشاورزی ارگانیک نیست و بر خلاف اظهار نظر طرفداران نظریات فوق کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی  با شاخص افزایش تولیدات،کاهش هزینه ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می باشد. در بررسی اثر گذاری زیر ساختار ها در توسعه کشاورزی پایدار، سند قابل ارایه، در واقع همان  نکته کلیدی   موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک  است که عنوان می کند، توسعه کشاورزی ارگانیک  بر اساس انطباق با  شرایط موجود طراحی می شود  نه تغيير ساختار . یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه کشاورزی ارگانیک  نیست بلكه فرایند برنامه ریزی خاص و ديناميكي  را می طلبد تا بدون دست کاري ساختار موجود، فرايند کشاورزي ارگانیک را عملياتي نماید. اما مسئله اصلی در طراحی راهبرد، کار آیی فرایند انتقال یافته های تحقیقاتی  و مکانیسم تحقیق، ترویج و آموزش،و طراحی شبکه مدیریت ارگانیک در کشور است که  مطمئنا سیستم متعارف موجود  به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و  جهت برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک این سیستم  نيازمند بازنگري، تحول،دقت و نگرش خاصی است  تا خطاها و بحران هاي ناشي از هم خواني یافته های تحقیقاتی و تکنولوري   با فرايند مديريت مزارع توسط بهره بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگیهای متنوع اجتماعی و اقتصادی   با مشكل و مانع  همراه نباشد.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می باشد بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند. البته  این فرایند تنها  در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی  قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت  در این راهبرد،  مدیریت دوره گذر ارگانیک  بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای  کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی، توانمند سازی، نظارت، صدور گواهی،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد. راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک  در ایران، از طریق  ایجاد واحدهای  مزرعه ای منطقه ای،  تحت عنوان مدارس مزرعه ای ارگانیک   صورت می گیرد.این واحدها، بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و بر اساس ویژگیهای خاص در سطح مشخصی از یک منطقه صورت می گیرد.درا ين واحدها شكل خاصی  از مکانیسم  تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه   ( FPRE&D) پیاده می شود. در این سیستم کشاورزان با  یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع ارگانیک  مزرعه را با شاخص مدیریت پایدار آب-خاک-گیاه  (ICWM ) وبا مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی(Community IPM)  را بر مبنای شناخت،تجزیه و تحلیل اکولوژی که با تکنیک   AESA  صورت می گیرد را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله تحقیق و آزمایش می نمایند. نتایج و باور ها ی مزرعه ای و ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود. گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند توسعه  پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد.

    برای اجرای  به کشاورزی ارگانیک، هشت تاکتیک عملیاتی ذیل بید اجرا شود  :

الف - مدیریت حاصلخیزی و تغذیه بر مبنای مدیریت  رابطه آب-خاک -گیاه  (ICWSM)

ب--مدیریت جامع آفات،بیماری ها و علف های هرز  در ارگانیک  (Co.IPM)

ج- -شیوه مزرعه ای انتقال یافته ها و تکنولوژی ارگانیک در سطح مزارع و جوامع محلی (R &D)

د -مدیریت ارگانیک  دام و حیوانات اهلی (DAOM)

ه - سیستم  استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب

و- سیستم بازار ارگانیک

ز- شبکه محلی ارگانیک

ح- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به 4 عنوان آخر شبکه مدیریت ارگانیک گفته می شود پس شبکه مدیریت ارگانیک شامل 4 بخش ذیل است   :

الف - سیستم  استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب

ب- سیستم بازار ارگانیک

ج- شبکه محلی ارگانیک

د- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به آنها پرداخته می شود

                   

1-6- راهبرد تحولی  ترویج  کشاورزی  ارگانیک

   فرايند توسعه كشاورزي ارگانیک  با مكانيسم ارتباط و انتقال يافته هاي تحقيقاتي با شيوه متعارف از بالا به پايين قابل تحقق نيست  و احتياج به تحول با ساختارهاي ذيل دارد :

§       طراحي پروژه هاي تحقيق - ترویج  به صورت مسئله  محور

§       تحول در شيوه هاي متعارف ترويج به سمت يادگيريهاي مبتني بر كشت بوم

§       تغيير شيوه هاي آموزشي  به سمت توانمند سازی گروه های محلی و بهره بردارن خرد  

§       اعمال ديدگاه مديريت جامع

     ضعف روش های تحقیق ،ترویج و آموزش در برقراری مدیریت پیشبرنده  دانش و تکنولوژی متناسب کشاورزی ارگانیک  ،باعث شده که درحال حاضر تحول در نظام های جامع اطلاعات کشاورزی  ، به عنوان ضرورت  اصلی در پیشبرد کشاورزی ارگانیک  مورد توجه و تاکید دولت ها و بخش های بین المللی قرار گیرد. امروزه  به جای تاکیدبرانتقال یافته و تکنولوژی  در ماموریت های ترویج   ، مهارت ها و تحول در  مدل هایی جامع اطلاعات و ارتباط مدیریت ترویج به ویژه در توانمند سازی کشاورزان خرد و جوامع محلی و کشاورزی مبتنی بر روستا   دارای نقش اصلی در فرایند توسعه کشاورزی پایدار  را بر عهده دارند . به منظور تحقق این استراتژی مدل های تحولی جدید در بسیاری از کشور ها در حال اجرا و پیگیری است  . که یکی از مهمترین این مدل ها که به عنوان مدل پذیرفته شده ترویجی  در بخش اجرا در بسیاری از کشور ها درحال پیگیری است ، مدل  IPCM  است  که به منظور اصلاح فرايند ارتباطي ،  مدل تحولي  اصلاح فرايند  سازماني و راهبردي  ارتباط تحقيق  -ترويج - اجرا -كشاورز در توسعه كشاورزي پايدار با شاخص بهره وري پايدار از منابع  و زير ساختار هاي توليد  تعریف شده است . در کشور ما با توجه به جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته‌است این فرصت فراهم است تا با تاکید بر این مدل  از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به کشاورزی پایدار  بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد.

مدیریت مشارکتی سیستمی مبتنی بر عملیات  فرايند حرکت و طراحی برنامه های مدون در قالب عملیات  مشارکتی است که درای هشت شاخص اصلی ذیل است :

§       تحلیل افراد ، گروهها ،  ذینفعان

§       تحلیل مشکلات بر اساس ساختار ها و اطلاعات منطقه ای

§       تحلیل اهداف بر اساس اولویت مشکلات

§       انتخاب اقدام

§       تدوین برنامه کار

§       طرح عملیاتی

§       نظارت

§       ساماندهی توسعه اهداف در سطح پایدار محلی

پیاده سازی مدیریت مشارکتی سیستمی از طریق  فرایند تسهیلگری به جای ترویج  و توسط ساماندهی نیروی های  انسانی تحت عنوان تسهیلگران به جای مروجان  صورت می گیرد.  تسهیلگری  عبارت است از فرایند   ساده سازی و مدیریت  مشکلات درپیشبرد  برنامه  مشترک از طریق فعال سازی گروه  محلی و هم افزایی  توان ها در چرخه  برنامه ریزی  ،  حل مسئله ، تصمیم سازی، مشارکت وهمکاری متقابل در فرایند جامع پژوهش و یادگیری عملیاتی برای كشف و شناخت كشت بوم به منظورتوانمند سازی بهره برداران و تبدیل آنها  به مدیران ماهر تولید در جهت  توسعه كمي وكيفي  فعالیت ها در واحد های تولیدی.     



 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 11/7/1390 و ساعت 01:09 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


مدرسه در مزرعه کشاورزان (FFS)

 

کلیات  محتوایی و اجرایی

 مدرسه در مزرعه کشاورزان

Farmers Field School

 

 مدرسه در مزرعه

یک  مدرسه در مزرعه  شامل یک متخصص FFS ویک گروه کاری سازماندهی شده متشكل از 25 نفر  از   بهره برداران محلي است .در سایت های مدرسه در مزرعه  به صورت عملی فرایند مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول را  طی یک دوره کامل زراعی از بذر تا بذر طی دو یا سه فصل را فراگرفته و توسعه می دهند. گروه کاری مدرسه در مزرعه  به صورت داوطلبانه  از طريق ابزار مشاركتي توسط خود جامعه و یا بر اساس ویژگی ها و شاخص های خاص موضوع کاری در هر منطقه  انتخاب مي شوند .فعاليت های مدرسه در مزرعه با هدایت تسهيل گر FFS  با سازماندهی برنامه کاری ،طراحی تقویم کار ، ارزیابی و پژوهش های سریع مشارکتی برای تعیین اولویت ها ، تدوین برنامه کار و جمع آوری استاندارد های و اطلاعات موجود در موضوع کار ، یادگیری عملی ، تحلیل اکوسیستم زراعی  ، تحقیقات مزرعه ای  و توسعه مشارکتی نواوری و تبدل تجربیات مجلی پیگیری می شود .بر اساس شاخص های اقلیمی /موضوعی /اکوسیستمی  ، را ندوم های اصلی برای شروع فعالیت مزرعه ای توسط گروه کاری در منطقه هدف تعیین و بر اساس شرایط همسانی منطقه و ویژگیهای خاص ، انتخاب مکان اصلی FFS توسط گروه کاری صورت می گیرد .حضور در سایت اصلی FFS  به صورت ملاقات های منظم هفتگی و يا دو هفتگی  و بر اساس تقویم زمانی کار بر اساس موضوع و محصول توسط گروه کاری مشخص می شود. گروه کاری شرکت کننده در FFSاز طریق  يادگيري حاصل از عمل  ، شناخت ، تجزیه و تحلیل و بررسی جامع كشت بوم زراعی ،تبدیل به عوامل اصلی پژوهش و تحقیق  می شوند  و  از طريق عملياتي كردن  موضوعات خاص توليد با متد تحقيقات  مشاركتي به پذیرش تکنولوژی و یافته های جایگزین در مدیریت مزرعه می.به طور کلی فعالیتهای یک مدرسه در مزرعه شمال سه بند ذیل  می باشد :

الف : افزایش دانش در زمینه های بیوفیزکی - اصول اکولوژیکی -فعالیتهای مدیریت محصول و مسايل عمومی فرایند تولید ،حفاظت از محصول و فعالیتهای بعد از تولید  شامل فراوری ، بسته بندی ،بازار ،....

ب : توانمند سازی برای کسب توان تصمیم سازی در مدیریت مسایل اصلی تولید شامل : شناسایی مشكلات اصلی و تعیین موضوعات خاص فرایند تولید  ،طرح آزمایش ،تجزیه و تحلیل اقتصادی ،دسترسی  و جمع آوری اطلاعات و دستورالعمل ها برای دست یابی به نتایج در موضوعات خاص .

ج : سازماندهی اقدامات گروهی در توسعه محلی و منطقه ای  نتایج  


مقدمه

        فرايند عملياتي توسعه كشاورزي پايدار،  از طریق تحول در نظام جامع اطلاعات کشاورزی در جهت توانمند سازی بهره برداران در سطوح جوامع محلی  به ویژه بهره برداران خرد امکان پذیر است . در هزاره جدید مدل های توسعه کشاورزی بر این شاخص تاکید داشته و فرایند های متنوعی برای دسنیابی به این منظور در حال پیگیری است . از جمله  می توان  به مدل مدیریت  مشارکتیIPCM   با عنوان  مشارکت سیستمی جوامع محلی در مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول به عنوان استراتژی اصلی برای تحقق امنیت و سلامت غذا  و توسعه کشاورزی پایدار و حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک  اشاره کرد. فرایند اجرای این مدل از طریق ایجاد سایت های مدرسه در مزرعه کشاورزان  که بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و ویژگیهای خاص در  هر منطقه  و اولویتهای تولید ، طراحی می شوند ،  صورت می گیرد . در این واحد ها ، فرایند سیستمی جامع تحقیق - توسعه  ( R&D) پیاده می شود که در آن  با شاخص عملیاتی   تجزیه و تحلیل کشت بوم های  زراعی ، تکتیک های مدیریت  مزرعه ای با شاخص افزایش شاخص هاي اقتصادي توليد ( مديريت بهره وري هزينه -در امد ) در قالب الگوی  مدیریت جامع مزرعه با شاخص بهره وري پایدارازمنابع اصلي توليد از طریق نظام مدارس مزرعه ای   (Farmers Field School) پياده مي شود .در اين  فرايند  ، گروه های بهره بردار ،توانمند  شده و مدیریت توسعه اهداف را از طریق  تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه در قالب تشکل ها و گروههای محلی  با کمترین دخالت ها و هزینه های دولتی بر عهده خواهند داشت . در این راهبرد علاوه بر طراحی سناریو های اقلیمی ، الگو های کاشت محصول براساس مدیریت آب در هر منطقه نیز به دست  خواهد آمد . گروه های آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروه ها فرایند طراحی نظام نظارت ، اجرا و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی -  اداری  برعهده خواهند داشت .

       در مدرسه در مزرعه گروه کاری تولید کننده, فعاليت بر روي اولويتهاي  كشاورزي غالب منطقه اي (زراعي -باغي -دامي-مرتع -جنگل و(....  را به صورت جامع  در مزرعه ،طي يك فصل زراعي  و به اصطلاح از بذر تا بذر  ، طی کرده و با شناخت كشت بوم زراعی  شامل و  از طريق عملياتي كردن  موضوعات خاص و نتایج تحقیقات در  مسايل توليد به توانمندی در  مديريت جامع محصول  رسیده و با ارزيابي هاي اجتماعي -اقتصادي  و تحليل ها ي مديريتي در توليد  قادر به تصميم گيري در باره انتخاب فعاليتها و توسعه در منطقه با هدف تولید محصول سالم خواهد شد .

 

راهنمای  اقدام  مبتنی بر رهیافت مدرسه در مزرعه

 

اجرای مدیریت ها و تکنیک های مربوط به مدیریت پایدار از طریق طراحی  سایت های  مدرسه در مزرعه صورت       می گیرد در جدول ذیل  کلیات   محتوایی و اجرایی  مدرسه در مزرعه آورده شده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلیات

مدرسه در مزرعه  شامل یک تسهيل گر  متخصص FFS ویک گروه کاری سازماندهی شده متشكل از 25 تا 35 نفرنفر  از   بهره برداران محلي است كه از طريق ابزار مشاركتي توسط خود جامعه و یا بر اساس ویژگی ها و شاخص های خاص موضوع کاری در هر منطقه  انتخاب مي شوند .فعاليت های مدرسه در مزرعه توسط این گروه با هدایت تسهيل گر FFS  با سازماندهی برنامه کاری ،طراحی تقویم کار ، ارزیابی و پژوهش های سریع مشارکتی برای تعیین اولویت ها ، تدوین برنامه کار و جمع آوری استاندارد های و اطلاعات موجود در موضوع کار در قالب    کار گاههای عملیاتی مشارکتی شروع می شود .بر اساس شاخص های اقلیمی /موضوعی /اکوسیستمی  ، را ندوم های اصلی برای شروع فعالیت مزرعه ای توسط گروه کاری در منطقه هدف تعیین و بر اساس شرایط همسانی منطقه و ویژگیهای خاص ، انتخاب مکان اصلی FFS توسط گروه کاری صورت می گیرد .حضور در سایت اصلی FFS  به صورت ملاقات های منظم هفتگی و يا دو هفتگی  و بر اساس تقویم زمانی کار بر اساس موضوع و محصول توسط گروه کاری مشخص می شود. سه فعالیت  اصلی FFS یعنی ایجاد مهارت در بهره برداران در مدیریت شناخت اکوسیستمی ،پژوهش های مشارکتی مزرعه ای و  توسعه تکنولوژی  بر اساس موضوع و محصول بر اساس شاخص های AESA در محصول به صورت جامع  ،طي يك فصل زراعي  و به اصطلاح از بذر تا بذر  ، عملیاتی می شود . گروه کاری شرکت کننده در FFSاز طریق  يادگيري حاصل از عمل  ، شناخت ، تجزیه و تحلیل و بررسی جامع كشت بوم زراعی ،تبدیل به عوامل اصلی پژوهش و تحقیق  می شوند  و  از طريق عملياتي كردن  موضوعات خاص توليد با متد تحقيقات  مشاركتي به پذیرش تکنولوژی و یافته های جایگزین در مدیریت مزرعه می پردازند  در پايان فصل  گروه کاری فعال در دوره ظرفیت سازی شده و  به مدیران ماهر در مدیریت جامع موضوع و محصول تبدیل می شوند . این گروه  با توان کسب شده و با تاکید بر  شاخص های اجتماعي -اقتصادي - زیست محیطی  و بر اساس  تحليلها ي خاص اکوسیستمی  ،  قادر به تصميم سازی و تصمیم گیری  در باره انتخاب فعاليتها و توسعه نتایج  در منطقه  از طریق سازماندهي محلي خواهد بود  ..

 

 

 

 

 

تعریف

مدرسه در مزرعه نظام جامع پژوهش و یادگیری مزرعه ای است براي توانمند نمودن بهره برداران  در مديريت جامع  توليد و  بهره و ري  از منابع تولید که با تكيه بر كشف و شناخت اگرواکوسیستم  با تاكيد بر تلفيق  تجربه و دانش بومی در سطوح عملیات و مناطق تولید اجرایی و توسعه می یابد .مدرسه در مزرعه (( FFS به عنوان راهبرد کلیدی و تحولی ، جایگزین اجرایی در  روشهای ترویج و آموزش متعارف  می باشد که با هدف ظرفیت سازی بهره بردارن در اعمال مدیریت جامع تولید سالم ،کشاورزی پایدار و توسعه روستایی شناخته شده است.

 

متدلوژي 

 

بررسی و ارزیابی های منطقه ای ،اجتماعی و اکوسیستمی و تعیین موضوعات خاص

يادگيري مبتني بر شناخت كشت بوم توسط بهره برادران Ecosystem Analyze    Agro

تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار                                    Field Farmers Participatory

توسعه مشاركتي تكنولوژي                    Participatory Technological Development

مستند سازی و ثبت تغییرات و بررسی های اکوسیستمی

 

برنامه

 

جمع آوری و بررسی اطلاعات پایه برای مشخص کردن موضوعات خاص منطقه ای

تعیین اهداف یادگیری بر اساس موضوعات خاص .

تدوین پیش برنامه  آموزشی (درفت ) بر اساس استاندارد ها ، مطالعات پایه، موضوعات خاص و اهداف تعیین شده

تعیین مطالعاتی که باید در طول یک فصل کاری FFS  انجام شود .

مواد،ابزار آموزشی و پژوهش مزرعه ای  و فرم های استاندارد لازم در طول یک مدرسه در مزرعه

طراحی برنامه جلسات در طول یک دوره به صورت ملاقات مستمر و منظم 

تجزیه و تحلیل مستمر کشت بوم زراعی فرایند تولید .

فعالیتها برای افزایش پویایی گروه

ارزیابی آموزشی و یادگیری در طول اجرا و ارزیابی نهایی مدرسه در مزرعه

روز مزرعه و جشن فارغ التحصیلی گروه کاری

برنامه توسعه نتایج به صورت محلی 

مربی

 

مربی  در مدرسه در مزرعه دارای مهارت و تخصص خاص FFSبوده که مهارت لازم برای اجرای کامل یک دوره مدرسه در مزرعه با  شیوه تسهيل گري را دارا می باشد. انتخاب مربیان با تخصص موضوعی برای فراگیری مهارت های تخصصی FFS  در سایت های تربیت مربی ( (TOT/FFSانجام می گیرد. . تنها  یک  مربی متخصص برای هدایت هر سایت   مدرسه در مزرعه در نظر گرفته می شود . در صورت طراحی برنامه مدرسه در مزرعه به صورت محلی  هر مربی متخصص میتواند  هدایت 3 سایت FFSرا بر عهده داشته باشد.

گروه هدف

 

سازماندهی گروه 25 تا 30 نفره از بهره برداران که در موضوع یا محصول  انتخابی دخالت مستقیم دارند. گروه کاری نباید متشكل از بهره برداران در رشته ها و موضوعات مختلف باشند زیرا هر یک از بهره برداران نیاز های آموزشی متفاوتی در زمینه محصول یا موضوع خود دارند .بهره برداران یک مدرسه در مزرعه از بین افراد علاقمند ، دارای قدرت یادگیری ویاد دهی ، تصمیم گیرنده و با توجه به شرایط سنی ، مشخص گردند.

 

 

محدوده یک سایت مدرسه در مزرعه

 

 هر سایت مدرسه در مزرعه نمونه همسانی  از یک منطقه مشخص عملیاتی مثلا یک روستا خواهد بود .بایستی مدرسه در مزرعه بر اساس شاخص های اقتصادی /اجتماعی /اقلیمی/اکوسیستمی در هر منطقه طراحی شود و سایر شاخص های عمومی نظیر مسافت ، سهولت دسترسی ،در معرض دید و... نیز رعایت شود . مدرسه در مزرعه در هر منطقه عملیاتی  به منظور اثر بخشی و  دستیابی به نتایج کامل برای دو تا سه فصل زراعی در منطقه مستقر خواهد شد و ازپراکندگی و وسعت دادن مدرسه در مزرعه در منطقه هدف بایستی پرهیز گردد.

 

 

 

اهداف یادگیری

 

محتوای برنامه آموزش و اهداف یادگیری  به صورت پیش برنامه با توجه به ارزیابی های انجام شده ، بررسی اطلاعات پایه ، موضوعات خاص و سطح ایفای نقش بهره برداران  طراحی می شود .در این پیش برنامه ، مطالعات کامل در خصوص هر  موضوع خاص از طريق جمع آوری دستور العمل ها ، استانداردها و یافته های موضوعی  به صورت مدیریت جامع طراحی و بر اساس محتوای فنی کامل به منظور کار قالب مدیریت موضوع خاص به صورت پژوهش های مزرعه ای طراحی می شود .

 

 

تعداد و توالي جلسات

 

تعداد و توالی جلسات در هر FFS به عواملی نظیر : مشارکت کنندگان ،محصول و موضوع انتخابی برنامه سازماندهی شده برای مدیریت محصول ،اهداف یادگیری ، فصل و تقویم زراعی بستگی دارد. ولی به صورت معمول جلسات مدرسه در مزرعه به صورت ملاقات های هفتگی و یا دو هفتگی در طی یک فصل زراعی کامل و به اصطلاح از بذر تا بذر طی 12 تا 20 جلسه کامل و در طی دو الی سه فصل زراعی مستمر طراحی می شود .

 

 

 

برنامه کار در هر جلسه مدرسه در مزرعه

 

هر جلسه کاری FFS حداقل شامل 3 ساعت است که با توجه به شاخص های اقلیم /گیاهپزشکی در محصولات زراعی /باغی/دامی/منابع طبیعی بهتر است در ساعات صبح برگزار گردد (مثلا ساعت 11-8)

در هر جلسه برنامه کار به شرح ذیل خواهد بود :

الف :تجزیه و تحلیل کشت بوم از طريق مشاهده و نمونه برداری

ب :ثبت و تجزیه و تحليل بررسی و مشاهدات

ج : ارایه نتایج و تحلیل نهایی

د: طراحی موضوعات و مطالعات خاص

ه : تمرین های مربوط به پویایی گروه

ز : برنامه های کاری  گروه کاری

 

 

 

ابزار و مواد آموزشی مورد نیاز در هر مدرسه در مزرعه

 

هر سایت مدرسه در مزرعه نیازمند یک سری ابزار و مواد آموزشی و پژوهشی بر اساس نوع موضوع و محصول     می باشد . به صورت کلی ابزار فرم در یک سایت شامل موارد ذیل است : کاغذ بزرگ -ماژيك -مداد رنگی- تله های مختلف -کیسه پلاستیک-قفس های کوچک و بزرگ برای   مطالعات اکوسیستمی -جعبه های نگهداری مواد مورد مطالعه -نوار های رنگی برای راندوم ها -لنز - لوازم نگهداری سوابق -شیشه نگهداری حشره- جعبه جمع آوری حشره- توری حشره گیری- تله نوری- پارچه کتانی- ابزار سنجش شرایط اقلیمی نظیر دماسنج -قفس پرورش حشرات -لوازم مورد نیاز برای سنجش ها و ازمایشات و ....

 

 

 

 

مکان آموزش

 

محل مدرسه درمزرعه در هر منطقه  بر اسا س موضوع و محصول متفاوت  است ولی به صورت کلی فرایند یادگیری عملیاتی بر اساس تحلیلی اکوسیستم در سال اول فعالیت در محصولات زراعی سطح حدود 200تا 2000متر مربع  و در محصولات باغی  در سطح حداقل 2000متر مربع طراحی می شود.این فرایند در موضوعات دامی در یک واحد دامی بر اساس شرایط منطقه ای  و در واحد مرتع و منابع طبیعی در سطح 10 هکتار و در واحد های شیلات در یک واحدبهره برداری طراحی و اجرا می شود و همزمان مطالعه موضوع خاص و مطالعات  اصلی و  مونیتورینگ آن  در 15 تا 20  واحد بهره برداری به صورت همزمان با سايت اصلی انجام می گیرد و در سال دوم و سوم  فرايند بر اساس توسعه کامل موضوع در  منطقه اجرا ، پیگیری و برنامه ریزی می شود .

 

 

 

 

قدم های اجرایی در اجرای FFS

 

جمع آوری و بررسی ، اطلاعات و منابع پایه و تعیین موضوعات خاص 

تعیین اهداف یادگیری بر اساس موضوعات خاص اين که گروه باید چه چیزی یا چه فعالیتی را ياد بگيرند.

ا نتخاب روشهای منابع و استاندارد های عملیاتی بر اساس موقعیتهای محلی.

تدوین برنامه اموزشی بر اساس موضوعات خاص و اهداف طراحی شده  و نقشی که گروه کار ایفا می کند.

برش Transects                                 

تجزیه و تحلیل        Analyze Fact                                      

طراحی نقشه            Mapping                                                           

نمودار بندی                        Diagramming                      

طراحی تحقیق مزرعه ای کشاورز مدار   Field Farmer Participatory Research طراحی موضوعات خاص  /  طراحي مطالعات  و تحلیل موضوع خاص/ طراحی درفت مطالعه مزرعه ای موضوع / طراحی فعالیتهای تحقیق مزرعه ای  / سازماندهی تیمهای مشارکتی  بررسی کننده / طراحی پلاتهای تحقیق در موضوع خاص-طراحی برنامه ارزیابی و مقایسه فعالیت با مدیریت متعارف از لحاظ اکولوژیکی -اقتصادی -فیزیولوژیکی  / ثبت تمام مشاهدات.

توسعه مشارکتی تکنولوژی: انطباق و تلفیق تکنولوژی (دانش و تجربه بومی )در مدیریت  جامع تولید در محصول یا موضوع Participatory Technology Development

طراحی مطالعات -طراحی برنامه های توسعه از طریق   کشاورز به کشاورز -مستند سازی نتایج -روز مزرعه ،کار گاههاي ارزیابی مشارکتی -طراحی فعالیتهای مربوط به  بازاریابی -طراحی فعالیتهای گروهی توسعه ای

 

 

 

 

مراحل محتوایی فعالیت ها

 

شناخت عوامل بيوفيزیک (Biophysical Fact)  : فیزیولوژی  گیاهی -زیست شناسی و اکولوژی حشرات .دشمنان طبیعی -آفات بیماریها-علفها-ترکیبات معدنی و آلی -عناصر و ...

شناخت اصول اکولوژیکی در مدیریت کشت بوم : شناخت و درک ارتباطات  عوامل مختلف موثر در رشد محصول Ecological principles for agro-ecosystem management

شناخت مدیریت پایدار تولید محصول  شامل فعالیتهایی نظیر :حفاظت از محصول - مدیریت  تولید - حمایت از منابع و مواد بومی-ومصرف بهینه نهاده های مصرفی  -ارقام   و.....

مهارت تجزیه و تحلیل کشت بوم          Agro Ecosystem Analyze

طراحی  و تعریف موضوع و مسئله         Problem identification

تحقیق و آزمایش مسئله            Experimentation

تجزیه و تحلیل اقتصادی مزرعه    Farm economic analysis

قدم سوم :سازماندهی فعالیتهای توسعه ای

 

 

ارزیابی آموزشی و یادگیری  مدرسه در مزرعه

 

پيش آزمون و ارزیابی اولیه از سطح دانش و مهارت اولیه بهره برداران

ارزیابی محتوای مدرسه در مزرعه که در سه فرم:  ارزیابی کیفیت FFS- ماتریس خود ارزیابی تسهيل گر - پرسشنامه ارزیابی فردی و فرم ارزیابی گروهی انجام میشود

ارزیابی در پایان دوره مدرسه در مزرعه که با روش آزمون های چند گزينه ای به صورت واقعی در مزرعه  -آزمون کتبی در خصوص اطلاع از کارکردهای اکولوژیکی -آزمون T- تصوير قبل و بعد -روش تغییر نقش انجام می شود

ارزیابی اثربخشی نهایی درسه بخش :

 

ارزیابی اثر بخشی اقتصادی

 

ارزیابی اثر بخشی زیست محیطی 

 

ارزیابی اثر بخشی اجتماعی

 

 

 

مراحل اجرایی  در مدرسه در مزرعه

مرحله اول

 

 

ظرفیت سازی  و اجماع عملیاتی

گام اول : برگزاری کارگاه های توجیهی   در سطح مدیران و مسئولین واحد های ذینفع .

گام دوم : سازماندهی های سازمانی  محلی .

گام سوم : برگزاری کارگاههای آموزشی و ظرفیت سازی ویژه گروه کاری محلی به منظور اجماع عملیاتی و حرکت  بر اساس متدلوژی شیوه .

گام چهارم :  برگزاری کارگاههای برنامه ریزی مشارکتی  با تیم کاری محلی  مسئول جهت انتخاب موضوع و منطقه  هدف  در قالب کارگروه و بر اساس شاخص ها و اولویت های محلی و منطقه ای توسط کارگروه محلی متشکل از تصمیم گیران ترویج ،حفظ نباتات ، تولیدات گیاهی ، دام ،محیط زیست ، بهداشت ، شوراهای مردمی ،نمایندگان تشکل های کشاورزی منطقه

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 9/7/1390 و ساعت 02:21 موضوع: مدرسه در مزرعه FFS | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


کلیات محتوایی و اجرایی راهبرد مدیریت جامع تولید در کشاورزیICM)
کلیات محتوایی و اجرایی  راهبرد مدیریت جامع تولید در کشاورزی

Integratrd Crop Management

ICM

مقدمه

      منظور از استقرار  سیستم مدیریت جامع تولید  ،اصلاح یا تغییر روش های مدیریت تولید با تاکید بر تولیدات بیش تر با کاهش هزینه ها و بهبود کیفیت محصولات  از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیک ، تجربیات بهره بردارن  و تکنیک هاو یافته های تحقیقاتی جدید است . در دهه اخیر و یا در هزار ه سوم مهمترین چالش دولت ها  امنیت غذا و انرزی است . دستیابی به این هدف با اسنمرار شرایط حاک بر نظام تولید فعلی  امکان پذیر نخواهد بود و ضرورت تغییر و اصلاح روش های مدیریت تولید ضروری است . مهمترین شاخص برای این تغییر استقرار سیستم مدیریت جامع تولید  است که بتواند  سودمندی اقتصادی  واحد های تولیدی در کشاورزی  ، بهره وری مصرف  منابع تولید ، حفظ شرایط برای تولید در آینده ، کاهش مخاطرات  زیست محیطی ، عدالت در دسترسی به منابع ، امنیت تولید  ، سلامت جامعه ، قدرت رقابت در بازار ، دسترسی به بازار ، مدیریت مصرف انرژی و....را تابع  یک فاكتور اساسي تحت  عنوان استاتدارد های کشاورزی پایدار مبین نماید . اين مهم نه تنها از حيث كمي، كيفي و تنوع غذايي بلكه از حيث زمان و ميزان مصرف (الگوهاي مصرف) نيز حائز اهميت مي‌باشد كه به عنوان شاخص اصلی پایداری  توسعه و توسعه یافتگی محاسبه می شود .

هدف استقرار سیستم ICM:

این سیستم با هدف اصلاح فرایند مدیریت منطبق بر استاندارد با در نظر گرفتن ملاحظات اصلی ذیل شامل :

-         رعایت ملاحظات زیست محیطی در فرایند تولید

-         هزینه پایین تر تولید .

-         افزایش قدرت رقابت محصول در بازار

-         سلامت و امنیت غذایی مصرف کنند گان

-         حفاظت مناسب از منابع آب و خاک

-         کاهش ضایعات کشاورزی  استقرار می یابد  .

مفاهیم ICM

    این سیستم مجموعه الزامات و ارکان  مربوط به نظام مدیریت جامع تولید محصولات کشاورزی  مبتنی بر  تجزیه و تحلیل مدیریت تولید  بر اساس دو استاندارد محصول و فرایند است .

ارکان اصلی   در این سیستم عبارتند از  :

1-   منابع تولید  شامل : آب ، خاک ،ابزار و  نهاده ها ی تولید و...

2-   بهره بردارن و سامانه های  تجربیات و دانش تولید کنند گان  (واحد های حقیقی و حقوقی )

3-   تحقیقات (یافته ها و دستورالعمل های تحقیقاتی )

4-   ترویج

5-   آموزش

6-   سرمایه  و بازار .

7-   روش های تولید

- فرایند  ارتباط بین 4 رکن : تحقیقات ، ترویج ، آموزش و بهره بردار ، نظام جامع اطلاعات کشاورزی  نامیده می شود . الزامات در این سیستم نیز عبارت است از :  تعیین استاندارد (الزامی ) ، دستور العمل ها ، شناسه،  کنترل ، ثبت ، اصلاح  ، بررسی  و تایید است .       استقرار این سیستم با هدف استاندارد سازی فرایند جامع تولید محصولات کشاورزی از یک طرف  و پایش ،پیشگیری وکنترل عوامل موثر در  تولیداز سه منظر اقتصادی ، زیست محیطی و اجتماعی  از طرف دیگر  است . در این سیستم  هر یک از این سه  مولفه  فوق الذکر  بر اساس  شاخص های   اصلی ذیل مورد پایش قرار می گیرند :

مولفه 1 -  بهره وری اقتصادی  (در آمد نهایی ) تولید شامل  4 شاخص  ذیل  :

1-1- میانگین عملکردتولید در مقیاس واحد سطح .

2-1-هزینه های تمام شده در واحد تولید نهایی مزرعه  (هزینه تولید  ،مصرف  منابع ، انرژی و  اکوسیستم )

3-1- میزان  بهره وری در مدیریت منابع شامل  آب ، خاک

4-1- میزان تصدیق وقدرت رقایت محصول در بازار

مؤلفه  2 - میزان سازگاری فرایند تولید با با محیط زیست بر اساس 3 شاخص  ذیل :

1-2-کیفیت محصول نهایی

2-2-میزان سازگاری فرایند تولید محصول با شرایط زیست محیطی

3-2- مدیریت  ضایعات ، زایدات ، پسمانده ها و ..در کلیه مراحل تولید .

مولفه  3 - میزان سازگاری فرایند تولید با ساختار اجتماعی  بر اساس 4 شاخص اصلی   ذیل :

1-3-  میزان دخالت  تجربیات خبرگان محلی و دانش بومی در  مدیریت تولید  

2-3-  میزان دخالت آگاهانه جامعه محلی در برنامه ریزی ، اجرا و ارزیابی

3-3-  میزان دسترسی عادلانه  تمامی سطوح  تولید کنندگان محلی از برنامه  

4-3-  میزان تاثیر برنامه در بهبود کیفیت زندگی خانوار بهره بردار  

    ICM  ،  معتقد به مدیریت زراعی  واحد های تولید بر اساس  شرایط اجتماعی  ، اقتصادی  و  ساختار های  اکوسیستم  به منظور کمک گرفتن از طبیعت برای تولید است .  بررسی ها و مطالعات متنوع در دنیا نشان می دهد که  ICM  توانایی تولید محصول خوب و کافی را دارد و را ه عملیاتی کردن آن نه از مواد تراریخته و غیره بلکه با روشهای ساده مبتی بر مواد طبیعی و تعادل های کشت بومی است . در حالی که برای تولید یک واریته تراریخته ده ها میلیون دلار هزینه لازم است ،می توان این مبلغ را برای آموزش روش های تولید ،تحقیقات و ترویج کشاورزی پایدار در مناطق دور دست نمود و این سریع ترین و موثر ترین راه و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ترین و عادلانه ترین روش برای تغذیه جهان استICM      نظام مدیریت تولید است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيطی محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند مي باشد.  در واقع ICM  راهبرد مديريتي است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي  مزرعه در هرزمان مي شود. معیار های اصلی  ICM  عبارتند از : 

§        هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.

§        صرفه اقتصادي:  صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.

§        تطابق  اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمك هاي فني تضمين شود.

§        سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.

§        بعدانساني : حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليت هاي كشاورزي است.

اهداف ICM  :       

الف - اهداف زیست محیطی

1.     توازن زیست بوم

2.     عدم آلودگی شیمیایی

3.     آب و خاک تمیز

4.     مدیریت  تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم

5.     حفظ منابع طبیعی

6.     حاصلخیزی بالای خاک

7.      مدیریت  مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی

ب- اهداف اجتماعی

1.     احترام به فرهنگ محلی        

2.     تامین نیازهای محلی   

3.     توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز

4.      پایداری  در مشارکت  محلی

5.      انطباق دانش بومی  و تجربیات

6.      امنیت و سلامت  غذای جامعه 

7.        شرایط کاری  حرفه ای خوب   برای کشاورز           

ج - اهداف اقتصادی

1.     دسترسی  و ورود  بازارمناسب و منصفانه .

2.     افزایش بهروه وری  اقتصادی تولید.

3.     پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده .       

4.     افزایش  تولید و ارزش افزوده تولیدات .

5.     کاهش  هزینه های تولید .

6.     بازده خوب و مداوم  .              

7.     کاهش نهاده های بیرونی.

8.     بهترین استفاده از منابع محلی

 استقراراین سیستم با توجه به کنترل و  پایش موثر کلیه فرایند جامع تولید در سه مرحله  :

قبل از مزرعه  ساختار پهنه اکوسیستمی  ، مهارت انسانی  ، نهاده های مصرفی  و تکنولوژی ....

داخل مزرعه  : کلیه مراحل تولید شامل کاشت ، داشت ،برداشت محصول .....

بعد از مزرعه : مراحل  بسته بندی ، حمل و نقل ، انبار ،نگهداری و ارسال محصول . به بهره بردارن  این اطمینان را می دهد که با حداقل هزینه ، مطمئن ترین کنترل را با مزایای زیر انجام دهد :

  1- حرکت به سمت تولید کم و  بدون نقص (Zero Defect) منطبق بر GAP .

2- ایجاد اطمینان برای تولید کنندگان در سود مندی اقتصادی تولید (در آمد نهایی در واحد سطح )  

3- ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات  با تضمین کیفییت محصول .     

4- پیشگیری از مخاطرات  مزرعه  که در 4  دسته ذیل مورد پایش قرار می گیرند :

دسته اول : عوامل خسارتزای انسانی شامل میزان مهارت تولید کنندگان ،کارایی تکنولولوژی و انطباق اجتماعی  .

دسته  دوم :  عوامل خسارتزا ی در مدیریت  اقتصاد تولید شامل   میزان تفاوت  عملکرد با پتانسیل تئوری و عملی  مزرعه   ،  سود مندی مزرعه  (هزینه ها / در امد ها )

دسته  سوم  :  عوامل خسارتزای  کیفی  تولید شامل عوامل خطرزائي بيولوژيكي،عوامل شيميائي شامل کود ها و  سموم شیمیایی مصنوعی   ، آنتي بيوتيك ها ،‌فلزات سنگين (روي ، سرب، جيوه، كادميوم) ومكمل هاو هورمون ها

دسته چهارم :  عوامل خطرزاي فيزيكي شامل سرمازدگی ها ، خشکسالی ، گرما ....

5- سازگاری فرایندتولید باسیستم های مدیریت کیفیت  مانند:  ISO 20000-22000-9000 HACCP -

ساختار اجرایی  سیستم

این سیستم  قادر است اطلاعاتي از قبيل طراحي تاسيسات ،‌فرآيند توليد و توسعه تكنولوژي را فراهم نمايد و موقعيت درآن بستگي به تعهد ،‌توان كاري و شيوه مديريت دارد. اجرای این سیستم   دارای 6 مرحله مقدماتی  و سپس  اصول هفت گانه  مدیریتی مي باشد كه جهت اجراء مي بايست به طور دقيق رعايت گردد.

مراحل مراحل هفت گانه استقرار و پیاده سازی سیستم  عبارتند از :

1-مراحل مقدماتی ،  ساختار و شبکه سازی .

2-  ارزیابی سریع ساختار های  اکوسیستمی  / اقتصادی / اجتماعی  در قالب پهنه های همسان  اقلیمی تولید .

3- تجزیه وتحلیل  ، شناسایی و تعیین ریسک هاوعوامل خسارتزای نولید وتعیین محدوده های نقاط  بحرانی  بر اساس مقیاس استاندارد محصول .

4- تعیین دستورالعمل  مدیریت  هر نقطه بحرانی  بر اساس استاندارد فرایند

5 - اقدام مدیریتی  نقاط بحرانی در تولید بر اساس دستور العمل  

6 - سیستم مستند سازی و نگهداری سوابق بر اساس استقرار شبکه IT

7 - استقرار نظام شناسه و گواهی محصول.

مدل مفهومی  سیستم

این سیستم فرایند کامل مدیریت تولید را بر اساس  استاندارد های الزامی مورد پایش قرار  می دهد . این پایش شامل  شناسائی حد فاصله مدیریت تولید با استاندارد مبنا  از نظر اقتصادی ، محیط زیست و اجتماعی  صورت می گیرد . هدف اصلي شناسایی ، کنترل و اصلاح فرایند تولید  جهت  ایجاد بهره وری و ايمني پایدار در مدیریت تولید است. اين سیستم يك روش قانونمند ، علمی و عملی براي شناسائی ،‌ارزيابي و کنترل عوامل تولید  شامل تمام زنجیره از ابتدای توليد تا انتها است


   دلایل  و ضرورت اجرا ی ICM

   نظام متعارف توسعه کشاورزی مبتنی بر تکنولوژی بیرونی   که بر مبنای  انقلاب سبز  شکل گرفته  و برافزایش  کمی تولید با انتقال صرف تکنولوژی  ،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی ، ماشين آلات جديد ، دست کاری های  ژنتیکی ، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ،  تاکید دارد  منجر به  تبدیل کشاورزی به صورت یک تجارت  و صنعت شده  و مسایل ، مخاطرات و  بحران های مشخصی راایجاد کرده است . پیدایش سموم در زنجیره غذایی، اثرات بد  تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست ؛ تجمع عناصر غذایی در محصولات و آب های سطحی وزیر زمینی ، بهره برداری بی رویه از منابع آب و خاک ،کمبود انرژی و منابع  از ابتدای دهه 1970، تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به هم  خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولید، بیماری ها  مزمن ، سرطان ها ، مرگ و میر ، فقر و  مهاجرت .... از جمله چالش ها و بحران های حاصل از نظام فعلی توسعه کشاورزی است   . در دهه اخیر نیز ،  مشکلات  و بحران های ناشی از کشاورزی مدرن ، که  نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است نیز به چالش های انقلاب سبز اضافه شده است  .  حامیان کشاورزی مدرن که ستفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است . بحرانهای  ناشی از  مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی  ، در دهه های اخیر به ویژه بعد از انقلاب سبز، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است..هر ساله علیرغم مصرف سموم  و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلکه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشکل روبرو شده است . این شرایط نشان می دهدکه بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تکنولوژی به کشاورزی داشت، اساسی ترین اثر آن یعنی تولید و تامین غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که فرایند کشاورزی پایدار  مورد توجه قرار بگیرد. مهمترین  دلایلی  که  اجرای برنامه کشاورزی پایدار به صورت عام و  کشاورزی  مبتنی بر   ICM را ضروری  کرده است   عبارتند از :

  تغییرات اقلیمی  و چالش های محیط زیستی

فشار صنعت و  تکنولوژی و آلودگی ها ی ناشی از  آن  در فعالیت های مختلف  انسان به ویژه در بخش کشاورزی  منجر به  تغییرات  شدید اقلیمی  در کره زمین شده است  به صورتی که تغییر در اقلیم که اخیرا به وقوع پیوسته در مقایسه با تغییرات اقلیمی متداول در طول میلیون های سال  بسیار شدید تر بوده است .افزایش  گاز های گلخانه ای  شامل بخار آب ، دی اکسید کربن ، اکسید نیتروژن ، متان ،  ازن جو پایین ، کلرو فلورو کربن  و پرو فلویور کربن   به دلیل  فعالیت های انسانی  ، فشار تکنولوژی  در کره زمین و  آلودگی های ناشی از آنها  باعث شده که دمای زمین از سال 1980 تاکنون از هر دوره دیگر در 18 قرن گذشته گرمتر شود . میزان گاز دی اکسید کربن در سال 1958 به میزان  ppm  315  بوده در حالیکه در سال 2005  به ppm360 و در سال 2026 به میزان 600ppm و در سال 2100 به 800ppm رسیده و منجر به افزایش 5 درجه سانتیگراد افزایش دما خواهد شد . منشا  افزایش هر یک از این گاز های گلخانه ای متفاوت است ولی مهمترین  منابع  افزایش این گاز ها  عبارتند از  :سوزاندن سوخت های فسیلی  ، جنگل زدایی ،تخمیر هوازی ضایعات ، مرداب ها ، فضولات حیوانی ،شالیزار ها ،کاربرد شدید نیترات ها ،مواد و عناصر شیمیایی مصنوعی در کشاورزی  ، کود های شیمیایی ، آلاینده های شیمیایی صنعتی  و غیره می باشد که باعث شده مانند یک عایق عمل کرده و مانع خروج اشعه مادون قرمز ناشی از تابش نور خورشید به جو و در نتیجه افزایش  دمای زمین گردد. به صورتی که اگر گاز های گلخانه ای وجود نداشت دمای کره زمین حد اقل 15 در جه سانتی گراد خنک تر بود. این افزایش دما ناشی از گاز های گلخانه ای در قرن 21 منجر به چالش های بزرگی شده است از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

-تاثیر گرمایش زمین بر انسان : مرگ بیش از 20000نفردر سال 2003 در اروپا  به دلیل گرمای بی سابقه

-تاثیر بر محصولات کشاورزی  : بالا رفتن دما طی یک دهه گذشته منجر به کاهش 10 درصد تولید محصول شده است ( با شاخص بررسی محصول برنج ) 

- تاثیر بر گیاهان و جانوران : ظهور تغییرات ژنتیکی  و بروز بسیاری از بیماری ها ، تغییر زمان مهاجرت ، تغییر دوره های تخم گذاری ، ظهور زود هنگام گل دهی و پروانه ها و....

- تاثیر بر مناطق قطبی ، اقیانوس ها و یخچال ها  : مانند پدیده ال نینو

در جدول  ذیل سهم  بخش کشاورزی در  تغییرات اقلیمی  و  تخریب محیط زیست شرح داده شده است


ردیف

آلاینده

صنعت

کشاورزی

ساخت و ساز و سایر

1

انتشار سرب

60درصد ناشی از سوخت های فسیلی

کم

35 درصد

2

انتشار کادمیم

13درصد

12درصد

75درصد

3

Co2

80 درصد

2درصد

18درصد

4

متان

18درصد

65درصد

17درصد

5

انتشار جیوه

20درصد

2درصد

78درصد

6

انتشار N2O

12

80درصد ناشی از کود های شیمیایی

8درصد

7

انتشار ذرات

35

40درصد

250درصد

8

SO2

75درصد

18درصد

7درصد

با  وجود ظهور تغییرات اقلیمی  ناشی از  گاز های  گلخانه های تعهدات و پیمان های مهم بین المللی  تصویب شده است  ولی  از مهمترین راهکار ها و پیشنهاد های  موثر در کاهش گاز های گلخانه ای اجرای برنامه های مدیریتی و فنون زیست محیطی در بخش کشاورزی  و تغییر در سوخت و بهبود راندمان انرژی در صنایع و ساختمان های مسکونی و حمل و نقل است .

  بحران  امنیت و سلامت  غذا .

با توجه به افزایش جمعیت دنیا  و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه 1950 میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی فشرده فعلی تغییر پیدا کرد که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست . این نظام مبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی می باشد.کشاورزی مرسوم با ورودتکنولوژي هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري وماشين آلات جديد ، قابلیت دسترسی زیاد به کودها وآفت کش ها، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، روش های نوین آبیاری ، روش های جدید کشت و...  به صورت فزاینده ای تکامل یافت ، به صورتی که بزرگترین مشکل در دهه اول انقلاب سبز  مازاد تولیدات کشاورزی بود.در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علف های هرز ونیاز به مدیریت زراعی در بخش کشاورزی و .. همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد وهمانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردیدو  حفاظت خاک به فراموشی سپرده شد .در اواخر دهه 1960 وابتدای دهه 1970،یعنی تنها بعد از یک دهه از ورود تکنولوژی به کشاورزی  حوادثی باعث شد که توسعه کشاورزی ، بامسایل و مخاطرات جدیدی مواجه گردد.با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی مردم از اثرات تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست افزایش یافت ؛ تجمع عناصر غذایی در آب های سطحی وزیر زمینی وبهره برداری بی رویه از آنهازیاد شد.کمبود انرژی و منابع  در ابتدای دهه 1970، علایم شروع مخاطرات جدید نظیر تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولیدو.... را نمایان ساخت .  اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دودهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه ونامناسب نهاده های وبرخی تکنولوژي های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و  بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر وحادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات وبحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت ومیزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است.ومخاطرات زیست محیطی وبهداشتی جدی را به همراه داشته وبا تحدید شدید منابع تولید همراه است . در شکل ها ی 1و2 مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی به صورت مقاومت آفات و افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .


چالش های  بهداشت و سلامت    

در نظام کشاورزی  رایج   (فشرده ) بهداشت و سلامت افراد به شدت تحت تاثیر عوامل مخرب قرار دارند که مهمترین آنها عبارتند از :

عوامل شیمیایی:

-   بسياري از سموم موجود در بازار به ويژه در خاور ميانه غير استاندارد است۔

-   سالانه دو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد  نيم كيلو گرم مي باشد۔

-     ميزان باقيمانده سموم ،نیترات و ...در  بسیاری از محصولات از حد مجاز بيشتر است .  ( سنجش نمونه اي از  خيار گلخانه اي  در يك دوره سنجش  ،نمايانگر وجود باقيمانده  سيزده  نوع سم با بنيان كلره و هفت سم با بنيان فسفره بوده است (.

-   سالانه 22  ميليون نفر بر اثر سموم شیمیایی   در کشاورزی  دچار  مسمومیت  ، مرگ و میر ، بیماری های مزمن ، عوارض پوستی ف بیماری های اعصاب ، ناهنجاری های تولید مثل و.. مي شوند .

-     در حال حاضر 5/2 ميليون تن سموم آفت‌كش در دنيا مصرف مي‌شود، (نیم کیلو برای هر فرد در سال )

-     هفتادو پنج درصد سموم  در كشورهاي توسعه يافته استفاده مي‌شوداما وقوع مسموميت در كشورهاي در حال توسعه 13 برابر بیشتر از كشورهاي توسعه يافته مي‌باشد

-   بیش از 25 درصد از سموم در سبزی وصیفی  که مصرف تازه خوری دارند مصرف می شود.

-     در حال حاضر علاوه بر  بحران  های ناشی از مواد شیمیایی  ، مواردی نظیر :هورمونهای رشد.دست کاری های ژنتیکی  . محصولات ترایخته .آنتی بیوتیک ها .اشعه و پر تو افکنی .موا شیمیایی سنتز شده.سموم هورمونی و شبه هورمونی .علاوه بر  مخاطرات شیمیایی  سایر عوارض  ناشی از تکنولوژی  در کشاورزی  به صورت ذیل بر سلامت و بهداشت تاثیر گذار است .

عوامل فیزیکی  :  شامل صدا ،ارتعاشات ،ماشین آلات ،اشعه های مادون قرمز و ماورا بنفش ،گرما ،سرما ، الکتریسیته 

عوامل مکانیکی و ارگونومیکی  :   شامل ابزار نامناسب ،وضعیت نامناسب بدن در حین کار ،حمل بار

عوامل بیولوژیکی :  شامل تماس با حیوانات، آلاینده های بیولوژیکی ،انگل ها ،باکتری ها ،ویروس ها

عوامل روانی  :شامل استرس و فشار های روانی ،خستگی

چالش ها و بحران های  محیط زیستی 

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :

  الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست : سيستم هاي زيست محيطي حياتي در دچار صدمه  و آسیب  جدی  شده  فعاليت هاي كشاورزي  فشرده  به شدت سيستم هاي زيست محيطي  را تحت تاثیر قرار  داده است

ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  :  فعالیت های کشاورزی فشرده  باعث  آسيب به محيط زيست  داشته که این آسیب  تاثير مستقیم بر بر تندرستي بشر داشته است  

ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايش ها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي در  منجر به  چالش هاي  اجتماعی  ،  زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار شده است

د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژه اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

شاخص های محیط زیستی صدمه دیده ناشی از فشار تکنولوژی  در کشاورزی رایج

 

1

تنشهاي اكوسيستمي

19

ظهور بیماری ها و آفات  جدید

2

تنش هاي آبي

20

نا كارآيي  طبیعی اكوسيستمي

3

فشارهاي محيطي

21

عدم مسئوليت پذيري

4

آب  ناسالم

22

 چالش انطباق  صنعت

5

خاك ناسالم

23

فقر مواد آلی

6

به هم  خوردن تنوع زيستي

24

به  هم خوردن  تنوع گونه ها

7

مرگ بیو لوژیک خاک

25

پسماند های مصنوعی

8

فرسایش شیمیایی  خا ک

26

زباله های شیمیایی

9

مقاومت عوامل مضر محیطی

27

استرسهاي محيطي

10

ترکیبات شیمیایی مصنوعي

28

مصرف بی رویه شيميايي

11

تحدید منابع طبيعي

29

عدم ثبات اكولوژي

12

گاز های گلخانه ای

30

تجمع عناصر مضر

13

نا پايداري منابع

31

بحران کیفیت

14

آسيب پذيري از نهاده ها

32

دست کاری های ژنتیکی

15

اشعه ها و پرتو افکنی

33

كميت آب

16

هورمون ها و انزیم ها

34

عدم امنیت اقتصادی

17

كيفيت آب             

35

بحران  غذا

18

فقر

36

آلودگی

 

§         کاربرد مواد شیمیایی  دارای اثر ماندگاری بالا در خاک و آب (POP ) در فعالیت های  کشاورزی باعث اثرات تخریبی  دراز مدت بیولوژیکی  و محیط زیستی شده اند .

§         سيستم هاي زيست محيطي حياتي در فعاليت هاي كشاورزي فشرده   در حال تهدید و ضدمه دیدن هستند  و این شامل تندرستی  كشاورزان و گروه هاي بهره بردار و خانوار آنها  متاثر ازمحيط زيست  صدمه دیده  نیز می شود  

§          کاهش کیفیت و کمیت آب 

§         به هم خوردن  تعادل  های  زيستي

§         تنش هاي اكوسيستمي

§         مرگ بیولوژیک خاک

§          حذف  گونه های مفید زیستی  و به هم خوردن تنوع گونه ها

§         تحدید منابع طبيعي از جمله چالش های کاربرد مواد شیمیایی صنعتی در کشاورزی است

چالش  های  ناشی از دست کاری های ژنتیکی

فشارهای  ناشی از مکتوبات و اظهارات  حامیان  کشاورزی مدرن بر طبق الگوی انقلاب سبز در این مورد که کشاورزی پایدار و ارگانیک معادل کاهش تولید و قحطی غذا خواهد بود درکنار حمله مافیای تجارت و بازار سم   در کشاورزی  که این بار بر خلاف  دهه 50 و 60 که با سلاح سموم شیمیایی وارد شد ه بود با اسلحه کاربرد گیاهان تراریخته ، پرتو افکنی و مواد شیمیایی سنتز شده وارد شده است باعث شده که در ذهن بسیاری به غلط ، عملیاتی کردن کشاورزی پایدار به صورت ساده و کم هزینه امکان پذبر نباشد .  بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن  اظهار نموده اند که اگر همه کشورها این  رو ش را در تولید محصولات کشاورزی  انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد .آنها در مقالات علمی  و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که این نوع  کشاورزی ، پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است .  آنها از این طریق فشار را برای کاربرد محصولات تراریخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده را افزایش داده وکاربرد آن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمایندبا این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست .این در حالی است که   بررسی ها   در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ریخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلکه باعث بروز بحرانهای جدید  در مسئله سلامت و  اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین  به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای  تولید کننده محصولات تراریخته در جهان  که 28 در صد کل محصولات  تراریخته را تولید می کند  ،می باشد . بیش از هشتاد درصد سطح زیر کاشت سویا در 5/6  میلیون هکتار از سویای تراریخته استفاده شد.نتایج  به دست آمده نشان  می دهد که  در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهمترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  30 در صدی قیمتها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است ۔ از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان 32 در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث ور شكستگي اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرها و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است .

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 9/7/1390 و ساعت 01:55 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


خبر ویژه
باخبر شدیم سرکار خانم دکترفلور قانع   دکترای ترویج و  آموزش کشاورزی دانشگاه مالزی که به عنوان پژوهشگر  در برنامه ملی IPM.FFS  کشور فعالیت های شایانی داشتند ، بر اثر ضایعه مغزی دار فانی را وداع گفتند .  ایشان در اخرین فعالیت تحقیقاتی ، مشغول بررسی  ارزیابی اثر بخشی IPM در کشور ایران  و مقایسه ان  باکشور مالزی در قالب تز دکترا مشغول کار بودند  که چند روز قبل از دفاع  نهایی ،بر اثر این ضایعه دعوت حق را لبیک گفتند . پایان نامه کار شناسی ارشد ایشان  هم  در باره بررسی اثر بخشی شیوه مدرسه در مزرعه در توسعه IPM در محصول پنبه شهرستان گرمسار بود.
 از طرف خود و سایر همکاران  ضمن عرض تسلیت  و آرزوی صبر  به خانواده محترمشان ، برای آن مرحومه از درگاه قادر متعال رحمت و مغفرت مسلت داریم .روحش شاد .
محمد شریفی مقدم

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 6/7/1390 و ساعت 09:26 موضوع: اخبار ويژه | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


چکیده کشاورزی ارگانیک

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي دولت ها در هزاره سوم میلادی ،مسئله تامین وسلامت  غذای جميعت  کشور ها است. عدم توانایی بسیاری از  دولت ها در امنیت و سلامت غذای کافی باعث  سوق دادن بسیاری از کشور ها به سمت بحران های شدید اجتماعی شده  است . با توجه به این که در آینده نزدیک جمعیت دنیا به مرز 10 میلیلاد نفر خواهد رسید در صورت تاکید بر نظام فعلی  کشاورزی ، برای تامین غذای  این جمعیت حد ااقل به یک میلیارد  هکتار اراضی جدید ، منابع آب  شیرین جدید ، مصرف چند برابری ازت   است که همین نکته  نشان از خاموشی بیولوژیک خاک  . مرگ کره  زمین خواهد بود . کمتر از یک دهه بعد از انقلاب سبز   ،فرايند توليد محصولات کشاورزی با مشكلات وبحران های جدیدی مواجه شدکه تبعات آن خيلي حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.هر ساله علی رغم مصرف  سموم شیمیایی مصنوعی  در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته وفرایند تولید با مشكل روبروشده است . گونه های مختلف  آفات،بیماری وعلف هرز در برابر سموم شیمیایی موجود مقاوم شده اند . خاک  ها با  مسمومیت ها، تخریب وفرسایش های شیمیایی شدید روبرو هستند .سلامت انسان نیز از طریق  بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیت های منجر به مرگ،بیماری های مزمن با تهدید مواجه شده است . تخریب محیط زیست  و بر هم خوردن تعادل های طبیعی کشت بوم ها نیز از دیگر بحران های حاصل از مصرف بی رویه مواد شیمیایی مصنوعی در کشاوری بوده است . این بحران ها در حالی است که مهمترین هدف کاربری تکنولوژی یعنی  افزایش میزان و كميت توليد نیز با بحران و رکود  مواجه شده است. زیرا بررسی ها نشان می دهد با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي  در دهه های  اخير در ، ميزان كاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از افات و بيماريها دو برابر افزايش يافته است و با وجود  مصرف سموم شیمیایی   تا40  در صد محصولات با وجود مصرف سموم از بين ميروند  و این در حالی است  که بیش از  600گونه آفت شامل  425  بند پايان،150  گونه عوامل بيماري زا  و 150 گونه علف هرز در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده اند . از طرف دیگر  افزايش روز افزون هزينه هاي کنترل شیمیایی ميزان بهره وري  اقتصادی در توليد را در حد ريسك پايين آورده است. در سال 2003 میزان هزینه  کنترل شیمیایی در دنیا رقمی حدود 200میلیون دلار است در حالی که این رقم در سال 1985 چیزی حدود 50 میلیون دلار و در سال 1970 حدود 5 میلیون دلار بوده است .این تجارت باعث شده که سالانه حدوددو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد نزدیک به  نيم كيلو گرم مي باشد. تماس  مستقیم  افراد و یا باقیمانده عناصر ناشی از  سموم در محصولات ،آب و خاک  سالانه باعث مسمومیت 22 میلیون نفر در دنیا می شود  « تعدادزیادی  دچار مسمومیت های شدید ، بيماريهاي دايمي و  سرطان  و مرگ می گردند.   این علایم  نشان می دهد که بر خلاف  تبلیغات و ادعا هایی  که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و علاوه برآن  سلامت انسان و محیط زیست به شدت در معرض آسیب قرار گرفته است . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار وحذف نهاده های شیمیایی مصنوعی  را کشاورزی مدرن می دانند.آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان  می کنند که کشاورزی ارگانیک ، پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است واز این طریق فشار را برای کار برد محصولات  ترا ريخته ،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه  می نمايند. این در حالی است که بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه منجر بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند.ولی فقط کمتر از یک دهه از ورورد آرژانتین  محصولات تراریخته،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .در حالی که  یک بررسی  جامع در بیست کشوردر حال توسعه  و برروی دو میلیون کشاورزی که در تولید محصولات ارگانیک فعال هستند  نشان مي‌دهد که کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان مي‌باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده‌است. علاوه بر این ، رونق اقتصادی این محصولات که معمولا با نرخ حدود 2 تا 3   برابر به فروش می رسند نشان می دهد که نظام کشاورزی ارگانیک به راحتی علاوه بر افزایش کمی تولید با نرخ بالای سود دهی نیز همراه است و به همین دلیل مهمترین پتانسیل برای ورورد به یک چرخه پایدار تجارت محصولات کشاورزی به شمار می رود .تا سال 2008 میلادی حدود   60 میلیون هکتار اراضی کشاورزی در 120کشور در 5 قاره جهان  که از این زیر کشت ارگانیک قرار گرفته است .. به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال حدود 30 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود و در نهایت پیش بینی می شود که تا سال 2050 حدااقل یک چهارم کشاورزی دنیا نحت پوشش کشاورزی ارگانیک قرار گیرد . و این امر ضرورت نگاه جدی برای وصل شده به این نظام بزرگ اقتصادی را بیش از پیش  نشان می دهد .

2- مفاهیم و تعریف كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود. در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسم های مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، پایه اصلی  در نظام ارگانیک است  كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد.كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد.مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند.

3- مبانی کلیدی در  كشاورزي ارگانيك

·           كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، دانش بومی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

·           كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است.

·           كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

·           با افزایش سطح آگاهیها، بازارارگانیک  رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

·           بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

·           چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

4- تعاریف و باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

اشتباه  اول : یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

اشتباه  دوم  : نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

اشتباه  سوم : تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 1/6/1390 و ساعت 01:01 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(3) - دنبالک ها(0)


IPM

تعریف و مفهوم   IPM 

     بنابر تعریف IPMعبارت است ازشيوه هايي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان پذير و سازگار برای كنترل جمعيت آفات در زير سطح آستانه زيان استفاده میکند . کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی نتوانسته است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی  پایدار  را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سیستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل:

-ایجاد مقاوت به آفت‌کشها

- بروز آفات ثانویه

-پایداری در محیط زیست و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتراز باقیمانده []

- شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام  و بروز مسمومیت‌های حاد

- کاهش میزان بهره‌وری محصول

- افزایش میزان هزینه تولید

-عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی

تا دهه 1980 در كشورهاي در حال توسعه مديريت تلفيقي بخصوص در مورد كشاورزاني كه در مساحت كمي كشاورزي مي كردند مسئله اي انجام نشدني بود . اما به تدريج كه شيوه هاي ترويجي بالا به پايين بيشتر به خاطر يكنواخت بودن محتواي دوره هاي آموزش و عدم مشاركت بهره برداران در برنامه ريزي ها ، تعيين نيازها و تصميم گيري هاي اجرائي بدون نتيجه مانده و تحركي در كشاورزان ايجاد نكرد ، توجه و حركت به سمت راهكارهاي جديد شروع شد .  نتایج این پژوهش  ها و فعالیت ها منجر به تعریف سطح جدیدی از  مدیریت تلفیقی آفات  با رویکرد  مشارکتی  برای اجرا در سطح کشاورزان کوچک و جوامع محلی   با عنوان  مدیریت مشارکتی تلفیقی  تولید و حفاظت از محصول شد که با عنوان اختصاری  IPM.FFS از دهه 80 میلادی به عنوان برنامه اصلی امنیت و سلامت غذا در بسیاری از کشور های  در حال اجراست .  شیوه مدرسه در مزرعه به  عنوان شیوه مناسب  در فرایند اجرا ،ترویج و توسعه مبانی کشاورزی پایدار در شرایط مختلف بهره برداری طراحی و ارایه شده که هم اکنون به عنوان روش  اصلی توسعه کشاورزی پایدار در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه می باشد .

مدرسه در مزرعه ،  فرایندی است مبتنی بر مشارکت و ظرفیت سازی  بهره برداران در مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصولات کشاورزی در مناطق مختلف تولید . از لحاظ مفهومی مدرسه در مزرعه فرایندی است پويا براي عملياتي كردن  پايدار مشاركت بهره برداران دراعمال مديريت جامع  توليد ،حفاظت و بهره وري  از منابع با تكيه بر كشف و شناخت كشت بومزراعی  . این امر  با کاربرد روش تحقيقات مزرعه ای کشاورز مدار وبا تاكيد بر تلفيق  عملياتي تجربه و دانش در جهت توسعه كمي وكيفي تولیدات کشاورزی صورت می گیرد . این شیوه به عنوان بهترین راهبرد اجرا و توسعه مدیریت تلفیقی آفات   درمناطق عملیاتی کشاورزی  و مناطق روستایی و جوامع محلی است . بنابر این مدرسه در مزرعه به عنوان روش ترویج مزرعه ای مبتنی بر مدیریت مزارع بر اسا س  کشت بوم زراعی با مشارکت بهره برداران جایگزین اصلی روشهای ترویجی متعارف می باشد و مدیریت تلفیقی آفات  نیز با مفهوم  جامع  مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول جایگزین تعریف اولیه مبارزه تلفیقی آفات شده و در کنار هم IPM/FFS  را به عنوان راهبرد اصلی تولید محصول سالم ،کشاورزی پایدار و دروازه حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک و توسعه روستایی شناخته شده است .   در این  برنامه توسعه برنامه مدیریت تلفیقی آفات   تنها بر اثر افزایش مهارت کشاورزان و بهره برادران محلی  صورت می گیرد . مدیریت تلفیقی آفات در این برنامه  تنها محدود به مفاهیم اولیه نمی شود بلكه شامل مدیریت جامع تولید محصول با مشارکت بهره بردار با مواردی نظیر : بررسی فیزیولوژی گیاه ، روشهای زراعی برای سلامت و افزایش محصول ،کاربرد عوامل موثر در  حفاظت از محصول ،مدیریت حاصلخیزی و تغذیه گیاهی ،مدیریت آب  ، مدیریت شناخت و بررسی  آفات ،بیماریها ،علفهای هرز ،عوامل محدود کننده توسط مدیریت  کشاورز ،حمایت از دشمنان طبیعی  محلی  آفات و بیماریها ، ایجاد مهارت مونیتورینگ  ،تجزیه و تحلیل اقتصادی تولید و بررسی ارتباط اقلیم منطقه ای  با تاکید بر  اصول   ذیل صورت می گیرد :

- یادگیری مبتنی بر شرایط یادگیری حاصل از عمل و تجربه .

- ایفای نقش تسهيل گري به جای معلمی وکارشناسی .

- دخالت و ایفای نقش تجربیات و دانش بومی بهره بردار

- تبادل اطلاعات در گروه کاری بهره برداران .

- طراحی اهداف یادگیری بر اساس اولویت های ارزیابی شده  و موضوعات خاص .

- مشارکت فعال و درگيرانه و برابر گروه

- اساس یادگیری بر اساس تبادل تجربیات و بحث و گفتگوهای درون گروهی .

- افزایش مهارت بهره بردار در شناخت و تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی است .

  محتوای  IPM   مشارکتی

IPM مشارکتی ، مشارکت بهره بردارن در مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول در شرایط محلی است و به عنوان استراتژی اصلی توسعه کشاورزی پایدار ارایه شده است. آنچه در کشاورزی پایدار به عنوان یکی از اصول کلی مطرح مي‌شود، کاربرد روش های کاشت، داشت و برداشت با تکیه بر حفظ تعادل اکولوژیک است. در این ارتباط مصرف کود و سموم شیمیایی مصنوعی به عنوان مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌ها و از بین برنده تعادل طبیعی و نیز دستکاری چرخه‌های بین زنجیره‌های غذایی یکی از راهکارهای مردود است. با توجه به آنکه تولید محصول سالم و عاری از هر گونه آلودگی شیمیایی هدف اصلی در استقرار کشاورزی پایدار است.شيوه كاربردي مديريت تلفيقي در مزارع به موفقيت‌هاي مهمي دست يافته‌است. اما تا دهه 1980 در كشورهاي در حال توسعه مديريت تلفيقي به خصوص در مورد كشاورزاني كه در مساحت كمي كشاورزي مي‌كنند، مسئله‌اي انجام نشدني بود. زيرا برداشت عمومي از مديريت تلفيقي در بين كشاورزان خرد بسيار گنگ و پيچيده بود. بنابر اين تحقيقات بيشتري مورد نياز بود تا بتواند اثرات شيوه‌هاي اين نوع مديريت را معرفي كند.بررسي‌ها نشان مي‌دهد در این شیوه ضمن كاهش مصرف سموم عملكرد برابر يا بيشتر شده و اين افزايش نقش قابل ملاحظه‌اي در اقتصاد كشاورزان داشته‌است. آن چه كه در تعاريف قديمي ناديده گرفته شده نقش كشاورزان در برنامه‌هاي اجرايي مديريت تلفيقي است. يك كشاورز بايد قادر باشد فنون مناسب و سازگار با شرايط كشت بوم خود را انتخاب كند. بنابر اين بسيار زود مشخص شد كه در اين فرآيند، آموزش كشاورزان بسيار مهم‌تر از انتقال صرف تكنولوژي است.در این برنامه  IPM دارای مبانی کاملتری است  


روش های و فنون  IPM

1-  شناخت و تفکیک  عوارض ناشی از عوامل غير زنده:

بسیاری از عوارض ناشی از  عوامل غیر زنده نظیر نور و گرما، سرما ويخبندان، خشكي، كمبود مواد غذايي ، خاك، تگرگ، باد، رطوبت در بسیاری موارد با خسارات ناشی از آفات مشابه مي‌باشد. شناخت این عوامل و اثرات و تفکیک آنهاتوسط بهره‌برداران نقش مهمی در حذف  میزان زیادی  مصرف کود و یا سموم شیمایی دارد. از جمله این علایم می توان به قهوه‌اي شدن پهنه برگ، سوختگي پوست ميوه، سياه شدگي شكوفه، ريزش برگ، ايجاد شكاف در تنه و شاخه‌ها، يخ زدگي بافتهاي گياهي، خفگي ريشه، كج شدن نهال‌هاي تازه توقف رشد،  عقيم ماندن گلها، اشاره کرد

2-روش  ها ی کنترل  و مدیریت  زراعی با تاکید بر رابطه آب خاک گیاه

 عبارت است از عمليات پيشگيري با استفاده از تغيير دادن عمليات مديريت كه محيط زيست را براي توليد مثل انتشار آفت نامطلوب و بهترین شرایط را برای  پرورش گیاه قوی و سالم ایجاد  مي‌كند. ازجمله این روش ها عبارتند از : تنظيم دور آبياري ، رعايت فواصل كاشت ، تناوب زراعي،تنظيم كوددهي ،شخم ، ارقام ،زودرس ،هرس ،ازبين بردن بقاياي گياهي آلوده ،آيش،كاشت گياهان تله ،كشت ارقام مقاوم،استفاده از بذور و نهال عاري از آفت،تغيير در تاريخ كشت يا برداشت . روش های زراعی با نگرش کنترل جمعیت آفات، کاهش سطح آلودگی‌های پاتوژنیک و مبارزه با علف‌های هرز از قابل اطمینان‌ترین روش های قابل توصیه در کشاورزی ارگانیک هستند که با سایر روش های کنترلی هیچگونه تداخلی نداشته و اغلب در راستای افز

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 15/5/1390 و ساعت 12:44 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


برای کنترل جاروک جادوگر چه باید بکنیم؟

به نام خدا

 

شناخت ، مدیریت  و کنترل  WBDL با تکنیک AESA

(طراحی سایتهای   تحقیق - توسعه در مناطق آلوده   برای  شناخت ، مدیریت وکنترلدر راستای

برنامه جامع مدیریت بیماری جاروک جادوگر)

                                                                                                                  

Integrated Field Research Plan in Witch Broom Disease Lime with AESA Technique in I.R.IRAN

 

فصل اول -كليات

مقدمه

       بیماری خطرناک فیتوپلاسمایی جاروک لیموترش ، تقریبا نزديك به 15 سال فرایند تولید در باغات  لیمو ترش ایران را با بحران روبرو نموده است به طوري که باعث اثرات مخرب در باغات شده و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در جنوب و جنوب شرق ایران به ویژه مناطق جنوبی کرمان ،سیستان و هرمزگان که جزء مناطق محروم می باشند  ،  به وجود آورده است . 

         عامل  این بیماری ( witches Broom Disease of  lime )یک پرویوکاریوت فاقد دیواره سلولی به نام فایتو پلاسما است که توسط پیوندک و حشرات ناقل منتقل و باعث از بين رفتن رشد رویشی و زایشی گیاه  شده و در نهایت باعث مرگ درخت می گردد . با وجود انتشار صعودی این بیماری و خسارت فراوان هنوز راهبرد مشخصی  برای مدیریت این بیماری در دست نیست .با توجه به خلا مطالعاتی در دنیا ، از سال 1385در کشور  مقدمات طراحی برنامه جامعی به منظور تحلیل ،تحقیق ، شناخت ،پیشگیری ،کنترل و مدیریت جامع این بیماری شروع و در نهایت ،  برنامه جامع مدیریت بیماری جاروک جادوگر  طراحی و آماده اجرا گردیده است . در همین چارچوب پروژه های تحقیقاتی و اجرایی متعددی توسط محققان در بخش های مختلف طراحی و در حال اجراست که یکی از کلیدی ترین پروژه های  مصوب این برنامه ، پروژه ای تحت عنوان " پژوهش جامع  مزرعه ای  بیماری جاروک جادوگر  با تکنیک AESA "است که در قالب عملیات مزرعه ای به صورت اجرای  سایت جامع پژوهش مزرعه ای طراحی و تصویب و  برای نخستین بار در باغات لیموترش استان هرمزگان  آماده اجرا  می باشد .

2 - محتوای عملیاتی پروژه

 آنچه كه در اين  پروژه  انجام  می گیرد ، اعمال   تکنیک پژوهش مزرعه ای  تحت عنوان سیستم  تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی  (Agro Ecosystem Analyze)  است که با مشارکت بهره برداران  منطقه هدف در سطح باغات لیموترش اجرایی می گردد. ثبت و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از این سیستم ، نقشه های  اکوسیستمی مربوط به چگونگی اثر عامل، نحوه پراکنش ،عوامل انتقال دهنده ،......و به طور کلی نقشه هاو نمودارهای  اکوسیستمی نحوه اثرگذاری این بیماری و عوامل موثر در توسعه آن در منطقه را به صورت کامل مشخص می سازد  علاوه بر در بخش بعدی فعالیت در این سیستم ،  با استفاده از مکانیسم FPR &D و در قالب طرح تحقیق - توسعه ،میزان تطابق و اثرگذاری  نتایج یافته ها و تحقیقات انجام شده در مدیریت و کنترل بیماری را در شرایط مزرعه ای و  اکوسیستم منطقه ای در سریعترین زمان ممکن مشخص می سازد .

3 - ساختار عملیاتی پروژه

  محتوای عملیاتی  این راهبرد از طریق انتخاب یک سایت جامع اصلی و چندین سایت راندومی محیطی که بر اساس شاخص های اقلیم -گیاهپزشکی در یک دامنه اقلیمی مشخص و یا در یک منطقه هدف و بر اساس شرایط محلی  انتخاب شده و فرایند AESA  توسط گروه عملیاتی که متشكل از بهره برداران و متخصصان  پایش  در طول فصل زراعی  انجام شده  و نتایج بررسی  های اکوسیستمی  در قالب نمودارها ،نمونه ها ،جداول ،پوستر ها ،قفس ها و جعبه های تشریح و ..... ثبت و تحلیل می شود تا بر اساس این تحلیل موضوعات خاص اثر گذار طراحي و سپس در شرایط مزرعه ای  مدیریت شوند.. همزمان  بهره برداران  در این فرایند در قالب یک  سیستم مشارکتی نوین ترویج و آموزش مزرعه ای در تحت عنوان  مدارس مزرعه ای کشاورزان                               ( (Farmers Field School ظرفیت سازی شده و به عنوان گروههای مرجع و در قالب تشكل محلی فرایند مونیتورینگ  و مديريت جامع بیماری فرایند کنترل را به صورت محلی بر عهده خواهند داشت  . عمده تر ين شاخص های مورد بررسی در تجزیه و تحلیل اکوسیستمی بیماری عبارتند از : دامنه پراکنش عامل-دامنه و پراکنش   ناقلین-سناریو های محدوده سلامت منطقه ای (قرنطینه )-عناصر  موثر اقلیم شامل باد و..-همبستگی محصولی-حشرات فعال-علف ها و گیاهان فعال-بررسی دامنه  گونه ها و ارقام-عناصر و مواد آلی و معدني شاخص-فیزیولوژی گیاه و.........

 

 

 

 

 

تاکتیک های اجرایی  در سایت اصلی

 

Text Box:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4- اهداف اصلی پروژه

- تهیه سناریو های رفتاری  عامل و پراکنش عامل بیماری بر اساس شرایط منطقه ای

-مدیریت زمان در شناخت ،تحلیل و اتخاذ روش کنترل با سیستم  تحقیق -توسعه

 - بررسی و تحلیل  اکوسیستمی موضوعات خاص تاثیر گذار در نشر بیماری.

-ایجاد شبکه محلی مونیتورینگ  و کنترل بیماری از بهره برداران منطقه هدف  

-سرعت در دستیابی به نتایج و مدیریت زمان در تحقیقات موضوعی در خصوص بیماری جاروک.

-كاهش هزينه های مدیریت  و کنترل بیماری .

-مدیریت منطقه ای موضوع توسط تشكلهاي محلی ظرفیت سازی شده با هدف ایجاد شبکه خاص  مراقبت و پایش مردمی  

- بررسی ارتباطات اکوسیستمی منطقه ای در پراکنش بیماری از طریق اسکن وقایع اکوسیستمی  .

-  سرعت در دستیابی به نتایج و مدیریت زمان  در بررسی جایگزین های زراعی و باغی در شرایط اکوسیستمی محلی .

5 - شاخص ها و ویژگی های خاص پروژه  

1-5: فرایند پروژه با مشاركت عملیاتی بهره برداران انجام می شود تا همزمان با فرایند پژوهش مزرعه ای در سايت اجرایی ، بهره برداران  بتوانند ا زطريق آموزشهاي لازم در بكارگيري همه جانبه روش  در مناطق و محل هاي فعاليت هاي توليد خود بتوانند براي بهبود و اصلاح فعاليت هاي خود از نتايج استفاده نمايند .

2-5: خطي مشي هاي زيست محيطي در كاربرد تکنولوژی و نتایج یافته های تحقیقاتی در این خصوص و شرايط خاص منطقه اي به صورت یک اصل  مورد بررسي و كنكاش قرار می گيرد.

3-5 : تحول در سیستم  متعارف  انتقال یافته  ، از مبانی تحولی در این الگو می باشد .

4-5: يكپارچه كردن و تلفيق پروژه هاي مبتني بر توسعه تكنولوژي در فرايند توليد با ساير پروژه هاي متنوع محلي با عنوان مدیریت جامع با ساختار توسعه مبتنی بر شاخصهای اجتماعی و اقتصادی  از استراتژی های اصلی در این فرایند است .

5-5:  طراحي برنامه براساس شاخصهاي تحليل اقتصادي عملكرد با اين عنوان  كه بهره برداران  متوجه باشند كه چه عملي بايد انجام دهند و چگونه درآمدهاي خود را محاسبه كنند .

 6-5:  طراحي برنامه  مبتني بر دانش بومي ، شرايط حاصل از تجربيات محلي و ويژگيهاي اجتماعي منطقه هدف.

با توجه  به ساختار  های  ذیل «برنامه اجرایی در هشت پروژه  خلاصه می شود :

 

ادامه دارد

( ادامه مطلب )


برچسب ها :جاروک - جادوگر - لیموترش- جاروک جادوگر,

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 9/5/1390 و ساعت 10:23 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


Development of Sustainable Agriculture and Preserving

Abstract:

This report, by making use of national projects of "agricultural extension and education deputy of moja that development in 285 rural of 30 province. This project introduces a extensional model in communication process for sustainable agriculture development based farming system organic in local community in developing countries as Iran that called IPM/FFS. This project has been implemented in collaboration with international organizations such as FAO, UNDP and APO since 2002 in more than 280 Village sites (villages) in 30 provinces of Iran. The outstanding results and effectiveness of the project, in three aspects of social, economic and agro-ecosystem, made extension department in Iran’s ministry of Jihad-e-Agriculture to approve this model and develop as a general guideline to be implemented as a national plan across country in 2008 .This article tries to provide the conceptual and practical framework, indicators and practical elements of the model. It should be noted that this model emphasizes on communicational mechanism in agriculture. One of the important models in sustainable development process is communication cycle, especially in technology and new findings transfer process at local and farmer level. After green revolution and industrial development in agricultural sector when chemical products, new seed varieties, new irrigation technologies and modern machineries were introduced, till now that making use of genetically modified crops, chemical hormones and synthesized chemicals publicized, the role of this model became more obvious. In agricultural development process the principals and main resources of communication are called agricultural information system. This system consists of 4 elements including research, extension, education and farmer. A survey on development approaches and models since 1950’s showed that till 1980's the communication process has been mostly  top-down and based on a one-way technology transfer mechanism . This kind of insight towards communication, particularly in developing countries like Iran that most of the farming systems were formed in rural areas and more than 80% of the production system were based on this system, made the most of the technology and findings transfer efforts unsuccessful. Another survey on some development models based on this framework showed that developing programs and plans base on this insight was a mere  waste of time and money and these programs were not led to a sustainable development . Moreover they caused some new crisis in environment, natural resources and ecology of the target area. Making use of these outdated communication mechanism in some developing countries resulted in distrust among farmers, refusing findings and technologies as well as simple advises from experts. Today making use of communication models based on top-down mechanism for transferring technologies and research findings could not be successful, since current agriculture is affected from agro-ecological factors as well as market indicators and global trades. Importance of IPM.FFS Performance and Development:

- At the beginning of 3rd millennium. Food safety and health were labeled as substantial issues for government. Models and developing approaches failed to meet increasing demands for food due to Ineffectiveness and this exposed many countries to social hazards.

- Crisis in economical agriculture output at a local level and counter effects in quantitative process of production due to inappropriate use of pesticide.   

- Crisis in safety food and human health, destruction of environment

 And agro ecosystem

- Runaway Increase in Pesticide Control Cost


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 9/5/1390 و ساعت 10:17 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


کلیات طرح توسعه کشاورزی ارگانیک ایران

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي جامعه بشري، در دهه های اخیر،بحران غذا و مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی در دهه پنجاه میلادی گردید.انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوژي های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات و بحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است .بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه هشتاد،حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرایند گردد .زیرا بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است.
       هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است. علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیتهای منجر به مرگ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی و بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه شده است. این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد. اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و حذف نهاد های شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته،هورمون های رشد،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند.
        بنابر این ملاحظه می شود که در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های متنوعی مطرح می شود که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد : چالش اول : با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است،آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات می باشد؟ چالش دوم : تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟ چالش سوم :آیا سیستم متعارف انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟ چالش چهارم : آیا شبکه مدیریت ارگانیک شامل سیستم کنترل،نظارت،شناسنا مه، گواهی،صدور اعتبار،اعتماد،لیبلینگ، بازار...... وجوددارد و یا قابل طراحی است ؟ چالش پنجم :آیا توان، دانش،روش و تکنولوژی فنی مدیریت ارگانیک واحد های تولیدی نظیرباغات،مزارع...... در سطح واحد های بهره برداری و جوامع محلی وجود دارد ؟ چالش ششم : زیر ساختارها و شاخص های پایه توسعه کشاورزی شامل آب، خاک، اقلیم،نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 80000روستاست و بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی و نظام های خرد ایران شكل می گیرد و شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33% میانگین بارندگی جهانی و 50% میانگین بارندگی آسياست و ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است،متوسط بارندگی یک سوم میانگین دنیا یعنی 250میلی لیتر است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می شود.که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و....تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن می سازد ؟ در این طرح سعی شده است ضمن بیان چارچوب های کاری و استاندارد های عملیاتی کشاورزی ارگانیک ، چگونگی توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را با توجه به این چالش ها و محدودیتها را به صورت یک برنامه مدون کاری یا یک پروژه عملیاتی ارایه شود.
        برای این منظور مطالعات و بررسی های جامعی در خصوص توسعه کشاورزی ارگانیک به ویژه از لحاظ اقتصادی انجام شده که از جمله می توان به، مطالعه و بررسی موضوع در کشور ها و مناطقی است که این فرایند اتفاق افتاده است اشاره نمود. نتایج این بررسی ها و مطالعات انجام شده نشان می دهد ، به طور حتم کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است. است.نتایج این بررسی که نه در مساحتهای کوچک بلكه در سطح 405هزار هکتار و بر روی 2میلیون بهره برداری که در 20کشور مشغول به کشاورزی ارگانیک هستند نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک نه تنها به صورت ساده امکان پذیر است بلكه با افزایش کمی تولید و کاهش هزینه ها ی تولید همراه است.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند به سادگی قابل پیاده شدن است. البته این فرایند تنها در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی قابل تحقق است که این امر در قالب سند عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک ایران انجام شده است.شاخص اصلی و نکته کلیدی در راهبرد، چگونگی مدیریت دوره تبدیل در ارگانیک بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی، توانمند سازی، نظارت، صدور گواهی،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد. بر همین اساس در این طرح سعی شده است با بررسی محتوایی و ساختاری توسعه کشاورزی در کشور، راهبردی عملیاتی برای اجرایی کردن کشاورزی ارگانیک ارایه گردد.
       .مبنای اصلی این طرح ظرفیت سازی کشاورزی ارگانیک در کشور در قالب برنامه های عملیاتی و بر اساس ویژگیهای کشاورزی بومی ایران است،عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه ای ارگانیک تحت عنوان مدارس توسعه ارگانیک صورت می گیرد. اساس فعالیت در این واحد ها،که بر اساس پتانسیل های ارگانیک در ایران حدود سه در صد از کل کشاورزی ایران را شامل می شود ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی و ویژگیهای اقتصادی –اجتماعی هر منطقه طراحی می شوند تاکتیک های عملیاتی مشخصی در چهار قالب فنی یا تکتیک عملیاتی شامل : الف – مدیریت ارگانیک حاصلخیزی و تغذیه (ICWSM) ب- مدیریت ارگانیک جامع حفاظت از محصول شامل آفات،بیماری ها،علف های هرز (CO.IPM) ج- مدیریت ارگانیک دام و فراورده های دامی(DAOM) د- مدیریت طراحی شبکه ارگانیک ( NEM) می باشد که فرایند تولید ارگانیک به صورت محلی و منطقه ای را از طریق روش توسعه ای خاص ارگانیک که مبتنی بر شناخت و تحلیل اکولوژی (AESA) است را اجرایی می کند . درا ين واحدها،شكل خاصی از سیستم اجرایی تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان کلی پژوهش مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق – توسعه ( R&D) پیاده می شود. در این سیستم کشاورزان در شناخت و مدیریت بر مبنای اکولوژی زراعی از طریق مکانیسم تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده، فرایند مدیریت ارگانیک را، طی يك دوره گذر مشخص را باور و توسعه خواهند داد. ظرفیت سازی انجام شده در این فرایند (TOT) منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس مدیریت ارگانیک مي شود .گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سازماندهي شده و همزمان از طریق این گروههای محلی، فرایند طراحی نظام نظارت، صدر گواهی، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پیگیری خواهد شد.
         این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران در مناطق فعالیت شان تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي دولتی در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد.کلیات این برنامه در قالب سند راهبردی توسعه کشاورزی ارگانیک ایران به تفضیل ارایه خواهد شد. مفاهیم و مبانی کشاورزی ارگانیک کشاورزی ارگانیک نظام مبتنی بر اصول اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی زراعی منطبق بر شرایط اجتماعي و شاخص های اقتصا دی منطقه ای و محلی. در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت‌هائي ر از طریق ایجاد استاندارد‌ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد شده و به سرعت در حال توسعه است.امابرای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد. توجه روز افزون به مسائل زیست محیطی و بهداشتی و امنیت غذایی، کشاورزی صنعتی را با چالش رو به رو نموده‌است، مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیر زمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روز به روز مورد تردید جدی قرار مي‌گيرد. طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتيكي نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشات منتشره در خصوص تاثیرات سوء مواد فوق بر سلامتی مصرف کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف کنندگان را به محصولات تولید شده در شرایط طبیعی و حتی الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است. در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشاء طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می دادند اما با افزایش سطح آگاهی‌ها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه نمود به حدی که برنامه ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استاندارهایی را برای تولید، عرضه و برچسب زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه نموده‌اند بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیر دولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولید کننده محصولات ارگانیک را بر عهده مي‌گيرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می ماند. البته نظارت از سوی سازمان های بین الملي نیز پیش بینی گردیده‌است.
       فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک در مسیر نظام های توسعه کشاورزی در دنیا مبانی و اهداف توسعه كشاورزي ارگانيك اهداف اصلی در کشاورزی ارگانیک شامل موارد ذیل است:  پایداری اقتصادی کشاورزی  ارزش افزوده تولیدات  شرایط کاری خوب برای تولید کنندگان وخانوار انان  طراحی بازار و تجارت مشخص  تضمین عرضه غذا  تامین عواید کافی، در يك محیط کاری ایمن و سالم  كاهش هزينه‌ها و افزايش در آمد در فرايند بهره‌برداري و توليد.  تامین نیازهای محلی  استفاده بهينه از منابع محلی  احترام به فرهنگ محلی  توازن جنسی  تولید محصولات سالم و عاری از بقایا  طعم و کیفیت خوب  سرمایه گذاری کم  توازن زیست بوم  حفظ منابع طبیعی  عدم آلودگی به مواد شیمیایی مصنوعي  حفظ تنوع زیستی  عدم تكيه بر نهاده‌های خارج از اكوسيستم زراعي  دامپروری حیوان مدار  حاصلخیزی بالای خاک  بازده خوب و مداوم  حفظ و بهبود چشم انداز طبیعی و نظام بوم شناختی زراعی  به حداقل رساندن مصرف انرژی و منابع غیر قابل تجدید  تولید مقادیر کافی غذای سالم مغذی و با کیفیت بالا  تایید دانش بومی و نظام‌های زراعی سنتی  مشاركت و توسعه پايدار فعاليت‌ها از طريق تشكل‌هاي محلي و شبكه‌هاي توانمند محلي  حفظ تعادل‌هاي اكو سيستمي در چرخه فعاليت‌هاي توليدي كشاورزي.  حفظ اكو سيستم‌هاي طبيعي، پايداري طبيعي سلامت توليدكننده و مصرف كننده.  حفظ و ارتقاء حاصلخیزی دراز مدت خاک  تقويت چرخه‌های زیستی درون مزرعه، بویژه چرخه مواد غذایی  تامین عرضه ازت با بکارگیری گسترده از گیاهان تثبیت کننده به عنوان تركيب كليدي رشد گياه  حفظ نباتات زیستی مبتنی بر پیشگیری بجای درمان  تنوع ارقام محصول و گونه‌های حیوانات، متناسب با شرایط محلی  منع مصرف تركيبات تنظيم كننده رشد مصنوعی اعم از کودهای شیمیایی، هورمون‌هاي و...  منع مهندسی ژنتيك و محصولات آن اصول کلی در کشاورزی ارگانیک کشاورزی ارگانیک، نظامی اقتصادی، اجتماعی و مدیریت تولیدی اکولوژیک است که شناخت کاملی از خاک و اجزای تشکیل دهنده آن دارد. این نظام با افزایش حاصلخیزی خاک برای تولید مواد غذایی انسان در چرخه بیولوژیکی سعی دارد، از ورود هر گونه نهاده های خارجی ( کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ) به فرآیند تولید جلوگیری کند تا با حداقل هزینه به رابطه ای پایدار میان انسان، محیط زیست و موجودات زنده بیانجامد. از این رو اهداف این نظام را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد: الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی. ب، حمایت از اکولوژی گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز. بر همین اساس فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک IFOAM محصولات کشاورزی ارگانیک تولید کنندگان را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کند: الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول ب- بذر و نهال ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند : - رعایت ملاحظات زیست محیطی - هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی - قیمت بالاتر محصولات ارگانیک - سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان - حفاظت مناسب از منابع آب و خاک - امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند - کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید كشور هاي عمده توليد كننده توليدات مواد غذايي ارگانيك اتحاديه اروپا ميزان رشد 5 ساله ميزان رشد ساليانه هكتار ارگانیک كشور 6/17% 4/14% 354171 آلمان 5/89% 5/63% 333854 ايتاليا 5/71% 1/20% 920/299 اطريش 1/48% 8/61% 276000 سوئد 9/111% 8/92% 200000 اسپانيا سطح تولیدات ارگانیک در آسیا و ایران بنابر آمار FBL در سال 2008 اراضی بالقوه ارگانیک ایران به نسبت سطح تحت پوشش در استان های کشور برنامه عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک منطبق با شرایط کشاورزی با توجه به ویژگیهای اجتماعی /اقتصادی/فرهنگی/زراعی /اقلیمی خاص ایران، فرایند اجرا و توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور، از طریق ایجاد واحد های مزرعه ای تحقیق –توسعه و ظرفیت سازی ارگانیک، تحت عنوان مدارس توسعه ارگانیک با تکنیک مدارس مزرعه ای کشاورزان (Farmers Field School ) صورت می گیرد.این واحدها، بر اساس شاخص های اقلیمی / اکوسیستمی/اقتصادی/گیاهپزشکی/اجتماعی در هر منطقه و بر اساس اولویت های موضوعی یا محصولی طراحی می شوند. درا ين واحدها سیستم نوینی از فرایند تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه ( FPRE&D) پیاده می شود.
        در این سیستم بر اساس اصول یادگیری حاصل از عمل، كشاورزان و گروههای کاری منتخب جوامع محلي در مدیریت جامع تولید از بذر تا بذر، از طریق شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده، فرایند مدیریت جامع مزرعه را با شاخص بهره وری متوازن دررابطه آب و خاک و گیاه (ICWM ) و مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی ( Co.IPM) ودر مورد دام تکنیک مدیریت ارگانیک دام و فرآورده های دامی (DAOM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله عملیاتی می نمایند. توان و ظرفیت سازی انجام شده(TOT)در این واحدهای عملیاتی، منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود. گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت، صدور گواهی، بازار یابی و توسعه، در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پشتیبان دولتی پیگیری خواهد شد. حجم عملیات الگویی فوق که به منظور حذف ریسک های اقتصادی در مدیریت دوره گذر کشاورزی ارگانیک صورت می گیرد، در سطح سه در صدر از کل مزارع کشاورزی ایران در محصولات اولویت دار و در قالب يك برنامه 5ساله ساله تدوین می شود.و به صورت همزمان نظام نظارت، سنجش،صدور قوانین خاص و بازار، گواهی،سامان دهي،جهت گیری یارانه... توسط نهاد های ذیربط طراحی شده و بستر خیزش به سمت کشاورزی ارگانیک را بدون کوچکترین خسارت در میزان تولید، در آمد و صرفه اقتصادی کشاورزان به نتیجه می رساند. این برنامه با تحت پوشش قرار دادن سه در صد از مزارع کشور در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای در سه راهبرد عملیاتی مشخص باعث مي شود كه نيازها، برنامه ریزی ها و اجرا توسط گروههای محلی تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها پیگیری و اجرا شود و در نتیجه بسياري از خدمات دولتي و دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل میكند و كارشناس مزرعه خود خواهد بود در اين شيوه دولت نقش حمايت كننده و پشتيبان با نگرش‌ارتقاءتوان‌جوامع‌محلي‌رادارد.شایان ذکر است استفاده ازاين‌شيوه در زمينه هاي‌آبخيزداري،مديريت‌آب، مديريت آفات، مديريت مراتع در بسياري از كشورهاي آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين داراي نتايج چشمگيري بوده است. فرایند توسعه ارگانیک مبتنی بر CO.IPM یا IPM/FFS ساختار اجرایی و عملیاتی راهبردتوسعه کشاورزی ارگانیک در کشور که بر اساس ساختار ها و چالش های اشاره شده در کشور، با تعیین و اولویت بندی درخت اهداف و عملیات در برابر درخت مشکلات و چالش ها و جگونگی مدیریت اجرایی هر کدام از این اهداف در ذیل طراحی و توضیح داده شده است. تاکتیک های عملیاتی دستیابی به کشاورزی ارگانیک همانطور که در درخت اهداف و عملیات بالا مشاهده می شود برای دستیابی به کشاورزی ارگانیک در کشور، هشت تاکتیک عملیاتی طراحی شده اند که عبارتند از : الف - مدیریت حاصلخیزی و تغذیه بر مبنای مدیریت رابطه آب-خاک –گیاه (ICWSM) ب--مدیریت جامع آفات،بیماری ها و علف های هرز در ارگانیک (Co.IPM) ج- -شیوه مزرعه ای انتقال یافته ها و تکنولوژی ارگانیک در سطح مزارع و جوامع محلی (R &D) د -مدیریت ارگانیک دام و حیوانات اهلی (DAOM) ه – سیستم استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب و- سیستم بازار ارگانیک ز- شبکه محلی ارگانیک ح- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به 4 عنوان آخر شبکه مدیریت ارگانیک گفته می شود پس شبکه مدیریت ارگانیک شامل 4 بخش ذیل است : الف – سیستم استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب ب- سیستم بازار ارگانیک ج- شبکه محلی ارگانیک د- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به آنها پرداخته می شود ساختار محتوایی حرکت به سمت توسعه ارگانیک از طریق استراتژی IPMمشارکتی (شریفی مقدم.محمد. راهنمای جامع ارگانیک ایران 86) ساختار توسعه محتوای فنی ارگانیک از طریق مدرسه در مزرعه کشاورزان مراحل شناخت و بررسی اکولوژی توسط کشاورزان در مدرسه در مزرعه نقشه کلی برنامه عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 27/1/1390 و ساعت 01:30 موضوع: پتانسيل ارگانيك در ايران | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


مدیریت مشاركتي سیستمی توسعه كشاورزي پايدار براي حفاظت و حمايت از تنوع زيستي زاگرس

بسمه تعالی

  اولین سمینار ملی بررسی تهدیدات و  عوامل تخریب تنوع زیستی در منطقه زاگرس مرکزی

 

  عنوان مقاله :

  مدیریت مشاركتي سیستمی توسعه كشاورزي پايدار براي حفاظت و حمايت از تنوع زيستي زاگرس

 

  محمد شریفی مقدم


 

واژگان كليدي مقاله :‌

مديريت مشاركتي سيستمي - كشاورزي سازگار با محيط زيست -  تنوع زيستي -  اقتصاد زيست محيطي - كشاورزي ارگانيك - معيشت پايدار

عبارت كليدي مقاله :

(مشاركت ذينفعان در حفاظت و حمايت از تنوع زيستي بر مبناي  ارزيابي اقتصادي محيط زيست  )

 


چكيده

        مقاله حاضر ماحصل نتایج اجراي راهبرد تحولی توسعه کشاورزی پايدار در کشور های در حال توسعه  برمبناي مديريت دانش و نظام جامع اطلاعات کشاورزی با هدف توسعه كشاورزي سازگار با محيط زيست در مناطق ارزشمند زيست محيطي تدوین شده است  .کشاورزی پایدار مفهوم گسترده ای ازفعالیت ها و عملیات متنوع شامل :کشاورزی اکولوژیک ، کشاورزی مبتنی بر مدیریت تلفیقی و کشاورزی عاری از مواد شیمیایی مصنوعی تخریب کننده ،کشاورزی ارگانیک و درنهایت کشاورزی بیو دینامیک است . در واقع كشاورزي پايداريك راهبرد مديريتي است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي  مزرعه در هرزمان مي شود. ناکارآمدی رهیافت های مبتنی بر انتقال تکنولوژی در تحقق اهداف توسعه  پایدار در دهه های اخیر ،باعث شده که در هزاره سوم ، تحول در نظام جامع اطلاعات ، به عنوان الزام اصلی در تحقق توسعه پایدار مورد توجه و تاکید دولت ها قرار گیرد عدم جامعیت مدل ها ی متعارف ترویج و توسعه  کشاورزی باعث شده که شاهد چالش ها و بحران در ایمنی زيستي  ، تحدید منابع طبیعی ، پایداری تولید ، سلامت ، فرسایش ها ، مرگ بیولوژیکی ، بحران آب ، آلودگی های جوی ، بحران نیترات ، گاز های گلخانه ای ، مرگ و میر ، بیماری ها و به هم خوردن  تعادل های اکولوژیک در سرزمین باشیم. به همین دلیل در راهبرد های نوین توسعه کشاورزی پایدار، به جای تاکید برانتقال تکنولوژی های جدید و مدرن تر ، مهارت ها ی مدیریت مشارکتی مبتنی بر چرخه اطلاعات  ، نقش اصلی را بر عهده دارند . خطرهای ناشی از مصرف مواد شیمیایی باعث به هم خوردن تعادل های اکوسیستمی ،فرسایش شیمیایی خاک وتحت تاثیر قرار گرفتن سلامت سالیانه بیش از 22 میلیون نفر در دنیا شده است .تحلیل اقتصادی و ارزش گذاری میزان اثر بخشی برنامه هاي كشاورزي پايداردر افزایش بهره وری اقتصادی، شاخص اصلی پذیرش بهره برداران است . تحلیل  اقتصادی كشاورزي پايدار ، علاوه بر تاثیر گذاری بر میزان کاهش هزینه های تولید و افزایش در آمد در واحد سطح  ، شامل ارزیابی اقتصادی اثرات محیطی نیز هست. بدیهی است با محاسبه ارزش اقتصادی و محیطی  و شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت این­ برنامه­ می تواند  به تصمیم­گیران کمک فراوانی در انتخاب برنامه  صحیح در زمینه توسعه کشاورزی پایدار نمود. شاخص اصلی این روش ، اعمال مدیریت سيستمي بر اساس تکنیک تجزیه و تحلیل کشت بوم های زراعی  با هدف تعیین آستانه اقتصادی روش های کنترل و توسعه تکنولوژی های جایگزین است .  این برنامه  شامل چهار مرحله مشخص شامل : 1 - تحلیل و شناخت کشت بوم منطقه ای  برای تعیین سناریو های آستانه زیان اقتصادی    2- کاربرد روش های  پیشگیری   3- انتخاب روش های کنترل با تعیین سناریو های  آستانه اقتصادی    4- طراحی شبکه های محلی مونیتورینگ و پایش محلي جهت تدوین سناریو های محلی مدیریت محيط زيست  در شرایط منطقه ای است . روش­هایی که در این مطالعه بکار گرفته شده اند، تلفیقی از چند روش کیفی و کمی است که از طریق  بررسی  دیدگاه کشاورزان و عوامل تأثیرگذار بر پذیرش برنامه در سطح مزرعه صورت گرفته است .

هدف اصلی : مديريت  محلي توسعه كشاورزي پايدار  با شاخص تحلیل اقتصادی و ارزیابی منافع زیست محیطی در محدوده زاگرس مركزي

سؤالات اصلی که در این مقاله به آنها پاسخ داده می شود عبارتند از  :

1-میزان اثر بخشی برنامه در حفاظت و حمايت از تنوع زيستي  زاگرس  چقدر است ؟ 

2- میزان منفعت اقتصادی برنامه در بخش  محیط زیست  چقدر است   ؟

3-آیا اجرای اين برنامه  به نفع درآمد حاشيه نشينيان زاگرس  است؟

4- شاخص های اصلی  پذیرش برنامه  توسط بهره بردارن کدام است ؟

ضروريات : :

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :   الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي  د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژه اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

 

تبيين  شاخص پايداري

  پایداری شامل  مجموعه عوامل مديريتي در  در فرايند توانمند سازي  بهره بردار با  میزان در آمد حاصله  بر مبناي ارزيابي  اجتماعی و  اکوسیستمی است . در اين تعریف ،  علاوه بر  رشد شاخص اقتصادي و اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل شاخصهای توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف آب ، حفاظت از خاك و  بهبود اقتصادي و اجتماعي است كه عبارتند از :‌

  الف- پایداری در سیستمهای محیط زیست: سيستمهاي زيست محيطي حياتي در كشاورزي  باید در سطوح سالم باقي مانده و يا در حال بهبودي مي‌باشند و هيچ صدمه‌اي به سيستمهاي زيست محيطي شان نداشته باشند

ب- مدیریت پایدار  كاهش آسيب پذيري انساني : جمعيت و سيستم اجتماعي فعال در كشاورزي  آسيبي به محيط زيستي كه تاثير بر تندرستي بشر دارد، وارد نمي آورد. كاهش آسيب پذيري به اين معني است كه آن جامعه در راه پايداري بيشتر قدم برميدارد

ج- پایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايشها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي و تعامل انها در  جهت بهبود چالشهاي زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار منطقه ای باشد .

د- پایداری و امنیت در سلامت تولید

ه-پایداری در بهداشت حرفه ای و اجتماعی

ر-مبانی مشارکت اجتماعی و سامانه های توانمند درگیر به صورت اگاهانه در مدیریتهای مشارکتی محلی مبتنی بر اکوسیستم محلی و دانش بومی

ز- مشارکت در همكاريهاي منطقه ای در حل مسائل زيست محيطي مشترك و کاهش  خطرات اثرات زيست محيطي فرامرزي را به حد زير آستانه خطر .

مبانی و الزامات توسعه کشاورزی پایدار

      کشاورزی پایدار ،  معتقد به مدیریت زراعی  واحد های تولید بر اساس  شرایط اجتماعی  ، اقتصادی  و  ساختار های  اکوسیستم  به منظور کمک گرفتن از طبیعت برای تولید است . معیار های اصلی  کشاورزی پایدار  عبارتند از :   (مبانی توسعه کشاورزی پابدار ، 1388 )

§     هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.

§     صرفه اقتصادي:  صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.

§     تطابق  اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمك هاي فني تضمين شود.

§     سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.

§         بعدانساني : حفظ سلامتي و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليت هاي كشاورزي است.(کوچکی ،1384)

          کشاورزی پایدار با شاخص حذف و بهینه سازی  مصرف کمتر کود شیمیایی و آفتکش ها، استفاده بهینه از خاک و مدیریت  تلفیقی تولید برای پرورش گیاه سالم و قوی و حمایت از اکوسیستم زراعی و در نتیجه کاهش و حذف نهاده های شیمیایی در تولید و حفاظت از محصول . .مديريت تلفيقي راهكاري براي حفاظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از خسارت آفات را كاهش مي‌دهد. مديريت تلفيقي مشاركتي به عنوان ديدگاهي پايدار و موثر براي توسعه در سطح وسيع است. سازمان خوارو بار وکشاورزی تعريفي بدون مضمون براي مدیریت تلفیقی آفات ارائه كرده است. « شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مدنظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زير سطح آستان زيان اقتصادي نگه مي‌دارد».منظور از آفات شامل بي‌مهرگان شامل  حشرات، كنه‌ها و نماتدها - بيماري‌هاي گياهي شامل  قارچ‌ها، باكتري‌ها، ويروسها - علف‌هاي هرز و مهره‌داران شامل جوندگان و پرندگان  مي‌باشند.بعضي از شيوه‌هاي مورد استفاده در مديريت تلفيقي مانند كنترل بيولوژيك ( به وسيله پارازيت‌ها، شكارگرها و پاتوژن‌‌ها)، ارقام مقاوم، عمليات به زراعي شامل تناوب، كشت مختلط، كشت به موقع، دام يا تله‌گذاري براي آفات، و در صورت لزوم، انتخاب صحيح و مطلوب آفت‌كش‌ها، عملياتي هستند كه براي جلوگيري از خسارت آفات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند. در این سطح توسعه کشاورزی پایدار در سه اصل ذیل خلاصه می شود :

الف -روابط بین تمام بخش های یک سیستم زراعی از جمله کشاورز وخانوار وی و اجتماع .

 ب -اهمیت توازن بیولوژیکی در سیستم.

 ج -ضرورت به حداکثر رساندن روابط بیولوژیک مطلوب در سیستم وبه حداقل رساندن استفاده از مواد ویاعملیاتی که این روابط را برهم می زند. (اردکانی ، 1387)

        با  بررسی  محتوایی  مدل ها و  نظام های ترویجی  متعارف در دنیا از آغاز تا کنون و هم چنین شناخت تحولات و تغییرات اگرو اکوسیستمی ، اقتصادی ، اجتماعی و منطقه ای ناشی از اجرای این مدل ها این نکته مشخص  است که مدل و یا نظام توسعه و ترویج کشاورزی پایدار بایستی دارای دو ویژگی کلیدی  که در جدول ذیل با رنگ مشخص شده  را داراباشد . یعنی مدل و نظام توسعه بایستی  قدرت توانمند نمودن گروه های کاری محلی در مناطق مختلف و طبقات متنوع اجتماعی و منطقه ای  در کشف و شناخت اکوسیستم های زراعی بر مبنای شرایط منطقه تولید و هم جنین  توانایی و قابلیت مشارکت دادن  کشاورزان در برنامه ریزی ها ، اجرا و ارزیابی را دارا باشد .

 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 23/1/1390 و ساعت 07:30 موضوع: محيط زيست و منابع طبيعي | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


محصولات سالم و ارگانیک




معرفی کلی :

محصولاتسالم و ارگانیک، شامل تولیدات و فرآورده هاي كشاورزي و دامي ماحاصل اعمال برنامه هاي مديريتي توليد ، استاندارد ها ، عمليات خوب کشاورزی و نظام ارگانيك هستند . در فرايند تولید اين محصولات با تاكيد بر مدیریت مزرعه مبتني بر كشت بوم هاي زراعي ، تغديه و حاصلخيزي مناسب ، روش هاي پيشگيري ، روش هاي كنترل تلفيقي كاربرد و باقيمانده مواد شيميايي مصنوعي ، عناصر سنگين ، مايكوتوكسين ها و ساير عوامل زيان آور محيطي و بهداشتي حذف و يا در آستانه حد مجاز شده است .در اين برنامه ها فرايند توليد محصول با حفظ محيط زيست و منطبق با شرایط محلی با حذف و كاهش مواد شیمیایی صورت مي گيرد كه مي توان اين محصولت را در سه دسته كلي ذيل تقسيم كرد :

1- محصولات ارگانیک : محصولاتی که تولید ، فرآوری ، بسته بندی ، نگهداری ، حمل و نقل و عرضه آن ها در بازار تحت كنترل و پايش يك استاندارد معتبر بين المللي ،منطقه اي و يا ملي ارگانيك صورت مي گيرد.در تولید محصولات ارگانيك شاخص هاي محیط زیستي ، بهداشتي ، اجتماعي و ايمني رعایت شده است . این محصولات دارای کیفیت ، طعم طبیعی و خوب و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات و مواد مضر هستند .

2- محصولا ت سالم : محصولات فاقد یا دارای حدمجاز باقیمانده آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال مدیریت های خوب كشاورزي ، استاندارد ها و برنامه های مديريتي مانندIPM ، HACCP ، GAP،GHP هستند . بااجرای این برنامه ها ضمن حفظ محیط زیست شاخص های و حد مجاز باقيمانده مواد شيميايي رعايت ميشود . به صورت خلاصه مي توان سلامت محصولات را در دو مفهوم ذيل تعرف كرد :

1-2- محصولات کشاورزی از جهت حداکثر بقایای سموم ،فلزات و نیترات .

2-2- فرآورده های پروتینی و لبنی از حیث بقایایای توکسین ها ،هورمون ها و آنتی بیوتیک

3-محصولات طبیعی : این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت سنتی ، در تولید آنها از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 25/8/1389 و ساعت 09:42 | - نظر(3) - دنبالک ها(0)


کلیات راهبرد جامع ترویج و توسعه کشاورزی ارگانیک ایران

مقدمه

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي دولت ها در هزاره سوم میلادی ،مسئله تامین وسلامت  غذای جميعت  کشور ها است. عدم توانایی بسیاری از  دولت ها در امنیت و سلامت غذای کافی باعث  سوق دادن بسیاری از کشور ها به سمت بحران های شدید اجتماعی شده  است . با توجه به این که در آینده نزدیک جمعیت دنیا به مرز 10 میلیارد نفر خواهد رسید در صورت تاکید بر نظام فعلی  کشاورزی ، برای تامین غذای  این جمعیت حد اقل به یک میلیارد  هکتار اراضی جدید ، منابع آب  شیرین جدید ، مصرف چند برابری ازت   است که همین نکته  نشان از خاموشی بیولوژیک خاک  . مرگ کره  زمین خواهد بود . کمتر از یک دهه بعد از انقلاب سبز   ،فرايند توليد محصولات کشاورزی با مشكلات وبحران های جدیدی مواجه شدکه تبعات آن خيلي حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.هر ساله علی رغم مصرف  سموم شیمیایی مصنوعی  در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته وفرایند تولید با مشكل روبروشده است . گونه های مختلف  آفات،بیماری وعلف هرز در برابر سموم شیمیایی موجود مقاوم شده اند . خاک  ها با  مسمومیت ها، تخریب وفرسایش های شیمیایی شدید روبرو هستند .سلامت انسان نیز از طریق  بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیت های منجر به مرگ،بیماری های مزمن با تهدید مواجه شده است . تخریب محیط زیست  و بر هم خوردن تعادل های طبیعی کشت بوم ها نیز از دیگر بحران های حاصل از مصرف بی رویه مواد شیمیایی مصنوعی در کشاورزی بوده است . این بحران ها در حالی است که مهمترین هدف کاربری تکنولوژی یعنی  افزایش میزان و كميت توليد نیز با بحران و رکود  مواجه شده است. زیرا بررسی ها نشان می دهد با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي  در دهه های  اخير در ، ميزان كاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از افات و بيماريها دو برابر افزايش يافته است و با وجود  مصرف سموم شیمیایی   تا40  در صد محصولات با وجود مصرف سموم از بين ميروند  و این در حالی است  که بیش از  600گونه آفت شامل  425  بند پايان،150  گونه عوامل بيماري زا  و 150 گونه علف هرز در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده اند . از طرف دیگر  افزايش روز افزون هزينه هاي کنترل شیمیایی ميزان بهره وري  اقتصادی در توليد را در حد ريسك پايين آورده است. در سال 2003 میزان هزینه  کنترل شیمیایی در دنیا رقمی حدود 200میلیون دلار است در حالی که این رقم در سال 1985 چیزی حدود 50 میلیون دلار و در سال 1970 حدود 5 میلیون دلار بوده است .این تجارت باعث شده که سالانه حدوددو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد نزدیک به  نيم كيلو گرم مي باشد. تماس  مستقیم  افراد و یا باقیمانده عناصر ناشی از  سموم در محصولات ،آب و خاک  سالانه باعث مسمومیت 22 میلیون نفر در دنیا می شود  « تعداد زیادی  دچار مسمومیت های شدید ، بيماريهاي دايمي و  سرطان  و مرگ می گردند.   این علایم  نشان می دهد که بر خلاف  تبلیغات و ادعا هایی  که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و علاوه برآن  سلامت انسان و محیط زیست به شدت در معرض آسیب قرار گرفته است . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار وحذف نهاده های شیمیایی مصنوعی  را کشاورزی مدرن می دانند.آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان  می کنند که کشاورزی ارگانیک ، پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است واز این طریق فشار را برای کار برد محصولات  ترا ريخته ،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه  می نمايند. این در حالی است که بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه منجر بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند.ولی فقط کمتر از یک دهه از ورورد آرژانتین  محصولات تراریخته،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .ایم چالش ها باعث شده که در دهه های اخير امنيت و  سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد .

چالش مفاهیم و تعریف كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود. در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسم های مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، پایه اصلی  در نظام ارگانیک است  كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد.كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد.مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند.

های توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

چالش 1 -  با توجه به این که استراتژی  اصلی در کشاورزی ، افزایش کمی  تولید و خودکفایی در است ،آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات  می باشد؟

چالش 2 - تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟

چالش 3 - سیستم متعارف  انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟

چالش  4 - به این که  کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی  در بیش از 70000روستاست .یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی ایران شكل می گیرد ، شرایط اقلیمی ایران که  میانگین بارندگی در آن  33% میانگین بارندگی جهانی و  50% میانگین بارندگی آسياست   ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است ،متوسط بارندگی  یک سوم میانگین  دنیا یعنی  250میلی لیتر است و  سالانه حدود  90میلیارد متر مکعب آب در بخش  کشاورزی مصرف می شود .که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت  حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور  و....  تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن می سازد  .

چالش 5- کمپانی های و شبکه های بزرگ اقتصادی متشکل از حامیان کشاورزی مدرن  قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند .

مسئله اصلی مقاله :

آیا چالش های فوق مانع توسعه کشاورزی ارگانیک آن در  کشور  می باشد؟

  بررسی مستندات و مطالعات انجام شده در دنیا نشان می دهد که چالشهای فوق به هیچ وجه مانع توسعه  کشاورزی ارگانیک نیستند و بر خلاف نظریات فوق کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی  با شاخص افزایش تولیدات ،کاهش هزینه ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می باشد . مطالعات  و بررسی ها موضوع نشان می دهد بر خلاف دید گاه هاي فوق ،  کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است .آمار اخیر در 20 کشور جهان در  5تا10 سال گذشته حتی  در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی نشان از افزایش تولید محصول و کاهش هزینه های تولید در کنار سلامت محصولات تولید شده به روش ارگانیک  می دهد .موارد عینی فوق  که نه در مساحتهای کوچک  بلكه  در سطح و تعداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی است   نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک  نه تنها امکان پذیر است بلكه با  افزایش کمی  تولید و کاهش  هزینه ها ی تولید همراه است .در مقابل مثال بارز در خصوص عدم کار ایی کشاورزی مدرن  و بحرانهای جدید در  این زمینه  ،کشور آرژانتین است که يكي از بزرگترین کشورهای  تولید کننده محصولات تراریخته در جهان  می باشد که 28 در صد کل محصولات  تراریخته را تولید می کند .بیش از هشتاد درصد سطح زیر کاشت سویا در 5/6  میلیون هکتار از سویای تراریخته استفاده شد  نتايج  به دست آمده نشان  می دهد که  در آمد کشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهمترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  30 در صدی قیمتها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است ۔  از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان 32 در صد کاهش پیدا کرده و از 170000نفر به 116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند .  وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث  ور شكستگي اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرها و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است .بنابر این کشاورزی مدرن و  محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند ،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد .

در بررسی اثر گذاری زیر ساختار ها در توسعه کشاورزی پایدار ، سند قابل ارایه ، در واقع همان  نکته کلیدی   موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک  است که عنوان می کند ، توسعه کشاورزی ارگانیک  بر اساس انطباق با  شرایط موجود است نه تغيير ساختار  . یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه پایدار  کشاورزی نیست بلكه فرایند برنامه ریزی خاص و ديناميكي  را می طلبد تا بدون دست کاري ساختار موجود ، فرايند کشاورزي ارگانیک و کشاورزی پایدار را عملياتي نماید. در خصوص کار آیی فرایند انتقال یافته های تحقیقاتی  و مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش، مطمئنا سیستم متعارف موجود  به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و  جهت برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک این سیستم  نيازمند بازنگري، تحول ،دقت و نگرش خاصی است  تا خطاها و بحران هاي ناشي از هم خواني یافته های تحقیقاتی و تکنولوري  با فرايند مديريت مزارع توسط بهره بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگیهای متنوع اجتماعی و اقتصادی   با مشكل و مانع  همراه نباشد.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می باشد بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند . البته  این فرایند تنها  در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی  قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت  در این راهبرد ،  مدیریت دوره گذر ارگانیک  بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای  کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی ، توانمند سازی ، نظارت ، صدور گواهی ،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد .

کشا ورزی ارگانیک در ایران

        در کشور ما با توجه به اين که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته‌است این فرصت فراهم است تا از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت 2 الی 3 برابری این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد. لازم به ذکر است که در بسیاری مناطق کشور کشاورزی رایج به معنای واقعی ارگانیک است و نیازی به تغییر ساختار به جز اعمال سيستم‌های نظارتی نمي‌باشد در حال حاضر به صورت رسمی  حدود 16000 هکتار از اراضی کشاورزی  ایران دارای ویا در حال اخذ گواهی بین المللی ارگانیک  هستند  از جمله می توان  به محصولاتی نظیز پسته  در زرندیه ساوه ، گل محمدی در کرمان ، زیتون در قم ، انار در فارس . برمج در با بلسر مازندران اشاره کرد. این در حالی است که اطلاعات جمع آوری شده  مشان مي‌دهد حدود 230 هزار هکتار از مزارع کشور (125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی) از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده‌است.و  بیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور (باغات حدود 254 هزار هکتار و 554 هزار هکتار زمین‌های زراعی) از سموم شیمیایی استفاده نکرده‌اند. با وجود پتانسیل های عطیم بازار محصولات ارگانیک در دنیا و پتانسیل های  فراوان در در تولید و عرضه محصولات طبیعی و ارگانیک و غذای حلال  در کشور ،متاسفانه هیچ نظام مشخص برای  بهره بردرای از این توان وجود ندارد .بنابر این  نیز بجز در برخی از محصولات زراعی که فعلا نیازمند افزایش تولید از طریق بهینه کردن مصرف کود و سموم شیمیایی می باشیم، در سایر موارد مانند زعفران، زیره، محصولات باغبانی، دامی و شیلاتی... می تواند فعاليت‌های گسترده‌ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشت. به طوریکه که با برنامه ریزی از سوی متخصصین بخش کشاورزی می توان سهمی از محصولات صادراتی از قبیل خشکبار (پسته، مغز پسته، کشمش، خرما) میوه (سیب درختی، هندوانه، مرکبات) محصولات دریایی (خاویار، میگو) محصولات حیوانی (پوست، روده، پشم) زیره و زعفران را به صورت ارگانیک به جهان عرضه کند. ا تشکیل این کمیته راهبری ملی تولید محصول سالم و ا رگانیک در سال 1387 در وازرن جهاد کشاورزی مهمترین گام برای اجراو توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور است مه  به عنوان اولین و ضروری ترین قدم در مدیریت و اجماع  توان های موجود در کشور برای دستیابی به اهداف دور و نزدیک  دستیابی به امنیت و سلامت عذا  و ورود به بازار جهانی این محصولات می باشد . تدوین استاندارد ها و مقررات ، دستور العمل ها و فرایند گواهی محصول برای  تحت پوشش قرار دادن تا 6 درصد ار اراضی کشور از مهمترین اقدامات و برنامه های این کمیته است

برنامه اجرایی توسعه ارگانیک ایران

 برنامه  اجرایی  توسعه  کشاورزی ارگانیک شامل  دو بخش عملیاتی است :

1-استقرار نظام گواهی محصولات کشاورزی شامل : تدوین استاندارد ها و مقررات( استاندارد های فرایند ، استاندارد های محصولی ، استاندارد های برچسب گذاری ،... )   ، نظام بازرسی  و برچسب گذاری که توسط یک مرجع علمی و حقوقی بی طرف  (مثلا موسسه استاندارد) صورت می گیرد .

2- اجرا ، ترویج و توسعه کشاورزی ارگانیک در سطح عملیات

 از طریق ایجاد واحدهای  مزرعه ای توانمند سازی  کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان  صورت   می گیرد .  این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند .     درا ين واحدها شكل خاصی  از مکانیسم  تحقیق - ترویج در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه  پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با  یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را  بر اساس دستور العمل های فنی  ارگانیک با شاخص تغذيه و حاصلخيزي بر مبناي رابطه پايدار آب خاك گياه  (ICWSM ) و مديريت تلفيقي تحولي حفاظت از محصول (IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله آموزش و اجرا می کنند . ظرفیت سازی انجام شده در این واحد ها منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .   این راهبرد در قالب سند ملی ارگانیک ایران در 400صفحه تدوین شده است .    

-مبانی کلیدی در  كشاورزي ارگانيك

·           كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، دانش بومی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

·           كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است.

·           كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

·           با افزایش سطح آگاهیها، بازارارگانیک  رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

·           بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

·           چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

تعاریف و باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

اشتباه  اول : یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

اشتباه  دوم  : نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

اشتباه  سوم : تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 19/7/1389 و ساعت 10:29 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


کشاورزی ارگانیک

كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود.


مفاهیم و اصول کشاورزی ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیرزمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روزبه‌روز مورد تردید جدی قرار می‌گیرد.

طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتیكی نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشهای منتشره در خصوص تاثیرات سو مواد فوق بر سلامتی مصرف‌کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف‌کنندگان را به محصولات تولیدشده در شرایط طبیعی و حتی‌الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است.

در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشا طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می‌شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می‌دادند اما با افزایش سطح آگاهیها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

هماهنگی استانداردها چالش امروز محصولات ارگانیک

كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد، زیرا ما در جهانی زندگی می‏كنیم كه در آن مواد شیمیایی مصنوعی در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسیاری از واژگان انگلیسی، چندین معنا دارد. معنایی كه در کشاورزی ارگانیک مدنظر است، برای مدیریت تمام مزرعه به‏كار می‏رود و بر اساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظر گرفته می‏شود.

مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، بهترین دانش سنتی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزایش مصرف كود و آفت‏‏كشهایی که پیامد آنها زوال باروری خاك، سلامتی و آلودگی هوا، آب و غذا است، نگرانیهای روزافزونی درباره محیط زیست جهانی ایجاد شده و مفهوم كشاورزی ارگانیک اهمیت فزاینده‏ای در راستای توسعه كشاورزی پایدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پیدا كرده است.

كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.

كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 19/7/1389 و ساعت 10:29 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


الزامات و مبانی توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

1- مقدمه

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي دولت ها در هزاره سوم میلادی ،مسئله تامین وسلامت  غذای جميعت  کشور ها است. عدم توانایی بسیاری از  دولت ها در امنیت و سلامت غذای کافی باعث  سوق دادن بسیاری از کشور ها به سمت بحران های شدید اجتماعی شده  است . با توجه به این که در آینده نزدیک جمعیت دنیا به مرز 10 میلیلاد نفر خواهد رسید در صورت تاکید بر نظام فعلی  کشاورزی ، برای تامین غذای  این جمعیت حد ااقل به یک میلیارد  هکتار اراضی جدید ، منابع آب  شیرین جدید ، مصرف چند برابری ازت   است که همین نکته  نشان از خاموشی بیولوژیک خاک  . مرگ کره  زمین خواهد بود . کمتر از یک دهه بعد از انقلاب سبز   ،فرايند توليد محصولات کشاورزی با مشكلات وبحران های جدیدی مواجه شدکه تبعات آن خيلي حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.هر ساله علی رغم مصرف  سموم شیمیایی مصنوعی  در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته وفرایند تولید با مشكل روبروشده است . گونه های مختلف  آفات،بیماری وعلف هرز در برابر سموم شیمیایی موجود مقاوم شده اند . خاک  ها با  مسمومیت ها، تخریب وفرسایش های شیمیایی شدید روبرو هستند .سلامت انسان نیز از طریق  بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیت های منجر به مرگ،بیماری های مزمن با تهدید مواجه شده است . تخریب محیط زیست  و بر هم خوردن تعادل های طبیعی کشت بوم ها نیز از دیگر بحران های حاصل از مصرف بی رویه مواد شیمیایی مصنوعی در کشاوری بوده است . این بحران ها در حالی است که مهمترین هدف کاربری تکنولوژی یعنی  افزایش میزان و كميت توليد نیز با بحران و رکود  مواجه شده است. زیرا بررسی ها نشان می دهد با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي  در دهه های  اخير در ، ميزان كاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از افات و بيماريها دو برابر افزايش يافته است و با وجود  مصرف سموم شیمیایی   تا40  در صد محصولات با وجود مصرف سموم از بين ميروند  و این در حالی است  که بیش از  600گونه آفت شامل  425  بند پايان،150  گونه عوامل بيماري زا  و 150 گونه علف هرز در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده اند . از طرف دیگر  افزايش روز افزون هزينه هاي کنترل شیمیایی ميزان بهره وري  اقتصادی در توليد را در حد ريسك پايين آورده است. در سال 2003 میزان هزینه  کنترل شیمیایی در دنیا رقمی حدود 200میلیون دلار است در حالی که این رقم در سال 1985 چیزی حدود 50 میلیون دلار و در سال 1970 حدود 5 میلیون دلار بوده است .این تجارت باعث شده که سالانه حدوددو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد نزدیک به  نيم كيلو گرم مي باشد. تماس  مستقیم  افراد و یا باقیمانده عناصر ناشی از  سموم در محصولات ،آب و خاک  سالانه باعث مسمومیت 22 میلیون نفر در دنیا می شود  « تعدادزیادی  دچار مسمومیت های شدید ، بيماريهاي دايمي و  سرطان  و مرگ می گردند.   این علایم  نشان می دهد که بر خلاف  تبلیغات و ادعا هایی  که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و علاوه برآن  سلامت انسان و محیط زیست به شدت در معرض آسیب قرار گرفته است . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار وحذف نهاده های شیمیایی مصنوعی  را کشاورزی مدرن می دانند.آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان  می کنند که کشاورزی ارگانیک ، پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است واز این طریق فشار را برای کار برد محصولات  ترا ريخته ،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه  می نمايند. این در حالی است که بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه منجر بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند.ولی فقط کمتر از یک دهه از ورورد آرژانتین  محصولات تراریخته،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .در حالی که  یک بررسی  جامع در بیست کشوردر حال توسعه  و برروی دو میلیون کشاورزی که در تولید محصولات ارگانیک فعال هستند  نشان مي‌دهد که کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان مي‌باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده‌است. علاوه بر این ، رونق اقتصادی این محصولات که معمولا با نرخ حدود 2 تا 3   برابر به فروش می رسند نشان می دهد که نظام کشاورزی ارگانیک به راحتی علاوه بر افزایش کمی تولید با نرخ بالای سود دهی نیز همراه است و به همین دلیل مهمترین پتانسیل برای ورورد به یک چرخه پایدار تجارت محصولات کشاورزی به شمار می رود .تا سال 2008 میلادی حدود   60 میلیون هکتار اراضی کشاورزی در 120کشور در 5 قاره جهان  که از این زیر کشت ارگانیک قرار گرفته است .. به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال حدود 30 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود و در نهایت پیش بینی می شود که تا سال 2050 حدااقل یک چهارم کشاورزی دنیا نحت پوشش کشاورزی ارگانیک قرار گیرد . و این امر ضرورت نگاه جدی برای وصل شده به این نظام بزرگ اقتصادی را بیش از پیش  نشان می دهد .

2- مفاهیم و تعریف كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود. در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسم های مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، پایه اصلی  در نظام ارگانیک است  كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد.كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد.مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند.

3- مبانی کلیدی در  كشاورزي ارگانيك

·           كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، دانش بومی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

·           كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است.

·           كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

·           با افزایش سطح آگاهیها، بازارارگانیک  رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

·           بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

·           چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

4- تعاریف و باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

اشتباه  اول : یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

اشتباه  دوم  : نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

اشتباه  سوم : تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند.

5- کشا ورزی ارگانیک در ایران

        در کشور ما با توجه به اين که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته‌است این فرصت فراهم است تا از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت 2 الی 3 برابری این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد. لازم به ذکر است که در بسیاری مناطق کشور کشاورزی رایج به معنای واقعی ارگانیک است و نیازی به تغییر ساختار به جز اعمال سيستم‌های نظارتی نمي‌باشد در حال حاضر به صورت رسمی  حدود 16000 هکتار از اراضی کشاورزی  ایران دارای ویا در حال اخذ گواهی بین المللی ارگانیک  هستند  از جمله می توان  به محصولاتی نظیز پسته  در زرندیه ساوه ، گل محمدی در کرمان ، زیتون در قم ، انار در فارس . برمج در با بلسر مازندران اشاره کرد. این در حالی است که اطلاعات جمع آوری شده  مشان مي‌دهد حدود 230 هزار هکتار از مزارع کشور (125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی) از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده‌است.و  بیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور (باغات حدود 254 هزار هکتار و 554 هزار هکتار زمین‌های زراعی) از سموم شیمیایی استفاده نکرده‌اند. با وجود پتانسیل های عطیم بازار محصولات ارگانیک در دنیا و پتانسیل های  فراوان در در تولید و عرضه محصولات طبیعی و ارگانیک و غذای حلال  در کشور ،متاسفانه هیچ نظام مشخص برای  بهره بردرای از این توان وجود ندارد .بنابر این  نیز بجز در برخی از محصولات زراعی که فعلا نیازمند افزایش تولید از طریق بهینه کردن مصرف کود و سموم شیمیایی می باشیم، در سایر موارد مانند زعفران، زیره، محصولات باغبانی، دامی و شیلاتی... می تواند فعاليت‌های گسترده‌ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشت. به طوریکه که با برنامه ریزی از سوی متخصصین بخش کشاورزی می توان سهمی از محصولات صادراتی از قبیل خشکبار (پسته، مغز پسته، کشمش، خرما) میوه (سیب درختی، هندوانه، مرکبات) محصولات دریایی (خاویار، میگو) محصولات حیوانی (پوست، روده، پشم) زیره و زعفران را به صورت ارگانیک به جهان عرضه کند. ا تشکیل این کمیته راهبری ملی تولید محصول سالم و ا رگانیک در سال 1387 در وازرن جهاد کشاورزی مهمترین گام برای اجراو توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور است مه  به عنوان اولین و ضروری ترین قدم در مدیریت و اجماع  توان های موجود در کشور برای دستیابی به اهداف دور و نزدیک  دستیابی به امنیت و سلامت عذا  و ورود به بازار جهانی این محصولات می باشد . تدوین استاندارد ها و مقررات ، دستور العمل ها و فرایند گواهی محصول برای  تحت پوشش قرار دادن تا 6 درصد ار اراضی کشور از مهمترین اقدامات و برنامه های این کمیته است

6-کلیات برنامه اجرایی توسعه ارگانیک ایران

 برنامه  اجرایی  توسعه  کشاورزی ارگانیک شامل  دو بخش عملیاتی است :

1-استقرار نظام گواهی محصولات کشاورزی شامل : تدوین استاندارد ها و مقررات( استاندارد های فرایند ، استاندارد های محصولی ، استاندارد های برچسب گذاری ،... )   ، نظام بازرسی  و برچسب گذاری که توسط یک مرجع علمی و حقوقی بی طرف  (مثلا موسسه استاندارد) صورت می گیرد .

2- اجرا ، ترویج و توسعه کشاورزی ارگانیک در سطح عملیات

 از طریق ایجاد واحدهای  مزرعه ای توانمند سازی  کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان  صورت   می گیرد .  این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند .     درا ين واحدها شكل خاصی  از مکانیسم  تحقیق - ترویج در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه  پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با  یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را  بر اساس دستور العمل های فنی  ارگانیک با شاخص تغذيه و حاصلخيزي بر مبناي رابطه پايدار آب –خاك –گياه  (ICWSM ) و مديريت تلفيقي تحولي حفاظت از محصول (IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله آموزش و اجرا می کنند . ظرفیت سازی انجام شده در این واحد ها منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .   این راهبرد در قالب سند ملی ارگانیک ایران در 400صفحه تدوین شده است .    

م.شریفی مقدم -تهران بهمن 1388           

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 19/7/1389 و ساعت 10:29 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


راهبرد نوین توسعه کشاورزی پایدار در ایران

بخش اول  : چالش های  ناشی از نظام توسعه کشاورزی رایج

1-  چالش های  ناشی از نظام توسعه کشاورزی رایج

1-1- چالش های امنیت  و سلامت  غذا در نظام رایج  توسعه کشاورزی

           نظام متعارف توسعه کشاورزی مبتنی بر بسته فن آوری  که بر مبنای  انقلاب سبز  شکل گرفته  و برافزایش  کمی تولید با انتقال صرف تکنولوژی  ،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی ، ماشين آلات جديد ، دست کاری های  ژنتیکی ، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، .... تاکید دارد  منجر به  تبدیل کشاورزی به صورت یک تجارت  و صنعت شده  و مسایل ، مخاطرات و  بحران های مشخصی راایجاد کرده است . پیدایش سموم در زنجیره غذایی، اثرات بد  تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست ؛ تجمع عناصر غذایی در محصولات و آب های سطحی وزیر زمینی ، بهره برداری بی رویه از منابع آب و خاک ،کمبود انرژی و منابع  از ابتدای دهه 1970، تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به هم  خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولید، بیماری ها  مزمن ، سرطان ها ، مرگ و میر ، فقر و  مهاجرت .... از جمله چالش ها و بحران های حاصل از نظام فعلی توسعه کشاورزی است   . در دهه اخیر نیز ،  مشکلات  و بحران های ناشی از کشاورزی مدرن ، که  نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است نیز به چالش های انقلاب سبز اضافه شده است  .  حامیان کشاورزی مدرن که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراریخته GMO ))  ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده و ....  می دانند. فشار برای   کار برد محصولات ترا ريخته،هورمونهای رشد،آنتی بیوتیک های خوراکی دام،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد شيميايي سنتز شده را افزایش یافته  وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی ، توجیه می شود  با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .بحران ها ناشی از نظام کشاورزی رایج را می توان به موارد ذیل تقسیم نمود :

2-1- بحران  امنیت و سلامت  عذا .

با توجه به افزایش جمعیت دنیا  و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه 1950 میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی فشرده فعلی تغییر پیدا کرد که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست . این نظام مبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی می باشد.کشاورزی مرسوم با ورودتکنولوژي هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري وماشين آلات جديد ، قابلیت دسترسی زیاد به کودها وآفت کش ها، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، روش های نوین آبیاری ، روش های جدید کشت و...  به صورت فزاینده ای تکامل یافت ، به صورتی که بزرگترین مشکل در دهه اول انقلاب سبز  مازاد تولیدات کشاورزی بود.در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علف های هرز ونیاز به مدیریت زراعی در بخش کشاورزی و .. همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد وهمانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردیدو  حفاظت خاک به فراموشی سپرده شد .در اواخر دهه 1960 وابتدای دهه 1970،یعنی تنها بعد از یک دهه از ورود تکنولوژی به کشاورزی  حوادثی باعث شد که توسعه کشاورزی ، بامسایل و مخاطرات جدیدی مواجه گردد.با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی مردم از اثرات تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست افزایش یافت ؛ تجمع عناصر غذایی در آب های سطحی وزیر زمینی وبهره برداری بی رویه از آنهازیاد شد.کمبود انرژی و منابع  در ابتدای دهه 1970، علایم شروع مخاطرات جدید نظیر تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولیدو.... را نمایان ساخت .  اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دودهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه ونامناسب نهاده های وبرخی تکنولوژي های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و  بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر وحادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات وبحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت ومیزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است.ومخاطرات زیست محیطی وبهداشتی جدی را به همراه داشته وبا تحدید شدید منابع تولید همراه است . در شکل ها ی 1و2 مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی به صورت مقاومت آفات و افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .

2-چالش ها و بحران های  محیط زیستی 

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :

  الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست : سيستم هاي زيست محيطي حياتي در دچار صدمه  و آسیب  جدی  شده  فعاليت هاي كشاورزي  فشرده  به شدت سيستم هاي زيست محيطي  را تحت تاثیر قرار  داده است

ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  :  فعالیت های کشاورزی فشرده  باعث  آسيب به محيط زيست  داشته که این آسیب  تاثير مستقیم بر بر تندرستي بشر داشته است  

ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايش ها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي در  منجر به  چالش هاي  اجتماعی  ،  زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار شده است

د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژخ اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

جدول 1- شاخص های محیط زیستی صدمه دیده ناشی از فشار تکنولوژی  در کشاورزی رایج

1

تنشهاي اكوسيستمي

19

ظهور بیماری ها و آفات  جدید

2

تنش هاي آبي

20

نا كارآيي  طبیعی اكوسيستمي

3

فشارهاي محيطي

21

عدم مسئوليت پذيري

4

آب  ناسالم

22

 چالش انطباق  صنعت

5

خاك ناسالم

23

فقر مواد آلی

6

به هم  خوردن تنوع زيستي

24

به  هم خوردن  تنوع گونه ها

7

مرگ بیو لوژیک خاک

25

پسماند های مصنوعی

8

فرسایش شیمیایی  خا ک

26

زباله های شیمیایی

9

مقاومت عوامل مضر محیطی

27

استرسهاي محيطي

10

ترکیبات شیمیایی مصنوعي

28

مصرف بی رویه شيميايي

11

تحدید منابع طبيعي

29

عدم ثبات اكولوژي

12

گاز های گلخانه ای

30

تجمع عناصر مضر

13

نا پايداري منابع

31

بحران کیفیت

14

آسيب پذيري از نهاده ها

32

دست کاری های ژنتیکی

15

اشعه ها و پرتو افکنی

33

كميت آب

16

هورمون ها و انزیم ها

34

عدم امنیت اقتصادی

17

كيفيت آب

35

بحران  غذا

18

فقر

36

آلودگی

3-1-چالش های  بهداشت و سلامت    

    سالانه دو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فردحدود  نيم كيلو گرم است. ميزان باقيمانده سموم در محصولات از حد مجاز بيشتر است .  سنجش باقيمانده سموم  در نمونه اي از  خيار گلخانه اي  در ايران در يك دوره سنجش  ،نمايانگر وجود باقيمانده  سيزده  نوع سم با بنيان كلره هر فرد سالانه به طور متوسط 4/5 كيلو نيترات و 1/5 كيلو مواد شيميايي وارد بدن خود مي كند .سالانه بیست و دو ميليون نفر بر اثر تجمع باقیمانده  مواد شیمیایی  در محصولات کشاورزی و یا تماس مستقیم بامواد شیمیایی  در مزارع و خانه دچار مرگ  ، سرطا ن  ، بیماری های مزمن ، مسمومیت ، عوارض پوستی ، مشکلات عصبی  و .. می شوند. این در حالی است که مواد شیمیایی تنها یکی از مخاطرات حاصل از فشار تکنلوژی به کشاورزی است  و عوامل مخرب تر نیز وجود دارند که سلا مت افرارد را هدف قرار داده است .که عبارتند از :

·           عوامل فیزیکی  :

شامل صدا ،ارتعاشات ،ماشین آلات ،اشعه های مادون قرمز و ماورا بنفش ،گرما ،سرما ، الکتریسیته  و ...

·           عوامل شیمیایی:

شامل سموم،مواد اسپری  ،آفت کش ها،علف کش ها ،گرد گل ها و گیاهان ، مواد سوختنی

·           عوامل مکانیکی و ارگونومیکی  :

شامل ابزار نامناسب ،وضعیت نامناسب بدن در حین کار ،حمل بار

·           عوامل بیولوژیکی :

شامل تماس با حیوانات، آلاینده های بیولوژیکی ،انگل ها ،باکتری ها ،ویروس ها

·           عوامل روانی  :

شامل استرس و فشار های روانی ،خستگی

4-1- چالش های کشاورزی مدرن (تراریخته ) 

    حامیان کشاورزی مدرن که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراریخته GMO ))  ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده و ... می دانند . با توجه به مشکلات  و بحران های ناشی از کاربرد نهاده های شیمیایی مصنوعی در کشاورزی عده ای از متخصصان شکل جدیدی از کشاورزی را تحت عنوان  کشاورزی مدرن ارایه کرد ه و به تبلیغ آن مشغول هستند.کشاورزی مدرن نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است.بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده اند که اگر کشور ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد .آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است .آنهااز این طریق فشار را برای   کار برد محصولات ترا ريخته،هورمونهای رشد،آنتی بیوتیک های خوراکی دام،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه می نمايند با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است ..به هرحال در حال حاضر این مسئله که که نظام کشاورزی مرسوم مبتنی بر کود وسموم شیمیایی مصنوعی نمی تواند باعث تامین غذای کافی و سالم برای ساکنان کره خاکی باشد ،مبرز است . لبته اکثر حامیان کشاورزی مدرن  را همان شرکت های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشکیل  می دهند که امروزبنابر ضرورت با پرچم تراریخته  پیگیر استمرارفعالیتهای استعماری تجاری در بخش کشاورزی هستند .  بررسی ها  در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ریخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلکه باعث بروز بحران های جدید  در مسئله سلامت و  اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین  به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای  تولید کننده محصولات تراریخته در جهان است  که 28 در صد کل محصولات  تراریخته را تولید می کند  . در این کشور در بیش از 80 درصد سطح زیر کاشت سویا شامل  5/6  میلیون هکتار از سویای تراریخته استفاده شد.نتایج  به دست آمده نشان   می دهد که  در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهمترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  30 در صدی قیمت ها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است . از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان 32 در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث ور شکستگی اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرها و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است .بنابر این محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند ،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد .

2- ضعف و کارآیی پایین نظام متعارف ترویج و مدل های توسعه ناکارآمدی و بحران های ناشی از مدل هاو رهیافت های متعارف توسعه مبتنی بر انتقال تکنولوژی در تحقق اهداف توسعه پایدار روستایی و کشاورزی به ویژه در دهه های اخیر ،باعث شده که در تحقق آرمان های جهانی هزاره سوم ، تحول در نظام جامع دانش – توسعه ، به عنوان مبنا و الزام اصلی در تحقق توسعه پایدار در کشاورزی و جوامع محلی و روستایی مورد توجه و تاکید دولت ها و بخش های بین المللی قرار گیرد.نتایج حاصل از کاربرد مدل های توسعه مبتنی بر انتقال تکنولوژی نشان می دهد که تنها تاکید برانتقال تکنولوژی ،جوابگوی فرایند توسعه پایدار نبوده و عدم جامعیت این مدل ها باعث شده که شاهد چالش ها و بحران در ایمنی ، تحدید منابع طبیعی ، امنیت اقتصادی ، پایداری تولید ، مشکلات زیستی ، سلامت ، فرسایش ها ، مرگ بیولوژیکی ، بحران آب ، آلودگی های جوی ، بجران نیترات ، گاز های گلخانه ای ، مرگ و میر ، بیماری ها و به هم خوردن تعادل های اکولوژیک در سرزمین باشیم .و این بحرانی است که بسیاری از کشور ها را با چالش های اقتصادی و اجتماعی روبرو کرده است . به همین دلیل در راهبرد های نوین جهانی برای تحقق توسعه پایدار ، به جای تاکید برا

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 28/10/1388 و ساعت 01:20 | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


الزامات ورود محصولات ارگانيك به بازار جهاني - فصل اول

§          نظام گواهي محصولات ارگانيك : عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند .این گواهی نشان می دهد که در محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که ایمنی  محصولات ، ایمنی زیستی  فرایند تولید و.. را تضمین می کند   و  فرصت  های گوناکونی نظیر:

ü           دسترسی و  ورود آسان به  بازارهای متنوع  محلی ، ملی ، منطقه ای و بین المللی(صادرات) ،

ü           تضمین سلامت مصرف کننده .

ü           حفاظت پایدار از منابع محلی .

ü            بهبود سلامت و بهداشت تولید کنندگان و شرایط زندگی خانوار آنها .

ü            توسعه پایدار محلی را برای تولید کنندگان ایجاد خواهد کرد.

 

 استاندارد ها و مقررات  :    یک سری  مقررات و استاندارد های تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد کیفیت  محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی  محصول  فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده می شوند .این استاندارد ها اجباری و داوطلبانه هستند . استاندارد های اجباری شامل مقررات مربوط تجارت و بازار بین المللی  محصولات هستند  . از جمله استاندارد ها می توان به :

    استانداردهاي بينالمللي: استانداردهايی هستند که توسط سازمانهاي بينالمللي وضع و توسط قانون‏گذاران داخلي پذيرفته ميشوند. ازجمله این استاندارد ها عبارتند از :

ü   کمسیون کدکس تحت حاکمیت دو سازمان بین المللی  FAOو WHO .

ü   کمسیون اقدامات بهداشت گیاهی (CPM) که بر کنوانسیون بین المللی حفاظت گیا هان (IPPC) نظارت دارد.

ü   سازمان جهانی بهداشت حیوانات (OIE) برای تجارت جهانی حیوانات و محصولات حیوانی  نظارت دارد.

ü            فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک (IFOAM)

    استانداردهاي منطقهاي/ فرا منطقهاي :مناطق مختلف جهان، استانداردهاي منطقهاي و فرا منطقهاي مختلفي را براي کشاورزي ارگانیک تدوين کرده يا در حال تهيه آن هستند .از جمله این استاندارد ها :

ü         مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات اتحادیه اروپا

ü         مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات ایالات متحده

ü      مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات  ملی در کشورها مانند :  ژاپن  ،استرالیا ،چین ،بوتان ،هنگ کنگ ،هندوستان ،مالزی ،زلاندلو،پاکستان ،فیلیپین ،سنگاپور ، تایلند ،ویتنام

    استانداردهاي ملي:مجموعه استانداردهاي پايه هستند که توسط هر کشور و بر اساس قوانين و مقررات سازمانهاي گواهيکننده و مجاري قانوني تهيه ميشوند. در استانداردهاي ملي به حداقل شرايط لازم براي نظارت بر توليد، فراوري ، بازرسي، برچسبزني و به بازاريابي اشاره شده‌است.

    استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي محلی :اين استانداردهاي خصوصي بر خلاف قوانين ملي از قلب جامعه کشاورزي و مزرعه تدوين شدهاند.

سیستم رسمي صدور گواهي: نظامي است كه توسط سازمان دولنی مرجع به طور رسمي برای چگونگی گواهی محصولات کشاورزی  به تصويب رسيده و يا مورد پذيرش مي باشد.

سیستم شناسه اطلاعات (ردیابی) : سیستم  معتبر و سیال  حاوی  چرخه اطلاعات کامل تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان بستر اصلی  ایجاد نظام کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

سیستم بازرسي:  فرايند بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات شامل فرایند و مقررات بازرسی و کنترل   به منظور تایيد رعايت شرايط توليد ارگانيك است .

آكرديته رسمي: به مراحلي گفته مي شود كه به موجب آن دستگاه دولتي ذي صلاح به طور رسمي صلاحيت مؤسسه بازرسي كننده يا گواهي كننده را براي ارائه خدمات بازرسي و گواهي به تائيد مي رساند.

 مؤسسات  مجری  بازرسی: مؤسسه اي تایید صلاحیت شده توسط مرجع ذی صلاح است كه مسؤليت  كنترل  و تطبیق صحت توليد، فرآوري، حمل و نقل و واردات محصول را بر اساس مقررات و استاندارد   بر عهده دارند

برچسب ارگانيك: عبارت است از متن نوشتاري، چاپي يا گرافيكي كه با هدف شناساندن محصول به آن الصاق مي شود يا در مجاورت محصول به نمايش گذارده مي شود.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 31/6/1388 و ساعت 06:07 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك

كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود.


مفاهیم و اصول کشاورزی ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیرزمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روزبه‌روز مورد تردید جدی قرار می‌گیرد.

طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتیكی نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشهای منتشره در خصوص تاثیرات سو مواد فوق بر سلامتی مصرف‌کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف‌کنندگان را به محصولات تولیدشده در شرایط طبیعی و حتی‌الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است.

در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشا طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می‌شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می‌دادند اما با افزایش سطح آگاهیها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

هماهنگی استانداردها چالش امروز محصولات ارگانیک

كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد، زیرا ما در جهانی زندگی می‏كنیم كه در آن مواد شیمیایی مصنوعی در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسیاری از واژگان انگلیسی، چندین معنا دارد. معنایی كه در کشاورزی ارگانیک مدنظر است، برای مدیریت تمام مزرعه به‏كار می‏رود و بر اساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظر گرفته می‏شود.

مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، بهترین دانش سنتی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزایش مصرف كود و آفت‏‏كشهایی که پیامد آنها زوال باروری خاك، سلامتی و آلودگی هوا، آب و غذا است، نگرانیهای روزافزونی درباره محیط زیست جهانی ایجاد شده و مفهوم كشاورزی ارگانیک اهمیت فزاینده‏ای در راستای توسعه كشاورزی پایدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پیدا كرده است.

كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.

كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روشهای مكانیكی كنترل علفهای هرز، استفاده از ماشین‌آلات مدرن قابل استفاده در سیستمهای ارگانیك مبارزه بیولوژیكی و تلفیقی با آفات و بیماریها، درك بهتر از همزیستی میكوریزا، ریزوبیوم‌ها و ریزوسفر، تجدید ماده آلی و دیگر بخشهای زنده خاك، تلفیق زراعت و دامپروری از موضوعات مورد بحث در كشاورزی ارگانیك هستند.

در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسمهای مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، بخشی از یك تصور كلی است كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد./

 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 27/5/1388 و ساعت 12:37 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك

كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود.


مفاهیم و اصول کشاورزی ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیرزمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روزبه‌روز مورد تردید جدی قرار می‌گیرد.

طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتیكی نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشهای منتشره در خصوص تاثیرات سو مواد فوق بر سلامتی مصرف‌کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف‌کنندگان را به محصولات تولیدشده در شرایط طبیعی و حتی‌الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است.

در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشا طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می‌شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می‌دادند اما با افزایش سطح آگاهیها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

هماهنگی استانداردها چالش امروز محصولات ارگانیک

كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد، زیرا ما در جهانی زندگی می‏كنیم كه در آن مواد شیمیایی مصنوعی در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسیاری از واژگان انگلیسی، چندین معنا دارد. معنایی كه در کشاورزی ارگانیک مدنظر است، برای مدیریت تمام مزرعه به‏كار می‏رود و بر اساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظر گرفته می‏شود.

مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، بهترین دانش سنتی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزایش مصرف كود و آفت‏‏كشهایی که پیامد آنها زوال باروری خاك، سلامتی و آلودگی هوا، آب و غذا است، نگرانیهای روزافزونی درباره محیط زیست جهانی ایجاد شده و مفهوم كشاورزی ارگانیک اهمیت فزاینده‏ای در راستای توسعه كشاورزی پایدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پیدا كرده است.

كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.

كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روشهای مكانیكی كنترل علفهای هرز، استفاده از ماشین‌آلات مدرن قابل استفاده در سیستمهای ارگانیك مبارزه بیولوژیكی و تلفیقی با آفات و بیماریها، درك بهتر از همزیستی میكوریزا، ریزوبیوم‌ها و ریزوسفر، تجدید ماده آلی و دیگر بخشهای زنده خاك، تلفیق زراعت و دامپروری از موضوعات مورد بحث در كشاورزی ارگانیك هستند.

در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسمهای مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، بخشی از یك تصور كلی است كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد./

 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 26/5/1388 و ساعت 02:36 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


مديريت اجرايي اصلاح الگوي مصرف در كشاورزي ايران

الزامات و مبانی مدیریت اجرایی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی ايران

(با شاخص مدیریت پایدار منابع  در بهبود بهره وری اقتصادی تولید)

مقدمه

   با بررسي در س های آموخته شده و نتایج حاصل از اجرای پروژه  بین المللی  مدیریت پایدار تولید با راهبرد IPCM در ایران که با مشارکت وزارت جهاد کشاورزی  ، سازمان خوارو بار کشاورزی (FAO)  ، برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP/GEF/SGP)،سازمان بهره  وری آسیا (( APO   و هم چنين با مطالعه سیستم برنامه ریزی  در  برنامه  بین المللی مدیریت بهبود کشاورزی  ، منابع و سند راهبردی توسعه کشاورزی پایدار مبتنی بر نظام ارگانیک  ، راهبرد   مديريت اجرايي اصلاح الگوي مصرف در بخش کشاورزی کشور تدوین و ارایه شده  در 4 بخش کلی ذیل ارایه و مورد تحلیل قرار گرفته است :

بخش اول : الزامات ، مفاهيم  و شاخص هاي عملیاتی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی  

بخش دوم :   بررسی چالش ها ونقاط بحرانی مصرف منابع تولید در کشاورزی کشور  

بخش سوم   : تعيين اولويت هاي هدر رفت منابع در كشاورزي ايران

بخش چهارم  : معرفي الگوي برنامه ريزي و اقدام براي اعمال مديريت اجرايي منابع با هدف اصلاح الگوي مصرف  كه در ذيل  به صورت خلاصه محتواي  مربوط به هر يك از بخش  شرح داده می شود .

بخش اول : مفاهيم  ، ضرورت و الزامات اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی

- تعریف اصلاح الگوی مصرف :

 نظام  جامع مدیریت پایدار منابع تولید در کشاورزی با هدف بهبود بهره وری اقتصاد تولید در واحد عملیات منطبق بر شاخص های ایمنی زیستی  ، اجتماعی و شرایط منطقه ای .

   -  ضرورت :

 در دهه های  اخير  ، به دلیل افزایش  مصرف بی رویه ، کاربرد فشرده  نهاده های بیرونی  ، افزایش هزینه های تولید ،جابه جایی اکوسیستم زراعی ، تخریب و  فرسایش های شیمیایی ، تخریب بیولوژیک خاک ، مقاومت عوامل خسارت زا در بخش تولید   ، کاهش شدید منابع تولید و ضعف آمایش و مونیتورینک در چرخه تولید و مصرف و ضعف  برنامه ها و روش های  اجرایی در توسعه پایدار   منجر به بحران در امنیت غذا در دنیا شده است .  علاوه بر این چالش های مربوط به کیفیت محصولات ، عدم الگوی صحیح مصرف  مواد و تکنولوژی های شیمیایی مصنوعی در فرایند تولید نیز منجر به چالش های سلامت جامعه نظیر  مسمومیت ها ، مرگ و میر ، سر طان ها و در نتیجه ایجاد فشار سنگین اقتصادی در بخش سلامت و بهداشت فردی و اجتماعی شده است. آسیب های اقتصادی ناشی از تخریب محیط زیست و منابع طبیعی نیز هر چند که در چرتکه ظاهر اقتصادی به حساب نمی آید ولی بیشترین  تهدید کننده امنیت پایدار اقتصاد ملی در دور دست خواهد بود .چالش هاو بحران های ایجاد شده ناشی از مصرف بی رویه   نهاده های بیرونی درنظام کشاورزی رایج ، باعث شد ه است که اصلاح و تحول در راهبرد های توسعه کشاورزی  به عنوان یک ضرورت و اصل مورد تاکید مجامع بین المللی و بسیلری از دولت ها در سراسر دنیا قرار گیرد  . در هزاره سوم ، تغییر و اصلاح راهبرد های توسعه کشاورزی با هدف  مدیریت پایدار منابع تولید ، اصلاح روش های مدیریت  تولید بر اساس شرایط اگرو اکوسیستم ، بهره وری تولید ، امنیت و سلامت غذا در قالب کلی توسعه کشاورزی پایدار تعریف شده است .  كشاورزي پايداريك  راهبرد مديريتي است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي  مزرعه در هرزمان مي شود. در واقع كشاورزي پايدار، نظام زراعي است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيطی محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند       مي باشد.

- الزامات اصلی توسعه پایدار کشاورزی

·    صرفه اقتصادي: صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.

·    تطابق  اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمكهاي فني تامين و تضمين شود.

·    هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.

·    سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.

·        بعدانساني : حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليتهاي كشاورزي است.

بخش دوم :   بررسی چالش ها ونقاط بحرانی مصرف و هدر رفت منابع تولید در نظام کشاورزی فعلی با بررسي ساختار منابع توليد در ايران 

در این بخش ابتدا اركان اصلي برای  توسعه در کشاورزی  تعیین شده  و سپس به تحلیل و بررسی این ارکان در کشاورزی ایران پرداخته شده است . ارکان اصلی برای توسعه عبارتند از :

1.      منابع اولیه  تولید  : آب ، خاک ، اقلیم ،  تکنولوژی ، هزینه

2.      نیروی  انسانی و تولید کنندگان 

3.      تحقیقات

4.      ترویج و آموزش

5.      سرمایه

6.      بازار

بررسی و تحلیل این ارکان در کشور به منظور تعیین نقاط بحرانی هدر رفت منابع در این بخش صورت گرفته است که خلاصه آن در ذیل اشاره می شود :

1.بررسی وضعیت منابع اولیه  تولید در کشور   .

 1-1 . وضعیت خاک كشاورزي در ايران

§     96 درصداراضی کشور در کمربند خشک ، نیمه خشک و فراخشک  قراردارد .

§     معادل 14 % درآمد ناخالص ملی کشور صرف فرسایش خاک می شود

§     .........

2-1.وضعیت اقلیم ایران

اقلیم خشک و نیمه خشک مدیترانه ای که در آن میانگین تبخیر دو برابر بیشتر از میانگین  بارندگی سالانه است

3-1: وضعیت کلی مصرف آب کشاورزی در ایران .

§  کل آب قابل استفاده در کشاورزی 83 میلیارد متر مکعب است

§  کل سطوح تحت کشت آبی 2/8 میلیون هکتار است .

§   بنابر این میانگین مصرف آب در هکتار:10122 m3/hec

§ در دنیا به طور متوسط حدود   60 درصد منابع  آب صرف کشاورزی می شود در حالی که در کشور این رقم معادل حدود93 درصد است .

§  75 درصد  این بارش معمولا خارج از  فصل زراعی صورت می گیرد .و تناسبی هم بین اراضی و مناطق بارش زا وجود ندارد .

§  تقریبا 290 دشت ، 120شهر و 6000 روستا  و 16 استان در معرض خشکسالی مستمر هستند.

§  این در حالی است که 22 % آب رودخانه های کشور یا به دریاها دریاچه ها و یا تالاب ها و شوره زارها سرازیر می شود

§  .......................

4-1:  چالش های مصرف نابه جای تکنولوژی بیرونی و نهاده های شیمیایی مصنوعی در کشاورزی

چالش اول :امنیت و بهره وری اقتصادی تولید

ü      تهدید  شدید شاخص های  بیولوژیک خاک  شامل مقدار تودة زيستي ، انبوهي جمعيت گروه‌هاي اصلي (باكتريها و قارچها)، تنوع ساختار جمعيتي، تنوع كاركردهاي جامعه زيستي و تعيين سرعت فعاليتهاي حياتي مانند فعاليت‌هاي آنزيمي، معدني شدن كربن يا نيتروژن آلي و يا فرآيندهاي غيراختصاصي‌تر مانند فعاليت تنفسي و گرمازايي  به دلیل فرسایش های شیمیایی خاک  ها 

چالش دوم :سلامت

مواد شیمیایی در کشاورزی سبب شده است  سالانه میلیون ها نفر به صورت مستقیم  یا تجمع عناصر باقیمانده شیمیایی در محصولات و یا صدمات محیط زیست  دچار مسمومیت ، بیماری  های مزمن ریوی ، پوستی  ، گوارشی ، اعصاب ، نازایی ها ، تولد نارسا ، سرطان(750000نفر)  و مرگ و میر(220000نفر)  شوند

چالش سوم: ایمنی زیستی

سيستم هاي زيست محيطي حياتي در فعاليت هاي كشاورزي فشرده   در حال تهدید و ضدمه دیدن هستند  و این شامل تندرستی  كشاورزان و گروه هاي بهره بردار و خانوار آنها  متاثر ازمحيط زيست  صدمه دیده  نیز می شود  . کیفیت و کمیت آب  ،تنوع زيستي ، تنش هاي اكوسيستمي ،بیولوژیک خاک  ،  تنوع گونه ها ، منابع طبيعي

2- بررسی كار ايي و انطباق  اركان و ساختار  نظام بهره برداری و بهره برداران   براي توسعه كشاورزي پايدار

§  قابليت كلي  نظام تولید در ایران  مبتنی بر تولیدات روستایی است

§  حدود 80در صد محصولات در روستاها تولیدمی شود

§  نظام کشاورزی مبتنی بر تولید در حدود 80000روستاست

§  شبکه بهره بردار در ایران شامل حدود 4.5میلیون نفر است .

§  که بیش از 80 در صد از مالکیت ها  زیر 2 هکتار می باشد .

§  .....................

3 : تحلیل وضعیت نظام جامع اطلاعات کشاورزی در ایران(تحقیقات  ،ترویج و آموزش)

§              تنها 10 درصد از يافته هاي تحقيقاتي  كاربردي شده اند

§        تنها 10 در صد از كشاورزان تحت پوشش برناتمه هاي انتقال يافته قرار گرفته اند  .

§        تعداد کشاورزان دارای مدرک کشاورزی در کشور حدود یک در صد است .

4: نظام بازار و سرمایه

فقدان نظام گواهی محصولات در  شیکه بازار مهمترین خلا و عامل تهدید بازار کشاورزی در سطح ملی و بین المللی است .

بخش سوم   : تعيين اولويت هاي هدر رفت منابع در كشاورزي ايران

در اين فصل بعد از بررسي وضعیت  ارکان اصلی توسعه کشاورزی در کشور ،  به تعيين اولويت هاي اصلي هدر رفت منابع توليد پرداخته مي شود.اين اولويت هاي به ترتيب عبارتند از :

§    اولویت  اول : مهمترین مسئله در کشاورزی ایران ، هدر رفت حدود 60 درصد آب آب در کشاورزی و پایین بودن شاخص کارآیی و بهره وری مصرف آب در مزرعه است (حدود 700 گرم به ازای هر متر مکعب )

§        اولويت دوم  :  بالا بودن هزینه های اقتصادی تولید و عدم بهره وری اقتصاد تولید در واحد عملیات است .

§        اولويت  سوم : عدم نظام گواهی و شناسه ملی  تولید و تولید کنندگان  جهت ساماندهی نظام مصرف و  بازار محصولات

§    اولويت  چهارم  : مخاطرات  مربوط به بایمنی زیستی و تحدید منابع طبیعی ، آّ ب  و خاک ،کیفیت محصولات ،   بهداشت و سلامت  اجتماعی است  

بخش چهارم  : معرفي الگوي برنامه ريزي و اقدام براي اعمال مديريت اجرايي منابع با هدف اصلاح الگوي مصرف 

در اين بخش  بر اساس تجربيات  جهاني  و راهبرد اجرا شده در 250 منطقه کشور ،  الگوی مشخصي براي  برنامه ريزي  و اقدام برای  مدیریت اجرایی اصلاح الگوی مصرف در ايران با عنوان  "  مدیریت سیستمی    چرخه اقدام    "  ارایه  شده است .

1-4: مدیریت اجرایی مصرف منابع  تولید مبتنی بر مدیریت سیستمی چرخه اقدام

برنامه خاصی  به منظور عملیاتی کردن استراتژی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی ایران با توچه به ساختار و نظام بهره برداری کشور و چالش های اصلی تدوین و ارایه شده است . این برنامه شامل دو بخش کلی است :

الف راهبرد تحولی برنامه ریزی و یا تدوین برنامه اصلاح الگوی مصرف    

    فرایند کلی  برنامه ریزی  عملیاتی  برای مدیریت  منابع   تولید با شاخص  افزایش بهره وری   در توسعه پایدارکشاورزی ، بر اساس اقدام در یک  چهار چوب منطقی  در مدیریت سیستمی صورت می گیرد  که در ذیل کلیات آن در هشت اصل ارایه شده است :  

1.      شناسایی و تحلیل چالش ها و نقاط بحرانی  مصرف

2.      شناسایی دامنه امکانات و  تحلیل نیروی انسانی هدف  

3.      شناسایی و ارزیابی  منابع محلی موجود  و تغييرات محیطی

4.      تدوین برنامه کار

5.      تعیین محدود يتهای کنترل نقاط بحرانی

6.      تدوین برنامه عملیات و اقدام

7.      تطبیق و اصلاح   برنامه بر اساس شرایط و ظرفیت سازی

8.      تعیین مکانیسم ارزیابی اثر بخشی و استمرار پایدار

ب- راهبرد عملیاتی برای مدیریت اجرایی در سطح تولید 

علاوه بر ارایه مدل خاص برنامه ریزی  در مدیریت اجرایی اصلاح الگوی مصرف ، راهبرد مشخصی نیز به منظور مدیریت فنی تولید در کشاورزی با شاخص افزایش بهره وری اقتصادی تولید مبتنی بر ایمنی زیستی و شرایط اجتماعی با عنوان IPCM  یا مدیریت مشارکتی تولید محصول تعریف شده است که مهمترین تاکتیک های این راهبرد عبارتند از :

1 . راهکار های  اجرایی  مدیریت  پایدار مصرف آب مبتنی بر مدیریت پایدار رابطه آب/خاک/گیاه
 با شاخص میزان در آمد حاصل از مصرف یک مترمکعب آب در مزرعه
(ICWSM)

2. راهکار برای مدیریت  عوامل  خسارت زا و کاهش دهنده میزان تولید  مبتنی بر نظام مدیریت تلفیقی  حفاظت از محصول  ( Community IPM )

3. طراحی نظام بازار  مبتنی بر نظام گواهی  محصولات کشاورزی

4.  مقررات و سیستم  تضمین ایمنی  محصولات :  فرایندی  که کیفیت و ایمنی محصولات  از خطر های احتمالی ناشی از آلود گی های محیطی (آب و..) ،آلودگیهای شیمیایی و آلودگیهای میکروبی تضمین می کند . 

5. استقرار سیستم  ردیابی محصول

     برقرای نظام  کنترل مدیریت بر تمام مراحل تولید ، فرآوری و توزیع مواد غذایی   جهت حفاظت و تضمین حفاظت از آلاینده های زیست محیطی ، شیمیایی و بیولوژیکی .

6.  نظام  ردیابی  تولید کنندگان

      چرخه اطلاعات  معتبر تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان مکانیسم پایه برای ردیابی ، اعتماد سازی ، کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

7. قراری قوانین بهداشت گیاهی و دامی   و كنترل و پايش مديريت توليد

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 11/5/1388 و ساعت 11:45 | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن دهم

طراحی بازار ارگانیک

اعتماد سازی پایه بازار فروش در  محصولات ارگانیک می باشد و این اعتماد بین مصرف کننده و تولید کننده  به عنوان مصداق و شاخص اصلی تجارنت و فروش محصولات ارگانیک است . ایتن اعتماد در صورت مختلف دارای اشکال اجرایی متنوع است اما در سطح کلان تجارت ارگانیم این اعتماد از طریق نظام صدور گواهی و استناندارد های شناخته سده ملی و یا بین المللی ایجاد می گردد. در طراحی نظام بازتر ارگانیک ،فرایند توسعه مرحله در سطوح ذیل در نظر گرفته می شود :

ا- خانوار بهره بردار و بازار محلی :  نزدیکی به تراکم جمعیت ، احداث فروشگاه محلی،احساس خدمت به مشتریان، امکانات انباری لازم   برای بازار ،وسیله نقلیه از جمله ویژگی های بازار محلی است که به عنوان پایه ایجاد بازار ارگانیک خودجوش و پایدار عمل می کند

2- بازار منطقه ای  : کیفیت خوب ،  خدمات مطمئن،  حجم مبادلات  مناسب،تماس مستقیم با خریداران، قرارداد خرید کل محصول و تطبیق تولید با تقاضا از جمله وِیژگی های طراحی بازر منطقه در مرحله دوم است که منجر به پایدار بازار ارگانیک  در سطح ملی خواهد بود .

3- بازار ملی و صنایع تبدیلی : کیفیت بالا ،  مقادیر انبوه می توان فروخت ، تقاضای مداوم ، تحویل محصول در مزرعه،  خدمات بسیار معتبر ،  مقادیر انبوه  تبحر در چند محصول خاص  از جمله خصو صیات در این مرحله است که نقش مهمی در  ایجاد بستر مناسب برای صادرات محصولات ارگانیک دارد .

4- صادرات : سطح قیمت بالا ،  کیفیت بالا و اعتبار ،  مدیریت حرفه ای  ،  آشراف به تجارت بین المللی ،  مقادیر بسیار انبوه،  تبحر در چند محصول خاص ،  گواهی شناخته شده ، دسترسی به بازار بزرگ   و رو به رشد و ایجاد رونق بالی اقتصادی در کشاورزی از جمله مهترین خصوصیات بازار صادرات ارگانیک است که خصوصیات بازار و فرایند ایجاد مرحله ای بازار ارگانیک  در جدول ذیل شر داده شده است

مشخصات  فرایند بازار مرحله ای محصولات ارگانیک

مکانیسم بازار فروش

شرایط

مزایا

معایب

 

بازار محلی

 نزدیکی به تراکم جمعیت

 احداث فروشگاه محلی

احساس خدمت به مشتریان

 امکانات انباری لازم   برای بازار

وسیله نقلیه لازم

 تماس مستقیم با مصرف کنندگان

 جلب اعتماد فردی

 قیمت های بهتر با حذف واسطه

 استقلال  و  درامد دائمی

 مشتریان بالقوه کم

 کار زیادی می طلبد

 نیاز به عرضه طیف وسیعی از محصولات

 سرمایه گذاری برای امکانات فروشگاه،

حمل و نقل و انبار

 

بازار

منطقه ای

کیفیت خوب

  خدمات مطمئن

  حجم مبادلات  مناسب

 تماس مستقیم با خریداران

 قرارداد خرید کل محصول

  امکان پذیر است

 تطبیق تولید با تقاضا

 بدون تضمین

 قیمت های پایین تر

 تقاضای نامنظم

 

شبکه بازار ملی و

صنایع تبدیلی

 کیفیت بالا

  خدمات بسیار معتبر

  مقادیر انبوه

  تبحر در چند محصول خاص

 مقادیر انبوه می توان فروخت

 تقاضای مداوم

 تحویل محصول در مزرعه

 عدم تماس با مصرف کنندگان

 خطر وابستگی

 قیمت پایین

 وفاداری کم شرکاء

ابتدا باید فروشگاه های زنجیره ای

 متقاعد شوند

 

صادرات

 کیفیت بالا و اعتبار

  مدیریت حرفه ای

  آشراف به تجارت بین المللی

  مقادیر بسیار انبوه

  تبحر در چند محصول خاص

  گواهی شناخته شده

سطح قیمت بالا

 دسترسی به بازار بزرگ

 و رو به رشد

 عدم تماس با مصرف کنندگان

 خطر وابستگی

 رقابت بالا هم در کیفیت هم قیمت

 الزامات گواهی

 وفاداری کم شرکاء

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 24/4/1388 و ساعت 02:34 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن نهم

استانداردها و مقررات پایۀ کشاورزی ارگانیک

استاندارد ها و مقررات ارگانيك  به مجموعه‎اي از اصول و اهداف  توليد و فراوري ارگانیک  گفته مي‎شودكه کليه اين اصول و اهداف اهميت يکساني دارند . اصول کلی توليد و فراوري ارگانیک عبارتند از:

§           توليد غذا، الياف (پوشاک) و ديگر فراورده‎ها به مقدار کافي و با کيفيت مطلوب،

§     فعاليت سازگار با چرخه‎هاي طبيعي و سامانه‏هاي ارگانیک از طريق توجه کامل به خاک، گياهان و حيوانات در يک چرخه کامل توليد،

§           شناسايي اثرات اجتماعي و بوم‎شناختي سامانه توليد و فراوري ارگانیک،

§     حفظ و بهبود باروري و فعاليت زيستي خاک در درازمدت با استفاده از عمليات بوم‎سازگار و روش‌هاي زيستي و مکانيکي و عدم اتکا به نهاده‎هاي خارجي،

§     حفظ و افزايش تنوع زيستي کشاورزي و طبيعي در کشت‎بوم‎ها و بوم‏سازگان‎هاي اطراف با استفاده از سامانه‏هاي توليد پايدار و حفظ زيستگاه‎هاي گياهي و حيات وحش،

§           حفظ و مراقبت تنوع ژنتيکي با توجه به روش‌هاي مناسب مديريت منابع ژنتيکي در مزرعه،

§           استفاده کارامد و متعهدانه از منابع آب و موجودات زنده آن و تلاش براي حفظ اين منابع،

§           حداکثر استفاده ممکن از منابع تجديدپذير در توليد و فراوري و جلوگيري از آلودگي و ضايعات،

§           گسترش سامانه‎هاي توليد و توزيع محلي و منطقه‎اي،

§           ايجاد توازن مطلوب بين توليد محصولات زراعي و دامي،

§           فراهم آوردن شرايط زيستي مطلوب براي دام‎ها و تامين نيازهاي اصلي غريزي و رفتاري آنها،

§           کاربرد مواد تجزيه‎پذير زيستي براي بسته‎بندي توليدات،

§     تامين کيفيت مطلوب زندگي براي کليه بهره برداران  بخش توليد و فراوري ارگانیک به شکلي که نيازهاي اوليه و اصلي آنها برآورده شود و نيز فراهم ساختن محيط کار امن و سالم،

§           پشتيبانی از ايجاد يک سامانه کامل توليد، فراوري و توزيع که مقبوليت اجتماعي و سلامت بوم‎شناختي

§           شناسايي منابع دانش بومي و سامانه‎هاي کشاورزي سنتي، اهميت آنها، حفاظت آنها

§           کشاورزان بايد شرايط حفظ و بهبود کيفيت تنوع زيستي چشم‎انداز را فراهم کنند.

§           تخریب اکوسیتم  منطقه یایه  ممنوع است.

§           کليه  بهره برداران  بايد عملياتي را به کار بگيرند که از فرسايش جلوگيري کند.

§           سوزاندن پوشش گياهي براي آماده‎سازي زمين بايد در کمترين مقدار ممکن انجام شود.

§     سامانه‎هاي توليد، فراوري و مديريت محصولات زراعي بايد موجب بازگشت عناصر غذايي، مواد آلي و ديگر منابعي به خاک شوند که بر اثر برداشت محصول از مزرعه خارج شده‌است. اين امر بايد از طريق بازيافت، احيا و اضافه‎کردن مواد آلي و عناصر غذايي به خاک صورت بگيرد.

§           مديريت چرا نبايد موجب فرسايش و تخريب منابع خاک و آلودگي منابع آب شود.

§           از راهکارهاي مناسب براي جلوگيري از شور شدن خاک و آب و يا احياي آن بهره گرفت.

§     کشاورزان نبايد منابع آبي را تخليه و يا به شکل بي‎رويه از آن بهره‎برداري کنند. در صورت امکان بايد آب بارندگي‌ها بازيافت و ميزان مصرف آب محاسبه و کنترل شود.

§     استفاده آگاهانه و يا وارد کردن غير آگاهانه موجودات تغيير ژنتيکي يافته يا مشتقات آنها به کشت‏بوم ارگانیک ممنوع است. اين ممنوعيت شامل حيوانات، بذر، مواد تکثيري و نهاده‎هايي چون کود، بهساز خاک، واکسن‎ و ترکيبات حفاظتي گياه است.

§     استفاده از موجودات تغيير ژنتيکي يافته و مشتقات آنها ممنوع است. اين ممنوعيت شامل حيوانات، بذر، مواد تکثيري و نهاده‎هايي چون کود، بهسازهاي خاک، واکسن‎ها و ترکيبات حفاظتي گياه است.

§           استفاده از بذر و گرده تغيير ژنتيکي يافته و گياه يا بافت تراريخته مجاز نيست.

§           در فراوري محصولات ارگانیک نبايد از ترکيبات و مواد مشتق از موجودات تغيير ژنتيکي يافته استفاده شود.

§     نهاده‎هاي مزرعه‎اي و افزودني‌هاي مراحل فراوري بايد تا يک مرحله ارگانیک قبل خود کنترل شوند که به طور مستقيم از موجودات تغيير ژنتيکي يافته به دست نيامده باشند.

§     آلودگي محصولات ارگانیک به موجودات تغيير ژنتيکي يافته‎اي که حاصل شرايط غير قابل کنترل براي کشاورز بوده‎اند مي‎تواند موجب عدم گواهي آن محصول به عنوان محصول ارگانیک شود.

§     در مزارعي که توليد هم‎زمان محصولات ارگانیک و غير ارگانیک صورت مي‎گيرد، استفاده از موجودات تغيير ژنتيکي يافته تحت هيچ شرايطي در هيچ يک از سامانه‎ها مجاز نيست.

§     محصولاتي که از عرصه‎هاي طبيعي و حيات وحش برداشت مي‎شوند تنها در صورتي به عنوان محصول ارگانیک گواهي مي‎شوند که از محيط رشدي پايدار و باثبات برداشت شده باشند. مقدار برداشت اين محصولات نبايد از عملکرد پايدار بوم‏سامانه تجاوز کند و يا حيات گونه‎هاي گياهي، قارچي و يا جانوري‎اي را که به طور مستقيم يا غير مستقيم بهره‎برداري مي‎شوند تهديد کند.

§     بهره‎برداران بايد توليدات را تنها از مناطقي برداشت و جمع‎آوري کنند که مشخص شده باشد که هيچ ماده ممنوعي در اين مناطق به کار نرفته است.

§        منطقه جمع‎آوري بايد فاصله مناسبي با کشت‏بوم‏های رايج و منابع آلاينده و آلوده داشته باشد.

§        بهره‎برداراني که منابع طبيعي را برداشت مي‎کنند بايد به خوبي با منطقه آشنايي داشته باشند.

§   بهره‏برداران باید فقط از منابع آبی‏ که  نسبت به برداشت گونه‏های آبزی اقدام کنند که اطمینان داشته‏ باشند این منابع به مواد ممنوعی که در این استانداردها به آن اشاره شده‌است، آلوده نباشند.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 20/4/1388 و ساعت 02:04 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن هشتم

سخن هشتم - كشاورزي ارگانيك  

اثربخشی نظام ارگانیک  در افزایش میزان  تولید و کاهش هزینه

     آمار اخیر در بیست کشور جهان و در دو میلیون نفر که بر ر وی  000 405 هکتاردر حال فعالیت در کشاورزی ارگانیک هستند   نشان می دهد که بر خلاف بسیاری از  دید گاههای  رایج ،کشاورزی ارگانیک  با تکنیک ساده به طور حتم  در حال افزایش محصول و کاهش هزینه در بیشتر نقاط جهان است که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است.ومنجر به جایگزینی مواد طبیعی به جای مواد شیمیایی مصنوعی  بوده است . این موضوعی است که نمی توان آنرا به یک مورد ناچیز نسبت داد و یا از آن به راحتی چشم پوشید موضوع قابل توجه این است  که این فرایند در پنج الی ده  سال گذشته و در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی اتفاق افتاده است. جامعه محلی ماکویو در کشور کنیا که با استفاده از روش های تولید ارگانیک شامل کمپوست،تولید آفت کش های سالم  و روش های محافظت از محصول  به تولید چهار تا نه  برابر ذرت دست پیدا کرده است از جمله مثالهای بارز این فرایند است. این کشاورزان اغلب مازاد بر نیاز بر مصرف خود محصول تولید می کنند در حالیکه قبلا حتی قادر به تولید محصول در حد نیازغذای خود نبودند. در آمد حاصل از فروش محصولات اضافی در حال برگشت به جامعه محلی به شکل خرید  بز شیری،خرگوش،کندوی زنبور،ماکیان و  کاشت 20000 درخت بویژه  انبه و آموزش کشاورزان دیگر توسط کشاورزان آموزش دیده به صورت خودجوش شده است.روحیه کشاورزان در این جامعه عوض شده و انها به این نکته واقف گردیده اند که توانایی حل مشکلات خودشان را دارند و این روش بسیار ساده ای است که در حل مشکلات تولید بسیار موثر تر از کاربرد مواد شیمیایی گران قیمت و مضر و یا مواد تراریخته توام با مواد شیمیایی است.درجنوب برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کود سبزو پوشش گیاهی از خانواده بقولات و تلفیق دامها در چرخه تولید مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر نموده و گندم تولیدی را به چهار تا پنج تن در هکتار افزایش دادند.درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش دادندو تنوع محصولات را در مزارع خود زیاد کردند و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند.

دوهزارکشاورز در کنیا از برنامه های کشاورزی پایدار بهره می برند و توانسته اند مفدار ذرت تولیدی خود را به  دوتا چهارتن در هکتار افزایش داده و تولید سبزیجات را در طول دوره خشکی پایدار و بهبود بخشند.هزارکشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش دو برابر افزایش داده اند.یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روش های جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را ده درصد افزایش داده اند .در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از دوتاسه تن به شش تا ده تن افزایش پیدا کرده است.در کشور اتیوپی که همیشه با کلمه قحطی همراه بوده است اخیرا با عملیاتی کردن کشاورزی پایدار با استفاده از مواد طبیعی به خصوص جایگزین کرده کمپوست در مزارع لم یزرع به تولید بالاتری از تولید حتی در مقایسه با موارد استفاده از کود شیمیایی دست پیدا کرده اند.

موارد عینی فوق  که نه در مساحت های کوچک  بلکه  در سطح و تهداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی  نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی نه تنها امکان پذیر بلکه با  افزایش تولید و کاهش  هزینه های و با روش های ساده قابل توسعه در سطح با هدف امنیت و سلامت غذا می باشد.. داده های فوق نشان می دهدکه  کشاورزی ارگانیک توانایی تولید محصول خوب را دارد و را ه عملیاتی کردن آن نه از مواد تراریخته و غیره بلکه با روش های ساده مبتی بر مواد طبیعی و تعادل های کشت بومی است. در حالیکه برای تولید یک واریته تراریخته دهها میلیون دلار هزینه لازم است،می توان این مبلغ را برای آموزش روش های تولید،تحقیقات و ترویج محصولات ارگانیک در مناطق دور دست نمود و این سریع ترین و موثر ترین راه و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ترین و عادلانه ترین روش برای تغذیه جهان است..                                        

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 31/3/1388 و ساعت 02:47 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن هفتم

سخن هفتم -كشاورزي ارگانيك  

اصول کلی در کشاورزی ارگانیک

          کشاورزی ارگانیک، نظامی اقتصادی، اجتماعی و مدیریت تولیدی اکولوژیک است که شناخت کاملی از خاک و اجزای تشکیل دهنده آن دارد. این نظام با افزایش  حاصلخیزی خاک برای تولید مواد غذایی انسان در چرخه بیولوژیکی سعی دارد، از ورود هر گونه نهاده های خارجی ( کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ) به فرآیند تولید جلوگیری کند تا با حداقل هزینه به رابطه ای پایدار میان انسان، محیط زیست و موجودات زنده بیانجامد. از این رو اهداف این نظام را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماری ها و علف های هرز.

در يك سيستم طراحي شده جهت توليد محصولات ارگانيك  اهداف زير مد نظر مي‌باشد:

- افزايش تنوع زيستي در كل سيستم

- افزايش فعاليت بيولوژيكي  خاك

- حاصلخيزي طولاني مدت خاك

- بازيافت پسماند با منشاء گياهي و حيواني به منظور برگشت مواد غذايي به زمين و در نتيجه  كاهش استفاده از منابع تجديد نپذيرد.

- تكيه بر منابع تجديد پذير محلي در سيستم سازمان يافته كشاورزي

- ترغيب كاربرد بهداشتي خاك، آب و هوا براي كاهش انواع آلودگي  ناشي از عمليات كشاورزي

- عمل‌آوري فراورده‌هاي كشاورزي با تاكيد بر كاربرد روش‌هاي فرآيند دقيق به منظور پايداري و حفظ كيفيت ارگانيك محصولات در تمام مراحل

- دوره گذار براي هر مزرعه، از طريق مدت زمان مناسب با عوامل خاص مربوط به محل مانند سابقه  زمين و نوع محصول و دامي كه بايد توليد شود، تعيين مي‌شود.

محصولات کشاورزی ارگانیک تولید کنندگان را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

 د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 11/3/1388 و ساعت 02:31 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن ششم

سخن ششم - كشاورزي ارگانيك 

اهداف كشاورزي ارگانيك

اهداف اصلی در کشاورزی ارگانیک شامل موارد ذیل است:

§       پایداری اقتصادی کشاورزی

§        ارزش افزوده تولیدات

§        شرایط کاری خوب برای تولید کنندگان وخانوار انان

§       طراحی بازار و تجارت مشخص

§        تضمین عرضه غذا

§       تامین عواید کافی، در يك محیط کاری ایمن و سالم 

§       كاهش هزينه‌ها و افزايش در آمد در فرايند بهره‌برداري و توليد.

§       تامین نیازهای محلی

§       استفاده بهينه از منابع محلی

§       احترام به فرهنگ محلی

§        توازن جنسی

§       تولید محصولات سالم و عاری از بقایا

§       طعم و کیفیت خوب

§        سرمایه گذاری کم

§        توازن زیست بوم

§       حفظ منابع طبیعی

§       عدم آلودگی به مواد شیمیایی مصنوعي

§       حفظ تنوع زیستی

§       عدم تكيه بر نهاده‌های خارج از اكوسيستم زراعي

§        دامپروری حیوان مدار

§       حاصلخیزی بالای خاک

§        بازده خوب و مداوم       

§       حفظ و بهبود چشم انداز طبیعی و نظام بوم شناختی زراعی

§       به حداقل رساندن مصرف انرژی و منابع غیر قابل تجدید

§       تولید مقادیر کافی غذای سالم مغذی و با کیفیت بالا

§       تایید دانش بومی و نظام‌های زراعی سنتی 

§       مشاركت و توسعه پايدار فعاليت‌ها از طريق تشكل‌هاي محلي و شبكه‌هاي توانمند محلي 

§       حفظ تعادل‌هاي اكو سيستمي در چرخه فعاليت‌هاي توليدي كشاورزي.

§       حفظ اكو سيستم‌هاي طبيعي، پايداري طبيعي سلامت توليدكننده و مصرف كننده.

§       حفظ و ارتقاء حاصلخیزی دراز مدت خاک                

§       تقويت چرخه‌های زیستی درون مزرعه، بویژه چرخه مواد غذایی 

§       تامین عرضه ازت با بکارگیری گسترده از گیاهان تثبیت کننده به عنوان تركيب كليدي رشد گياه

§       حفظ نباتات زیستی مبتنی بر پیشگیری بجای درمان          

§       تنوع ارقام محصول و گونه‌های حیوانات، متناسب با شرایط محلی  

§       منع مصرف تركيبات تنظيم كننده رشد مصنوعی اعم از کودهای شیمیایی، هورمون‌هاي و...

§               منع مهندسی ژنتيك و محصولات آن

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 11/3/1388 و ساعت 02:28 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن پنجم

سخن پنجم  

2-کشاورزی پایدار مبتنی بر نظام  ارگانیک

کشاورزی ارگانیک ، نظام زراعی است  مبتنی بر مديريت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی  كه اين نظام  با شرایط اجتماعي ، اقتصادی منطقه ای و محلی سازگار است . در سطح فراتر از كشاورزي ارگانيك ، کشاورزی بیودینامیک تعريف مي شود كه   شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتم های کیهانی  ،نیروی حیاتی، کیفیت،تدارکات بیودینامیک  ، موجود زنده مزرعه مي شود   .

1-2-مفاهیم و اصول کشاورزی  ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آب های زیر زمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روز به روز مورد تردید جدی قرار مي‌گيرد. طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتيكي نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشات منتشره در خصوص تاثیرات سوء مواد فوق بر سلامتی مصرف کنندگان و ایجاد بیماری های حاد و مزمن، اشتیاق مصرف کنندگان را به محصولات تولید شده در شرایط طبیعی و حتی الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است. در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشاء طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می دادند اما با افزایش سطح آگاهی‌ها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه نمود به حدی که برنامه ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استاندارهایی را برای تولید، عرضه و برچسب زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه نموده‌اند بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیر دولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولید کننده محصولات ارگانیک را بر عهده مي‌گيرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می ماند. البته نظارت از سوی سازمان های بین الملي نیز پیش بینی گردیده‌است.

   كشاورزي ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزي بدون افزودن مواد شيميايي صنعتی» تعريف شده است. ماده شيميايي صنعتی، ماده‏اي است كه طي فرايندهاي شيميايي غير طبيعي تهيه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. اين تعريف بدان معنا نيست که كشاورزي ارگانیک قطعاً كشاورزي بدون مواد شيميايي باشد، زيرا ما در جهاني زندگي مي‏كنيم كه در آن مواد شيميايي مصنوعي در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسياري از واژگان انگليسي، چندين معنا دارد. معنايي كه در کشاورزی ارگانیک مد نظر است، براي مديريت تمام مزرعه به‏كار مي‏رود و بر اساس آن، مزرعه به‏عنوان موجود زنده در نظر گرفته مي‏شود. مواد شيميايي صنعتی (مصنوعي) چون علف‏كش‏ها، حشره‏كش‏ها، قارچ‏كش‏ها، داروهاي دامي، سوپر فسفات و اوره در كشاورزي ارگانیک به‏كار نمي‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هيچ‏گونه ماده شيميايي مصنوعي به کار برده نمي‏شود. اين مواد در آماده‏سازي خاك، رویش گیاه يا توليد نهاده‏هايي كه در تغذيه گیاه، ذخيره‏سازي، فراوري و يا فروش آن دخالت دارند، به کار نمي‏روند. به‏علاوه، دام‏ها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزي ارگانیک، حرکت رو به عقب نيست. در اين سامانه، بهترين دانش سنتي با علم جديد تركيب مي‏شود و در عين حال با ساير روش‌هاي نوين مديريت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون ديگر زمين‏هاي زراعي به خوبي آماده شده و نيازمند مديريت قوي، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزايش مصرف كود و آفت‏‏كش‏هايي که پيامد آنها زوال باروري خاك، سلامتي و آلودگي هوا، آب و غذا است، نگراني‏هاي روزافزوني دربارة محيط زيست جهاني ايجاد شده و مفهوم كشاورزي ارگانیک اهميت فزاينده‏اي در راستاي توسعۀ كشاورزي پايدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پيدا كرده است. كشاورزي ارگانیک بر پايه استفاده از نهاده‏هاي ارگانیک طبيعي و درون مزرعه‏اي چون كود دامي تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضايعات فرآوري موادغذايي و همچنين كنترل زيستي آفات همراه با کمترين استفاده از مواد معدني طبيعي براي تقويت نظام زراعي- اقتصادي مزرعه و بهبود فعاليت‏هاي زيستي خاک استوار است.كشاورزي ارگانیک در كشورهاي گوناگون با نام‏هاي مختلف شناخته مي‏‏شود که 16 نام براي آن از جمله كشاورزي بيولوژيك، كشاورزي پايدار و كشاورزي زاينده ذکر شده است. كشاورزي بيولوژيك نامي است كه در اروپا بسيار رايج است، در حالي‏كه در آمريكا و بريتانيا عبارت كشاورزي ارگانیک را ترجيح مي‏دهند، هر چند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقيق‏تر، فلسفه‏اي است كه شامل آموزش، هنر، تغذيه، مذهب و همچنين كشاورزي است.كشاورزي ارگانیک در كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه عمدتاً به علت مسائل اقتصادي و كمبود نهاده‏هاي شيميايي به طور گسترده‏اي استفاده مي‏شود، در حالی‏که توفيق آن در كشورهاي پيشرفته، بيشتر در واكنش به کشاورزي پر نهاده و يا كشاورزي صنعتي بوده است. بر چسب‏گذاري محصولات ارگانیک بايد توسط يك سازمان سوم و اثبات اين امر صورت بگيرد که محصول، مطابق استانداردهايي که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهي‏كننده، كشاورزان مختلف، شركت‏هاي تجاري، سازمان‏هاي غيردولتي و اخيراٌ دولتي شكل گرفته‏اند، توليد شده است. گواهي محصولات ارگانیک، فرايندي پيچيده است، اما تلاش‏هايي در راستاي هماهنگ كردن استانداردهاي گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جريان است. چالش فعلي در اين راه، هماهنگ‏سازي هر چه بيشتر استانداردها ضمن رعايت محدوديت‏ها و ملاحظات منطقه‏اي و كاهش هزينه‏هاي مراحل چندگانه گواهي و اعتباردهی و تنگناهاي ورود به بازار اين محصولات است. يكي از تصورات اشتباه در مورد كشاورزي ارگانيك، آن است كه اين شيوه كشاورزي بي‌نياز از كاربرد مواد شيميايي مي‌باشد. چراكه ساختمان تمام موجودات  زنده و غير زنده از تركيبات شيميايي تشكيل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شيميايي كه به صورت طبيعي به دست آمده‌اند ( مثلاً آب كه از خود طبيعت است در واقع يك نوع ماده شيميايي به حسا مي‌آيد و يا سنگ فسفات كه از معادن طبيعي استخراج مي‌شود) و يا به اصلاح مصنوعي نيستند در كشاورزي ارگانيك بلامانع است.

ضمناً نبايد تصور كرد كه كشاورزي ارگانيك صرفاً بر جاي‌گزيني نهاده‌هاي آلي با مواد شيميايي بحث مي‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلي نيز، چه به صورت مصرف بيش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و يا تركيبي از هر دوي اين موارد به نحو قابل ملاحظه اي سبب اختلال در عمل چرخه‌هاي زيستي يا طبيعي مي‌گردد.

تصور اشتباه ديگر از كشاورزي ارگانيك آن است كه برخي كشاورزي ارگانيك را نوعي برگشت به عقب و استفاده از شيوه‌هاي مرسوم سال‌هاي قبل از انقلاب صنعتي  مي دانند. بلكه، بلعكس، زارعين كشاورزي ارگانيك نمي توانند خود را از دستاوردهاي علمي 50 ساله اخير بي نياز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روش‌هاي مكانيكي كنترل علف‌هاي هرز، استفاده از ماشين‌آلات مدرن قابل استفاده در سيستم هاي ارگانيك مبارزه بيولوژيكي و تلفيقي با آفات و بيماريها، درك بهتر از همزيستي ميكوريزا، ريزوبيومها و ريزوسفر، تجديد ماده آلي و ديگر بخش‌هاي زنده خاك، تلفيق زراعت و دامپروري از موضوعات مورد بحث در كشاورزي ارگانيك مي‌باشند.

در سيستم كشاورزي ارگانيك، خاك به عنوان يك سيستم زنده تلقي مي‌شود كه با تقويت آن، فعاليت ميكروارگانيسم هاي مفيد نيز تقويت مي‌گردد. اين ايده كه خاك يك سيستم زنده مي‌باشد، بخشي از يك تصور كلي است كه معتقد است بين خاك، گياه، حيوان و انسان يك ارتباط ناگسستني وجود دارد.

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 29/2/1388 و ساعت 01:27 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن چهارم

سخن چهارم  

 کشاورزی پایدار

کشاورزی پایدار با  روش های  ساده جایگزین کردن مواد طبیعی ، حفظ تعادل های کشت بومی ، حاصلخیزی خاک و .. بسیار ساده و با هزینه های کمتر و تولید بالاتر  قادربه توسعه در مناطق مختلف  و مزارع متنوع کشاورزی حتی در دور افتاده ترین  مکان ها می باشد و دارای سطوح زراعی مشخصی شامل : کشاورزی پایدار  مبتنی بر مدیریت  تلفیقی( IPM Product) ، کشاورزی ارگانیک و کشاورزی بیو دینامیک است .

۱- کشاورزی پایدار  مبتنی بر مدیریت  تلفیقی

 کشاورزی پایدار با شاخص مصرف کمتر کود شیمیایی و آفتکش ها، استفاده بهینه از خاک،آب و منابع تولید در کشاورزی.مديريت تلفيقي آفات (IPM) راهكاري براي حفاظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از خسارت آفات را كاهش مي‌دهد. مديريت تلفيقي مشاركتي به عنوان ديدگاهي پايدار و موثر براي توسعه در سطح وسيع است. شيوه‌اي كه در جريان آن كشاورزان دانش خود را در زمينه كشت بوم افزايش مي‌‍‌دهند و توان تصميم‌گيري خود را براي اين كه چگونه مزرعه خودشان را اداره كنند، بالا مي‌برند. كشاورزان ياد مي‌گيرند تا با استفاده از تجربياتي كه از مزرعه به دست آوردند، راه حل‌هاي مشكلات خود را طرح‌ريزي كنند. سازمان خوارو بار کشاورزی تعريفي بدون مضمون براي مديريت تلفيقي آفات  ارائه كرده است. « شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مدنظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زير سطح آستان زيان اقتصادي نگه مي‌دارد».منظور از آفات شامل بي‌مهرگان ( حشرات، كنه‌ها و نماتدها ) بيماري‌هاي گياهي ( قارچ‌ها، باكتري‌ها، ويروسها ) علف‌هاي هرز و مهره‌داران ( جوندگان و پرندگان ) مي‌باشند.بعضي از شيوه‌هاي مورد استفاده در مديريت تلفيقي مانند كنترل بيولوژيك ( به وسيله پارازيت‌ها، شكارگرها و پاتوژن‌‌ها)، ارقام مقاوم، عمليات به زراعي شامل تناوب، كشت مختلط، كشت به موقع، دام يا تله‌گذاري براي آفات، و در صورت لزوم، انتخاب صحيح و مطلوب آفت‌كش‌ها، عملياتي هستند كه براي جلوگيري از خسارت آفات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند. استفاده از آفت‌كش‌هاي بيولوژيك و شبه هورموني مسلماً به آفت‌كشهاي متعارف ارجحيت دارند. به طور كلي آن چه در كنترل بيولوژيك حايز اهميت است، بكارگيري دشمنان طبيعي موجود در زيست بوم‌هاي طبيعي مي‌باشد. فنون زراعي براي جلوگيري از رشد جمعيت آفات و نگهداري جمعيت دشمنان طبيعي در حد مطلوب نيز مدنظر قرار داده مي‌شود.در سال 1996 جلسه سران كشورها در سازمان خواربار و كشاورزي سازمان خوارو بار کشاورزی منتهي به تنظيم قطعنامه رم براي امنيت غذايي و برنامه‌هاي اجرايي غذايي جهان شد. امضاء كنندگان اين قطعنامه متعهد شدند كه در درجه اول مشاركت و ثبات سياست‌ها را در فعاليت‌هاي كشاورزي دنبال كنند. در اين ميان گسترش برنامه‌هاي مديريت تلفيقي آفات از جمله اين تفاهم‌ها بوده است  مديريت تلفيقي آفات با رويكرد مشاركتي، توجه زيادي از جوامع بين‌المللي را به خود جلب كرد. تعداد زيادي از مجامع عام‌المنفعه و بانكهاي توسعه، توجه به اين مديريت را محور اصلي كمكهاي خود در جهت حفظ محصولات كشاورزي و تهيه نشريات مخصوص براي حمايت از برنامه‌هاي مديريت تلفيقي آفات قرار دادند  در سال 1995، گروهي از سازمانهاي بين‌المللي تسهيلات جهاني مديريت تلفيقي آفات را بنا نهادند. هدف از تاسيس اين بخش گسترش سازمان خوارو بار کشاورزی مشاركتي در كشورهاي مختلف بوده است.معرفي سازمان خوارو بار کشاورزی در بخش‌هاي مختلف كشاورزي داراي اهميت بسياري است .

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 21/2/1388 و ساعت 11:12 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن سوم

 سخن سوم  

      چالش  کشاورزی تراریخته  

   با توجه به مشکلات  و بحران های  کشاورزی فشرده عده ای از متخصصان  جبهه  جدیدی از کشاورزی را تحت عنوان  کشاورزی مدرن ارایه کرد و به تبلیغ آن مشغول هستند .طرفداران کشاورزی مدرن راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان ترا ريخته GMO )هورمون های رشد، آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد شيميايي سنتز شده و.... می دانند  آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می  کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است.آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته،هورمون های رشد،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه  می نمايند با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.   بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند ولی با ورورد به کشاورزی تراریخته ،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .   در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهم ترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  سی در صدی قیمت ها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است . از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان سی و دو  در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث    ورشکستگی اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرهه و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است.بنابر این محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 21/2/1388 و ساعت 11:10 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


درباره نويسنده (رزومه)

درباره نويسنده   

نام و نام خانوادگي : محمد شريفي مقدم  -كارشناس ارشد مهندسي كشاورزي  

-    مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFS ايران

-آدرس الكترونيكي :     SHARIFI392003@YAHOO.COM   

-وب سايت اختصاصي :               WWW.ORGANIC.WPB.IR 

(سوابق تحقیق و  تالیف)

o     تدوين و نگارش سندملي  توسعه كشاورزي ارگانيك ايران

o   تاليف كتاب توسعه كشاورزي ارگانيك (در حال چاپ)

o  تاليفكتاب  توسعه كشاورزي پايدار ( در حال چاپ)

o   تدوين و نگارش  طرح عملياتي توسعه كشاورزي ارگانيك با راهبرد IPM.FFS 

تاليف طرح مديريت رايطه آب -خاك -گياه در كشاورزي   پايدار

o     مقررات و استاندارد هاي توليد محصول در نظام كشاورزي پايدار  

-تاليف و تد.وين طرح ارتقاي سلامت در كشاورزي (كشاورزسالم -محيط سالم- محصول سالم )

o     ارایه و پذیرش  مقاله تحقیقاتی با عنوان  مدیریت مشارکتی تلفیقی آفات  دراسپانیا

o     ارایه و پذیرش مقاله تحقیقاتی با IPM در کنفرانس گیاهپزشکی کشورهای  خاورمیانه

o     ارایه و پذیرش  مقاله عملیاتی کردن  کشاورزی پایدار در اولین همایش کشاورزی پایدار

o     ارایه و پذیرش  مقاله   کشاورزی پایدار در اولین همایش کشاورزی بوم شناختی ایران  

o     ارایه  مقالات تخصصی در مجلات تخصصی جهاد گل آذین ماهنامه مروج کشاورزی

o     ارایه و پذیرش  مقاله راهبرد سیستمی توسعه کشاورزی پایدار ایران در همایش ملی اهواز

o     ارایه و پذیرش  مدیریت جامع بهره وری پایدار از منابع آب در کنفرانس ملی آب   

o     تدوين و نگارش   پروژه معیشت پایدار عشایر  در معاونت ترویج و نظام بهره برداری

o     تدوين و نگارش   پروژه بهره وری پایدار از منایع آب پایاب سد

o     تدوين و نگارش    پروژه بهداشت کشاورزی   در معاونت ترویج و نظام بهره برداری

o     طرح پژوهشی ارزیابی نشریات و رسانه های ترویجی

o     طرح پزوهشی بررسی کاربرد تحلیل  مکانیسم اقتصاد ی بانک در ترویج

o     مقاله پژوهشی کاربرد کشت بوم در اقتصاد پایدار

o     مقاله پژوهشی مکانیسم تحقیق و ترویج کاربردی

o     مقاله  پژوهشی  روش های نوین درمدیریت منایع طبیعی  

(سوابق و تجربيات كاري )

·          مجری و هماهنگ کننده پروژه ملی IPM/FFS  در ایران . 

·          مجری و مدیر پروژه پژوهش مزرعه ای WBDL

·          مشاور ملی FAO  در  پروژه IPM خاورمیانه ای در ایران  

·          مسئول فني پروژه IPM گندم  FAOدر ایران

·          مشاور فني درپروژ ه های   محیط زیست و توسعه پایدار  برنامه عمران سازمان ملل (UNDP/GEF/SGP)

·          مدير فني  پروژه مدیریت پوشش گیاهی ارتفاعات زاگرس سازمان ملل متحد 

·          عضو كميته ملي تدوين سند راهبردي توسعه كشاورزي ارگانيك ايران در سازمان تات   

·          مسئول كميته فني - تخصصي  تدوين سند ارگانيك ايران .

·          دبیر فنی  اولین اجلاس کشورهای  خاورمیانه در برنامه سلامت  و امنیت غذا ی سازمان ملل در جمهوری اسلامی ایران

·          عضو و دبیر فنی کمیته راهبری ملی پروژهIPM   خاورمیانه ای FAO  در  ایران .

·          تسهیلگر ملی پروژهIPM  منطقه ای FAO  درایران .

·          عضو کمیته داوری جایزه کیفیت

·          عضو كارگروه تخصصي  كميته ملي ارگانيك ايران در وزارت جهاد كشاورزي .   

مشاورفنی  پروژه RIPM خاورمیانه در جمهوری اسلامی ایران

·          دبیر و مجری اولین کارگاه ملی کشاورزی پایدار با سازمان بهره وری آسیا (APO)

·          نماينده ايران در اجلاس IPM خاور ميانه اي FAO  در كشور مصر

·          نماينده ايران در همايش تحقيق- ترويج FAO  در بيروت

·          طراح و مجری ملی طرح مدیریت جامع بهره وری پایدار از منابع آب و   طرح پژوهش جامع مزرعه ای بیماری جاروک جادوگر 

  مسئول فني طرح ارتقاي سلامت در كشاورزي (IPM.OHM)

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 6/2/1388 و ساعت 01:24 | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن دوم

سخن دوم : ضرورت توسعه کشاورزی ارگانیک

           با توجه به افزایش جمعیت و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه پنجاه میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی مرسوم فعلی حرکت کرد .که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست ومبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کشها، کودهای شیمیایی   می باشد.اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما در حال حاضر مخاطرات و بحران های جدید،  کمیت و امنیت  تولید را با چالش مواجه کرد ه و علاوه برآن باعث پیامد های نامطلوب  زیست محیطی ، بهداشتی ، اکوسیستمی ، سلامت و اقتصادی را به همراه داشته است . در نمودارهای زیر مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی که  به صورت افزایش  مقاومت آفات  ،  افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .

افزایش مقاومت بیش از 600گونه از آفات و بیماری ها و علف های هرزدر کشاورزی مرسوم


افزایش هزینه های روز افزون کنترل شیمیایی در کشاورزی فشرده تا مرز 200ميليون دلار

كاربرد سموم شیمیایی در قاره های مختلف: 

آمريكاي شمالي : 30 درصد  

آسيا : 26 درصد  

اروپا:22 درصد 

آمريكاي لاتين : 12 درصد  

ساير : 10درصد


بيشترين  کاربرد سموم شیمیایی در محصولات کشاورزی : 

1-  سبزي و صيفي  

2-گل و گياهان زينتي  

3- حبوبات و غلات 

4- برنج  

5-ذرت  

6-دانه هاي روغني  

7- پنبه  

8- چغندر


       

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 6/2/1388 و ساعت 10:57 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن اول

كشاورزي ارگانيك  

تمام اخبار، اطلاعات ، محتوا و  مطالب و مسايلي كه در باره توسعه كشاورزي ارگانيك ، استاندارد ها ، مقررات ، بازار ، فراوري ومديريت توليد ، هزينه هاو.....در ايران و دنيا  لازم داريد  از اين هفته به صورت تدريجي ( به دليل محدوديت حجم )بر اساس فصل بندي ذيل  در اختيار شما قرار داده مي شود .اميد است مورد استفاده قرار گيرد . 

فصل اول : كليات و مباني كشاورزي ارگانيك در بحش هاي : 

سخن اول ..........................................

ضرورت توسعه کشاورزی ارگانیک ............

چالش  محصولات و کشاورزی تراریخته  ............................

کشاورزی پایدار ...............

كشاورزي ارگانيك ............................................................

اثربخشی نظام ارگانیک  در افزایش میزان  تولید و کاهش هزینه ....................

استانداردها و مقررات پایۀ کشاورزی ارگانیک .............................................

 سطح تولید و تجارت کشاورزی ارگانیک در دنیا...............................................

پتانسیل های  کشاورزی  ارگانیک در ایران....................................................

راهکار های عملیاتی در توسعه  کشاورزی ارگانیک ......................................

مکانیسم نظارت واستانداردها در کشاورزی ارگانیک......................................

 مکانیسم صدور گواهي مستقيم .............................................................

 مکانیسم صدور گواهی گواهي مشترك يا گواهي ثانويه.................................

مکانیسم  صدور گواهي محلی ...................................................................

 مکانیسم صدور گواهی مشترک در خصوص تولید کنندگان خرد.......................

استانداردهاو مقررات در  کشاورزی ارگانیک..................................................

استانداردهاي بين‎المللي.............................................................................

استانداردهاي منطقه‎اي/ فرا منطقه‎اي.......................................................

استانداردهاي ملي.................................................................................

استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي خصوصي........................................

طراحی بازار ارگانیک 

 1- سخن اول

     يكي از بزرگترين چالش هاي اصلی  جامعه بشري و دولت ها  تامین غذا ی کافی و سالم برای  جميعت رو به افزایش دنیا است که که به زودی به حدود 9 میلیلرذ نفر خواهد رسید . حداقل ها و اولین  نیاز هابرای تامین غذای این تعداد جمعیت  ، به زیر کشت رفتن یک میلیارد هکتار جدید و بالطبع چند برابر شدن مصرف نیتروژن به صورت کود شیمیایی و چند برابر شدن آفت کش ها و تقاضای شدید برای مصرف آب  خواهد بود. این در حالی است که منابع تولید به دلیل به هم خوردن تعادل های طبیعی و اکوسیستمی به شدت در حال تخریب و تحدید می باشند .از طرفی  نظام رایج کشاورزی  یا نظام کشاورزی فشرده  که بر مصرف مواد و نهاده ای بیرونی  استوار است با وجود افزایش عملکرد به دلیل استفاده از فناوری های جدید  نه تنها منجر به امنیت غذایی نشده بلکه باعث ایجاد مخاطرات  زیست محیطی  و اکوسیستمی  و پیامد های نامطلوب اقتصادی و اجتماعی به ویژه در حوزه سلامت شده است در نظام کشاورزی فشرده  رایج که بر مصرف نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره با هدف افزایش عملکرد از دهه 1950 شروع شد ،تنها بعد از یک دهه به دلیل  كاربرد بی رویه و نامناسب  نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوژي های دیگر  ،  فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای  جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است .  در حال حاضر  مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی  علاوه بر سلامت تولید ،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است  .بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه  هشتاد ،حرکت به سمت کشاورزی پایداربه عصورت عام و کشاورزی ارگانیک به صورت خاص مورد توجه قرار بگیرد و ابزار ، فعالیتها  و تحقیقات متخصصان کشاورزی  متوجه این فرایند گردد که به طور اجمال در این نشریه  سعی شده به مبانی و مفاهیم  ،ضرورت ، چالشها ،دیدگاههای موجود ،تجربیات جهانی و الگوی عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک در سطح جوامع محلی  ایران  اشاره شود .

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 31/1/1388 و ساعت 02:05 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


برچسب و نظام شناسه ملي ارگانيك

اولين برنامه اجرايي نظام گواهي و برچسب ارگانيك در ايران  

اولين برنامه  شناسه  و كد گزاري محصولات و توليد كنندگان محصولات طبيعي و ارگانيك ايران در قالب برنامه عملياتي مدوني به منظور ايجاد سامانه صدور گواهي و برچسب ملي محصولات ارگانيك در ايران طرح ريزي و براي اجر اماده شده است  

محمد شريفي مقدم  

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 27/12/1387 و ساعت 04:45 موضوع: اخبار ويژه | - نظر(1) -


FARMERS FIELD SCHOOL مدرسه در مزرعه كشاورزان .FFS

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 28/10/1387 و ساعت 04:58 موضوع: مدرسه در مزرعه FFS | - نظر(0) -


راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک با IPM.FFS

بسم الله الرحمن الرحیم

توسعه کشاورزی ارگانیک ایران با فرایند  عملیاتی IPM/FFS

INTEGRATED PARTICIPATORY PRODUCTION AND PROTECTION MANAGEMENT WITH FARMERS FIELD SCHOOL

نگارش : محمد شریفی مقدم

مجری و هماهنگ کننده پروژه ملی IPM/FFS ایران

 چکیده

       راهبرد عملیاتی توسعه  کشاورزی ارگانیک در کشور از طریق مشارکت بهره برداران در  مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول ( Community.IPM) از طریق  ایجاد واحد های مزرعه ای ظرفیت سازی کشاورزان در مناطق اقلیمی مختلف تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان  (Farmers Field School )  صورت می گیرد .  این واحدها ، بر اساس شاخص های اقلیمی ، اکوسیستمی در مناطق مختلف و بر اساس ویژگی های خاص هر منطقه و بر اساس اولویت های موضوعی یا محصولی  طراحی می شوند . دراین واحدها سیستم عملیلتی  تحولی از مکانیسم  تحقیق ، ترویج و آموزش  با عنوان کلی تحقیقات  مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه  (R&D) صورت می گیرد . در این سیستم بر اساس اصول یادگیری حاصل از عمل كشاورزان و گروه های کاری منتخب  جوامع محلي  از بذر تا بذر بر اساس تقویم زراعی  در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت  کسب شده  فرایند مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول   مزرعه را باشاخص مدیریت متوازن رابطه آب –خاک –گیاه (ICWSM ) را طی یک دوره گذر دو الی پنج ساله تحقیق و آزمایش  نموده و در نهایت  توان  و ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اسا س کشاورزی ارگانیک مي شود . این گروههای اموزش دیده در هر منطقه در قالب تشکل های محلی ساماندهی شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند توسعه محلی فعالیتها  در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری  شکل خواهند داد. حجم عملیات الگویی و ظرفیت سازی فوق که به منظور حذف  ریسک های اقتصادی در مدیریت دوره گذر است می تواند در سطح سه در صدر از کل مزارع کشاورزی ایران در محصولات اولویت دار  قالب یک برنامه منسجم  صورت گرفته و بر اساس ظرفیت سازی انجام شده می توان به صورت همزمان  با طراحی نظام نظارت ، سنجش ،صدور قوانین خاص و ... توسط نهاد های ذیربط ، بستر خیزش به سمت کشاورزی ارگانیک را بدون کوچکترین خسارت در میزان تولید ، در آمد و صرفه اقتصادی کشاورزان به نتیجه رساند. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای طراحی می شود وبر اساس همین قالب  ،نيازها و اولویت ها بر اسا س مشارکت کشاورزان منطقه ای  تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها فرایند توسعه مدیریت مزارع بر اساس اصول کشاورزی پایدار انجام می گیرد و بالطبع بسياري از راهكارهاي دولتي و دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند وكارشناس مزرعه خود باشد .

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 26/9/1387 و ساعت 06:58 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) -


بهداشت حرفه اي كشاورزي و كشاورز IPM.OHM

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 20/9/1387 و ساعت 01:14 موضوع: توسعه روستايي | - نظر(0) -


بيماري جاروك ليموترش

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 20/9/1387 و ساعت 01:06 موضوع: اخبار ويژه | - نظر(0) -


community ipm

 بر اساس استاندارد های فدراسیون جهانی کشاورزی ارگانیک (IFOAM) 1-

۱-بايد از بذر و مواد گياهي ارگانیک‎اي استفاده کرد که از ارقام مناسب و با کيفيت مطلوب تهيه شده باشند. چنانچه چنين نهاده‎هايي در دسترس نبود، سازمان‎هاي متولي استاندارد بايد يک محدوده زماني براي استفاده از بذر و مواد گياهي غير ارگانیک تعيين کنند. 2

- هنگامي که بذر و مواد گياهي ارگانیک در دسترس نباشد، مي‎توان از نهاده‎هاي رايجي استفاده کرد که با آفت‎کش‎هايي که کاربرد آنها در کشاورزي ارگانیک ممنوع است، تيمار نشده باشند. هنگامي که چنين نهاده‎هاي رايجي هم در دسترس نباشد، مي‎توان از بذر و مواد گياهي‎اي که با مواد شيميايي تيمار شده‎اند استفاده کرد. در اين شرايط، سازمان گواهي‎کننده بايد محدوده زماني و شرايط خاصي را براي استفاده از چنين نهاده‎هايي تعيين کند.

3- محصولات زراعي يک‎ساله فقط در شرايطي به عنوان محصول ارگانیک در نظر گرفته مي‎شوند که يک دوره حداقل 12 ماهه گذار قبل از شروع توليد اين محصولات طي شده باشد. در مورد محصولات چندساله (به استثناي مراتع و چمنزارها) بايد يک دوره 18 ماه قبل از برداشت طي شود.

 4- قبل از برداشت محصول از مرتع و چمنزار ارگانیک، بايد حداقل يک دوره گذار 12 ماهه طي شده باشد تا محصول به عنوان محصول ارگانیک گواهي شود.

 5- ممکن است سازمان استاندارد و گواهي‎کننده بسته به شرايطي چون نحوه کاربري پيشين مزرعه، توانمندي مديريتي کشاورز و يا عوامل محيطي، طول دوره گذار را افزايش دهد.

6- تنوع در توليد محصولات زراعي بايد همراه با حداقل نياز به عمليات زراعي و يا روش‌هاي کاشت باشد. براي توليد محصولات زراعي يک‎ساله بايد کمترين عمليات به کار رود، مگر آن‏که کشاورز، تنوع را به اشکال ديگر در سامانه توليدي رعايت کرده باشد. کشاورز بايد بتواند فشار حشرات، بيماري‌ها، علف‌هاي هرز و ديگر آفات را مديريت کند و هم‎زمان، ماده آلي، باروري، فعاليت ريزموجودات و سلامت خاک را افزايش دهد. 7

- سازمان گواهي‎کننده بايد در محصولات چندساله، حداقل استانداردها را در بخش باغداري يا تنوع زيستگاه حيات وحش در باغ‎ها اعمال کند.

 8- مواد مشتق از ريزموجودات، گياهان و جانوران، اساس برنامه باروري خاک را تشکيل مي‎دهد.

9- عناعر غذايي و کودها بايد به شکلي استفاده شوند که از خاک، آب و تنوع زيستي حفاظت کنند. ممکن است محدوديت‎هايي بر اساس مقدار، مکان، زمان، تيمار، روش يا نوع نهاده‎ها اعمال شود.

10- موادي که براي باروري خاک و تغذيه گياهي استفاده مي‎شوند بايد مطابق با ارگانیک باشد.

11- مصرف کودهاي آلي حاوي فضولات انساني در محصولاتي که براي تغذيه انسان توليد مي‎شوند، ممنوع است.چنانچه در اين مورد نکات بهداشتي مورد نظر سازمان وضع‎کننده استاندارد از نظر پيشگيري از انتقال آفات، انگل‎ها و عوامل بيماري‎زاي انساني رعايت شود و مشخص گردد که اين کودها با ديگر پسماندهاي خانگي يا صنعتي که ممکن است حاوي مواد منوع باشند، ترکيب نگرديده‌است، استفاده از اين کودها امکان‎پذير است.

12- کودهاي معدني بايد فقط بر اساس برنامه‎اي مدون و به منظور باروري خاک در درازمدت و همراه با ديگر روش‌ها نظير مواد آلي، کود سبز، تناوب زراعي و تثبيت نيتروژن توسط روابط همزيستي گياهي به کار روند.

 13- از کودهاي معدني‎اي مي‎توان در کشاورزي ارگانیک استفاده کرد که ترکيب انها و نحوه استخراج‎شان طبيعي باشد و براي افزايش حلاليت انها از تيمار شيميايي استفاده نشده باشد. براي افزايش حلاليت اين کودها مي‎توان از آب يا ديگر مواد طبيعي استفاده کرد.

۱۴- کاربرد نيترات شيلي و کليه انواع کود نيتروژن مصنوعي و از جمله اوره ممنوع است.

15- کليه سامانه‎هاي توليد ارگانیک بايد مجموعه‎اي از فرايندها و راهکارها در خود داشته باشند که بتوانند تاثير مثبتي در مديريت کارامد آفات، علف‌هاي هرز و بيماري‌هاي مهم منطقه در شرايط معمول داشته باشند.

16- کاربرد ترکيباتي که براي مديريت آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز در مزرعه و از منابع گياهي، جانوري و ريزموجودات محلي تهيه مي‎شوند در شرايطي مجاز است که روش‌هاي طبیعی در مديريت آفات کفايت نکند.

 17- روش‌هاي فيزيکي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و از جمله استفاده از حرارت در کشاورزي ارگانیک مجاز است. عقيم‎سازي حرارتي خاک براي مبارزه با آفات و بيماري‌ها فقط در شرايط خاص مجاز است.

 18- هر نهاده‎اي که براي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و يا کمک به رشد گياه زراعي استفاده مي‎شود بايد منطبق با شرايط و محدوديت‎هاي ارگانیک باشد..

 19- ماده موثر نهاده‎هاي ترکيبي‎اي که در کشاورزي ارگانیک به اين منظور استفاده مي‎شوند بايد جزء مواد موثر مجاز در ارگانیک باشند.

 20- کشاورز بايد از ابزارها و روش‌هايي همچون موانع فيزيکي و مناطق محافظ براي جلوگيري از آلودگي‌هاي بالقوه و محدود ساختن ورود آنها به سامانه ارگانیک استفاده کند.

 21- در زمان احتمال بالاي يک الودگي در سامانه توليدي ارگانیک، سازمان گواهي‎کننده بايد اطمينان حاصل کند که محصولات مورد نظر و منابع احتمالي آلودگي (خاک، هوا، آب و نهاده‎ها) مورد تجزيه و آزمايش قرار گرفته‎اند، سطح آلودگي تعيين شود و واکنش مناسبي از سوي کشاورزان اتخاذ شود. در اين ميان عملياتي مانند کشف منابع آلودگي، بررسي تاريخچه آلودگي منطقه و عوامل موثر بر آن بايد صورت بگيرد.

 22- براي پوشش ساختمان‎ها، خاکپوش‎ها، آشيان حشرات و درپوش سيلوها، فقط مواد پلي‎اتيلني و پلي‎پروپيلني يا ديگر پلي‎کربنات‎ها مجاز است. اين مواد بايد پس از استفاده از سطح خاک جمع‎آوري شوند و داخل خاک باقي نمانند.

23- کليه تجهيزات و ماشين‎آلات سامانه‎هاي رايج، قبل از استفاده در مزارع ارگانیک بايد از کليه موادي که احتمال آلودگي دارند پاک شوند.

مدیریت جامع آفات،بیماری ها و علف های هرز در ارگانیک (Co. IPM) در حال حاضر کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی ننتوانسته است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی ارگانیک را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سیستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل: -ایجاد مقاوت به آفت‌کشها Resistance - بروز آفات ثانویه Replacemnet -پایداری در زیست محیط و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتر Residue - شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام و بروز مسمومیت‌های حاد - کاهش میزان بهره‌وری محصول - افزایش میزان هزینه تولید -عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی لذا سعی می‌شود در کشاورزی ارگانیک مکانیسم تولید محصولات در فرآیند کنترل آفات، بیماریها و علفهای هرز با تکیه بر روشهای مجاز غیر شیمیایی انجام گیرد.

در ایران متأسفاتنه کنترل آفات با روشهای غیر شیمیایی با موفقیت چندانی در تمام موارد روبرو نیست و همچنان تکیه اصلی بر استفاده از سموم مرگبار کشاورزی در سیستم سنتی و مدیریت تلفیقی آفات بدون درنظر گرفتن اثرات متقابل روش‌های مختلف غیرشیمیایی و شیمیایی است. اما آنچه در کشاورزی ارگانیک به عنوان اصل محوری پذیرفته می‌شود، مدیریت آفات بدون استفاده از سموم شیمیایی مصنوعی است. بنابر این روشهای کننرل آفات که میتوان به عنوان محورهای کاربردی در کشاورزی ارگانیک به آنها پرداخت، بنا بر استانداردهای کشاورزی ارگانیک عبارتند از:

 • كنترل بيولوژيكي • كنترل زراعي • كنترل مكانيكي • كنترل فيزيكي • كنترل رفتاري • كنترل قانوني • AESA))شناخت تنوع گونه‌ای و پویایی شناسی آفات و بیماری ها و علفهای هرز • حفظ تعادل اکولوژی • کنترل شیمیایی • بذر و قلمه تمیز • مدیریت زمان • مدیریت پویا شناسی آفات (AESA) • مدیریت متوازن مواد غذایی • مدیریت خوب آب • اقدامات بهداشتی • گونه های مقاوم و سازگار • ...

شاخص ها و مبانی اصلی در Community IPM روش های مبارزه و کنترل آفات و بیماری ها و علف های هرز در تاکتیک Co. IPM مديريت حفاظت گياهان دركشاورزي ارگانيك Community IPM به عنوان الگوي جامع تولید و حفاظت از محصول برای مدیریت آفات –بیماری ها و علف های هرز در دل مدیریت تولید و شرايط اکوسیستم ، به عنوان استراتژی اصلی توسعه کشاورزی ارگانیک ارایه شده است.واژه آفت معمولاً در كشاورزي براي هر موجود زنده‌اي كه باعث ايجاد خسارت اقتصادي شود به كار مي‌رود. مهمترين اجزاء در طبقه‌بندي آفات شامل سه گروه علف‌هاي هرز، عوامل بيماري‌زاي گياهي مانند قارچ‌ها و باكتري‌ها و ويروس‌هاي گياهي و گروه انتومولوژي (شامل حشرات، كنه‌ها و ساير بي‌مهرگان) و حتي در برخي موارد پرندگان مي‌باشند.

اساساً راهكارهاي مبارزه با آفات بر مبناي پنج روش زيستي، شيميايي، فيزيكي، مكانيكي، زراعي و پيش‌گيري طراحي شده‌اند كه البته در نظام‌هاي كشاورزي ارگانيك روش شيميايي جايگاهي ندارد ليكن در نظام‌هاي كشاورزي پايدار و ارگانيك تلفيق روش‌هاي مختلف مبارزه به عنوان راهكار موثري در نظر گرفته مي‌شود. رايج‌ترين روش‌هاي مبارزه با آفات به عنوان يك مفهوم كلي عبارتند از:

الف) جلوگيري: در روش جلوگيري، هدف ممانعت از ورود آفت به محيط و عدم حضور آفت است. استفاده از اين روش به ويژه جهت محدود كردن گسترش يا معرفي آفات غيربومي جديد در سطح منطقه‌اي و جهاني سودمند خواهد بود. وجود غرنطينه‌هاي گياهي در فواصل بين راهها، مرزها و مبادي ورودي كشورها و يا استانها از اهميت بالايي در اين خصوص برخودارند.

 ب) حذف: در اين روش حذف آفت از ناحيه‌اي كه قبلاً در آن حضور داشته، هدف مي‌باشد. اين راهكار زماني موفقيت‌آميز خواهد بود كه آفت خاص بطور دائم يا موقتي كاملاً از محيط حذف شود. البته بايد توجه داشت كه روش حذف در مورد بيشتر آفات حتي از سطح يك مزرعه نيز بسيار مشكل و پرهزينه و حتي غيرممكن است.

 ج) كاهش جمعيت آفت: در اين روش سعي در پايين نگهداشتن جمعيت آفت، زيرسطح خسارت اقتصادي است.اين راهكار به دو روش اجرا مي‌گردد. اول روش واكنشي كه بر مبناي اطلاعات زيستي محيط مانند آگاهي از تعداد آفت در محيط مي‌باشند. دوم، روش پيش آگاهي كه بر مبناي تجارب تاريخي يا تقويم هجومي آفت برنامه ريزي مي‌شود. از آنجا كه هدف نظام‌هاي فشرده كسب حداكثر توليد مي‌باشد، لذا حذف كليه عوامل نامطلوب زيستي در اولويت خواهد بود. براين اساس مفهوم كنترل شامل حذف كامل از نظام زراعي بوده و كاربرد سموم حتي به ميزان بسيار زياد توجيه بذر قلمداد مي‌شود.اما برمبناي تفكر كشاورزي ارگانيك، آفت جزيي از اجزاي بوم نظام است. براي مثال علف هرز به عنوان يك توليد كننده و حشرات به عنوان يك مصرف كننده اوليه مي‌باشد.

 از آنجا كه بوم نظام زراعي شامل مجموعه‌اي از عوامل زيستي و غيرزيستي است، لذا هرچه روابط بين اجزاء آن پيچيده تر و جوامع زيستي متنوع تر باشند، نظامي با ثبات تر محسوب شده و حذف كامل آفات ضروري و الزامي به نظر نمي‌رسد. به عبارت ديگر، در اين تفكر جديد، آفت عنصري از بوم نظام زراعي بوده لذا بايد مديريت شود و نه حذف. البته بديهي است كه تراكم آفت بايستي در يك حد مشخص حفظ گردد. لازم به ذكر است كه در تفكر اول، فرآيند حذف عمدتاً مشاهد‌ه‌اي است به عبارت ديگر، ابتدا علف هرز يا آفت مشاهده شده با آن مبارزه مي‌شود، اما در حالت دوم، مديريت نيازمند اطلاعات گسترد‌ه‌اي خواهد بود مانند آگاهي از زمان حضور، نوع الگوي رشد، بر همكنش‌ها با ساير موجودات، اكولوژي رفتار آفت و پيش‌بيني زمان حضور آفت.

مهمترين تاثير منفي حضور آفات (علف‌هاي هرز، حشرات، بيماريها) كاهش عملكرد كمي يا كيفي محصولات است و در اين خصوص عامل مديريتي كه معمولاً مطرح مي‌باشند عبارتند از تعيين مناسب‌ترين و اقتصادي‌ترين زمان مبارزه با آفت و همچنين تعيين راهكار مناسب مديريت آفت. در رابطه با عامل اول، ميزان سود اقتصادي معيار مناسبي جهت تعيين زمان آغاز مبارزه مي‌باشد. مبارزه با آفت اگرچه از ميزان كاهش عملكرد مي‌كاهد اما هرگز بطور كامل آن را جبران نخواهد كرد زيرا يا روش مديريت آفت كامل و دقيق اجراي نمي‌گردد و يا زمان شروع مديريت آفت از يك حد آستانه به بعد آغاز مي‌شود.

 مفهموم آستانه خسارت گياه زراعي، عبارت است تراكمي از آفت كه هيچگونه كاهشي در عملكرد گياه زراعي ايجاد نكند. در اين خصوص مفهوم جديد ديگري تحت عنوان سطح آسيب اقتصادي مطرح مي‌گردد كه عبارت است از تراكمي از آفت كه در آن، سود جلوگيري از تلفات مساوي با هزينه‌هاي صرف شده براي مبارزه با آفت است. چنانچه تراكم آفت از سطح آسيب اقتصادي بيشتر باشد، سود حاصل از بهبود عملكرد بيشتر از هزينه‌ مبارزه با آفت بوده و اجراي تيمار مبارزه با آفت سودمند خواهد بود. در مقابل، چنانچه تراكم آفت كمتر از سطح آسيب اقتصادي باشد، سود حاصل از تغييرات عملكرد، كمتر از هزينه مبارزه با آفت خواهد بود. بديهي است در اين شرايط مبارزه با آفت سودمند نمي‌باشد.

 البته بايد در نظر داشت كه نبايد زمان مبارزه را تا رسيدن تراكم آفت به سطح آسيب اقتصادي به تاخير انداخت. در رابطه با عامل دوم (راهكار مديريتي آفات)، بايد مسئله پويايي فرايند مديريت آفت مورد توجه قرار گيرد زيرا جمعيت آفت در طي زمان داراي نوسان بوده و اين تغييرات نيز به نوبه خود، روش مديريت را نيز در طي فصل تغيير مي‌دهد. لذا آگاهي مداوم از وضعيت آفت در محيط از طريق نمونه‌گيري ضروري است. در اين راستا بهره‌گيري از مديريت تلفيقي يكي از الزامات در بوم نظام‌هاي ارگانيك به حساب مي‌آيد. اصولاً مديريت تلفيقي آفات شامل تركيب يا جايگزيني بهينه روش‌هاي زيستي، زراعي، مكانيكي (شيميايي) با هدف رساندن جمعيت آفت به زير سطح آسيب اقتصادي مي‌باشد. استفاده موثر و كارآمد از عمليات زراعي در الگوهاي كشت گياهان، از جمله موارد مطرح در مديريت تلفيقي محسوب مي‌گردد. بطوري كه با دستكاري و تعمير در يك نظام زراعي مي‌توان از يك سو فعاليت آفت را كاهش و از سوي ديگر فرآيند كنترل زيستي را نيز بهبود بخشيد. اين راهكار در حقيقت تلفيقي از برخي عمليات مديريتي همچون تناوب، خاك‌ورزي حداقل، بهبود و بهسازي خاك و استفاده از گياهان پوششي است.

در اين رابطه مجموعه‌اي از مهمترين روش‌ها به همراه درجه تاثير گذاري آنها بر جوامع زيستي نامطلوب در جدول ارائه شده است. يكي ديگر از راهكارها مديريتي آفات در نظام‌هاي ارگانيك، مديريت فشرده زيستي آفات مي‌باشد كه امروزه بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين راهكار هم كليه روش‌هايي كه سازگاري مطلوبي با ديدگاههاي اكولوژيكي داشته و هم روش‌هايي كه باعث مي‌شوند آفت همواره در زير سطح خسارت اقتصادي باقي بماند را در برمي‌گيرد. كنترل زيستي يكي از مهمترين اجزاء اين راهكار است. در بوم نظامهاي طبيعي معمولاً سازوكار كنترل زيستي حدود 40 تا 60 درصد از كل مجموعه حفاظت را بر عهده دارد. پذيرش و كاربرد برخي اجزاء سازگار با مفاهيم اكولوژيكي در رهيافت مديريت فشرده زيستي آفت، مانند روش‌هاي زراعي، مكانيكي، فيزيكي، ژنتيكي و زيستي و مفاهيم ماوراء طبيعي همگي در دستيابي به يك مديريت معقول آفت در بوم نظام موثر خواهد بود. استفاده از مواد ضدتغذيه‌اي طبيعي، تركيبات دفع كننده طبيعي، تركيبات جاذب طبيعي از ديگر اجزاي اين راهكار مي‌باشند. مطالعات مهم و پايه‌اي در رابطه با اين راهكار شامل پژوهش در مورد شناسايي دشمنان طبيعي آفت با قابليت توليد انبوه، شناسايي گياهان و ميزبان‌هاي مناسب آفات، دوره ذخيره و نگهداري عوامل كنترل زيستي و انتخاب مناسب ترين بوم نظام زراعي براي آزاد سازي دشمنان طبيعي مي‌باشند.

بنابراين راهكار مديريت فشرده زيستي آفات شامل مجموعه‌اي از عوامل كنترل زيستي به همراه استفاده از سموم آفت كش‌ قابل تجزيه در محيط (فقط در شرايط ضرورت، توصيه مي‌شود) و همچنين ساير راهكارهاي سازگار با تفكر اكولوژيك بوده و نتيجه آن مديريت كارآمدتر آفت خواهد بود. بطور خلاصه مجموعه‌اي از اجزاء راهكار مديريت فشرده زيستي آفات كه همگي در سطح بوم نظام زراعي به كار گرفته مي‌شوند عبارتند از:

- كنترل زراعي بر پايه درك و مديريت بهتر گياهان زراعي با استفاده از راهكارهاي الگوي كاشت، كشت مخلوط و استفاده از بقاياي گياهي - به حداكثر رسانيدن درجه مقاومت گياهان ميزبان به آفت - افزايش فعاليت عوامل كنترل زيستي - استفاده از جوامع گياهان غيرزراعي در كنترل آفت مانند پوشش گياهي بومي موجود در محيط طبيعي مجاور در نظام زراعي - استفاده از آفت كش‌هاي زيستي (غيرشيميايي) - استفاده از روش‌هاي مدرن تصميم گيري در رابطه با نوع مبارزه مانند ارزيابي و ديده باني مداوم جمعيت آفت و دشمنان طبيعي در طول سال و همچنين استفاده از مدل‌هاي رياضي و رايانه‌اي خاص جهت بررسي تغييرات جمعيت آفت و رابطه با آن با درج خسارت به گياه زراعي - توجه به مسائل و مشكلات اجتماعي – اقتصادي محيط زراعي و غيرزراعي - آموزش و انتقال روش‌ها، فناوريها و ديد‌گاههاي منطبق با تفكر كشاورزي ارگانيك به مجموعه انساني مشاركت كننده در مديريت آفت مديريت اكولوژيك بيماريها اصولاً شيوع بيماريهاي گياهي در بوم نظامهاي زراعي بيشتر از پوشش‌هاي طبيعي است.

ميزان و نحوه دخالت انسان در بر هم زدن توازن طبيعت از جمله مهمترين شرايطي است كه عامل بيماري‌زا را قادر مي‌سازد تا به حد طغيان برسد كه اين امر به ويژه در نظامهاي زراعي و باغي كه چه به لحاظ فلور گياهي و چه از نظر ذخاير ژنتيكي درجه تنوع پايين دارا مي‌باشند، مشهودتر است. بديهي است افزايش آگاهي در رابطه با عوامل موثر در مثلث بيماري (عامل بيماري‌زا- ميزبان- محيط) نقش مهمي در استفاده و بكارگيري از اصول اكولوژيكي جهت كاهش جمعيت يا كاهش خسارت بيماري‌هاي گياهي خواهد داشت. به طور كلي سه راهبردي كه نقش مهمي در به حداقل رساندن خسارت ناشي از مجموعه آفات دارند عبارتند از: 1- حذف يا كاهش عوامل اوليه بيماريزايي يا تاخير در ظهور آن 2- كند كردن سرعت تكثير عامل بيماري‌زا 3- كاهش طول مدت زماني كه گياه زراعي در معرض بيماري قرار مي‌گيرد. هر راهكار اكولوژيكي غيروابسته به سموم شيميايي، نيازمند درك اين نكته است كه يك عامل به تنهايي مسئول ايجاد بروز بيماري نخواهد بود به علاوه راهكار فوق بايستي متكي بر مجموعه‌اي از عمليات زراعي- كشاورزي باشد كه حالت ثبات و موازنه را بين گياه زراعي و عوامل بيماري‌زا تقويت مي‌كند بدون شك يكي از راهكارهاي مديريت اكولوژيكي بيماريها و آفات روش كنترل زيستي است در اين رابطه مهمترين فناوريهاي مديريتي بر پايه تفكر زيستي جهت كنترل بيماريها عبارتند از: - استفاده از تركيبات آلي (مواد آلوپاتيك، بازدارنده و دفع كننده) - تناوب ( كشت گياهان غيرميزبان با هدف ايجاد وقفه در توليد و تكثير عامل بيماري‌زا و نيز كشت گياهان تله‌اي ) - استفاده از جوامع زيستي جهت كنترل عامل بيماري‌زا (مانند دشمنان طبيعي، شكارچي، ميكروارگانيسم‌هاي آنتاگونيسم) - اجراي قرنطينه‌ جهت محدود كردن دامنه فعاليت و گسترش عامل بيماري‌زا - استفاده از روش‌هاي زراعي خاص مانند از بين بردن بقاياي گياهي آلوده، آبياري در زمان مناسب و روش‌هاي خاص، نظام‌هاي خاك ورزي حداقل و تغذيه مناسب خاك مديريت اكولوژيك علف‌هاي هرز در بوم نظام ارگانيك در اكثر جوامع علف‌هاي داراي خصوصياتي همچون سرعت رشد زياد، طول عمر معمول كمتر از يكسال، ورود سريع به مرحله زايشي و توليد تعداد زيادي بذر كوچك مي‌باشند. دارا بودن چنين خصوصياتي باعث مي‌شود كه با وجود هرگونه تغييرات محيطي، علف‌هاي هرز توانايي توليد بذرهاي كافي براي استقرار مجدد را داشته باشند.

رقابت از جمله اصول ارزشمند اكولوژيك است كه نقش موثري در كنترل علف‌هاي هرز در بوم نظام زراعي ايفاد مي‌كند. بطور كلي جوامع علف‌هاي هرز بومي هر ناحيه اغلب سازگاري بهتري در مقايسه با گياهان زراعي به نوع خاك، دما، بارندگي و سطوح عناصر غذايي خاك دارا مي‌باشند. لذا توصيه مي‌شود حتي‌الامكان براي هر منطقه، از گياهان زراعي بومي همان منطقه استفاده شود. از طرف ديگر دوره همزماني رشد گياه زراعي و علف هرز نقش مهمي در ميزان رقابت كنندگي بين دو گونه گياهي دارد. جوامع علف‌هاي هرز اوايل مرحله استقرار گياه زراعي از توان رقابتي بيشتري نسبت به گياهان زراعي برخودارند زيرا در اين زمان معمولاً علف‌ هرز در مرحله رشدي سريع بوده ولي گياه در مرحله رشدي كند است اما علف‌هاي هرزي كه پس از كامل شدن تاج پوشش گياهي يا اواخر دوره رشد گياه زراعي جوانه مي‌زنند، تاثير رقابتي كمي بر گياه خواهند داشت.

لذا توجه مي‌شود مبارزه با علف‌هاي هرز بطور مكانيكي در ابتداي مراحل رشد و اندكي پس از كاشت صورت پذيرد. همچنين كشت گياهاني با سايه انداز متراكم و سايه دهي زياد، رشد اوليه سريع، توليدكننده مواد آللوتيپك، برگهاي پهن، جذب سريع منابع غذايي و آب همگي توان رقابتي علف‌هاي هرز را در جذب و استفاده از منابع طبيعي كاهش خواهند داد. حضور گياهان پوششي و خفه كننده و گياهان علوفه‌اي پرتراكم نيز در تناوب، از جمله راهكارهاي زراعي در كاهش جوامع علف‌هاي هرز محسوب مي‌گردند. دوره بحراني كنترل علف‌هاي هرز از اجزاي مهم برنامه مديريت تلفيقي علف‌هاي هرز محسوب شده و دوره‌اي از چرخه رشد گياه است كه چنانچه در آن مرحله زماني علف‌هاي هرز كنترل شوند اولاً به لحاظ اقتصادي و زيست محيطي مديريت علف‌هاي هرز مطلوب بوده و ثانياً به لحاظ كاهش عملكرد نيز در مرحله آستانه مطلوب خسارت اقتصادي خواهد بود. زمان شروع و پايان دوره بحراني كنترل علف‌هاي هرز، بستگي به سطح قابل پذيرش يا مجاز در كاهش عملكرد گياه زراعي دارد (بين 2 تا 5 درصد كاهش در عملكرد) اين سطح را مي‌توان بر اساس هزينه كنترل علف هرز و سود مالي قابل انتظار نيز تنظيم نمود (بسته به قيمت تجارتي يك محصول هزينه كنترل علف‌هاي هرز، سطح مجاز عملكرد نسبي نيز تغيير خواهد كرد).به طور كلي هر نوع روش مطلوب و موفقيت آميز كنترل غير شيميايي علف‌هي هرز، بايد تراكم آنها را به سطح آستانه اقتصادي يا كمتر برساند. آستانه اقتصادي شامل موقعيت‌هايي است كه بتوان سطح قابل پذيرش از خسارت اقتصادي را تخمين زده و براساس آن هزينه كنترل علف‌ هرز را توجيه پذير نمود. در حال حاضر مشخص شده است كه تلفيق روش‌هاي مختلف كنترل علف‌هاي هرز، برنامه مديريت آنها را بهبود مي‌بخشد.برخي از روش‌هاي زراعي مانند تركيب ارقام گياهي، تراكم گياهي، فواصل رديف، زمان كاشت، مديريت آبياري، ميزان و زمان كاربرد كود نيتروژن، نوع خاك ورزي، الگوي كشت مخلوط و خصوصيات فنولوژيكي، همگي رابطه بين گياه زراعي و علف هرز را تغيير مي‌دهند. براي مثال چنانچه توان رقابتي يك گونه مهم علف‌ هرز بر پايه خصوصيات جوانه‌زني سريع باشد، بهترين گزينه براي كنترل علف‌هرز، انتخاب گياهان يا ارقام سريع‌الرشد و زودرس مي‌باشد. برخي اصول اكولوژيكي كه به عنوان مهمترين عمليات غيرشيميايي كنترل علف‌هاي هرز شناخته شده‌اند در جدول آورده شده است. اصول اكولوژيك علميات كنترل علف‌هاي هرز 1- كاهش ورود و افزايش خروج از بانك بذر خاك  جلوگيري  پرتودهي خاك  كنترل علف هرز قبل از تشكيل بذر آن 2- گياه زراعي سريع تر فضا (منابع محيطي) را در اختيار بگيرد  كشت زود هنگام  نشاكاري  خاك ورزي زود 3- كاهش رشد علف‌ هرز و كسب فضاي كم تر  وجين  خاك‌ورزي  مالچ 4- بيشينه كردن رشد و سازگاري گياهان زراعي  گزينش ارقام گياهي مناسب  كشت زود هنگام 5- كمينه كردن رقابت درون گونه‌اي بين گياهان  گزينش تراكم مناسب گياهي  انتخاب فواصل بين رديف مناسب 6- بيشينه كردن اثرات رقابتي بين گياهان زراعي و علف‌هرز  كشت گياهان خفه كننده  كشت گياهان پوششي 7- تغيير محيط زراعي با هدف كاهش مطلوبيت براي علف هرز  تناوب گياهان زراعي  تناوب روش‌هاي كنترل علف هرز 8- بيشينه كردن كارايي استفاده از منابع طبيعي توسعه گياه زراعي  كشت مخلوط بنابراين به عنوان يك جمع‌بندي كلي درخصوص محافظت گياهان در برابر آفات مي‌توان به اختصار به موارد زير اشاره نمود: - استفاده از برنامه مناسب تناوب كشت - كشت مكانيكي - حفاظت از دشمنان طبيعي آفات از طريق تقويت زيستگاه مناسب مانند پرچين‌ها و محل‌هاي تخم‌گذاري، محدوده‌هاي حفاظتي اكولوژيكي كه داراي پوشش گياهي طبيعي و يا لانه شكارگران آفات باشد. - ايجاد تنوع در اكوسيستم‌ها بر حسب مناطق جغرافيايي - از بين بردن علف‌هاي هرز با شعله افكن - استفاده از دشمنان طبيعي و رهاسازي شكارچي‌ها و انگل‌ها - استفاده از تركيبات بيوديناميكي حاصل از خاك سنگ، كود حيواني و يا گياهان - پوشاندن با مايع و انباشت كاه - چراندن دام‌ها - كنترل مكانيكي مانند تله گذاري، موانع دور كننده نوري و صوتي - سترون سازي با بخار در مواردي كه تناوب خاك و تجديد آن امكان‌پذير نباشد. مدیریت جامع آفات چه در شرایط ارگانیک و چه در شرایط اکوسیستم زراعی متداول را به ساختمانی تشبیه نموده‌اند که بر اصول اقتصادی استوار شده‌است. لذا در این ارتباط اطلاع از میزان آلودگی، تراکم آفت، سطح زیان اقتصادی، قیمت محصول، هزینه کنترل، هزینه‌های کاشت، داشت و برداشت و حتی دستمزد کارگران تکیه دارد. در طبقه دوم این ساختما اصول اکولوژیک قرار دارند که یکی از مهم‌ترین نکات در کشاورزی ارگانیک نیز هست. در گام بالاتر، استراتژی‌های تخمین تراکم آفت با هدف تصمیم‌گیری در مورد نوع روش مورد استفاده قرا دارند و در ن هایت اتخاذ مناسب‌ترین روش بسته به نوع محصول، شرایط زراعی، آفت یا بیماری خسارت‌زا و... متغیر خواهد بود. اهتمام کلی بر این است تا همواره بخش عمده هزینه‌ها معطوف به کنترل آفات کلیدی یا دائمی و به خصوص در بازه زمانی بحران شوند؛ در حالیکه بر اساس اکولوژی رفتاری و فیزیولوژیک حشرات، همواره احتمال بروز آفات ثانویه و یا جیگزینی گونه‌ها در اکوسيستم‌های تحت تنش زراعی وجود دارد. از سوی دیگر، دانش کافی در ارتباط با تعیین دقیق سطح اهمیت آفات وجود ندارد. مدیریت جامع آفات چه با نگرش کشاورزی پایدار و چه در قالب کشاورزی ارگانیک مستلزم اطلاعات دقیق در ارتباط با اکوسیستم مورد نظر چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی است. به طوریکه حتی کاربرد سموم شیمیایی را نیز با نتیجه غیر قابل قبولی مواجه می‌کند. آنچه در کشاورزی ارگانیک به عنوان یکی از اصول کلی مطرح مي‌شود، کاربرد روش های کاشت، داشت و برداشت با تکیه بر حفظ تعادل اکولوژیک است. در این ارتباط مصرف سموم شیمیایی مصنوعی به عنوان مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌ها و از بین برنده تعادل طبیعی و نیز دستکاری چرخه‌های بین زنجیره‌های غذایی یکی از راهکارهای کاملاً مردود است. با توجه به آنکه تولید محصول سالم و عاری از هر گونه آلودگی شیمیایی هدف اصلی در استقرا رکشاورزی ارگانیک است، لذا می‌بایست این مقوله به عنوان سنگ بنای مدیریت آفات قرار گیرد. در حال حاضر کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی ننتوانسته‌است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی ارگانیک را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سيستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل: 1- ایجاد مقاوت به آفت‌کشها Resistance 2- بروز آفات ثانویه Replacement 3- پایداری در زیست محیط و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتر Residue 4- شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام و بروز مسموميت‌های حاد 5- کاهش میزان بهره‌وری محصول 6- افزایش میزان هزینه تولید 7- عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی در کشاورزی ارگانیک مکانیسم تولید محصولات در فرآيند کنترل آفات، بیماریها و علف‌های هرز با تکیه بر روش های مجاز غیر شیمیایی انجام می گیرد. مديريت تلفيقي آفات مديريت تلفيقي آفات (IPM) راهكاري براي حفاظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از خسارت آفات را كاهش مي‌ده.بعد از دهه 1950 توليد محصولات كشاورزي با استفاده از روش‌هاي نوين آبياري، ارقام پر بازده، كودهاي شيميايي و سموم آفت كش به سرعت افزايش يافت. با اين صنعتي شدن، انتظار افزايش توليد نيز بالا رفت. به نظر مي‌رسيد كه توليد محصولات كشاورزي با استفاده از صنعت سموم زيست‌كش در كنترل آفات به طور متعادل درآيد و به زودي كمبود مواد غذايي از بين برود. طولي نكشيد كه بازتاب صنعت فوق در طول دهه 1960 به تدريج سبب بروز مشكلاتي گرديد. استفاده بيش از حد سموم آفت‌كش، باعث مقاوم شدن آفات و ظهور آفات جديدي گرديد كه منجر به خسارت بيشتر به محصولات شد. به غير از موارد فوق در اثر استفاده بي‌رويه از سموم آفت‌كش، زيست بوم و محيط زيست به طور جدي به مخاطره افتاد و به همين دليل توجه بين‌المللي به اثرات دراز مدت استفاده از اين مواد بر سلامتي انسانها و محيط زيست معطوف گرديد. به طوري كه در كتاب بهار خاموش اثر راشل كارسون به تمامي اثرات ناشي از استفاده سموم اشاره شده‌است. براي مقابله با اثرات منفي ناشي از مبارزه شيميايي آفات، مديريت تلفيقي آفات توسعه يافت. استفاده از شيوه IPM در ابتدا روي آستانه سمپاشي متمركز شد، بعدها روش‌هاي كنترل غيرشيميايي با استفاده از سموم به طور لكه‌اي همراه شد كه نهايتاً مديريت تلفيقي نوين با تكيه بر مديريت كشت بوم پايه‌گذاري شد.به طور کلی IPM عبارت است ازشيوه‌هايي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان پذير و سازگار برای كنترل جمعيت آفات در زير سطح آستانه زيان استفاده میکند.با توجه به مخاطرات پيش امده حاصل از مصرف بي رويه سموم شيميايي، ازسال1957 میلادی IPM به عنوان استراتژي جايگزين در سطح دنيا معرفي شد.واز آن زمان تاکنون 4مرحله فرآيند تحولی داشته‌است. فنون و روش های مورد نظردر IPM عبارتند از: الف- شناخت و تفکیک عوارض ناشي از عوامل غير زنده: تثرات عوامل غیر زنده نظیر نور و گرما، سرما ويخبندان، خشكي، كمبود مواد غذايي در خاك، تگرگ، باد، رطوبت،در بسیاری موارد با خسارات ناشی از آفات مشابه مي‌باشد. شناخت این عواملو اثرات و تفکیک انهاتوسط بهره‌برداران نقش مهمی در حذف تعداد زیادی از مصرف کود و یا سموم شیمایی مي‌شود. از جمله این علایم می توان به موارد ذیل اشاره کرد: - علائم خسارت اين عوامل شامل:قهوه‌اي شدن پهنه برگ، سوختگي پوست ميوه، سياه شدگي شكوفه، ريزش برگ، ايجاد شكاف در تنه و شاخه‌ها، يخ زدگي بافتهاي گياهي، خفگي ريشه، كج شدن نهال‌هاي تازه توقف رشد، عقيم ماندن گلها، ب- روش كنترل مكانيكي: در این شیوه به روش دستی یا با استفاده از ابزارهای ابتدایی به طور مستقیم به حذف جمعیت آفت در اکوسیستم زراعی اقدام مي‌شود. نصب توری‌های حشرات، آغشته نمودن تنه درختان به مواد چسبناک، کندن گودال، جمع آوری مستقیم حشرات، استفاده از تله‌های تصافی و جاذب از متداول‌ترین روش های کنترل کننده حشرات در مبارزه مکانیکی است. ب- كنترل فيزيكي: در اين روش از خواص فيزيكي محيطي مثل آفتاب و يا ادوات عليه آفت استفاده مي‌شود مانند: - كاربرد سرما: اكثر حشرات در 10-5 درجه غير فعال يا از بين مي‌روند - كاربرد حرارت: اكثر آفات در 60-55 درجه از بين مي‌روند – شعله افكن براي علف‌هاي هزر و.. - كاربرد نور: تله نوري - كاربرد امواج راديويي و تشعشات: امواج راديويي با فركانس زياد (2450 مگاسيكل) دو گندم حرارتي معادل 85 – 75 توليد مي‌كند - استريليزاسيون خاك با استفاده از گرما: SolarizationSoil در این شیوه از خواص فیزیکی نظیر انرژی حرارتی، نور و امواج صوتی و تابشی اقدام به کنترل آفات مي‌شود. عمده‌ترین روش های مورد استفاده در حال حاضر عبارتند از سرما که به صورت یخ آب زمستانه در سطح گشترده توصیه مي‌شود؛ گرما یا حرارت زیاد که اغلب د رمورد آفات انباری کاربرد دارد؛ نور که با خاصیت فتوتروپیستم مثبت حشرات اقدام به جمع‌آوری آنها تحت تله‌های نوری می‌کند. امواج رادیوئی با فرکانس‌های بسیار بالا که در مورد آفات انباری و بهداشتی توصیه مي‌شود؛ پرتوهای یون‌ساز با هدف عقيم‌سازي افراد نر در جمعیت حشرات که در شرایط انباری با کارآیی بسیار بالا کاربرد دارد. روش های مبارزه فیزیکی علیرغم عدم تکیه بر مواد شیمیایی مصنوعی به دلیل برخی محدودیت‌ها در قالب کشاورزی ارگانیک در تمام موارد قابل توصیه نمی‌باشد. در این سیستم سرما به دلیل خونسرد بودن حشرات در اغلب موارد روشی چندان قابل اعتماد نمی‌باشد. تولید محصول سالم تحت کشاورزی ارگانیک با استفاده از پرتوهای یون‌ساز و امواج رادیوئی تناقض دارد و دقیقاً با استانداردهای ارگانیک مخالف است. لذا از میان کلیه روش های فیزیکی تنها استفاده از گرما به صورت کاربرد آفتاب‌دهی و تولید تله‌های نوری با عدف حمع‌آوری حشرات تنها روش های قابل توصیه هستند. ج- كنترل بيولوژيكي: كنترل از طريق دشمنان طبيعي آنها که ارزان، مستمر، موثر، دائمي، بي تاثير بر روي ساير عناصر اكوسيستم، عدم آلودگي محيط زيست، عدم مقاومت آفت مي‌باشد. اين عوامل شامل حشرات، كنه‌ها، قارچها، باكتري‌ها، ويروس‌ها، پرندگان و ساير جانوران مفيد هستند كه به سه دسته تقسيم ميشود الف: عوامل ميكروبي Pathogenes ب: انگل‌ها Parasites ج:جانوران شكارچي Predators مبارزه بیولوژیک عبارتست از استفاده از انگلها، شکارگرها، پارازیتوئیدها و عوامل بیماریزا در شرایط اگرواکوسیستم با هدف کاهش جمعیت آفت به زیر سطح زیان اقتصادی. روش های متداول کنترل بیولوژیک عبارتند از: 1) وارد نمودن دشمنان طبیعی غیر بومی و استقرار و تداوم یافتن آنها 2) تکثیر و ازدیاد دشمنان طبیعی آفت طی جمع‌آوری، پرورش و ررهاسازی عوامل کنترل بیولوژیک 3) محافظت از حشرات مفید محلی با استفاده معقولانه از سایر روش های کنترل آفات و حفاظت از میزبان واسط به طوری که حشرات مفید به تولید مثل خود ادامه داده و در زمان مقتضی قابل دسترس باشند. کنترل کیفی در پرورش انبوه دشمنان طبیعی از مواردی است که نیاز به تعریف و توجه به واژه‌های کلیدی دارد. کیفیت یعنی برتری در نوع، داشتن کارایی در انجام عمل اختصاص یافته به آن. مفهوم آن در کنترل بیولوژیک عبارت است از: کنترل یک آفت معین روی محصول خاص در محیط مشخص. به مفهوم روشن‌تر تأثیر متقابل بین حشره تولید انبوه شده و متغیرهای محیطی است که در خلال رهاسازی با آن مواجه می‌شود. کیفیت اگرچه مورد توجه فزاینده پرورش دهندگان و دست اندرکاران تولید انبوه بوده و موضوعی با تحقیقات قابل توجه است، اغلب دارای سه عنصر مهارت، نسبی بودن و مرجع است.به عبارت دیگر کیفیت درجه عالی بودن نسبت به یک مرجع یا ملاک است. در هر برنامه پرورش انبوه دو عنصر اساسی تولید حشرات و عملکرد آینده حشرات تولید شده برای رسیدن به هدف رهاسازی مورد نظر قرار می‌گیرد. این عناصر را می‌توان به عنوان یک سری از مراحل و رخدادها به شرح زیر در نظر گرفت که هر یک فرایندهای قبلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. گذشته از این ملاک‌ها، نیازها و تنگناهای مربوط به هر رویداد نیازهایی را بر رویدادهای قبل تحمیل می‌کنند.: فرآیند تولید انبوه حشرات و عوامل کنترل بیولوژیک مفید عبارتست از تولید آسان هر گونه با راندمان و تعداد کافی از نیازهای اصولی مورد نظر در برنامه رهاسازی آن. تحقیق و توسعه می‌بایست روی این جنبه متمرکز شود. در برنامه‌های کنترل بیولوژیک رهاسایز اشباع و رهاسازی تلقیحی به تولید انبوه دشمنان طبیعی نیاز مبرم وجود دارد. در اکثر نقاط دنیا تولید انبوه معمولاً به وسیله شرکتهای خصوصی کوچک انجام می‌شود و ممکن است به تولید دشمنان طبیعی با کیفیت نامطلوب و شکست برنامه کنترل بیولوژیک منتهی گردد. برنامه تولید انبوه در مقیاس بزرگ تنها در مورد 15 گونه از دشمنان طبیعی در دسترس است و تاکنون تکنولوژی پرورش دشمنان طبیعی روی میزبان های جانوری و گیاهی غیر طبیعی یا غذای مصنوعی تاکنون توسعه چندانی نیافته است. از آنجا که نه تنها با عوامل بیولوژیک و فیزیولوژیک، بلکه با فاکتورهای رفتاری و اکولوژیک نیز فرآیند پرورش مختل می‌شود، لذا در اکثر موارد پرورش آزمایشگاهی و گزینش مصنوعی در نهایت به عدم کارایی دشمن طبیعی در شرایط صحرایی منجر خواهد شد. حفظ تغییرات ژنتیکی در جمعیت‌های طبیعی یا آزمایشگاهی یکی از نکات بشیار با اهمیت در ژنتیک جکعیت دشمنان طبیعی است. در شرایط استاندارد پرورش انبوه بعضی از ژنوتیپها مطلوب بوده و افراد تطابق نیافته معمولاً از بین می‌روند. در تولید انبوه می‌بایست از وقوع کاهش واریانس ژنوتیپ جلوگیری شود. مطالعات اساسی ژنتیکی گونه‌های مورد نظر باید به عنوان یک نیاز اولیه پرورش انبوه مورد توجه قرار گیرد، تا نظارت و مراقبت ژنتیکی در آینده قابل پیش‌بینی باشد. فرآیند تولید به جابجایی عوامل کنترل طبیعی و رهاسازی آنها در منطقه هدف ختم می‌شود. روش های انتقال، بسته بندی، تحویل و رهاسازی حشرات تولید شده به نیازهای برنامه کنترل وابسته‌اند. مراحل تولید انبوه حشرات و عوامل مفید به مراحل زیر طبقه‌بندی می‌شوند: - اهداف برنامه باید به طور وضوح تعریف و مشخص شوند. - طرح آزمایشگاه، انواع و تعداد حشرات مورد پرورش و سایر عوامل کنترل طبیعی، رفتارها و نیازهای غذایی آنها، فضا و ابزار مورد نیاز، شرایط محیطی و معیارهای بهداشتی در نظر گرفته شوند. - استقار و نگهداری کلنی به شناخت رفتار هر گونه و انتخاب بهترین غذا و روش پرورش نیاز دارد. -تحقیق و توسعه روش‌ها، تحقیقات کافی در مورد چرخه زندگی در آزمایشگاه، داده‌های رشدی را برای استفاده در نگهداری و تولید کلنی فراهم می‌آورند. - منابع شامل بودجه، کارکنان، وسایل، مواد، امکانات و کلنی‌های حشرات. - کنترل کیفی و عملکرد بیولوژیکی -تولید انبوه. با این حال عوامل کننرل بیولوژیک به عنوان سربازان اکولوژیک موجود در طبیعت واجد مزایای زیر می‌باشند: - در صورت استقرار مبارزه بیولوژیک در شرایط زراعی، تداوم مبارزه بیولوژیک به شکلی نسبتاً قابل تکیه وجود دارد - بر روی جانوران خونگرم و موجودات غیر هدف تأثیری ندارند - ماندگاری در محیط ندارند - فعالیت تخصصی داشته و اتلاف ندارند. کنترل مبارزه شیمیایی مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی ارگانیک به دلیل منع استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی به سمت کاربرد مواد سمی دریافت شده از گیاهان گرایش داشته و لذا سعی می‌شود در این زمینه رویکرد به سمت کاربرد اسانس‌های آفت کش گیاهان باشد. فهرستی از مواد بیولوژیک مجاز تاکنون در قالب کشاورزی ارگانیک به دست آمده است که در مواردی کاربرد آنها در جهت کاهش جمعیت آفات و بازدارندگی آنها آزمون شده حتی در شرایط زراعی نیز استفاده و در سطح تجاری تولید می‌شوند. این مواد که اغلب تحت نام‌های آفت‌کش های بیولوژیک، آفت‌کش های گیاهی و آفت‌کش های ارگانیک معرفی می‌شوند، دارای مزایای قابل توجهی جهت استفاده تحت کشاورزی ارگانیک می‌باشند: . در این ارتباط گیاهان دارای اسانس‌های سمی در سه گره قرار داده می‌شوند؛ 1- گیاهانی که در سطح جهانی دارای استاندارد تولید و کاربرد در کشاورزی ارگانیک را داشته و قابلیت توصیه به کشارزان و در سطح تولید انبوه را داشته باشند. 2-گیاهانی که احتمال خاصیت آفت‌کشی در آنها تشخیص داده شده ولی در چرخه کاربرد به عنوان مولد سموم گیاهی قرار نگرفته‌اند 3-گیاهانی که احتمالاً دارای خاصیت آفت‌کشی هستند ولی همچنان به عنوان علف‌های هرز با آنها برخورد شده و شدیداً طی مبارزه زراعی قلع و قمح می‌شوند. مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی ارگانیک به دلیل منع استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی به سمت کاربرد مواد سمی دریافت شده از گیاهان گرایش داشته و لذا سعی مي‌شود در این زمینه رویکرد به سمت کاربرد اسانس‌های آفت کش گیاهان باشد. فهرستی از مواد بیولوژیک مجاز تاکنون در قالب کشاورزی ارگانیک به دست آمده‌است که در مواردی کاربرد آنها در جهت کاهش جمعیت آفات و بازدارندگی آنها آزمون شده حتی در شرایط زراعی نیز استفاده و در سطح تجاری تولید می‌شوند. این مواد که اغلب تحت نام‌های آفت‌کش های بیولوژیک، آفت‌کش های گیاهی و آفت‌کش های ارگانیک معرفی می‌شوند، دارای مزایای قابل توجهی جهت استفاده تحت کشاورزی ارگانیک می‌باشند: - اغلب این مواد دارای دامنه عملکرد گسترده بوده و بروز مقاومت در برابر این ترکیبات اغلب در بازه زمانی بسیار طولانی رخ مي‌دهد - بسیاری از امواد شناخته شده در این گروه دارای انعطاف پذیری بوده و هیچگونه محدودیتی در استفاده همراه با سایر روش های کنترل غیر شیمیایی ندارند. - به علت منشأ زیستی این ترکیبات، دوره کارنس تعریف شده برای آنها بسیار کوتاه بوده و گاهی حتی هیچگونه دوره کارنی تعریف نمي‌شود. -این مواد فاقد هرگونه بقایا در محیط بوده و به علت منشأ زیستی خود سریعاً تجزیه می‌شوند. - هنوز بسیاری آفات وجود دارند که هیچگونه روش تعریف شده کنترل کننده‌ با منشأ شیمیایی و غیر شیمیایی نداشته و لذا استفاده از آفت‌کش های گیاهی با دامنه عملکرد وسیع مي‌تواند راهکاری مناسب بر علیه آنها باشد. در این ارتباط گیاهان دارای اسانس‌های سمی در سه گره قرار داده می‌شوند؛ 1-گیاهانی که در سطح جهانی دارای استاندارد تولید و کاربرد در کشاورزی ارگانیک را داشته و قابلیت توصیه به کشارزان و در سطح تولید انبوه را داشته باشند. 2-گیاهانی که احتمال خاصیت آفت‌کشی در آنها تشخیص داده شده ولی در چرخه کاربرد به عنوان مولد سموم گیاهی قرار نگرفته‌اند 3-گیاهانی که احتمالاً دارای خاصیت آفت‌کشی هستند ولی همچنان به عنوان علف‌های هرز با آنها برخورد شده و شدیداً طی مبارزه زراعی قلع و قمح می‌شوند. برخی ترکیبات مجاز برای کنترل آفات و بیماری‌های گیاهی در ارگانیک نام مواد مجاز ردیف ترکیب شیمیایی که از ریشه گیاه دریس به دست می آید. 1 ترکیب شیمیایی کاسین که از چوب گیاه کاسین بدست می آید. 2 ترکیب شیمیایی ریانودین که از ساقه و ریشه گیاه دیانا بدست می آید. 3 Propolis 4 خاک دیاتومه دار 5 پودر سنگ 6 ترکیبات بر اساس متالدئید اید که حاوی ماده دور کننده حیوانات اهلی باشد. 7 گوگرد 8 ترکیب بوردو 9 ترکیبات « پیر ترین» که از گل‌های خشک شده گیاه کریزانتموم بدست می آید. 10 ترکیب بور گو ندی (نوعی قارچ کش) 11 سیلیکات سدیم 12 بی کربنات سدیم 13 صابون پتاسیم نرم 14 ترکیبات فرومونی 15 ترکیبات باکتری با سیلوس تورنیژینسیس 16 ترکیبات ویروسهای گرانوله 17 روغن های گیاهی و حیوانی 18 روغن پارافین 19 پاپرترین 20 روتنن 21 کوازیاآمارا 22 جلبک دریایی 23 پلاتین 24 لستین 25 تنباکو 26 سابادیلا 27 موم 28 سولفور 29 سیلیکات 30 سدیم بیکربنات 31 پتاسیم بیکربنات 32 فسفات آهن 33 باکتری‌ها 34 ویروس‌ها 35 قارچ‌ها 36 صابون پتاسیم 37 اتیل الکل 38 روغن‌های معدنی 39 بیو دینامیک 40 برخی ترکیب شیمیایی حاصل از گياهان برای کنترل آفت درایران • نعناع فلفلي :سه پاتوژن گياهي Fusarium, Macrophomina. Phaseolinaاثر قارچ كشي به صورت بازدارندگي نه كشندگي • اسانس نعناع آفت انباري : كشندگي • صمغ آنغوزه: شيشه آرد :بازدارندگي از تغذيه لاروها • گل حسرت: شته مومي كلم كشندگي • چريش فرمولاسيون آلماني سوسك شاخك‌بلند :اثر دوركنندگي+بازدارندگي تخم‌ريزي • چريش فرمولاسيون آلماني پاتو‍‍ژنهاي گياهي عموميبازدارنده رشد يا توقف كامل رشد • چريش هندي و آلماني عسلك پنبه در گلخانه :بازدارندگي رشد يا توقف كامل رشد • چريش آلماني موش نروژي ماده عقيم سازي و س

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 27/7/1387 و ساعت 07:18 موضوع: اصول ارگانيك در محصولات زراعي و باغي | - نظر(0) -


IPM

مدیریت تلفیقی حفاظت از محصول (IPM)

 مقدمه

 بنابر تعریف آفت موجودی است ناخواسته که موجب کاهش کمی و کیفی غذای دام یا انسان گشته و در هر یک از مراحل کاشت، داشت و برداشت باعث خسارت محصولات کشاورزی و همچنین انتقال عوامل بیماریزا و حتی تخریب سازه‌های عمرانی می‌شوند. هر گونه مجود زنده به عنوان عضوی از اکوسیستم زراعی دائماً در تقابل با سایر موجودات زنده‌ای است که در خرد زیستگاه با یکدیگر در تعاملند و تنها تبدیل سیستم‌های طبیعی به زراعی به عنوان اولین گام منجر به تغیر وضعیت برخی حشرات به صورت آفت، برخی تک یاخته‌ها به صورت عامل بیماریزا و برخی گیاهان به صورت علف‌هرز می‌گردد. حشرات در اکوسیستم‌های ناپایدار زراعی با کلیه شرایط اکولوژیک مجود سازگار شده و بنابر قانون توانایی سازگاری بسیار بالا عی در حفظ بقا و لذا بهره‌برداری بهینه از منبع موجود دارند. عمده دلایلی که باعث تغییر وضعیت یک موجود زنده به صورت یک آفت می‌شوند، عبارتند از:

 1- تبدیل اکوسیستم‌های طبیعی به زراعی (تغییر شرایط اکولوژیک) 2

- تمرکز مواد غذایی مطلوب آفات یا بستر زیستی مناسب در یک نقطه

3- تغییر در کیمت و کیفیت محصولات زراعی طی دستکاری‌های ژنتیکی

 4- مصرف سموم شیمیایی و حذف دشمنان طبیعی

 5- طغیان آفات کلیدی به دلیل تغییر شرایط اکولوژیک آفات بر اساس نوسان انبوهی جمعیت و وضعیت سطح تعادل جمعیت به سطح زیان اقتصادی و آستانه عمل به 5 گروه تقسیم می‌شوند:

 1- حشرات غیر آفت: گروهی که سطح تعادل جمعیت آنها همواره کمتر از سطح زیان اقتصادی است. مانند کرم ساقه خوار ذرت روی محصول برنج، پرطاووس گلابی در درختان میوه و یا نسل آخر کارادرینا روی ذرت 2

- آفات شدید یا کلیدی: حشراتی که سطح تعادل جمعیت آنها همواره بالاتر از سطح زیان اقتصادی است و فقط با مبارزه مصنوعی می‌توان جمعیت آنها را کاهش داد. مانند کرم سیب، کرم غوزه پنبه، کرم ساقه‌خوار برنج و سرخرطومی یونجه در نسل اول.

 3- آفات دائمی که سطح تعادل جمعیت آنها همواره بین آستانه عمل و سطح زیان اقتصادی است و در صورت عدم کنترل به سطح زیان اقتصادی نزدیک می‌شود.

 4- آفات اتفاقی: گروهی هستند که سطح تعادل جمعیتشان همواره پایین‌تر از سطح زیان اقتصادی است ولی گاهی تراکم تفزایش یافته و در حد آستانه زیان اقتصادی قرار می‌‌گیرند. مانند نارانگا در پنبه، آگروتیس در دشت کرج، شب‌پره تک نقطه‌ای برنج روی ذرت.

 5- آفات بالقوه حشراتی هستند که اکثراً در اثر دخالتهای انسان به آفت تبدیل می‌شوند. مدیریت جامع آفات چه در شرایط ارگانیک و چه در شرایط اکوسیستم زراعی متداول را به ساختمانی تشبیه نموده‌اند که بر اصول اقتصادی استوار شده‌است. لذا در این ارتباط اطلاع از میزان آلودگی، تراکم آفت، سطح زیان اقتصادی، قیمت محصول، هزینه کنترل، هزینه‌های کاشت، داشت و برداشت و حتی دستمزد کارگران تکیه دارد. در طبقه دوم این ساختما اصول اکولوژیک قرار دارند که یکی از مهم‌ترین نکات در کشاورزی ارگانیک نیز هست. در گام بالاتر، استراتژی‌های تخمین تراکم آفت با هدف تصمیم‌گیری در مورد نوع روش مورد استفاده قرا دارند و در نهایت اتخاذ مناسب‌ترین روش بسته به نوع محصول، شرایط زراعی، آفت یا بیماری خسارت‌زا و ... متغیر خواهد بود.

 بنابر یک ضرب المثل قدیمی بهترین کود برای زمین زراعی قدمهای کشاورز در آن است که تأکید دارد بر اهمیت حضور مستمر کشاورزان در اکوسیستم زراعی و اطلاع از شرایط کمی و کیفی آن. لذا بنا بر اصول کلی مدیریت جامع آفات که البته در شرایط ارگانیک نیز نمی‌توان از آنها گریز جست، اولین گام پس از تشخیص مشکل کلیدی می‌بایست ابعاد مسئله از نظر کمی و کیفی کاملاً سنجیده شود. پایش (مونیتورینگ) منظم اکوسیستم زراعی جهت اطلاع از تنوع زیستی اکوسیستم و فراوانی گونه‌های موجود و اطلاع از اثرات متقابل گونه‌ها بر یکدیگر اولین گام در جهت تعیین آستانه‌های زیان اقتصادی و کاهش هزینه‌های تولید با تکیه بر استراتژیهای پیشگیری و زمان‌بندی دقیق اجرای پروژه مدیریت جامع آفات است. وابستگی کشاورزی ارگانیک به حفظ اصول اکولوژیک نیازمند تعریف سیستم های پیش‌بینی دقیق شرایط اقلیمی منطقه هدف با فرض تأثیر گذاری بر سایر پارامترهای تشکیل دهنده برنامه جامع مدیریت آفات است.

 آمادگی و انعطاف‌پذیری سیستم در جهت مواجه با هرگونه اختلال در فاکتورهای اکولوژیک تشکیل دهنده یکی از ارکانی است که باید در تدوین برنامه جامع مدیریت اتخاذ شود. اهتمام کلی بر این است تا همواره بخش عمده هزینه‌ها معطوف به کنترل آفات کلیدی یا دائمی و به خصوص در بازه زمانی بحران شوند؛ در حالیکه بر اساس اکولوژی رفتاری و فیزیولوژیک حشرات، همواره احتمال بروز آفات ثانویه و یا جیگزینی گونه‌ها در اکوسیستم‌های تحت تنش زراعی وجود دارد. از سوی دیگر، دانش کافی در ارتباط با تعیین دقیق سطح اهمیت آفات وجود ندارد. مدیریت جامع آفات چه با نگرش کشاورزی پایدار و چه در قالب کشاورزی ارگانیک مستلزم اطلاعات دقیق در ارتباط با اکوسیستم مورد نظر چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی است. به طوریکه حتی کاربرد سموم شیمیایی را نیز با نتیجه غیر قابل قبولی مواجه می‌کند.

کاربرد روش‌های کاشت، داشت و برداشت با تکیه بر حفظ تعادل اکولوژیک است. در این ارتباط مصرف سموم شیمیایی مصنوعی به عنوان مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌ها و از بین برنده تعادل طبیعی و نیز دستکاری چرخه‌های بین زنجیره‌های غذایی یکی از راهکارهای کاملاً مردود است. با توجه به آنکه تولید محصول سالم و عاری از هر گونه آلودگی شیمیایی هدف اصلی در استقرا رکشاورزی ارگانیک است، لذا می‌بایست این مقوله به عنوان سنگ بنای مدیریت آفات قرار گیرد. در حال حاضر کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی ننتوانسته است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی ارگانیک را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سیستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل:

1- ایجاد مقاوت به آفت‌کشها Resistance 2

- بروز آفات ثانویه

Replacemnet 3- پایداری در زیست محیط و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتر

Residue 4- شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام و بروز مسمومیت‌های حاد

5- کاهش میزان بهره‌وری محصول

6- افزایش میزان هزینه تولید

 7- عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی لذا سعی می‌شود در کشاورزی ارگانیک مکانیسم تولید محصولات در فرآیند کنترل آفات، بیماریها و علفهای هرز با تکیه بر روشهای مجاز غیر شیمیایی انجام گیرد. در ایران متأسفاتنه کنترل آفات با روشهای غیر شیمیایی با موفقیت چندانی در تمام موارد روبرو نیست و همچنان تکیه اصلی بر استفاده از سموم مرگبار کشاورزی در سیستم سنتی و مدیریت تلفیقی آفات بدون درنظر گرفتن اثرات متقابل روش‌های مختلف غیرشیمیایی و شیمیایی است.

 اما آنچه در کشاورزی ارگانیک به عنوان اصل محوری پذیرفته می‌شود، مدیریت آفات بدون استفاده از سموم شیمیایی مصنوعی است. روشهای کننرل آفات که میتوان به عنوان محورهای کاربردی در کشاورزی ارگانیک به آنها پرداخت، بنا بر استانداردهای کشاورزی ارگانیک به ترتیب اولویت عبارتند از: مبارزه مکانیکی در این شیوه به روش دستی یا با استفاده از ابزارهای ابتدایی به طور مستقیم به حذف جمعیت آفت در اکوسیستم زراعی اقدام می‌شود. نصب توری‌های حشرات، آغشته نمودن تنه درختان به مواد چسبناک، کندن گودال، جمع آوری مستقیم حشرات، استفاده از تله‌های تصافی و جاذب از متداول‌ترین روشهای کنترل کننده حشرات در مبارزه مکانیکی است. . برخی تله‌ها به صورت غیر مستقیم فقط به شمارش تعداد حشرات در واحد جمع‌آوری (تله) می‌پردازند و هیچگونه خاصیت جاذب ندارند. گروه دوم تله‌هایی هستند که بسته به گرایشهای مختف حشرات باعث جلب آنها به سمت خود می‌شوند. مانند: 1- تله نوری که در مورد حشرات شب‌پرواز از آنها استفاده می‌شود.. 2- تله‌های فرمونی 3- تله‌های رنگی که بر اساس خاصیت رنگ‌گرایی حشرات از آنها استفاده می‌شود 4- تله‌های صوتی علیرغم عدم تأثیر نامطلوب این روش بر اکوسیستم زراعی، دارای معایبی نیز می‌‌باشد که عبارتند از: 1- هزینه بسیار بالا نیروی کار 2- عدم قطعیت 3- این روش در سطوح وسیع و تجاری قابل توصیه نمی‌باشد. در عین حال روشهای کنترل مکانیکی می‌توانند از روشهای دوست در کشاورزی ارگانیک با هدف کاهش جمعیت آفات به زیر سطح زیان اقتصادی باشند. انرژی حرارتی، نور و امواج صوتی و تابشی اقدام به کنترل آفات می‌شود.

عمده‌ترین روشهای مورد استفاده در حال حاضر عبارتند از سرما که به صورت یخ آب زمستانه در سطح گشترده توصیه می‌شود؛ گرما یا حرارت زیاد که اغلب د رمورد آفات انباری کاربرد دارد؛ نور که با خاصیت فتوتروپیستم مثبت حشرات اقدام به جمع‌آوری آنها تحت تله‌های نوری می‌کند. امواج رادیوئی با فرکانس‌ها یبسیار بالا که در مورد آفات انباری و بهداشتی توصیه می‌شود؛ پرتوهای یون‌ساز با هدف عقیم سازی افراد نر در جمعیت حشرات که در شرایط انباری با کارآیی بسیار بالا کاربرد دارد. روش‌های مبارزه فیزیکی علیرغم عدم تکیه بر مواد شیمیایی مصنوعی به دلیل برخی محدودیت‌ها در قالب کشاورزی ارگانیک در تمام موارد قابل توصیه نمی‌باشد. در این سیستم سرما به دلیل خونسرد بودن حشرات در اغلب موارد روشی چندان قابل اعتماد نمی‌باشد. تولید محصول سالم تحت کشاورزی ارگانیک با استفاده از پرتوهای یون‌ساز و امواج رادیوئی تناقض دارد و دقیقاً با استانداردهای ارگانیک مخالف است. لذا از میان کلیه روشهای فیزیکی تنها استفاده از گرما به صورت کاربرد آفتاب‌دهی و تولید تله‌های نوری با عدف حمع‌آوری حشرات تنها روشهای قابل توصیه هستند. همانطور که ذکر شد، روشهای مبارزه فزیکی در موارد خاص تحت کشاورزی ارگانیک قابل توصیه هستند؛

مبارزه بیولوژیک

 مبارزه بیولوژیک عبارتست از استفاده از انگلها، شکارگرها، پارازیتوئیدها و عوامل بیماریزا در شرایط اگرواکوسیستم با هدف کاهش جمعیت آفت به زیر سطح زیان اقتصادی. روشهای متداول کنترل بیولوژیک عبارتند از 1) وارد نمودن دشمنان طبیعی غیر بومی و استقرار و تداوم یافتن آنهاف 2) تکثیر و ازدیاد دشمنان طبیعی آفت طی جمع‌آوری، پرورش و ررهاسازی عوامل کنترل بیولوژیک و 3) محافظت از حشرات مفید محلی با استفاده معقولانه از سایر روشهای کنترل آفات و حفاظت از میزبان واسط به طوری که حشرات مفید به تولید مثل خود ادامه داده و در زمان مقتضی قابل دسترس باشند. اغلب جهت استفاده از عوامل کنترل بیولوژیک بومی بر علیه آفت بومی و یا استفاده از عوامل منترل بیولوژیک غیربومی بر علیه آفات وارداتی محدودیت‌هایی از قبیل استقرار عامل کنترل بیولوژیک در اکوسیستم زراعی وجود ندارد. عوامل کنترل بیولوژیک در هر یک از گروه‌های فوق که باشند می‌بایست دارای صفات زیر باشند: 1- توانایی جستجوگری بالا در یافتن میزبان 2- توانایی زیست و استقرار در محل زندگی آفت را داشته باشد 3- توانایی استفاده از میزبان‌های ثانویه در صورت کاهش جمعیت گونه هدف 4- قدرت تکثیر یا تولید مثل زیاد در شرایط آگرو اکوسیستم هدف 5- قابلیت ایجاد تطابق زمانی با مرحله حساس و قابل کنترل آفت آمار بازارمصرف آفت‌کشهای بیولوژیک در جهان تحلیل کمی روند اقتصادی کنترل بیماریهای گیاهی با اتخذ روشهای طبیعی فهرست عوامل میکروبی موجود در دنیا جهت استفاده بر علیه آفات کشاورزی کنترل کیفی در پرورش انبوه دشمنان طبیعی از مواردی است که نیاز به تعریف و توجه به واژه‌های کلیدی دارد. کیفیت یعنی برتری در نوع، داشتن کارایی در انجام عمل اختصاص یافته به آن.

مفهوم آن در کنترل بیولوژیک عبارت است از: کنترل یک آفت معین روی محصول خاص در محیط مشخص. به مفهوم روشن‌تر تأثیر متقابل بین حشره تولید انبوه شده و متغیرهای محیطی است که در خلال رهاسازی با آن مواجه می‌شود. کیفیت اگرچه مورد توجه فزاینده پرورش دهندگان و دست اندرکاران تولید انبوه بوده و موضوعی با تحقیقات قابل توجه است، اغلب دارای سه عنصر مهارت، نسبی بودن و مرجع است.به عبارت دیگر کیفیت درجه عالی بودن نسبت به یک مرجع یا ملاک است.

در هر برنامه پرورش انبوه دو عنصر اساسی تولید حشرات و عملکرد آینده حشرات تولید شده برای رسیدن به هدف رهاسازی مورد نظر قرار می‌گیرد. این عناصر را می‌توان به عنوان یک سری از مراحل و رخدادها به شرح زیر در نظر گرفت که هر یک فرایندهای قبلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. گذشته از این ملاک‌ها، نیازها و تنگناهای مربوط به هر رویداد نیازهایی را بر رویدادهای قبل تحمیل می‌کنند.:

فرآیند تولید انبوه حشرات و عوامل کنترل بیولوژیک مفید عبارتست از تولید آسان هر گونه با راندمان و تعداد کافی از نیازهای اصولی مورد نظر در برنامه رهاسازی آن. تحقیق و توسعه می‌بایست روی این جنبه متمرکز شود. در برنامه‌های کنترل بیولوژیک رهاسایز اشباع و رهاسازی تلقیحی به تولید انبوه دشمنان طبیعی نیاز مبرم وجود دارد. در اکثر نقاط دنیا تولید انبوه معمولاً به وسیله شرکتهای خصوصی کوچک انجام می‌شود و ممکن است به تولید دشمنان طبیعی با کیفیت نامطلوب و شکست برنامه کنترل بیولوژیک منتهی گردد. برنامه تولید انبوه در مقیاس بزرگ تنها در مورد 15 گونه از دشمنان طبیعی در دسترس است و تاکنون تکنولوژی پرورش دشمنان طبیعی روی میزبانهای جانوری و گیاهی غیر طبیعی یا غذای مصنوعی تاکنون توسعه چندانی نیافته است. از آنجا که نه تنها با عوامل بیولوژیک و فیزیولوژیک، بلکه با فاکتورهای رفتاری و اکولوژیک نیز فرآیند پرورش مختل می‌شود، لذا در اکثر موارد پرورش آزمایشگاهی و گزینش مصنوعی در نهایت به عدم کارایی دشمن طبیعی در شرایط صحرایی منجر خواهد شد. حفظ تغییرات ژنتیکی در جمعیت‌های طبیعی یا آزمایشگاهی یکی از نکات بشیار با اهمیت در ژنتیک جکعیت دشمنان طبیعی است. در شرایط استاندارد پرورش انبوه بعضی از ژنوتیپها مطلوب بوده و افراد تطابق نیافته معمولاً از بین می‌روند. در تولید انبوه می‌بایست از وقوع کاهش واریانس ژنوتیپ جلوگیری شود.

 مطالعات اساسی ژنتیکی گونه‌های مورد نظر باید به عنوان یک نیاز اولیه پرورش انبوه مورد توجه قرار گیرد، تا نظارت و مراقبت ژنتیکی در آینده قابل پیش‌بینی باشد. فرآیند تولید به جابجایی عوامل کنترل طبیعی و رهاسازی آنها در منطقه هدف ختم می‌شود. روش‌های انتقال، بسته بندی، تحویل و رهاسازی حشرات تولید شده به نیازهای برنامه کنترل وابسته‌اند. مراحل تولید انبوه حشرات و عوامل مفید به مراحل زیر طبقه‌بندی می‌شوند: 1- اهداف برنامه باید به طور وضوح تعریف و مشخص شوند. 2- طرح آزمایشگاه، انواع و تعداد حشرات مورد پرورش و سایر عوامل کنترل طبیعی، رفتارها و نیازهای غذایی آنها، فضا و ابزار مورد نیاز، شرایط محیطی و معیارهای بهداشتی در نظر گرفته شوند. 3- استقار و نگهداری کلنی به شناخت رفتار هر گونه و انتخاب بهترین غذا و روش پرورش نیاز دارد. 4- تحقیق و توسعه روشها، تحقیقات کافی در مورد چرخه زندگی در آزمایشگاه، داده‌های رشدی را برای استفاده در نگهداری و تولید کلنی فراهم می‌آورند. 5- منابع شامل بودجه، کارکنان، وسایل، مواد، امکانات و کلنی‌های حشرات. 6- کنترل کیفی و عملکرد بیولوژیکی 7- تولید انبوه. با این حال عوامل کننرل بیولوژیک به عنوان سربازان اکولوژیک موجود در طبیعت واجد مزایای زیر می‌باشند: 8- در صورت استقرار مبارزه بیولوژیک در شرایط زراعی، تداوم مبارزه بیولوژیک به شکلی نسبتاً قابل تکیه وجود دارد 9- بر روی جانوران خونگرم و موجودات غیر هدف تأثیری ندارند 10- ماندگاری در محیط ندارند 11- فعالیت تخصصی داشته و اتلاف ندارند.

مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی ارگانیک به دلیل منع استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی به سمت کاربرد مواد سمی دریافت شده از گیاهان گرایش داشته و لذا سعی می‌شود در این زمینه رویکرد به سمت کاربرد اسانس‌های آفت کش گیاهان باشد. فهرستی از مواد بیولوژیک مجاز تاکنون در قالب کشاورزی ارگانیک به دست آمده است که در مواردی کاربرد آنها در جهت کاهش جمعیت آفات و بازدارندگی آنها آزمون شده حتی در شرایط زراعی نیز استفاده و در سطح تجاری تولید می‌شوند. این مواد که اغلب تحت نام‌های آفت‌کشهای بیولوژیک، آفت‌کشهای گیاهی و آفت‌کشهای ارگانیک معرفی می‌شوند، دارای مزایای قابل توجهی جهت استفاده تحت کشاورزی ارگانیک می‌باشند: 1- اغلب این مواد دارای دامنه عملکرد گسترده بوده و بروز مقاومت در برابر این ترکیبات اغلب در بازه زمانی بسیار طولانی رخ می‌دهد 2- بسیاری از امواد شناخته شده در این گروه دارای انعطاف پذیری بوده و هیچگونه محدودیتی در استفاده همراه با سایر روش‌های کنترل غیر شیمیایی ندارند. 3- به علت منشأ زیستی این ترکیبات، دوره کارنس تعریف شده برای آنها بسیار کوتاه بوده و گاهی حتی هیچگونه دوره کارنی تعریف نمی‌شود. 4- این مواد فاقد هرگونه بقایا در محیط بوده و به علت منشأ زیستی خود سریعاً تجزیه می‌شوند. 5- هنوز بسیاری آفات وجود دارند که هیچگونه روش تعریف شده کنترل کننده‌ با منشأ شیمیایی و غیر شیمیایی نداشته و لذا استفاده از آفت‌کش‌های گیاهی با دامنه عملکرد وسیع می‌تواند راهکاری مناسب بر علیه آنها باشد. با این وجود متأسفانه خلأ استفاده از مواد مجاز طبیعی بر علیه آفات، بیماریها و علفهای هرز کاملاً احساس می‌شود. تاکنون تحقیقات بسیار محدودی در جهت شناسایی گیاهان دارای اسانس‌های آفت‌کش در کشور انجام شده ولی هیچگونه بستر سازی جهت هماهنگ نمودن تحقیقات انجام شده و قرار گرفتن این تحقیقات در قالب یک پروژه تحقیقاتی-توسعه‌ای واحد انجام نشده است.

در این ارتباط گیاهان دارای اسانس‌های سمی در سه گره قرار داده می‌شوند؛ 1) گیاهانی که در سطح جهانی دارای استاندارد تولید و کاربرد در کشاورزی ارگانیک را داشته و قابلیت توصیه به کشارزان و در سطح تولید انبوه را داشته باشند. 2) گیاهانی که احتمال خاصیت آفت‌کشی در آنها تشخیص داده شده ولی در چرخه کاربرد به عنوان مولد سموم گیاهی قرار نگرفته‌اند 3) گیاهانی که احتمالاً دارای خاصیت آفت‌کشی هستند ولی همچنان به عنوان علف‌های هرز با آنها برخورد شده و شدیداً طی مبارزه زراعی قلع و قمح می‌شوند. متأسفانه با توجه به غنای فلور ایران از نظر وجود گیاهان داران ترکیبات آنتی اکسیدانی که می‌توانند نقش آفت کشی داشته باشند، داده‌های کافی و جامعی در ارتباط با این سرمایه‌ها در دست نمی‌باشد و لذا می‌بایست

 فرمولاسیون و توزیع سموم گیاهی با تکیه بر دانش بومی مبارزه رفتاری اساس این روش ایجاد تداخل در رفتارهای بیولوژیک و طبیعی حشره در مراحل حساس است. در این روش سعی می‌شود با استفاده از مواد بیولوژیک مشتق از هر گونه حشره در مراحل خاص زندگی او اقدام به اختلال در رفتارهای بیولوژیک شود. قابل تشخیص‌ترین رفتار در حشرات فرآیند جفت‌یابی است که در حال حاضر با استفاده از فرومون‌های جنسی و تولید تله‌های فرمونی اقدامات خوب اما محدودی در جهت کنترل برخی آفات کلیدی انجام می‌شود. این روش عمدتاً در ارتباط با حشرات متعلق به راسته‌های بالپولکداران و قاب‌بالان که دارای نسلهای گسسته و دوره رشد طولانی و نیز مرحله جفت‌یابی قابل تشخیص دارند، قابل استفاده است. کلاً مواد مورد استفاده در مبارزه رفتاری در دو گروه جلب کننده‌ها و بازدارنده‌ها قرار گرفته که همگی ترکیبات مشتق شده از فرومون‌ها و هورمون‌های حشرات هستند.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 27/7/1387 و ساعت 07:12 موضوع: IPM/FFS | - نظر(1) -


كشاورزي ارگانيك در ايران و جهان

سیر تاریخی مفاهیم ارگانیک در کشاورزی

nبرای اولین بار کشاورزی ارگانیک و مفاهیم کشاورزی تلفیقی ، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی ، بوسیله « نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید ؛

n  در اواخر دهه 1960 و ابتدای دهه 1970 ، بحران های ناشی ا ز انقلاب سبز  ضرورت های حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک را شتاب بخشید.

nدهه 1980 و 90 اصول و مباحث و سیر عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا جهش پیدا کرد.

 

1913

تعریف فلسفی بر اساس علم زیست شناسی در سال 1913 میلادی توسط رودلف استیمن

1940

تبدیل کشاورزی ارگانیک  به یک جریان فکری/ تحت عنوان The Soil Association

1950

مبارزه با فراگیری و تسلط مواد شیمیایی در امور زراعت و مواد غذایی

1950

دروه مدیریت  تخصصی و کاربردی کشاورزی ارگانیک

1960

گسترش کاربردهای علمی

1970

شکل گیری نهضت فراگیر ارگانیک در دنیا

1980

جهش توسعه کشاورزی ارگانیک در تولید و بازار خاص

حجم کشاورزی ارگانیک در دنيا  

  تا سال 2003 میلادی بیش از 24 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی مناطق جهانی به کشت ارگانیک تخصیص یافت .

بیشترین سطح زیر کشت به ترتیب به مناطق اقیانوسیه ( 8/41 درصد)

قاره امریکا (1/30 در صد)

و اروپا (1/23 درصد) اختصاص داشت 

 در قاره آسیا و آفریقا از سطح زیر کشت کمی نسبت به سایرین برخوردار بوده اند.

 آخرین امار نشان می دهد این سطح به 50میلیون هکتار رسیده است به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال 2003 میلادی حدود 25 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود.

سه منطقه امريكاي شمالی، اروپا و ژاپن بازارهای مهم مصرف این نوع محصولات این نوع محصولات شناخته شدند.

کشور امريكا و کانادا در سال 2003 حدود 75/11 میلیارد دلار و اروپا 5/10 میلیارد دلار مصرف کننده محصولات کشاورزی ارگانیک بوده اند.

آرژانتین و استرالیا از مناطقی هستند که عمده صادرات این محصولات را در انحصار خود قرار داده اند.

در سال 2003 فقط آرژانتین از فروش محصولات ارگانیکی مانند حبوبات ، قهوه ، شکر و گوشت حدود 4 میلیارد دلار در آمد ارزی به دست آورده است.

مرور ادبيات و پتانسيل   کشاورزی ارگانیک در مناطق مختلف دنیا  و ايران

   اجرای کشاورزی ارگانیک در محصول برنج در آسیای جنوب شرقی با رشد 10 در صدی محصول  و کاهش 17 درصدی هزینه های تولید روبروبوده است

 

o     رسیدن به مرز امنیت غذایی در دو کشور کنیا و اتیوپی  با مبانی کشاورزی ارگانیک از مظاهر زنده و جدید شاخصه های کشاورزی پایدار است .

 

o     کشور کنیا که با استفاده از روشهای تولید پایدار شامل کمپوست ،تولید آفت کشهای سالم  و روشهای محافظت از محصول  به تولید 4تا9 برابر ذرت دست پیدا کرده است

 

o    در برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کشاورزی ارگانیک مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر و گندم تولیدی را به 4تا5 تن در هکتار افزایش دادند

 

o     درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش داده و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند .

 

o     دوهزار کشاورز در کنیا در برنامه های کشاورزی ارگانیک توانسته اند مقدار ذرت تولیدی خود را به  5/2تا5/3تن در هکتار افزایش داده اند .

o     هزارکشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک ،قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش 5/1 برابر افزایش داده اند .

 

o    یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روشهای جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را 10 درصد افزایش داده اند (Parrott).

 

o       در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.

 

o       درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از 2تا3 تن به 6 تا 8 تا 10 تن افزایش پیدا کرده است .

کشاورزی ارگانیک در ایران

 

nبر اساس اطلاعات FAO از تعداد 66 محصول (41 رمحصول زراعی و 25 محصول باغی ) اصلی تولیدات کشاورزی جهان ، ایران با 7 محصول زراعی و 15 محصول باغی در رتبه های اول تا دهم قرار دارد

 

nتوجه به اینکه مصرف سموم در ایران  بسیار کمتر از شرایط کشاورزی صنعتی است و حتی  در بیشتر محصولات مانند زعفران ، زیره ، پسته ، انجیر ، کشمش ،بادام ،  خرما ،سیب درختی ، هندوانه ، مرکبات ، خاویار ، میگو پوست ، روده ، پشم  و محصولات باغبانی ، دامی و شیلاتی ... می تواند فعالیت های گسترده ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشته باشد.

 

            اطلاعات جمع آوری شده در سال 1380 نشان می دهد ؛

 

nحدود 230 هزار هکتار از مزارع کشورشامل  125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی به صورت طبیعی  از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده

 

nبیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور حدود 254 هزار هکتار از باغات  و 554 هزار هکتار زمین های زراعی از سموم شیمیایی استفاده نکرده اند.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 02:09 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) -


راهبرد معيشت پايدار خانوار روستايي و عشايري در فرايند توسعه پايدار

باتوجه به شتاب فزاينده جمعيت در جهان ونگرانيهاي ناشي ازآن ، توسعه پایدار روستایی و جوامع محلی به ویژه در کشورهای توسعه نیافته و  در حال توسعه  نظیر کشور ما که حجم وسیعی از ارکان و منابع توسعه در بیش از 80000 روستا قرار گرفته  به عنوان يك مساله مهم دولتها تلقي ميگردد. مناسب و مکفی نبودن نظامهاي سنتي در  پاسخگويي به تقاضاي روزافزون جمعيت از یک طرف و بحرانهای ناشی از عدم انطباق تئوریها و سیستم های متعارف  توسعه  با ارکان و ساختارهای   اجتماعی ،اقتصادی و محیط زیستی  روستایی و محلی  به ویژه بعد از انقلاب  سبز سبب شده که نظام توسعه پایدار روستایی همواره  در یک کلاف سر درگم و خارج از یک راهبرد و  سیستم  جامع غرق بوده   و شاهد ایجاد   مشکلات کلان و حتی  بحران در توسعه روستاهها و با نام توسعه روستایی  باشیم .نظام ها و برنامه هایی که  با وجود سرمایه گزاریهای کلان ،اثرات مخرب آنها در ساختارهای روستایی بیش از نتایج و دستاوردهای آن می باشد.توسعه پایدار  روستا شامل  مجموعه عوامل و شاخصها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي مردم در روستاست  . در تعریف سلامت  و توسعه پایدار  روستا   علاوه بر  رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياستها و شاخصهای توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري دولتها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است.بر این اساس و  با توجه به ضرورت ، اهمیت و  اثربخشی توسعه روستایی در  توسعه کلان کشور  ، در این مقاله با تکیه بر مطالعات ، پژوهشها و  تجربیات عملیاتی حاصل از 5 سال  فعالیت متمرکز در قالب اجرای  راهبردهای عملیاتی کشاورزی پایدار در روستاها و جوامع محلی ایران در قالب پروژه های مشترک با FAO ،UNDP/GEF/SGP ،APO و برنامه های ملی وزارت جهاد کشاورزی در بیش از 22استان و بیش از 150منطقه عملیاتی  ،سعی شده است که الگوو راهبرد عملیاتی توسعه پایدار روستایی در کشور با تکیه بر ویژگیها و شرایط اقلیمی ،اقتصادی ،اجتماعی و زیست محیطی  ایران تعریف و ارایه شود .در این راهبرد ، تحلیل  ارکان اصلی  توسعه پایدار روستایی با تاکید  بر توسعه پایدار کشاورزی  و بنابر ویژگیهای خاص کشور صورت گرفته و با تعریف و تحلیل این ارکان ،مسیر  مدیریت سیستماتیک توسعه  در روستا مشخص و  با تاکید بر  مشارکت  و ظرفیت سازی جوامع و شبکه های محلی ،فعالیتها و برنامه های اجرایی مشخص ، ارایه میشوند .

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 01:57 موضوع: توسعه روستايي | - نظر(0) -


پتانسيل هاي توليد و بازار محصولات ارگانيك در ايران و جهان

در حال حاضر نظام کشاورزی در کشورمبتنی بر نظام متعارف انقلاب سبز یعنی تولید مبتنی بر استفاده از نهاد های شیمیایی است. حدود 98 در صد از نظام تولیددر کشور در محصولات باغی و زراعی مبتنی بر روش استفاده از نهاده های شیمیایی است. تنها در 2 در صد از مزارع کشورنظام طبیعی تولید حاکم است  که  در ان کود و سم استفاده نمی شود.البته در این دو درصد نظام ارگانیک حاکم نیست و تولید در شرایط طبیعی وخارج از شبکه نظارت و گواهی صورت می گیرد. به طور حتم می توان گفت که نظام  ارگانیک در کشور ما به جز در موادی بسیار محدود که در قالب تلاش های جزیی صورت گرفته است وجود ندارد و فاصله زیادی تا پیوستن و ایجاد این نظام به صورت ملی وجود دارد و البته با توجه به این فاصله دو پرسش‏ مهم در رابطه با پیوستن به  توسعه کشاورزی ارگانیک  وجود دارد:

الف-دلیل پرداختن به کشاورزی ارگانیک در ایران

ب- چگونگی گذار به این سامانۀ کشاورزی و رسیدن به اهداف توسعه در این بخش 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 01:38 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(2) -


برنامه مدیریت جامع آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز در رویکرد کشاورزی ارگانیک

برنامه مدیریت جامع آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز در رویکرد کشاورزی ارگانیک

 

(Community IPM)

محمد شریفی مقدم

مجری و هماهنگ کننده پروژه ملی IPM/FFS ایران

استاندارد ها و مقررات اصلی  تولید  محصولات زراعي در کشاورزی ارگانیک  بر اساس استاندارد های فدراسیون جهانی کشاورزی ارگانیک (IFOAM)

1- بايد از بذر و مواد گياهي ارگانیک‎اي استفاده کرد که از ارقام مناسب و با کيفيت مطلوب تهيه شده باشند. چنانچه چنين نهاده‎هايي در دسترس نبود، سازمان‎هاي متولي استاندارد بايد يک محدوده زماني براي استفاده از بذر و مواد گياهي غير ارگانیک تعيين کنند.

2- هنگامي که بذر و مواد گياهي ارگانیک در دسترس نباشد، مي‎توان از نهاده‎هاي رايجي استفاده کرد که با آفت‎کش‎هايي که کاربرد آنها در کشاورزي ارگانیک ممنوع است، تيمار نشده باشند.

هنگامي که چنين نهاده‎هاي رايجي هم در دسترس نباشد، مي‎توان از بذر و مواد گياهي‎اي که با مواد شيميايي تيمار شده‎اند استفاده کرد. در اين شرايط، سازمان گواهي‎کننده بايد محدوده زماني و شرايط خاصي را براي استفاده از چنين نهاده‎هايي تعيين کند.

3- محصولات زراعي يک‎ساله فقط در شرايطي به عنوان محصول ارگانیک در نظر گرفته مي‎شوند که يک دوره حداقل 12 ماهه گذار قبل از شروع توليد اين محصولات طي شده باشد. در مورد محصولات چندساله (به استثناي مراتع و چمنزارها) بايد يک دوره 18 ماه قبل از برداشت طي شود.

4- قبل از برداشت محصول از مرتع و چمنزار ارگانیک، بايد حداقل يک دوره گذار 12 ماهه طي شده باشد تا محصول به عنوان محصول ارگانیک گواهي شود.

5- ممکن است سازمان استاندارد و گواهي‎کننده بسته به شرايطي چون نحوه کاربري پيشين مزرعه، توانمندي مديريتي کشاورز و يا عوامل محيطي، طول دوره گذار را افزايش دهد.

6- تنوع در توليد محصولات زراعي بايد همراه با حداقل نياز به عمليات زراعي و يا روش‌هاي کاشت باشد. براي توليد محصولات زراعي يک‎ساله بايد کمترين عمليات به کار رود، مگر آن‏که کشاورز، تنوع را به اشکال ديگر در سامانه توليدي رعايت کرده باشد. کشاورز بايد بتواند فشار حشرات، بيماري‌ها، علف‌هاي هرز و ديگر آفات را مديريت کند و هم‎زمان، ماده آلي، باروري، فعاليت ريزموجودات و سلامت خاک را افزايش دهد.

7- سازمان گواهي‎کننده بايد در محصولات چندساله، حداقل استانداردها را در بخش باغداري يا تنوع زيستگاه حيات وحش در باغ‎ها اعمال کند.

8- مواد مشتق از ريزموجودات، گياهان و جانوران، اساس برنامه باروري خاک را تشکيل مي‎دهد.

9- عناعر غذايي و کودها بايد به شکلي استفاده شوند که از خاک، آب و تنوع زيستي حفاظت کنند. ممکن است محدوديت‎هايي بر اساس مقدار، مکان، زمان، تيمار، روش يا نوع نهاده‎ها اعمال شود.

10- موادي که براي باروري خاک و تغذيه گياهي استفاده مي‎شوند بايد مطابق با ارگانیک باشد.

11- مصرف کودهاي آلي حاوي فضولات انساني در محصولاتي که براي تغذيه انسان توليد مي‎شوند، ممنوع است.چنانچه در اين مورد نکات بهداشتي مورد نظر سازمان وضع‎کننده استاندارد از نظر پيشگيري از انتقال آفات، انگل‎ها و عوامل بيماري‎زاي انساني رعايت شود و مشخص گردد که اين کودها با ديگر پسماندهاي خانگي يا صنعتي که ممکن است حاوي مواد منوع باشند، ترکيب نگرديده‌است، استفاده از اين کودها امکان‎پذير است.

12- کودهاي معدني بايد فقط بر اساس برنامه‎اي مدون و به منظور باروري خاک در درازمدت و همراه با ديگر روش‌ها نظير مواد آلي، کود سبز، تناوب زراعي و تثبيت نيتروژن توسط روابط همزيستي گياهي به کار روند.

13- از کودهاي معدني‎اي مي‎توان در کشاورزي ارگانیک استفاده کرد که ترکيب انها و نحوه استخراج‎شان طبيعي باشد و براي افزايش حلاليت انها از تيمار شيميايي استفاده نشده باشد. براي افزايش حلاليت اين کودها مي‎توان از آب يا ديگر مواد طبيعي استفاده کرد.           

14- کاربرد نيترات شيلي و کليه انواع کود نيتروژن مصنوعي و از جمله اوره ممنوع است.

15- کليه سامانه‎هاي توليد ارگانیک بايد مجموعه‎اي از فرايندها و راهکارها در خود داشته باشند که بتوانند تاثير مثبتي در مديريت کارامد آفات، علف‌هاي هرز و بيماري‌هاي مهم منطقه در شرايط معمول داشته باشند.

16- کاربرد ترکيباتي که براي مديريت آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز در مزرعه و از منابع گياهي، جانوري و ريزموجودات محلي تهيه مي‎شوند در شرايطي مجاز است که روش‌هاي طبیعی در مديريت آفات کفايت نکند.

17- روش‌هاي فيزيکي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و از جمله استفاده از حرارت در کشاورزي ارگانیک مجاز است. عقيم‎سازي حرارتي خاک براي مبارزه با آفات و بيماري‌ها فقط در شرايط خاص مجاز است.

18- هر نهاده‎اي که براي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و يا کمک به رشد گياه زراعي استفاده مي‎شود بايد منطبق با شرايط و محدوديت‎هاي ارگانیک باشد..

19- ماده موثر نهاده‎هاي ترکيبي‎اي که در کشاورزي ارگانیک به اين منظور استفاده مي‎شوند بايد جزء مواد موثر مجاز در ارگانیک  باشند.

20- کشاورز بايد از ابزارها و روش‌هايي همچون موانع فيزيکي و مناطق محافظ براي جلوگيري از آلودگي‌هاي بالقوه و محدود ساختن ورود آنها به سامانه ارگانیک استفاده کند.

21- در زمان احتمال بالاي يک الودگي در سامانه توليدي ارگانیک، سازمان گواهي‎کننده بايد اطمينان حاصل کند که محصولات مورد نظر و منابع احتمالي آلودگي (خاک، هوا، آب و نهاده‎ها) مورد تجزيه و آزمايش قرار گرفته‎اند، سطح آلودگي تعيين شود و واکنش مناسبي از سوي کشاورزان اتخاذ شود. در اين ميان عملياتي مانند کشف منابع آلودگي، بررسي تاريخچه آلودگي منطقه و عوامل موثر بر آن بايد صورت بگيرد.

22- براي پوشش ساختمان‎ها، خاکپوش‎ها، آشيان حشرات و درپوش سيلوها، فقط مواد پلي‎اتيلني و پلي‎پروپيلني يا ديگر پلي‎کربنات‎ها مجاز است. اين مواد بايد پس از استفاده از سطح خاک جمع‎آوري شوند و داخل خاک باقي نمانند.

23- کليه تجهيزات و ماشين‎آلات سامانه‎هاي رايج، قبل از استفاده در مزارع ارگانیک بايد از کليه موادي که احتمال آلودگي دارند پاک شوند.

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 01:25 موضوع: اصول ارگانيك در محصولات زراعي و باغي | - نظر(0) -


حفظ محیط زیست همراه با نظام کشاورزی ارگانیک

يكي از بزرگترين چالشهاي روبروي جامعه بشري ، در دهه های اخیر ،مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر ،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی در دهه پنجاه میلادی گردید .

انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز ، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی ،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوري های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است . در حال حاضر مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید ،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است .

بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه هشتاد ،حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرایند گردد . بحرانهای ناشی از مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است.

هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است . علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد ،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات ،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها ، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک ، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی ، سرطان ها ،مسمومیتهای منجر به مرگ ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی ، بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده است

این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد . اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند.

آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند.

عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک ، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه ای توانمند سازی کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان ٭(Farmers Field School ) صورت می گیرد . این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند . درا ين واحدها شكل خاصی از مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه *( FPRE@D) پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را با شاخص بهره و ري پایدارازمنابع آب و خاک* (CWPM ) وبا مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی(IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله تحقیق و آزمایش می نمایند. ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت ، صدر گواهی ، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پیگیری خواهد شد. ا

ین برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 6/7/1387 و ساعت 01:39 موضوع: محيط زيست و منابع طبيعي | - نظر(1) -


راهبرد سیستمی توسعه مبارزه غیر شیمیایی و پیشبرد کشاورزی ارگانیک ایران با فرایند عملیاتی IPM/FFS

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 04:25 موضوع: IPM/FFS | - نظر(0) -


راهبرد سیستمی توسعه کشاورزی پایدار در ایران

راهبرد سیستمی توسعه کشاورزی پایدار در ایران

يكي از بزرگترين چالشهاي روبروي جامعه بشري ، در دهه های اخیر ، امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. در حال حاضر غذا به عنوان مسئله اصلی بسیاری از دولت ها به شمار می رود و بسیاری از دولت ها به علت بحران غذا در معرض بحران های اجتماعی قرار دارند .برای اولین در دهه پنجاه میلادی ، افزایش جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر همچنانکه،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی گردید که منجر به ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره گرديد. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی ،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوري های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است .  

در دهه حاضر و یا به عبارت بهتر در آغاز هزاره سوم ، کمبود منابع ، افزایش جمعیت ، مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی که علاوه بر سلامت تولید ،کمیت را نیز با بحران مواجه کرده است سبب شده که حرکت به سمت کشاورزی پایدار به عنوان استراتژی اصلی مورد توجه قرار بگیرد.زیرا بحرانهای ناشی از مصرف بی رویه تکنولوژی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است. هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است .  

علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد ،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات ،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها ، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک ، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی ، سرطان ها ،مسمومیتهای منجر به مرگ ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی ، بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده است

این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد .

در این مقاله سعی شده است با بررسی چالش ها و ویژگیهای ساختاری ایران ، فرایند عملیاتی دستیابی به کشاورزی پایدار در قالب یک برنامه سیستمی اجرایی اریه و معرفی گردد .ازجمله پالش های که مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتنداز :

چالش اول : کمپاتی های و شبکه های بزرگ اقتصادی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند.

چالش دوم : با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی ، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است ،آیا کشاورزی کشاورزی قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات می باشد؟

چالش سوم : تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی پایدار در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟

 چالش چهارم : سیستم متعارف انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟

چالش پنجم : زیر ساختارها و شاخص های پایه توسعه کشاورزی شامل آب ، خاک ، اقلیم ،نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 70000روستاست .یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی ایران شكل می گیرد ، شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33% میانگین بارندگی جهانی و 50% میانگین بارندگی آسياست ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است ،متوسط بارندگی یک سوم میانگین دنیا یعنی 250میلی لیتر است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می شود .که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و.... تا چه حد توسعه کشاورزی پایدار در کشور را ممکن می سازد . برنامه عملیاتی توسعه پایدار کشاورزی ایران اجرایی کردن این راهبرد از طریق ایجاد سایت های راندومی که بر اساس شاخص های اکوسیستمی و ویژگیهای خاص در هر منطقه و اولویتهای تولید صورت می گیرد . در این واحد های راندمی ، فرایند سیستمی جامع تحقیق - توسعه ( FPRE@D) پیاده می شود . دراین مکانیسم بر اساس تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی ، سناریو های اقلیمی طراحی شده و بر اساس این سناریو ها، تکتیک های مدیریت مزرعه ای با شاخص افزایش کار آیی مصرف آب (WUE) در قالب الگوی مدیریت جامع مزرعه با شاخص بهره وري پایدارازمنابع آب و خاک (IPM-CWPM ) طراحی و عملیاتی می شود . همزمان با اجرای فرایند CWPM در سطح سایت های راندومی اقلیمی /محصولی ، از طریق نظام مدارس مزرعه ای (Farmers Field School) گروههای بهره بردار هدف توانمند شده و مدیریت توسعه اهداف را از طریق تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه در قالب تشکل ها و گروههای محلی با کمترین دخالت ها و هزینه های دولتی بر عهده خواهند داشت .

 در این راهبرد علاوه بر طراحی سناریو های اقلیمی ، الگو های کاشت محصول براساس مدیریت آب در هر منطقه نیز به دست خواهد آمد . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت ، اجرا و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری برعهده خواهند داشت .

 

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 04:18 موضوع: محيط زيست و منابع طبيعي | - نظر(0) -


كاربرد فرايند تجزيه و تحليل كشت بوم زراعي در اقتصاد كشاورزي پايدار با رويكرد IPM/FFS

Agro Ecosystem Analyze In Sustainable Agricultural Economic With IPM/FFS  

محمد شريفي مقدم   

چكيده: مقدمه : باتوجه به شتاب فزاينده جمعيت در جهان ونگرانيهاي ناشي ازآن تامين غذابه عنوان يك مساله مهم دولتها تلقي ميگردد.عدم كارايي نظامهاي سنتي توليد جهت پاسخگويي به تقاضاي روزافزون جمعيت منجر به پيدايش نظام هاي زراعي تجاري يا صنعتي و پديده هايي نظير انقلاب سبزودرحال حاضركشاورزي پيچيده ومتنوع گرديد.لذاانسان به منظور حل مشكلات مقطعي ناگزيربه كاربردنهادهاي شيميايي،بذرهاي اصلاح شده وكاربدابزارهايي براي پاسخگويي به نيازهاي ابرزشده نمود. ولي متاسفانه استفاده بي رويه از اين نهاده هاباعث بروز بحرانهايي نظبرظهورآفات وامراض جديد،مقاوم شدن آفات در برابر سموم شيميايي مورداستفاده،مسموميت ها،تخريب وفرسايش هاي شيميايي شده به خاك به دليل مصرف بي رويه تكنولوژيهاي تهيه شده ازموادشيميايي،علاوه بر تهديدسلامت انسان،تخريب محيط زيست و كشت بومهاي طبيعي وبر هم خوردن تعادل هاي طبيعي،كميت توليدرانيزبابحران مواجه نموده است واين نشان ميدهدكه برخلاف برنامه هايي كه نشان ازامنيت توليدبعد از ورود مواد و تكنولوژي به كشاورز داشت،اساسي ترين اثرآن يعني توليد و تامين غذانيز به علت مخاطرات ناشي ازعدم انطباق ويا كاربردمناسب تكنولوژي به خطر افتاده است و اين امر باعث شده است كه دردهه هاي اخيربه ويژه از دهه هشتاد،حركت به سمت كشاورزي پايدار مورد توجه قرار گيرد. كشاورزي پايدار: كشاورزي پايدار به عنوان يك نظام زراعي است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيط محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند مي باشد. تعاريف متعددي از كشاورزي پايدار شده است.كشاورزي پايداريك راهبردمديريتي مطرح است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي مزرعه در هرزمان مي شود.ريجنتيس هياوركوت وباير مفاهيم كشاورزي پايداررامشتمل بر موارد زير مي داند: هماهنگي بوم شناختي به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند. بر اين اساس از منابع محلي به نحوي استفاده شود كه كاهش مواد غذايي خاك، توده زنده گياهي، جانوري و انرژي در حداقل بوده واز آلودگي جلوگيري شود و بر استفاده بهينه از منابع تجديد شونده مي باشد. صرفه اقتصادي: منظور اين است كه كشاورزان بتوانند توليد كافي براي كسب درآمد مناسب و خودكفايي داشته باشند و بازده رضايت بخشي از هزينه ها وفعاليتهايي كه انجام مي دهند به دست آورند. صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود. تطابق اجتماعي: به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمكهاي فني تامين و تضمين شود. همه مردم فرصت داشته باشند كه در تصميم گيريها در سطح روستا و اجتماع مشاركت داشته باشند. بايد توجه داشت كه هرگونه ناآرامي اجتماعي، كل نظام اجتماعي و از آن جمله بخش كشاورزي راتحت تاثير قرار مي دهد. سازگاري: به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند. اين موضوع نه تنها در ارتباط با توسعه صنايع و روشهاي فني مناسب است، بلكه با نوآوريهاي فرهنگي و اجتماعي نيز مرتبط است. بعدانساني:به اين مفهوم كه محور تمامي تلاشها در فعاليتهاي كشاورزي انسان و تامين نيازهاي غذايي وي مي باشد. بنابر اين حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليتهاي كشاورزي است. هدف كشاورزي پايدار را در سه مقوله اساسي خلاصه مي نمايد كه عبارتند از: سلامتي و حفظ محيط زيست، سودمندي اقتصادي و برقراري عدالت اجتماعي و اقتصادي. محتوا و مباني عملياتي IPM/FFS با گذشت بيش از پنج از دهه از فعاليت هاي رسمي ترويج در ايران ،در حال حاضر فعاليت هاي نظام ترويج كشور اغلب در قالب رهيافت متعارف مي باشد ،البته فعاليت در قالب اين رهيافت يكي از ضعف هاي اساسي نظام ترويج كشور و اكثر كشورهاي جهان سوم محسوب مي شود. 

در اين رهيافت مسايل ومشكلات كشاورزي درموسسات،مراكز ؛ايستگاهها و آزمايشگاهها بررسي شده و نتايج و راحلها به مروجين و كارشناسان ترويج منتقل شده و به وسيله آنها در بين روستاييان و كشاورزان ترويج مي گردد، در رهيافت متعارف چنين تصورمي شود كه كشاورزان نمي توانند مشكلات خودشان را حل كنند و لازم است بخش ترويج از طريق نمايشهاي نتيجه اي و طريقه اي روز مزرعه رسانه هاي انبوهي و غيره در كشاورزان ايجاد ايجاد آگاهي نموده و آنها را به استفاده از فن آوري هاي موجود ترغيب نمايد. فن آوري هاي جديد اغلب به وسيله افراد حرفه اي و آموزش ديده و در محيط هاي كنترل شده و سر بستهاي مانند آزمايشگاهها ، كارگاههاي آموزشي يا ايستگاههاي تحقيقاتي و گلخانه اي آزمايش و توليد شده و سپس به كاركنان ميداني ترويج انتقال مي يابد تا آن را در بين كشاورزان نشر دهند و بدين ترتيب عاملان ترويج عمدتا خود را به عنوان انتقال دهندگان يك سويه فن آوري ها فرض كرده و نقش خود را در برگشت مشكلات كشاورزان به محققان مورد غفلت قرار مي دهند در واقع در ترويج متعارف بسياري از عوامل و سازه ها از جمله مشاركت كشاورزان وبهره گيري ازدانش بومي آنها؛كشاورزي پايدار و ... به فراموشي سپرده شده است. 

در پاسخ به اين نارساييهاازدهه1970 به بعد دانشمندان و متخصصان ترويج كشاورزي به الگوها ورهيافتهايي روي آورده اندكه بيشتر بر مشاركت؛قدرت بخشي؛توسعه منابع انساني وتسهيل تاكيددارند مهمترين رهيافت مشاركتي بكارگرفته شده توسط كشورهاعبارتنداز:ارزيابي مشاركتي روستايي(PRA ) نظام پژوهش و ترويج وترويج مزرعه اي(FSRE) توسعه مشاركتي فن آوري(PTD)مدل مشاركتي مدرسه درمزرعه(FFS). وجه مشترك رهيافتهاي مشاركتي در اين است كه فن آوري جديد با مشاركت و تعامل سه گروه كشاورزان،تيم چندتخصصي(مروجان ،كارشناسان موضوعي ومحققان )وسايرذينفعان(از جمله سازمانهاي دولتي و غير دولتي )توليد مي شوداين امرموجب پذيرش وسيع ترفن آوري هاوافزايش تواني هاي كشاورزان جهت آزمايش وحل مسايل درمزارع خودشان مي شود رهيافت مدرسه اي مزرعه اي كشاورزان(FFS): مدرسه مزرعه كشاورزان يك رهيافت يادگيري تعاملي،مشاركتي و نوآورانه است .اين رهيافت به وسيله FAO در جنوب غرب آسيا براي كشاورزان خرده پا و برنج كار در مديريت تلفيقي آفات مورد بررسي قرار گرفت هدف مدرسه مزرعه اي كشاورزان افزايش توانايي مشكلات و شناسايي محدوديت ها توسط كشاورزان و همجنين شناسايي و پذيرش اقداماتي كه متناسب با سيستم هاي زراعي آنها مي باشد، دانش كسب شده طي اين فرايند يادگيري باعث بهره وري و سودمندي بيشتر كشاورزان شده و ازطرفي مقبله با شرايط متحول كنوني و پذيرش نوآوري ها را ميسر ميسازد مدرسه مزرعهاي كشاورزان به عنوان يك رهيافت يادگيري گروهي با ارتقاءدانش وظرفيت سازي در بين كشاورزان ميشودوآنهاراقادر ميسازد تا مسائلشان را تشخيص دهندوراه حلهاراتعريف و طرح هايي را توسعه دهندوآنهارابا يا بدون حمايت ازبيرون سيستم اجرا نمايند.

 مدارس مزرعه اي كشاورزان مدارسي بدون ديوار هستند كه گروههايي از كشاورزان به طور منظم با تسهيل گران طي جرخه هاي منظم ملاقات ميكنند)مدرسه مزرعه اي كشاورزان يك روش عملي توسعه و نشر تكنولوژي براساس آموختن اصول و يادگيري تجربي توسط جوانان است)مدارس مزرعه اي كشاورزان بازتابي از چهار عنصر چرخه يادگيري تجربي است :  

1- تجارب واقعي 

 2- مشاهده و بازخورد 

 3- تعميم و مفهوم سازي انتزاعي 

 ۴- تجارب عملي فعال كه درحال حاضر درچندين كشورآفريقايي،آسيايي وآمريكاي جنوبي با مشاركت ميليونها كشاورز در حال اجرااست. با بكارگيري رهيافت مدرسه مزرعهاي كشاورزان ازدريافت كنندگان صرف اطلاعات به توليد كنندگان وتغييردهندگان دادههاي محلي تبديل ميشوند.مدرسهمزرعهاي كشاورزان رهيافتي مشاركتي است كه در راستاي تسهيل دستيابي كشاورزان به دانش،فرصتي براي مصرف كنندگان نهايي جهت انتخاب،آزمون وسازگارسازي تكنولوژيها بر مبناي نيازهايشان فراهم مي كند.از طريق مشاركت در مدرسه مزرعهاي به كشاورزان مهارتهايي آموزش داده ميشود كه به آنها امكان تحليل مستمر شرايط شان وسازگاري باشرايط دائمادرحال تغيير را ميدهد.  

مدارس مزرعه اي كشاورزان براي پيگيري مسايل و توانمند سازي كشاورزان در بلندمدت طراحي شده است به نحوي كه آنها قادر شوند بر تصميم گيران تاثير بگذارند. اهداف عمده اين رهيافت عبارتند از : پايان دادن به وابستگي به آفت كش ها به عنوان تنها وسيله كنترل آفات؛ توسعه مهارتهاي آنها در IPM و خاتمه بخشيدن به وابستگي آنها به آفت كشها به عنوان تنها عامل عمده و انحصاري كنترل آفات؛ بهبود مهارتهاي تحليل و تصميم گيري كشاورزان و توانمند سازي كشاورزان به اطمينان در تصميم گيري . 

مديريت تلفيقي آفات IPM : 

 تعاريف متعددي از مديريت تلفيقي آفات توسط موسسه دولتي،سازمانهاي جهاني و دانشگاهها ارائه شده است . برخي افراد گمان مي كنند كه در برنامه هاي مديريت تلفيقي آفات استفاده از تركيبات شميايي حذف مي شود، حال آنكه حذف اين تركيبات بعيدبه نظر مي رسد.ت 

عريف ارائه شده از مديريت تلفيقي آفات توسط سازمان خواروبار كشاورزي جهاني (FAO) عبارت از يك شيوه مديريت آفات است كه در معني و مفهوم با محيط زيست و تغييرات جمعيتي آفت ارتباط داشته و در اين شيوه همه فنون و روشهاي مناسب براي نگه داشتن جمعيت آفت در سطح پايين به كار گرفته مي شود، سطحي كه در آن آغت خسارت اقتصادي به محصول وارد نكند و يا به عبارت ديگر محصول مورد نظر متحمل خسارت اندكي از طرف آفت گردد برنامه جهاني محيط زيست (UNEP1998) تركيبي از روشهاي شميايي وغير شميايي براي كنترل آفات ،جهت كاهش مصرف سموم شميايي رابه عنوان تعريفي از IPM ذكر ميكند و هينريش (Francis,2002) مديريت تلفيقي آفات درمحصول برنج رادر ساده ترين واژه ها يك حمله اكولولوژيكي مشتمل بر چندين تاكتيك بيولوژيكي،شيميايي وروشهاي كنترل زراعي به همراه كاربردواريته هايمقاوم برنج به حشرات جهت كنترل اقتصادي و مديريت جمعيت آفات بيان مي دارد. 

 مديريت تلفيقي آفات از ديد كشاورزان و متصديان مبارزه با آفت عبارت است از تلفيق روشهاي مبارزه زراعي،بيولوژيك وشيميايي براي مبارزه باآفت كه ازقبل آن بيشترين تاثير برآفت وارد شود و به محيط زيست و زيست بوم كشاورزي نيز لطمه اي وارد نشود بنابراين اصل اوليه مديريت تلفيقي آفات گسترش سياست ها و كاربرد همه روشها و راهكارهاي موجود در منطقه جهت مهار آفت مي باشدو نظامي منسجم براي حفاظت از محصول است كه به بهترين وجه ممكن با مقتضيات توسعه پايداروكشاورزي پايدارهمخواني دارد.به طور خلاصهIPM يك نظام پويا و فعال است كه آخرين توصيه ها و دستاورد هاي پژوهش ها و فن آوري ها را براي بهره گيري خردمندانه از روشهاي مبارزه با آفات وفق مي دهد.  

اجزاي اساسي برنامه مديريت تلفيقي آفات : برنامه IPM از سه بخش تشكيل شده است : - 

پيشگيري (عوامل غير مستقيم ) مشتمل بر: موقعيت مكاني تناوب محصول الگوي كشت اصلاح گياه بهداشت و مديريت محصول حاصلخيزي خاك آبياري مديريت محيط زيست محصولات تله كشت توام محصولات برداشت و انبار كردن  

-مشاهده:(ابزار تصميم گيريآگاهي ازمحصول شيوه حمايت ازتصميم گيري مديريت در سطح گسترده منطقه مداخله (عوامل مستقيم مبارزه فيزيكي وزراعي فرمونهامبارزه بيولوژيكي مبارزه شميايي مبانی  

o جایگزینی AESA به جای ETL ) Economic Threshold Levelآستانه زیان اقتصادی ) جایگاهی درFFS /IPM ندارد زیرا اولین و اصلی ترین مشکل ETLH متعیر بودن پارامترها و شاخص های تعیین کننده یعنی : مدیریت هزینه (ha/$)؛ قیمت عمومی فروش (kg/$)؛ ضرایب تعیین میزان خسارت توسط هر فاکتور یا همان سطح زیان اقتصادی ETL تنها تعریفی برای محاسبه سود و فایده در مدیریت تعداد خاصی از آفات در محصول طراحی می شود در حال که مدیریت محصول توسط کشاورز بسیار فراتر از این موارد خاص ست.  

بنابر این از آنجا که کشاورز با مجموعه پیچیده ای از نوع کاشت و بازار فروش در طول سال روبروست بنابر این مبنا قرار دادن ETL به عنوان شاخص مدیریت تولید و حفاظت مسئله ناکار آمداست . اصول اساسي IPM/FFS : امنيت و سلامت در توليدات كشاورزي؛ توانمند ساختن بهره برداران در شناخت كشت بوم؛حفظ تعادل هاي اكوسيستمي در چرخه فعاليتهاي توليدي كشاورزي؛ تبديل بهره بردان به مديران ماهر توليد؛ مشاركت و توسعه پايدارفعاليتهااز طريق تشكلهاي محلي وشبكه هاي توانمند محلي و مردمي ظرفيت سازي شده.  

اهداف كليدي IPM/FFS : كاهش هزينه ها وافزايش درآمددر فرايند بهره برداري و توليد؛ حفظ اكوسيستم هاي طبيعي ،پايداري طبيعي،سلامت غذا؛ توسعه مشاركتي تكنولوژي در واحدهاي توليد. ساختار اجرايي شامل سه مرحله كلي است :  

الف –تجزیه و تحلیل اگرو اکوسیستم تولید 

 ( Agro Ecosystem Analyze:  

Growth stage Weather condition Crop development 

 factor Type and number of pests  

Type and number of diseases 

 Type and number of natural enemies 

 Type and amount of natural disease control agent of pests Type and amount of weeds  

Water availability Soil  

fertility status Fertilizer applications

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 04:16 موضوع: اكولوژي | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


کلیات راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

کلیات راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

 يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي جامعه بشري ، در دهه های اخیر ،مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر ،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی در دهه پنجاه میلادی گردید .

انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز ، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی ،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوري های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است . در حال حاضر مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید ،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است .بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه هشتاد ،حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرایند گردد . بحرانهای ناشی از مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است. هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است . علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد ،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات ،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها ، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک ، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی ، سرطان ها ،مسمومیتهای منجر به مرگ ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی ، بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده است این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد . اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند .بنابر این ملاحظه می شود که در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های متنوعی مطرح می شود که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

چالش اول : با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی ، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است ،آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات می باشد؟

چالش دوم : تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟

چالش سوم : سیستم متعارف انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟ چالش چهارم : زیر ساختارها و شاخص های پایه توسعه کشاورزی شامل آب ، خاک ، اقلیم ،نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 70000روستاست .یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی ایران شكل می گیرد ، شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33% میانگین بارندگی جهانی و 50% میانگین بارندگی آسياست ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است ،متوسط بارندگی یک سوم میانگین دنیا یعنی 250میلی لیتر است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می شود .که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و.... تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن می سازد .اما بررسی مستندات و مطالعات انجام شده در دنیا نشان می دهد که موارد ارایه شده فوق به هیچ وجه مانع توسعه کشاورزی ارگانیک نیستند و بر خلاف اظهار نظر طرفداران نظریات فوق کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی با شاخص افزایش تولیدات ،کاهش هزینه ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می باشد .بهترین سند برای این ادعا ، مطالعه و بررسی موضوع در کشور ها و مناطقی است که این فرایند اتفاق افتاده است .مطالعات انجام شده نشان می دهد بر خلاف دید گاه هاي فوق به طور حتم کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است . است ( New Scientist/2001) .آمار اخیر در 20 کشور جهان در 5تا10 سال گذشته حتی در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی نشان از افزایش تولید محصول و کاهش هزینه های تولید در کنار سلامت محصولات تولید شده به روش ارگانیک می دهد (J.Pretty).

.موارد عینی فوق که نه در مساحتهای کوچک بلكه در سطح و تعداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی است نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک نه تنها امکان پذیر است بلكه با افزایش کمی تولید و کاهش هزینه ها ی تولید همراه است . در بررسی اثر گذاری زیر ساختار ها در توسعه کشاورزی پایدار ، سند قابل ارایه ، در واقع همان نکته کلیدی موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک است که عنوان می کند ، توسعه کشاورزی ارگانیک بر اساس انطباق با شرایط موجود است نه تغيير ساختار . یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه پایدار کشاورزی نیست بلكه فرایند برنامه ریزی خاص و ديناميكي را می طلبد تا بدون دست کاري ساختار موجود ، فرايند کشاورزي ارگانیک و کشاورزی پایدار را عملياتي نماید. در خصوص کار آیی فرایند انتقال یافته های تحقیقاتی و مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش، مطمئنا سیستم متعارف موجود به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و جهت برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک این سیستم نيازمند بازنگري، تحول ،دقت و نگرش خاصی است تا خطاها و بحران هاي ناشي از هم خواني یافته های تحقیقاتی و تکنولوري با فرايند مديريت مزارع توسط بهره بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگیهای متنوع اجتماعی و اقتصادی با مشكل و مانع همراه نباشد.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می باشد بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند . البته این فرایند تنها در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت در این راهبرد ، مدیریت دوره گذر ارگانیک بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی ، توانمند سازی ، نظارت ، صدور گواهی ،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد . عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک ، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه ای توانمند سازی کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان ٭(Farmers Field School ) صورت می گیرد . این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند . درا ين واحدها شكل خاصی از مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه *( FPRE@D) پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را با شاخص بهره و ري پایدارازمنابع آب و خاک* (CWPM ) وبا مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی(IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله تحقیق و آزمایش می نمایند. ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت ، صدر گواهی ، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .

نوشته شده توسط مهندس م. شريفي مقدم- مجري ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 03:40 موضوع: پتانسيل ارگانيك در ايران | - نظر(5) - دنبالک ها(0)


<%EntryTitle%>
48120
<%EntryBody%>

نوشته شده توسط <%EntryAuthor%> در <%EntryDate%> و ساعت <%EntryTime%> موضوع: <%EntryCategory%> | نظرات(<%EntryCommentCount%>) - ارسال نظر - دنبالک ها(<%TrackbackCount%>)

javascript" src="http://www.parsistat.com/stat/c.php?id=11122"> 48120 : تعدادکل بازدیدکنندگان