تبليغاتX
کشاورزی ارگانیک ایران - محمد شریفی مقدم
کشاورزی ارگانیک ایران - محمد شریفی مقدم
راهبرد نوین توسعه کشاورزی پایدار در ایران

بخش اول  : چالش های  ناشی از نظام توسعه کشاورزی رایج

1-  چالش های  ناشی از نظام توسعه کشاورزی رایج

1-1- چالش های امنیت  و سلامت  غذا در نظام رایج  توسعه کشاورزی

           نظام متعارف توسعه کشاورزی مبتنی بر بسته فن آوری  که بر مبنای  انقلاب سبز  شکل گرفته  و برافزایش  کمی تولید با انتقال صرف تکنولوژی  ،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی ، ماشين آلات جديد ، دست کاری های  ژنتیکی ، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، .... تاکید دارد  منجر به  تبدیل کشاورزی به صورت یک تجارت  و صنعت شده  و مسایل ، مخاطرات و  بحران های مشخصی راایجاد کرده است . پیدایش سموم در زنجیره غذایی، اثرات بد  تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست ؛ تجمع عناصر غذایی در محصولات و آب های سطحی وزیر زمینی ، بهره برداری بی رویه از منابع آب و خاک ،کمبود انرژی و منابع  از ابتدای دهه 1970، تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به هم  خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولید، بیماری ها  مزمن ، سرطان ها ، مرگ و میر ، فقر و  مهاجرت .... از جمله چالش ها و بحران های حاصل از نظام فعلی توسعه کشاورزی است   . در دهه اخیر نیز ،  مشکلات  و بحران های ناشی از کشاورزی مدرن ، که  نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است نیز به چالش های انقلاب سبز اضافه شده است  .  حامیان کشاورزی مدرن که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراریخته GMO ))  ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده و ....  می دانند. فشار برای   کار برد محصولات ترا ريخته،هورمونهای رشد،آنتی بیوتیک های خوراکی دام،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد شيميايي سنتز شده را افزایش یافته  وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی ، توجیه می شود  با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .بحران ها ناشی از نظام کشاورزی رایج را می توان به موارد ذیل تقسیم نمود :

2-1- بحران  امنیت و سلامت  عذا .

با توجه به افزایش جمعیت دنیا  و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه 1950 میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی فشرده فعلی تغییر پیدا کرد که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست . این نظام مبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی می باشد.کشاورزی مرسوم با ورودتکنولوژي هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري وماشين آلات جديد ، قابلیت دسترسی زیاد به کودها وآفت کش ها، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، روش های نوین آبیاری ، روش های جدید کشت و...  به صورت فزاینده ای تکامل یافت ، به صورتی که بزرگترین مشکل در دهه اول انقلاب سبز  مازاد تولیدات کشاورزی بود.در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علف های هرز ونیاز به مدیریت زراعی در بخش کشاورزی و .. همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد وهمانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردیدو  حفاظت خاک به فراموشی سپرده شد .در اواخر دهه 1960 وابتدای دهه 1970،یعنی تنها بعد از یک دهه از ورود تکنولوژی به کشاورزی  حوادثی باعث شد که توسعه کشاورزی ، بامسایل و مخاطرات جدیدی مواجه گردد.با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی مردم از اثرات تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست افزایش یافت ؛ تجمع عناصر غذایی در آب های سطحی وزیر زمینی وبهره برداری بی رویه از آنهازیاد شد.کمبود انرژی و منابع  در ابتدای دهه 1970، علایم شروع مخاطرات جدید نظیر تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولیدو.... را نمایان ساخت .  اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دودهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه ونامناسب نهاده های وبرخی تکنولوژي های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و  بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر وحادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات وبحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت ومیزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است.ومخاطرات زیست محیطی وبهداشتی جدی را به همراه داشته وبا تحدید شدید منابع تولید همراه است . در شکل ها ی 1و2 مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی به صورت مقاومت آفات و افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .

2-چالش ها و بحران های  محیط زیستی 

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :

  الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست : سيستم هاي زيست محيطي حياتي در دچار صدمه  و آسیب  جدی  شده  فعاليت هاي كشاورزي  فشرده  به شدت سيستم هاي زيست محيطي  را تحت تاثیر قرار  داده است

ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  :  فعالیت های کشاورزی فشرده  باعث  آسيب به محيط زيست  داشته که این آسیب  تاثير مستقیم بر بر تندرستي بشر داشته است  

ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايش ها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي در  منجر به  چالش هاي  اجتماعی  ،  زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار شده است

د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژخ اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

جدول 1- شاخص های محیط زیستی صدمه دیده ناشی از فشار تکنولوژی  در کشاورزی رایج

1

تنشهاي اكوسيستمي

19

ظهور بیماری ها و آفات  جدید

2

تنش هاي آبي

20

نا كارآيي  طبیعی اكوسيستمي

3

فشارهاي محيطي

21

عدم مسئوليت پذيري

4

آب  ناسالم

22

 چالش انطباق  صنعت

5

خاك ناسالم

23

فقر مواد آلی

6

به هم  خوردن تنوع زيستي

24

به  هم خوردن  تنوع گونه ها

7

مرگ بیو لوژیک خاک

25

پسماند های مصنوعی

8

فرسایش شیمیایی  خا ک

26

زباله های شیمیایی

9

مقاومت عوامل مضر محیطی

27

استرسهاي محيطي

10

ترکیبات شیمیایی مصنوعي

28

مصرف بی رویه شيميايي

11

تحدید منابع طبيعي

29

عدم ثبات اكولوژي

12

گاز های گلخانه ای

30

تجمع عناصر مضر

13

نا پايداري منابع

31

بحران کیفیت

14

آسيب پذيري از نهاده ها

32

دست کاری های ژنتیکی

15

اشعه ها و پرتو افکنی

33

كميت آب

16

هورمون ها و انزیم ها

34

عدم امنیت اقتصادی

17

كيفيت آب

35

بحران  غذا

18

فقر

36

آلودگی

3-1-چالش های  بهداشت و سلامت    

    سالانه دو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فردحدود  نيم كيلو گرم است. ميزان باقيمانده سموم در محصولات از حد مجاز بيشتر است .  سنجش باقيمانده سموم  در نمونه اي از  خيار گلخانه اي  در ايران در يك دوره سنجش  ،نمايانگر وجود باقيمانده  سيزده  نوع سم با بنيان كلره هر فرد سالانه به طور متوسط 4/5 كيلو نيترات و 1/5 كيلو مواد شيميايي وارد بدن خود مي كند .سالانه بیست و دو ميليون نفر بر اثر تجمع باقیمانده  مواد شیمیایی  در محصولات کشاورزی و یا تماس مستقیم بامواد شیمیایی  در مزارع و خانه دچار مرگ  ، سرطا ن  ، بیماری های مزمن ، مسمومیت ، عوارض پوستی ، مشکلات عصبی  و .. می شوند. این در حالی است که مواد شیمیایی تنها یکی از مخاطرات حاصل از فشار تکنلوژی به کشاورزی است  و عوامل مخرب تر نیز وجود دارند که سلا مت افرارد را هدف قرار داده است .که عبارتند از :

·           عوامل فیزیکی  :

شامل صدا ،ارتعاشات ،ماشین آلات ،اشعه های مادون قرمز و ماورا بنفش ،گرما ،سرما ، الکتریسیته  و ...

·           عوامل شیمیایی:

شامل سموم،مواد اسپری  ،آفت کش ها،علف کش ها ،گرد گل ها و گیاهان ، مواد سوختنی

·           عوامل مکانیکی و ارگونومیکی  :

شامل ابزار نامناسب ،وضعیت نامناسب بدن در حین کار ،حمل بار

·           عوامل بیولوژیکی :

شامل تماس با حیوانات، آلاینده های بیولوژیکی ،انگل ها ،باکتری ها ،ویروس ها

·           عوامل روانی  :

شامل استرس و فشار های روانی ،خستگی

4-1- چالش های کشاورزی مدرن (تراریخته ) 

    حامیان کشاورزی مدرن که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراریخته GMO ))  ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده و ... می دانند . با توجه به مشکلات  و بحران های ناشی از کاربرد نهاده های شیمیایی مصنوعی در کشاورزی عده ای از متخصصان شکل جدیدی از کشاورزی را تحت عنوان  کشاورزی مدرن ارایه کرد ه و به تبلیغ آن مشغول هستند.کشاورزی مدرن نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است.بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده اند که اگر کشور ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد .آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است .آنهااز این طریق فشار را برای   کار برد محصولات ترا ريخته،هورمونهای رشد،آنتی بیوتیک های خوراکی دام،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه می نمايند با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است ..به هرحال در حال حاضر این مسئله که که نظام کشاورزی مرسوم مبتنی بر کود وسموم شیمیایی مصنوعی نمی تواند باعث تامین غذای کافی و سالم برای ساکنان کره خاکی باشد ،مبرز است . لبته اکثر حامیان کشاورزی مدرن  را همان شرکت های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشکیل  می دهند که امروزبنابر ضرورت با پرچم تراریخته  پیگیر استمرارفعالیتهای استعماری تجاری در بخش کشاورزی هستند .  بررسی ها  در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ریخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلکه باعث بروز بحران های جدید  در مسئله سلامت و  اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین  به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای  تولید کننده محصولات تراریخته در جهان است  که 28 در صد کل محصولات  تراریخته را تولید می کند  . در این کشور در بیش از 80 درصد سطح زیر کاشت سویا شامل  5/6  میلیون هکتار از سویای تراریخته استفاده شد.نتایج  به دست آمده نشان   می دهد که  در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهمترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  30 در صدی قیمت ها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است . از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان 32 در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث ور شکستگی اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرها و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است .بنابر این محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند ،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد .

2- ضعف و کارآیی پایین نظام متعارف ترویج و مدل های توسعه ناکارآمدی و بحران های ناشی از مدل هاو رهیافت های متعارف توسعه مبتنی بر انتقال تکنولوژی در تحقق اهداف توسعه پایدار روستایی و کشاورزی به ویژه در دهه های اخیر ،باعث شده که در تحقق آرمان های جهانی هزاره سوم ، تحول در نظام جامع دانش – توسعه ، به عنوان مبنا و الزام اصلی در تحقق توسعه پایدار در کشاورزی و جوامع محلی و روستایی مورد توجه و تاکید دولت ها و بخش های بین المللی قرار گیرد.نتایج حاصل از کاربرد مدل های توسعه مبتنی بر انتقال تکنولوژی نشان می دهد که تنها تاکید برانتقال تکنولوژی ،جوابگوی فرایند توسعه پایدار نبوده و عدم جامعیت این مدل ها باعث شده که شاهد چالش ها و بحران در ایمنی ، تحدید منابع طبیعی ، امنیت اقتصادی ، پایداری تولید ، مشکلات زیستی ، سلامت ، فرسایش ها ، مرگ بیولوژیکی ، بحران آب ، آلودگی های جوی ، بجران نیترات ، گاز های گلخانه ای ، مرگ و میر ، بیماری ها و به هم خوردن تعادل های اکولوژیک در سرزمین باشیم .و این بحرانی است که بسیاری از کشور ها را با چالش های اقتصادی و اجتماعی روبرو کرده است . به همین دلیل در راهبرد های نوین جهانی برای تحقق توسعه پایدار ، به جای تاکید برا

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 28/10/1388 و ساعت 01:20 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


زاهبرد نوین توسعه کشاورزی پایدار

Abstract

Entitled: Mutational  Commitment and Doctrine of Extension  for   Sustainable Agriculture Development  in Third Millennium

Authors:Sharifi Moghadam, Mohammad

(Executor and Coordinator of Iran's IPM/FFS   Nation project)

This article, by making use of practical experiences and lessons learned from national projects of "Farmers participation in sustainable agriculture development in Iran", tries to introduce a extensional  model in communication process for sustainable agriculture development in local community  in  developing countries  as iran  that  called IPCM. This project has been implemented in collaboration with international organizations such as FAO, UNDP and APO since 2002 in more than 400 pilot sites (villages) in 22 provinces of Iran. The outstanding results and effectiveness of the project, in three aspects of social, economic and agro-ecosystem, made extension department in  Iran's ministry of Jihad-e-Agriculture to approve this model and develop as a general guideline to be implemented as a national plan across 31 provinces of the country in 2008 .This article tries to provide the conceptual and practical framework, indicators and practical elements of the model. It should be noted that this model emphasizes on communicational mechanism in agriculture. One of the important models in sustainable development process is communication cycle, especially in technology and new findings transfer process at local and farmer level. After green revolution and industrial development in agricultural sector when chemical products, new seed varieties, new irrigation technologies and modern machineries were introduced, till now that making use of genetically modified crops, chemical hormones and synthesized chemicals publicized, the role of this model became more obvious.In agricultural development process the principals and main resources of communication are called agricultural information system. This system consists of 4 elements including research, extension, education and farmer.

A survey on development approaches and models since 1950's  showed that till 1980's the communication process has been mostly
top-down and based on a one-way technology transfer mechanism . This kind of insight towards communication, particularly in developing countries like Iran that most of the farming systems were formed in rural areas and more than 80% of the production system were based on this system, made the most of the technology and findings transfer efforts unsuccessful. Another survey on some development models based on this framework showed that developing programs and plans base on this insight was a mere  waste of time and money and these programs were not led to a sustainable development . Moreover they caused some new crisis in environment, natural resources and ecology of the target area. Making use of these outdated communication mechanism in some developing countries resulted in distrust among farmers, refusing findings and technologies as well as simple advises from experts. Today making use of communication models based on top-down mechanism for transferring technologies and research findings could not be successful, since current agriculture is affected from agro-ecological factors as well as market indicators and global trades. 

                           

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 28/10/1388 و ساعت 01:20 | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


اولين جشنواره معرفي محصولات سالم و ارگانيك كشور-سازمان ميادين ميوه و تره بار شهرداري تهران

تهران -بزرگراه چمران -  بوستان گفتگو - سالن همایش

               8 لغایت 14 آذرماه 1388  

روایط عمومی و امور بین الملل سازمان میادین میوه و تره بار  

کمیته علمی جشنواره معرفی محصولات سالم و ارگانیک


معرفی  جشنواره  :

      اولین جشنواره معرفی محصولات کشاورزی سالم و  ارگانیک  کشور به همت سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری تهران   و با مشارکت و همکاری  سازمان های دولتی و غیر دولتی  ، انجمن های علمی ، تشکل ها و تولید کنندگان فعال در زمینه تولید محصولات کشاورزی ارگانیک کشور شامل   وزارت جهاد کشاورزی ،انجمن ارگانیک   ، سازمان نظام مهندسی کشاورزی  و منابع طبیعی  ، انجمن خبرگان  کشاورزی ، انجمن کشاورزی بوم شناختی  دانشگاه شهید بهشتی  ، دانشگاه علوم پزشکی ایران و...در تاریخ 8 لغایت 14 آذرماه سال 1388 در  محل دایمی نمایشگاه  های تخصصی شهرداری تهران   واقع در بوستان گفتگو برگزار می شود . این جشنواره  در دو قالب نمایشگاهی  و همایش  علمی  به شکل ذیل برگزار می شود  :

1- نمایشگاه  :  برگزاری نمایشگاه  معرفی محصولات  سالم  و ارگانیک  ، تکنولوژی های مربوطه ، انجمن ها  و موسسات فعال و سایر فراورده ها و خدمات فنی   تکنیکی مربوط یه   کشاورزی  ارگانیک   به مدت  هفت روز  ازتاریخ  8  لغایت 14 آذرماه .

2-همایش علمی  :  برگزاری  همایش علمی  یک روزه با موضوع الزامات و مبانی توسعه کشاورزی ارگانیک و مدیریت سلامت در محصولات  کشاورزی  که  در تاریخ 10 آذر ماه  همزمان با برگزاری نمایشگاه  با حضور مسئولین ، اساتید ، صاحب نظران ،  متخصصان ارگانیک و کشاورزان و سایر  فعالان  در این بخش در سطح کشور  در سالن همایش محل برگزاری جشنواره برگزار می شود .در این همایش  موضوعات کلیدی مربوط به کشاورزی ارگانیک  شامل الزامات اجرایی  عرضه  محصولات   سالم و ارگانیک ، پتانسیل های  کشور در این خصوص  ، استاندارد ها و مقررات حاکم و ...  مورد بررسی قرار می گیرد.

                             

ویژگی  محصولات ارایه شده در جشنواره

    محصولات ارایه  شده  در جشنواره ، شامل تولیدات  کشاورزی  هستند که در تولید آنها  با استفاده از مدیریت  های  غیر شیمیایی   و تکنولوژی های جایگزین مناسب و منطبق با محیط زیست ، سلامت  و شرایط محلی  و بومی که کاربرد  مواد و نهاد های شیمیایی  صنعتی در آنها حذف شده  است .این محصولات در35  غرفه  و در 5 موضوع  با مشخصه ذیل ، ارایه می شوند: 

1- محصولات ارگانیک  : محصولاتی که تولید ، فرآوری  ، بسته بندی ، نگهداری  ، حمل و نقل  و عرضه آن ها در بازار   تحت استاندارد و خاص است و در تولید آنها  تمام شاخص های  مدیریت  استاندارد تولید ،  محیط زیست  ، بهداشت  ، سلامت و بهره وری رعایت شده است .  این محصولات دارای  کیفیت و طعم طبیعی و خوب  و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی  مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات  و مواد مضر هستند .   

2- محصولا ت  سالم : محصولات فاقد یا دارای حدمجاز باقیمانده  آفت کش، عناصر، فلزات وسموم وماحصل اعمال مدیریت های  خوب  تولیدمطابق یک سری  برنامه های مشخصی مانندIPM ، HACCP ، GAP، هستند . بااجرای این برنامه ها  ضمن حفظ محیط زیست  و سلامت محصول ، شاخص های استاندارد تولید مبتنی بر مدیریت  صحیح استفاده از نهاده ها صورت می گیرد .

3-محصولات طبیعی : (Natural products) این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت  سنتی ، در تولید آنها  از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .   

4- معرفی  عوامل و نهاد ه های غیر شیمیایی:   شامل  مواد ، ابزار ، عوامل  ، نهاد ها  و دستگاه های هستند که به عنوان  مواد و عوامل جایگزین غیر شیمیایی  در تولید محصول سالم و ارگانیک استفاده می شوند مانند  عوامل بیولوژیک.

5- محصولات  تخصصی و  علمی نمایشگاه : شامل ارایه نشریات ، مجلات ، بروشور های تخصصی  ، برگزاری نشست های  تخصصی  با  حضور  صاحب نظران  ، متخصصان و اساتید و معرفی محصولات و غرفه  های معرفی  فعالیت های ا نجمن ها و موسسات  علمی  در کشاورزی می باشد.

اهداف  جشنواره   :

§   حمایت و تشویق فعالان محصولات کشاورزی  سالم  و ارگانیک شامل کشاورزان ، تولید کنندگان تکنولوژی های غیر شیمیایی ، عرضه کنندگان  ، انجمن ها ، تشکل های محلی  ، موسسات و اساتید و نخبگان .

§   هم اندیشی در خصوص الزامات اجرایی ، قانونی و علمی  برای عرضه محصولات  ارگانیک در میادین و مصرف .

§      معرفی توان و پتانسیل های موجود در کشور در زمینه  تولید و عرضه  محصولات سالم و ارگانیک  .

§      اطلاع رسانی علمی و ترویجی  با هدف  فرهنگ  سازی در مصرف  کنندگان   .

§      ترویج ، آموزش و توسعه کشاورزی ارگانیک و معرفی  شاخص های محصولات  سالم و استاندارد در بخش کشاورزی  

§      بررسی مبانی ، ارکان ، و الزامات عرضه ،  قوانین ، مقررات و استاندارد های امنیت ، بهداشت ،  سلامت  ،  الزامات اجتماعی و اخلاقی عرضه غذا.

§   بررسی بستر های لازم برای عرضه محصولات و فرآورده های کشاورزی  با تضمین کیفیت ، سلامت  و عاری از بقایای عناصرسنگین ، فلزات وباقیمانده مواد شیمیایی مصنوعی  با هدف تضمین سلامت جامعه.

§      بررسی امکان پیاده سازی نظام سورتینگ و کنترل محصولات ورودی به بازار های تحت پوشش از نظر سلامت.

اهمیت و ضرورت برگزاری جشنواره   :

    وجود اراضی ، باغات و مراتع  پاک  در سطح وسیع ،وجود محصولات  سالم و طبیعی  ، دامنه بسیار پایین  استفاده از مواد شیمیایی  درکشاورزی  کشور  ، پتانسیل های فراوان و توان بالقوه  کشاورزی کشور در زمینه  تولید محصولات سالم و ارگانیک ، مهمترین دلیل برگزاری این جشنواره  با هدف اطلاع رسانی  بیشتر است . بر اساس اطلاعات سازمان ملل از تعداد 66 محصول اصلی کشاورزی ، ایران در 7 محصول زراعی و 15 محصول باغی در رتبه های اول تا دهم قرار دارد .با توجه به اینکه مصرف سموم در ایران  بسیار کمتر از شرایط کشاورزی صنعتی است و حتی در بیشتر محصولات مانند زعفران ، زیره ، پسته ، انجیر ، کشمش ،بادام ،  خرما ،سیب درختی ، مرکبات ، خاویار ، میگو ، انار ، مرکبات، گل محمدی، انگور دیم، گردو،گندم دیم ،سیب ، گیلاس ،آلبالو ،نخود ،عدس ،لوبیا ،برنج ،زردآلو،ذغال اخته ،هندوانه دیم ،بادام زمینی ،کنجد،سماق،توت درختی و سایر محصولات باغبانی ، دامی ، گیاهان دارویی ، محصولات مرتعی  و  شیلاتی از هیچ گونه مواد شیمیایی استفاده نمی شود، می تواند فعالیت های گسترده ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشته باشد. با توجه به ظرفیت  بالای فنی و اجرایی در مدیریت تولید  محصول سالم وحرکت به سمت کشاورزی  ارگانیک  در کشور، به دلیل شرایط و ویژگی خاص نظام بهره برداری کشاورزی  کشور، ورود به چرخه بازار محصولات ارگانیک به سادگی امکان پذیر است  .  این حرکت مستلزم تدوین و تصویب یک برنامه  اجرایی  ملی با  تلاش تیمی و با مشارکت تمامی ذینفعان دولتی و غیردولتی  با هدف تولید ، توسعه ،  استقرار نظام ملی گواهی محصول  ،آموزش ،  فرهنگ سازی ، اطلاع رسانی ،  بازار  ، حمایت و تشویق و پشتیبانی  از بخش های فعال به ویژه در سطح بهره برداران و بخش غیر دولتی خواهد بود.


الزامات اصلی برای  عرضه محصولات سالم و ارگانیک در بازار :

         استقرار نظام گواهی محصول   ،شرط اصلی  برای عرضه محصولات کشاورزی سالم و ارگانیک در بازار های محلی ، ملی و بین المللی است . نظام گواهی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند . حاصل  نهایی  استقرار این نظام ،  لوگو یا برچسب  است.

    این برچسب  نشان می دهد که محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک  استاندارد بوده و تضمین کننده ایمنی  ،کیفیت  ، سلامت  محصول ،رعایت شاخص های محیط زیستی ، اجتماعی و اقتصادی است . برچسب‏گذاري محصولات سالم و  ارگانیک توسط يك سازمان مرجع  بیطرف صورت می گيرد و این امر باید، مطابق استانداردهايي که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهي‏كننده، كشاورزان مختلف، شركت‏هاي تجاري،سازمان‏هاي غيردولتي و اخيراٌ دولتي شكل گرفته‏اند، صورت گیرد .

 

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 6/9/1388 و ساعت 09:15 | - نظر(2) - دنبالک ها(0)


الزامات ورود محصولات ارگانيك به بازار جهاني - فصل اول

§          نظام گواهي محصولات ارگانيك : عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند .این گواهی نشان می دهد که در محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که ایمنی  محصولات ، ایمنی زیستی  فرایند تولید و.. را تضمین می کند   و  فرصت  های گوناکونی نظیر:

ü           دسترسی و  ورود آسان به  بازارهای متنوع  محلی ، ملی ، منطقه ای و بین المللی(صادرات) ،

ü           تضمین سلامت مصرف کننده .

ü           حفاظت پایدار از منابع محلی .

ü            بهبود سلامت و بهداشت تولید کنندگان و شرایط زندگی خانوار آنها .

ü            توسعه پایدار محلی را برای تولید کنندگان ایجاد خواهد کرد.

 

 استاندارد ها و مقررات  :    یک سری  مقررات و استاندارد های تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد کیفیت  محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی  محصول  فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده می شوند .این استاندارد ها اجباری و داوطلبانه هستند . استاندارد های اجباری شامل مقررات مربوط تجارت و بازار بین المللی  محصولات هستند  . از جمله استاندارد ها می توان به :

    استانداردهاي بينالمللي: استانداردهايی هستند که توسط سازمانهاي بينالمللي وضع و توسط قانون‏گذاران داخلي پذيرفته ميشوند. ازجمله این استاندارد ها عبارتند از :

ü   کمسیون کدکس تحت حاکمیت دو سازمان بین المللی  FAOو WHO .

ü   کمسیون اقدامات بهداشت گیاهی (CPM) که بر کنوانسیون بین المللی حفاظت گیا هان (IPPC) نظارت دارد.

ü   سازمان جهانی بهداشت حیوانات (OIE) برای تجارت جهانی حیوانات و محصولات حیوانی  نظارت دارد.

ü            فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک (IFOAM)

    استانداردهاي منطقهاي/ فرا منطقهاي :مناطق مختلف جهان، استانداردهاي منطقهاي و فرا منطقهاي مختلفي را براي کشاورزي ارگانیک تدوين کرده يا در حال تهيه آن هستند .از جمله این استاندارد ها :

ü         مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات اتحادیه اروپا

ü         مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات ایالات متحده

ü      مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات  ملی در کشورها مانند :  ژاپن  ،استرالیا ،چین ،بوتان ،هنگ کنگ ،هندوستان ،مالزی ،زلاندلو،پاکستان ،فیلیپین ،سنگاپور ، تایلند ،ویتنام

    استانداردهاي ملي:مجموعه استانداردهاي پايه هستند که توسط هر کشور و بر اساس قوانين و مقررات سازمانهاي گواهيکننده و مجاري قانوني تهيه ميشوند. در استانداردهاي ملي به حداقل شرايط لازم براي نظارت بر توليد، فراوري ، بازرسي، برچسبزني و به بازاريابي اشاره شده‌است.

    استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي محلی :اين استانداردهاي خصوصي بر خلاف قوانين ملي از قلب جامعه کشاورزي و مزرعه تدوين شدهاند.

سیستم رسمي صدور گواهي: نظامي است كه توسط سازمان دولنی مرجع به طور رسمي برای چگونگی گواهی محصولات کشاورزی  به تصويب رسيده و يا مورد پذيرش مي باشد.

سیستم شناسه اطلاعات (ردیابی) : سیستم  معتبر و سیال  حاوی  چرخه اطلاعات کامل تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان بستر اصلی  ایجاد نظام کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

سیستم بازرسي:  فرايند بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات شامل فرایند و مقررات بازرسی و کنترل   به منظور تایيد رعايت شرايط توليد ارگانيك است .

آكرديته رسمي: به مراحلي گفته مي شود كه به موجب آن دستگاه دولتي ذي صلاح به طور رسمي صلاحيت مؤسسه بازرسي كننده يا گواهي كننده را براي ارائه خدمات بازرسي و گواهي به تائيد مي رساند.

 مؤسسات  مجری  بازرسی: مؤسسه اي تایید صلاحیت شده توسط مرجع ذی صلاح است كه مسؤليت  كنترل  و تطبیق صحت توليد، فرآوري، حمل و نقل و واردات محصول را بر اساس مقررات و استاندارد   بر عهده دارند

برچسب ارگانيك: عبارت است از متن نوشتاري، چاپي يا گرافيكي كه با هدف شناساندن محصول به آن الصاق مي شود يا در مجاورت محصول به نمايش گذارده مي شود.

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 31/6/1388 و ساعت 05:07 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك

كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود.


مفاهیم و اصول کشاورزی ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیرزمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روزبه‌روز مورد تردید جدی قرار می‌گیرد.

طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتیكی نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشهای منتشره در خصوص تاثیرات سو مواد فوق بر سلامتی مصرف‌کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف‌کنندگان را به محصولات تولیدشده در شرایط طبیعی و حتی‌الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است.

در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشا طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می‌شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می‌دادند اما با افزایش سطح آگاهیها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

هماهنگی استانداردها چالش امروز محصولات ارگانیک

كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد، زیرا ما در جهانی زندگی می‏كنیم كه در آن مواد شیمیایی مصنوعی در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسیاری از واژگان انگلیسی، چندین معنا دارد. معنایی كه در کشاورزی ارگانیک مدنظر است، برای مدیریت تمام مزرعه به‏كار می‏رود و بر اساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظر گرفته می‏شود.

مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، بهترین دانش سنتی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزایش مصرف كود و آفت‏‏كشهایی که پیامد آنها زوال باروری خاك، سلامتی و آلودگی هوا، آب و غذا است، نگرانیهای روزافزونی درباره محیط زیست جهانی ایجاد شده و مفهوم كشاورزی ارگانیک اهمیت فزاینده‏ای در راستای توسعه كشاورزی پایدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پیدا كرده است.

كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.

كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روشهای مكانیكی كنترل علفهای هرز، استفاده از ماشین‌آلات مدرن قابل استفاده در سیستمهای ارگانیك مبارزه بیولوژیكی و تلفیقی با آفات و بیماریها، درك بهتر از همزیستی میكوریزا، ریزوبیوم‌ها و ریزوسفر، تجدید ماده آلی و دیگر بخشهای زنده خاك، تلفیق زراعت و دامپروری از موضوعات مورد بحث در كشاورزی ارگانیك هستند.

در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسمهای مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، بخشی از یك تصور كلی است كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد./

 

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 27/5/1388 و ساعت 12:37 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك

كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود.


مفاهیم و اصول کشاورزی ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیرزمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روزبه‌روز مورد تردید جدی قرار می‌گیرد.

طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتیكی نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشهای منتشره در خصوص تاثیرات سو مواد فوق بر سلامتی مصرف‌کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف‌کنندگان را به محصولات تولیدشده در شرایط طبیعی و حتی‌الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است.

در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشا طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می‌شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می‌دادند اما با افزایش سطح آگاهیها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

هماهنگی استانداردها چالش امروز محصولات ارگانیک

كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد، زیرا ما در جهانی زندگی می‏كنیم كه در آن مواد شیمیایی مصنوعی در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسیاری از واژگان انگلیسی، چندین معنا دارد. معنایی كه در کشاورزی ارگانیک مدنظر است، برای مدیریت تمام مزرعه به‏كار می‏رود و بر اساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظر گرفته می‏شود.

مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، بهترین دانش سنتی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزایش مصرف كود و آفت‏‏كشهایی که پیامد آنها زوال باروری خاك، سلامتی و آلودگی هوا، آب و غذا است، نگرانیهای روزافزونی درباره محیط زیست جهانی ایجاد شده و مفهوم كشاورزی ارگانیک اهمیت فزاینده‏ای در راستای توسعه كشاورزی پایدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پیدا كرده است.

كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.

كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روشهای مكانیكی كنترل علفهای هرز، استفاده از ماشین‌آلات مدرن قابل استفاده در سیستمهای ارگانیك مبارزه بیولوژیكی و تلفیقی با آفات و بیماریها، درك بهتر از همزیستی میكوریزا، ریزوبیوم‌ها و ریزوسفر، تجدید ماده آلی و دیگر بخشهای زنده خاك، تلفیق زراعت و دامپروری از موضوعات مورد بحث در كشاورزی ارگانیك هستند.

در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسمهای مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، بخشی از یك تصور كلی است كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد./

 

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 26/5/1388 و ساعت 02:36 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


مديريت اجرايي اصلاح الگوي مصرف در كشاورزي ايران

الزامات و مبانی مدیریت اجرایی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی ايران

(با شاخص مدیریت پایدار منابع  در بهبود بهره وری اقتصادی تولید)

مقدمه

   با بررسي در س های آموخته شده و نتایج حاصل از اجرای پروژه  بین المللی  مدیریت پایدار تولید با راهبرد IPCM در ایران که با مشارکت وزارت جهاد کشاورزی  ، سازمان خوارو بار کشاورزی (FAO)  ، برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP/GEF/SGP)،سازمان بهره  وری آسیا (( APO   و هم چنين با مطالعه سیستم برنامه ریزی  در  برنامه  بین المللی مدیریت بهبود کشاورزی  ، منابع و سند راهبردی توسعه کشاورزی پایدار مبتنی بر نظام ارگانیک  ، راهبرد   مديريت اجرايي اصلاح الگوي مصرف در بخش کشاورزی کشور تدوین و ارایه شده  در 4 بخش کلی ذیل ارایه و مورد تحلیل قرار گرفته است :

بخش اول : الزامات ، مفاهيم  و شاخص هاي عملیاتی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی  

بخش دوم :   بررسی چالش ها ونقاط بحرانی مصرف منابع تولید در کشاورزی کشور  

بخش سوم   : تعيين اولويت هاي هدر رفت منابع در كشاورزي ايران

بخش چهارم  : معرفي الگوي برنامه ريزي و اقدام براي اعمال مديريت اجرايي منابع با هدف اصلاح الگوي مصرف  كه در ذيل  به صورت خلاصه محتواي  مربوط به هر يك از بخش  شرح داده می شود .

بخش اول : مفاهيم  ، ضرورت و الزامات اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی

- تعریف اصلاح الگوی مصرف :

 نظام  جامع مدیریت پایدار منابع تولید در کشاورزی با هدف بهبود بهره وری اقتصاد تولید در واحد عملیات منطبق بر شاخص های ایمنی زیستی  ، اجتماعی و شرایط منطقه ای .

   -  ضرورت :

 در دهه های  اخير  ، به دلیل افزایش  مصرف بی رویه ، کاربرد فشرده  نهاده های بیرونی  ، افزایش هزینه های تولید ،جابه جایی اکوسیستم زراعی ، تخریب و  فرسایش های شیمیایی ، تخریب بیولوژیک خاک ، مقاومت عوامل خسارت زا در بخش تولید   ، کاهش شدید منابع تولید و ضعف آمایش و مونیتورینک در چرخه تولید و مصرف و ضعف  برنامه ها و روش های  اجرایی در توسعه پایدار   منجر به بحران در امنیت غذا در دنیا شده است .  علاوه بر این چالش های مربوط به کیفیت محصولات ، عدم الگوی صحیح مصرف  مواد و تکنولوژی های شیمیایی مصنوعی در فرایند تولید نیز منجر به چالش های سلامت جامعه نظیر  مسمومیت ها ، مرگ و میر ، سر طان ها و در نتیجه ایجاد فشار سنگین اقتصادی در بخش سلامت و بهداشت فردی و اجتماعی شده است. آسیب های اقتصادی ناشی از تخریب محیط زیست و منابع طبیعی نیز هر چند که در چرتکه ظاهر اقتصادی به حساب نمی آید ولی بیشترین  تهدید کننده امنیت پایدار اقتصاد ملی در دور دست خواهد بود .چالش هاو بحران های ایجاد شده ناشی از مصرف بی رویه   نهاده های بیرونی درنظام کشاورزی رایج ، باعث شد ه است که اصلاح و تحول در راهبرد های توسعه کشاورزی  به عنوان یک ضرورت و اصل مورد تاکید مجامع بین المللی و بسیلری از دولت ها در سراسر دنیا قرار گیرد  . در هزاره سوم ، تغییر و اصلاح راهبرد های توسعه کشاورزی با هدف  مدیریت پایدار منابع تولید ، اصلاح روش های مدیریت  تولید بر اساس شرایط اگرو اکوسیستم ، بهره وری تولید ، امنیت و سلامت غذا در قالب کلی توسعه کشاورزی پایدار تعریف شده است .  كشاورزي پايداريك  راهبرد مديريتي است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي  مزرعه در هرزمان مي شود. در واقع كشاورزي پايدار، نظام زراعي است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيطی محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند       مي باشد.

- الزامات اصلی توسعه پایدار کشاورزی

·    صرفه اقتصادي: صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.

·    تطابق  اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمكهاي فني تامين و تضمين شود.

·    هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.

·    سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.

·        بعدانساني : حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليتهاي كشاورزي است.

بخش دوم :   بررسی چالش ها ونقاط بحرانی مصرف و هدر رفت منابع تولید در نظام کشاورزی فعلی با بررسي ساختار منابع توليد در ايران 

در این بخش ابتدا اركان اصلي برای  توسعه در کشاورزی  تعیین شده  و سپس به تحلیل و بررسی این ارکان در کشاورزی ایران پرداخته شده است . ارکان اصلی برای توسعه عبارتند از :

1.      منابع اولیه  تولید  : آب ، خاک ، اقلیم ،  تکنولوژی ، هزینه

2.      نیروی  انسانی و تولید کنندگان 

3.      تحقیقات

4.      ترویج و آموزش

5.      سرمایه

6.      بازار

بررسی و تحلیل این ارکان در کشور به منظور تعیین نقاط بحرانی هدر رفت منابع در این بخش صورت گرفته است که خلاصه آن در ذیل اشاره می شود :

1.بررسی وضعیت منابع اولیه  تولید در کشور   .

 1-1 . وضعیت خاک كشاورزي در ايران

§     96 درصداراضی کشور در کمربند خشک ، نیمه خشک و فراخشک  قراردارد .

§     معادل 14 % درآمد ناخالص ملی کشور صرف فرسایش خاک می شود

§     .........

2-1.وضعیت اقلیم ایران

اقلیم خشک و نیمه خشک مدیترانه ای که در آن میانگین تبخیر دو برابر بیشتر از میانگین  بارندگی سالانه است

3-1: وضعیت کلی مصرف آب کشاورزی در ایران .

§  کل آب قابل استفاده در کشاورزی 83 میلیارد متر مکعب است

§  کل سطوح تحت کشت آبی 2/8 میلیون هکتار است .

§   بنابر این میانگین مصرف آب در هکتار:10122 m3/hec

§ در دنیا به طور متوسط حدود   60 درصد منابع  آب صرف کشاورزی می شود در حالی که در کشور این رقم معادل حدود93 درصد است .

§  75 درصد  این بارش معمولا خارج از  فصل زراعی صورت می گیرد .و تناسبی هم بین اراضی و مناطق بارش زا وجود ندارد .

§  تقریبا 290 دشت ، 120شهر و 6000 روستا  و 16 استان در معرض خشکسالی مستمر هستند.

§  این در حالی است که 22 % آب رودخانه های کشور یا به دریاها دریاچه ها و یا تالاب ها و شوره زارها سرازیر می شود

§  .......................

4-1:  چالش های مصرف نابه جای تکنولوژی بیرونی و نهاده های شیمیایی مصنوعی در کشاورزی

چالش اول :امنیت و بهره وری اقتصادی تولید

ü      تهدید  شدید شاخص های  بیولوژیک خاک  شامل مقدار تودة زيستي ، انبوهي جمعيت گروه‌هاي اصلي (باكتريها و قارچها)، تنوع ساختار جمعيتي، تنوع كاركردهاي جامعه زيستي و تعيين سرعت فعاليتهاي حياتي مانند فعاليت‌هاي آنزيمي، معدني شدن كربن يا نيتروژن آلي و يا فرآيندهاي غيراختصاصي‌تر مانند فعاليت تنفسي و گرمازايي  به دلیل فرسایش های شیمیایی خاک  ها 

چالش دوم :سلامت

مواد شیمیایی در کشاورزی سبب شده است  سالانه میلیون ها نفر به صورت مستقیم  یا تجمع عناصر باقیمانده شیمیایی در محصولات و یا صدمات محیط زیست  دچار مسمومیت ، بیماری  های مزمن ریوی ، پوستی  ، گوارشی ، اعصاب ، نازایی ها ، تولد نارسا ، سرطان(750000نفر)  و مرگ و میر(220000نفر)  شوند

چالش سوم: ایمنی زیستی

سيستم هاي زيست محيطي حياتي در فعاليت هاي كشاورزي فشرده   در حال تهدید و ضدمه دیدن هستند  و این شامل تندرستی  كشاورزان و گروه هاي بهره بردار و خانوار آنها  متاثر ازمحيط زيست  صدمه دیده  نیز می شود  . کیفیت و کمیت آب  ،تنوع زيستي ، تنش هاي اكوسيستمي ،بیولوژیک خاک  ،  تنوع گونه ها ، منابع طبيعي

2- بررسی كار ايي و انطباق  اركان و ساختار  نظام بهره برداری و بهره برداران   براي توسعه كشاورزي پايدار

§  قابليت كلي  نظام تولید در ایران  مبتنی بر تولیدات روستایی است

§  حدود 80در صد محصولات در روستاها تولیدمی شود

§  نظام کشاورزی مبتنی بر تولید در حدود 80000روستاست

§  شبکه بهره بردار در ایران شامل حدود 4.5میلیون نفر است .

§  که بیش از 80 در صد از مالکیت ها  زیر 2 هکتار می باشد .

§  .....................

3 : تحلیل وضعیت نظام جامع اطلاعات کشاورزی در ایران(تحقیقات  ،ترویج و آموزش)

§              تنها 10 درصد از يافته هاي تحقيقاتي  كاربردي شده اند

§        تنها 10 در صد از كشاورزان تحت پوشش برناتمه هاي انتقال يافته قرار گرفته اند  .

§        تعداد کشاورزان دارای مدرک کشاورزی در کشور حدود یک در صد است .

4: نظام بازار و سرمایه

فقدان نظام گواهی محصولات در  شیکه بازار مهمترین خلا و عامل تهدید بازار کشاورزی در سطح ملی و بین المللی است .

بخش سوم   : تعيين اولويت هاي هدر رفت منابع در كشاورزي ايران

در اين فصل بعد از بررسي وضعیت  ارکان اصلی توسعه کشاورزی در کشور ،  به تعيين اولويت هاي اصلي هدر رفت منابع توليد پرداخته مي شود.اين اولويت هاي به ترتيب عبارتند از :

§    اولویت  اول : مهمترین مسئله در کشاورزی ایران ، هدر رفت حدود 60 درصد آب آب در کشاورزی و پایین بودن شاخص کارآیی و بهره وری مصرف آب در مزرعه است (حدود 700 گرم به ازای هر متر مکعب )

§        اولويت دوم  :  بالا بودن هزینه های اقتصادی تولید و عدم بهره وری اقتصاد تولید در واحد عملیات است .

§        اولويت  سوم : عدم نظام گواهی و شناسه ملی  تولید و تولید کنندگان  جهت ساماندهی نظام مصرف و  بازار محصولات

§    اولويت  چهارم  : مخاطرات  مربوط به بایمنی زیستی و تحدید منابع طبیعی ، آّ ب  و خاک ،کیفیت محصولات ،   بهداشت و سلامت  اجتماعی است  

بخش چهارم  : معرفي الگوي برنامه ريزي و اقدام براي اعمال مديريت اجرايي منابع با هدف اصلاح الگوي مصرف 

در اين بخش  بر اساس تجربيات  جهاني  و راهبرد اجرا شده در 250 منطقه کشور ،  الگوی مشخصي براي  برنامه ريزي  و اقدام برای  مدیریت اجرایی اصلاح الگوی مصرف در ايران با عنوان  "  مدیریت سیستمی    چرخه اقدام    "  ارایه  شده است .

1-4: مدیریت اجرایی مصرف منابع  تولید مبتنی بر مدیریت سیستمی چرخه اقدام

برنامه خاصی  به منظور عملیاتی کردن استراتژی اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی ایران با توچه به ساختار و نظام بهره برداری کشور و چالش های اصلی تدوین و ارایه شده است . این برنامه شامل دو بخش کلی است :

الف راهبرد تحولی برنامه ریزی و یا تدوین برنامه اصلاح الگوی مصرف    

    فرایند کلی  برنامه ریزی  عملیاتی  برای مدیریت  منابع   تولید با شاخص  افزایش بهره وری   در توسعه پایدارکشاورزی ، بر اساس اقدام در یک  چهار چوب منطقی  در مدیریت سیستمی صورت می گیرد  که در ذیل کلیات آن در هشت اصل ارایه شده است :  

1.      شناسایی و تحلیل چالش ها و نقاط بحرانی  مصرف

2.      شناسایی دامنه امکانات و  تحلیل نیروی انسانی هدف  

3.      شناسایی و ارزیابی  منابع محلی موجود  و تغييرات محیطی

4.      تدوین برنامه کار

5.      تعیین محدود يتهای کنترل نقاط بحرانی

6.      تدوین برنامه عملیات و اقدام

7.      تطبیق و اصلاح   برنامه بر اساس شرایط و ظرفیت سازی

8.      تعیین مکانیسم ارزیابی اثر بخشی و استمرار پایدار

ب- راهبرد عملیاتی برای مدیریت اجرایی در سطح تولید 

علاوه بر ارایه مدل خاص برنامه ریزی  در مدیریت اجرایی اصلاح الگوی مصرف ، راهبرد مشخصی نیز به منظور مدیریت فنی تولید در کشاورزی با شاخص افزایش بهره وری اقتصادی تولید مبتنی بر ایمنی زیستی و شرایط اجتماعی با عنوان IPCM  یا مدیریت مشارکتی تولید محصول تعریف شده است که مهمترین تاکتیک های این راهبرد عبارتند از :

1 . راهکار های  اجرایی  مدیریت  پایدار مصرف آب مبتنی بر مدیریت پایدار رابطه آب/خاک/گیاه
 با شاخص میزان در آمد حاصل از مصرف یک مترمکعب آب در مزرعه
(ICWSM)

2. راهکار برای مدیریت  عوامل  خسارت زا و کاهش دهنده میزان تولید  مبتنی بر نظام مدیریت تلفیقی  حفاظت از محصول  ( Community IPM )

3. طراحی نظام بازار  مبتنی بر نظام گواهی  محصولات کشاورزی

4.  مقررات و سیستم  تضمین ایمنی  محصولات :  فرایندی  که کیفیت و ایمنی محصولات  از خطر های احتمالی ناشی از آلود گی های محیطی (آب و..) ،آلودگیهای شیمیایی و آلودگیهای میکروبی تضمین می کند . 

5. استقرار سیستم  ردیابی محصول

     برقرای نظام  کنترل مدیریت بر تمام مراحل تولید ، فرآوری و توزیع مواد غذایی   جهت حفاظت و تضمین حفاظت از آلاینده های زیست محیطی ، شیمیایی و بیولوژیکی .

6.  نظام  ردیابی  تولید کنندگان

      چرخه اطلاعات  معتبر تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان مکانیسم پایه برای ردیابی ، اعتماد سازی ، کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

7. قراری قوانین بهداشت گیاهی و دامی   و كنترل و پايش مديريت توليد

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 11/5/1388 و ساعت 11:45 | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن دهم

طراحی بازار ارگانیک

اعتماد سازی پایه بازار فروش در  محصولات ارگانیک می باشد و این اعتماد بین مصرف کننده و تولید کننده  به عنوان مصداق و شاخص اصلی تجارنت و فروش محصولات ارگانیک است . ایتن اعتماد در صورت مختلف دارای اشکال اجرایی متنوع است اما در سطح کلان تجارت ارگانیم این اعتماد از طریق نظام صدور گواهی و استناندارد های شناخته سده ملی و یا بین المللی ایجاد می گردد. در طراحی نظام بازتر ارگانیک ،فرایند توسعه مرحله در سطوح ذیل در نظر گرفته می شود :

ا- خانوار بهره بردار و بازار محلی :  نزدیکی به تراکم جمعیت ، احداث فروشگاه محلی،احساس خدمت به مشتریان، امکانات انباری لازم   برای بازار ،وسیله نقلیه از جمله ویژگی های بازار محلی است که به عنوان پایه ایجاد بازار ارگانیک خودجوش و پایدار عمل می کند

2- بازار منطقه ای  : کیفیت خوب ،  خدمات مطمئن،  حجم مبادلات  مناسب،تماس مستقیم با خریداران، قرارداد خرید کل محصول و تطبیق تولید با تقاضا از جمله وِیژگی های طراحی بازر منطقه در مرحله دوم است که منجر به پایدار بازار ارگانیک  در سطح ملی خواهد بود .

3- بازار ملی و صنایع تبدیلی : کیفیت بالا ،  مقادیر انبوه می توان فروخت ، تقاضای مداوم ، تحویل محصول در مزرعه،  خدمات بسیار معتبر ،  مقادیر انبوه  تبحر در چند محصول خاص  از جمله خصو صیات در این مرحله است که نقش مهمی در  ایجاد بستر مناسب برای صادرات محصولات ارگانیک دارد .

4- صادرات : سطح قیمت بالا ،  کیفیت بالا و اعتبار ،  مدیریت حرفه ای  ،  آشراف به تجارت بین المللی ،  مقادیر بسیار انبوه،  تبحر در چند محصول خاص ،  گواهی شناخته شده ، دسترسی به بازار بزرگ   و رو به رشد و ایجاد رونق بالی اقتصادی در کشاورزی از جمله مهترین خصوصیات بازار صادرات ارگانیک است که خصوصیات بازار و فرایند ایجاد مرحله ای بازار ارگانیک  در جدول ذیل شر داده شده است

مشخصات  فرایند بازار مرحله ای محصولات ارگانیک

مکانیسم بازار فروش

شرایط

مزایا

معایب

 

بازار محلی

 نزدیکی به تراکم جمعیت

 احداث فروشگاه محلی

احساس خدمت به مشتریان

 امکانات انباری لازم   برای بازار

وسیله نقلیه لازم

 تماس مستقیم با مصرف کنندگان

 جلب اعتماد فردی

 قیمت های بهتر با حذف واسطه

 استقلال  و  درامد دائمی

 مشتریان بالقوه کم

 کار زیادی می طلبد

 نیاز به عرضه طیف وسیعی از محصولات

 سرمایه گذاری برای امکانات فروشگاه،

حمل و نقل و انبار

 

بازار

منطقه ای

کیفیت خوب

  خدمات مطمئن

  حجم مبادلات  مناسب

 تماس مستقیم با خریداران

 قرارداد خرید کل محصول

  امکان پذیر است

 تطبیق تولید با تقاضا

 بدون تضمین

 قیمت های پایین تر

 تقاضای نامنظم

 

شبکه بازار ملی و

صنایع تبدیلی

 کیفیت بالا

  خدمات بسیار معتبر

  مقادیر انبوه

  تبحر در چند محصول خاص

 مقادیر انبوه می توان فروخت

 تقاضای مداوم

 تحویل محصول در مزرعه

 عدم تماس با مصرف کنندگان

 خطر وابستگی

 قیمت پایین

 وفاداری کم شرکاء

ابتدا باید فروشگاه های زنجیره ای

 متقاعد شوند

 

صادرات

 کیفیت بالا و اعتبار

  مدیریت حرفه ای

  آشراف به تجارت بین المللی

  مقادیر بسیار انبوه

  تبحر در چند محصول خاص

  گواهی شناخته شده

سطح قیمت بالا

 دسترسی به بازار بزرگ

 و رو به رشد

 عدم تماس با مصرف کنندگان

 خطر وابستگی

 رقابت بالا هم در کیفیت هم قیمت

 الزامات گواهی

 وفاداری کم شرکاء

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 24/4/1388 و ساعت 02:34 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن نهم

استانداردها و مقررات پایۀ کشاورزی ارگانیک

استاندارد ها و مقررات ارگانيك  به مجموعه‎اي از اصول و اهداف  توليد و فراوري ارگانیک  گفته مي‎شودكه کليه اين اصول و اهداف اهميت يکساني دارند . اصول کلی توليد و فراوري ارگانیک عبارتند از:

§           توليد غذا، الياف (پوشاک) و ديگر فراورده‎ها به مقدار کافي و با کيفيت مطلوب،

§     فعاليت سازگار با چرخه‎هاي طبيعي و سامانه‏هاي ارگانیک از طريق توجه کامل به خاک، گياهان و حيوانات در يک چرخه کامل توليد،

§           شناسايي اثرات اجتماعي و بوم‎شناختي سامانه توليد و فراوري ارگانیک،

§     حفظ و بهبود باروري و فعاليت زيستي خاک در درازمدت با استفاده از عمليات بوم‎سازگار و روش‌هاي زيستي و مکانيکي و عدم اتکا به نهاده‎هاي خارجي،

§     حفظ و افزايش تنوع زيستي کشاورزي و طبيعي در کشت‎بوم‎ها و بوم‏سازگان‎هاي اطراف با استفاده از سامانه‏هاي توليد پايدار و حفظ زيستگاه‎هاي گياهي و حيات وحش،

§           حفظ و مراقبت تنوع ژنتيکي با توجه به روش‌هاي مناسب مديريت منابع ژنتيکي در مزرعه،

§           استفاده کارامد و متعهدانه از منابع آب و موجودات زنده آن و تلاش براي حفظ اين منابع،

§           حداکثر استفاده ممکن از منابع تجديدپذير در توليد و فراوري و جلوگيري از آلودگي و ضايعات،

§           گسترش سامانه‎هاي توليد و توزيع محلي و منطقه‎اي،

§           ايجاد توازن مطلوب بين توليد محصولات زراعي و دامي،

§           فراهم آوردن شرايط زيستي مطلوب براي دام‎ها و تامين نيازهاي اصلي غريزي و رفتاري آنها،

§           کاربرد مواد تجزيه‎پذير زيستي براي بسته‎بندي توليدات،

§     تامين کيفيت مطلوب زندگي براي کليه بهره برداران  بخش توليد و فراوري ارگانیک به شکلي که نيازهاي اوليه و اصلي آنها برآورده شود و نيز فراهم ساختن محيط کار امن و سالم،

§           پشتيبانی از ايجاد يک سامانه کامل توليد، فراوري و توزيع که مقبوليت اجتماعي و سلامت بوم‎شناختي

§           شناسايي منابع دانش بومي و سامانه‎هاي کشاورزي سنتي، اهميت آنها، حفاظت آنها

§           کشاورزان بايد شرايط حفظ و بهبود کيفيت تنوع زيستي چشم‎انداز را فراهم کنند.

§           تخریب اکوسیتم  منطقه یایه  ممنوع است.

§           کليه  بهره برداران  بايد عملياتي را به کار بگيرند که از فرسايش جلوگيري کند.

§           سوزاندن پوشش گياهي براي آماده‎سازي زمين بايد در کمترين مقدار ممکن انجام شود.

§     سامانه‎هاي توليد، فراوري و مديريت محصولات زراعي بايد موجب بازگشت عناصر غذايي، مواد آلي و ديگر منابعي به خاک شوند که بر اثر برداشت محصول از مزرعه خارج شده‌است. اين امر بايد از طريق بازيافت، احيا و اضافه‎کردن مواد آلي و عناصر غذايي به خاک صورت بگيرد.

§           مديريت چرا نبايد موجب فرسايش و تخريب منابع خاک و آلودگي منابع آب شود.

§           از راهکارهاي مناسب براي جلوگيري از شور شدن خاک و آب و يا احياي آن بهره گرفت.

§     کشاورزان نبايد منابع آبي را تخليه و يا به شکل بي‎رويه از آن بهره‎برداري کنند. در صورت امکان بايد آب بارندگي‌ها بازيافت و ميزان مصرف آب محاسبه و کنترل شود.

§     استفاده آگاهانه و يا وارد کردن غير آگاهانه موجودات تغيير ژنتيکي يافته يا مشتقات آنها به کشت‏بوم ارگانیک ممنوع است. اين ممنوعيت شامل حيوانات، بذر، مواد تکثيري و نهاده‎هايي چون کود، بهساز خاک، واکسن‎ و ترکيبات حفاظتي گياه است.

§     استفاده از موجودات تغيير ژنتيکي يافته و مشتقات آنها ممنوع است. اين ممنوعيت شامل حيوانات، بذر، مواد تکثيري و نهاده‎هايي چون کود، بهسازهاي خاک، واکسن‎ها و ترکيبات حفاظتي گياه است.

§           استفاده از بذر و گرده تغيير ژنتيکي يافته و گياه يا بافت تراريخته مجاز نيست.

§           در فراوري محصولات ارگانیک نبايد از ترکيبات و مواد مشتق از موجودات تغيير ژنتيکي يافته استفاده شود.

§     نهاده‎هاي مزرعه‎اي و افزودني‌هاي مراحل فراوري بايد تا يک مرحله ارگانیک قبل خود کنترل شوند که به طور مستقيم از موجودات تغيير ژنتيکي يافته به دست نيامده باشند.

§     آلودگي محصولات ارگانیک به موجودات تغيير ژنتيکي يافته‎اي که حاصل شرايط غير قابل کنترل براي کشاورز بوده‎اند مي‎تواند موجب عدم گواهي آن محصول به عنوان محصول ارگانیک شود.

§     در مزارعي که توليد هم‎زمان محصولات ارگانیک و غير ارگانیک صورت مي‎گيرد، استفاده از موجودات تغيير ژنتيکي يافته تحت هيچ شرايطي در هيچ يک از سامانه‎ها مجاز نيست.

§     محصولاتي که از عرصه‎هاي طبيعي و حيات وحش برداشت مي‎شوند تنها در صورتي به عنوان محصول ارگانیک گواهي مي‎شوند که از محيط رشدي پايدار و باثبات برداشت شده باشند. مقدار برداشت اين محصولات نبايد از عملکرد پايدار بوم‏سامانه تجاوز کند و يا حيات گونه‎هاي گياهي، قارچي و يا جانوري‎اي را که به طور مستقيم يا غير مستقيم بهره‎برداري مي‎شوند تهديد کند.

§     بهره‎برداران بايد توليدات را تنها از مناطقي برداشت و جمع‎آوري کنند که مشخص شده باشد که هيچ ماده ممنوعي در اين مناطق به کار نرفته است.

§        منطقه جمع‎آوري بايد فاصله مناسبي با کشت‏بوم‏های رايج و منابع آلاينده و آلوده داشته باشد.

§        بهره‎برداراني که منابع طبيعي را برداشت مي‎کنند بايد به خوبي با منطقه آشنايي داشته باشند.

§   بهره‏برداران باید فقط از منابع آبی‏ که  نسبت به برداشت گونه‏های آبزی اقدام کنند که اطمینان داشته‏ باشند این منابع به مواد ممنوعی که در این استانداردها به آن اشاره شده‌است، آلوده نباشند.

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 20/4/1388 و ساعت 02:04 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن هشتم

سخن هشتم - كشاورزي ارگانيك  

اثربخشی نظام ارگانیک  در افزایش میزان  تولید و کاهش هزینه

     آمار اخیر در بیست کشور جهان و در دو میلیون نفر که بر ر وی  000 405 هکتاردر حال فعالیت در کشاورزی ارگانیک هستند   نشان می دهد که بر خلاف بسیاری از  دید گاههای  رایج ،کشاورزی ارگانیک  با تکنیک ساده به طور حتم  در حال افزایش محصول و کاهش هزینه در بیشتر نقاط جهان است که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است.ومنجر به جایگزینی مواد طبیعی به جای مواد شیمیایی مصنوعی  بوده است . این موضوعی است که نمی توان آنرا به یک مورد ناچیز نسبت داد و یا از آن به راحتی چشم پوشید موضوع قابل توجه این است  که این فرایند در پنج الی ده  سال گذشته و در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی اتفاق افتاده است. جامعه محلی ماکویو در کشور کنیا که با استفاده از روش های تولید ارگانیک شامل کمپوست،تولید آفت کش های سالم  و روش های محافظت از محصول  به تولید چهار تا نه  برابر ذرت دست پیدا کرده است از جمله مثالهای بارز این فرایند است. این کشاورزان اغلب مازاد بر نیاز بر مصرف خود محصول تولید می کنند در حالیکه قبلا حتی قادر به تولید محصول در حد نیازغذای خود نبودند. در آمد حاصل از فروش محصولات اضافی در حال برگشت به جامعه محلی به شکل خرید  بز شیری،خرگوش،کندوی زنبور،ماکیان و  کاشت 20000 درخت بویژه  انبه و آموزش کشاورزان دیگر توسط کشاورزان آموزش دیده به صورت خودجوش شده است.روحیه کشاورزان در این جامعه عوض شده و انها به این نکته واقف گردیده اند که توانایی حل مشکلات خودشان را دارند و این روش بسیار ساده ای است که در حل مشکلات تولید بسیار موثر تر از کاربرد مواد شیمیایی گران قیمت و مضر و یا مواد تراریخته توام با مواد شیمیایی است.درجنوب برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کود سبزو پوشش گیاهی از خانواده بقولات و تلفیق دامها در چرخه تولید مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر نموده و گندم تولیدی را به چهار تا پنج تن در هکتار افزایش دادند.درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش دادندو تنوع محصولات را در مزارع خود زیاد کردند و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند.

دوهزارکشاورز در کنیا از برنامه های کشاورزی پایدار بهره می برند و توانسته اند مفدار ذرت تولیدی خود را به  دوتا چهارتن در هکتار افزایش داده و تولید سبزیجات را در طول دوره خشکی پایدار و بهبود بخشند.هزارکشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش دو برابر افزایش داده اند.یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روش های جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را ده درصد افزایش داده اند .در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از دوتاسه تن به شش تا ده تن افزایش پیدا کرده است.در کشور اتیوپی که همیشه با کلمه قحطی همراه بوده است اخیرا با عملیاتی کردن کشاورزی پایدار با استفاده از مواد طبیعی به خصوص جایگزین کرده کمپوست در مزارع لم یزرع به تولید بالاتری از تولید حتی در مقایسه با موارد استفاده از کود شیمیایی دست پیدا کرده اند.

موارد عینی فوق  که نه در مساحت های کوچک  بلکه  در سطح و تهداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی  نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی نه تنها امکان پذیر بلکه با  افزایش تولید و کاهش  هزینه های و با روش های ساده قابل توسعه در سطح با هدف امنیت و سلامت غذا می باشد.. داده های فوق نشان می دهدکه  کشاورزی ارگانیک توانایی تولید محصول خوب را دارد و را ه عملیاتی کردن آن نه از مواد تراریخته و غیره بلکه با روش های ساده مبتی بر مواد طبیعی و تعادل های کشت بومی است. در حالیکه برای تولید یک واریته تراریخته دهها میلیون دلار هزینه لازم است،می توان این مبلغ را برای آموزش روش های تولید،تحقیقات و ترویج محصولات ارگانیک در مناطق دور دست نمود و این سریع ترین و موثر ترین راه و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ترین و عادلانه ترین روش برای تغذیه جهان است..                                        

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 31/3/1388 و ساعت 02:47 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن هفتم

سخن هفتم -كشاورزي ارگانيك  

اصول کلی در کشاورزی ارگانیک

          کشاورزی ارگانیک، نظامی اقتصادی، اجتماعی و مدیریت تولیدی اکولوژیک است که شناخت کاملی از خاک و اجزای تشکیل دهنده آن دارد. این نظام با افزایش  حاصلخیزی خاک برای تولید مواد غذایی انسان در چرخه بیولوژیکی سعی دارد، از ورود هر گونه نهاده های خارجی ( کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ) به فرآیند تولید جلوگیری کند تا با حداقل هزینه به رابطه ای پایدار میان انسان، محیط زیست و موجودات زنده بیانجامد. از این رو اهداف این نظام را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماری ها و علف های هرز.

در يك سيستم طراحي شده جهت توليد محصولات ارگانيك  اهداف زير مد نظر مي‌باشد:

- افزايش تنوع زيستي در كل سيستم

- افزايش فعاليت بيولوژيكي  خاك

- حاصلخيزي طولاني مدت خاك

- بازيافت پسماند با منشاء گياهي و حيواني به منظور برگشت مواد غذايي به زمين و در نتيجه  كاهش استفاده از منابع تجديد نپذيرد.

- تكيه بر منابع تجديد پذير محلي در سيستم سازمان يافته كشاورزي

- ترغيب كاربرد بهداشتي خاك، آب و هوا براي كاهش انواع آلودگي  ناشي از عمليات كشاورزي

- عمل‌آوري فراورده‌هاي كشاورزي با تاكيد بر كاربرد روش‌هاي فرآيند دقيق به منظور پايداري و حفظ كيفيت ارگانيك محصولات در تمام مراحل

- دوره گذار براي هر مزرعه، از طريق مدت زمان مناسب با عوامل خاص مربوط به محل مانند سابقه  زمين و نوع محصول و دامي كه بايد توليد شود، تعيين مي‌شود.

محصولات کشاورزی ارگانیک تولید کنندگان را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

 د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 11/3/1388 و ساعت 02:31 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن ششم

سخن ششم - كشاورزي ارگانيك 

اهداف كشاورزي ارگانيك

اهداف اصلی در کشاورزی ارگانیک شامل موارد ذیل است:

§       پایداری اقتصادی کشاورزی

§        ارزش افزوده تولیدات

§        شرایط کاری خوب برای تولید کنندگان وخانوار انان

§       طراحی بازار و تجارت مشخص

§        تضمین عرضه غذا

§       تامین عواید کافی، در يك محیط کاری ایمن و سالم 

§       كاهش هزينه‌ها و افزايش در آمد در فرايند بهره‌برداري و توليد.

§       تامین نیازهای محلی

§       استفاده بهينه از منابع محلی

§       احترام به فرهنگ محلی

§        توازن جنسی

§       تولید محصولات سالم و عاری از بقایا

§       طعم و کیفیت خوب

§        سرمایه گذاری کم

§        توازن زیست بوم

§       حفظ منابع طبیعی

§       عدم آلودگی به مواد شیمیایی مصنوعي

§       حفظ تنوع زیستی

§       عدم تكيه بر نهاده‌های خارج از اكوسيستم زراعي

§        دامپروری حیوان مدار

§       حاصلخیزی بالای خاک

§        بازده خوب و مداوم       

§       حفظ و بهبود چشم انداز طبیعی و نظام بوم شناختی زراعی

§       به حداقل رساندن مصرف انرژی و منابع غیر قابل تجدید

§       تولید مقادیر کافی غذای سالم مغذی و با کیفیت بالا

§       تایید دانش بومی و نظام‌های زراعی سنتی 

§       مشاركت و توسعه پايدار فعاليت‌ها از طريق تشكل‌هاي محلي و شبكه‌هاي توانمند محلي 

§       حفظ تعادل‌هاي اكو سيستمي در چرخه فعاليت‌هاي توليدي كشاورزي.

§       حفظ اكو سيستم‌هاي طبيعي، پايداري طبيعي سلامت توليدكننده و مصرف كننده.

§       حفظ و ارتقاء حاصلخیزی دراز مدت خاک                

§       تقويت چرخه‌های زیستی درون مزرعه، بویژه چرخه مواد غذایی 

§       تامین عرضه ازت با بکارگیری گسترده از گیاهان تثبیت کننده به عنوان تركيب كليدي رشد گياه

§       حفظ نباتات زیستی مبتنی بر پیشگیری بجای درمان          

§       تنوع ارقام محصول و گونه‌های حیوانات، متناسب با شرایط محلی  

§       منع مصرف تركيبات تنظيم كننده رشد مصنوعی اعم از کودهای شیمیایی، هورمون‌هاي و...

§               منع مهندسی ژنتيك و محصولات آن

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 11/3/1388 و ساعت 02:28 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن پنجم

سخن پنجم  

2-کشاورزی پایدار مبتنی بر نظام  ارگانیک

کشاورزی ارگانیک ، نظام زراعی است  مبتنی بر مديريت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی  كه اين نظام  با شرایط اجتماعي ، اقتصادی منطقه ای و محلی سازگار است . در سطح فراتر از كشاورزي ارگانيك ، کشاورزی بیودینامیک تعريف مي شود كه   شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتم های کیهانی  ،نیروی حیاتی، کیفیت،تدارکات بیودینامیک  ، موجود زنده مزرعه مي شود   .

1-2-مفاهیم و اصول کشاورزی  ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آب های زیر زمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روز به روز مورد تردید جدی قرار مي‌گيرد. طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتيكي نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشات منتشره در خصوص تاثیرات سوء مواد فوق بر سلامتی مصرف کنندگان و ایجاد بیماری های حاد و مزمن، اشتیاق مصرف کنندگان را به محصولات تولید شده در شرایط طبیعی و حتی الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است. در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشاء طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می دادند اما با افزایش سطح آگاهی‌ها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه نمود به حدی که برنامه ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استاندارهایی را برای تولید، عرضه و برچسب زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه نموده‌اند بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیر دولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولید کننده محصولات ارگانیک را بر عهده مي‌گيرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می ماند. البته نظارت از سوی سازمان های بین الملي نیز پیش بینی گردیده‌است.

   كشاورزي ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزي بدون افزودن مواد شيميايي صنعتی» تعريف شده است. ماده شيميايي صنعتی، ماده‏اي است كه طي فرايندهاي شيميايي غير طبيعي تهيه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. اين تعريف بدان معنا نيست که كشاورزي ارگانیک قطعاً كشاورزي بدون مواد شيميايي باشد، زيرا ما در جهاني زندگي مي‏كنيم كه در آن مواد شيميايي مصنوعي در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسياري از واژگان انگليسي، چندين معنا دارد. معنايي كه در کشاورزی ارگانیک مد نظر است، براي مديريت تمام مزرعه به‏كار مي‏رود و بر اساس آن، مزرعه به‏عنوان موجود زنده در نظر گرفته مي‏شود. مواد شيميايي صنعتی (مصنوعي) چون علف‏كش‏ها، حشره‏كش‏ها، قارچ‏كش‏ها، داروهاي دامي، سوپر فسفات و اوره در كشاورزي ارگانیک به‏كار نمي‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هيچ‏گونه ماده شيميايي مصنوعي به کار برده نمي‏شود. اين مواد در آماده‏سازي خاك، رویش گیاه يا توليد نهاده‏هايي كه در تغذيه گیاه، ذخيره‏سازي، فراوري و يا فروش آن دخالت دارند، به کار نمي‏روند. به‏علاوه، دام‏ها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزي ارگانیک، حرکت رو به عقب نيست. در اين سامانه، بهترين دانش سنتي با علم جديد تركيب مي‏شود و در عين حال با ساير روش‌هاي نوين مديريت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون ديگر زمين‏هاي زراعي به خوبي آماده شده و نيازمند مديريت قوي، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزايش مصرف كود و آفت‏‏كش‏هايي که پيامد آنها زوال باروري خاك، سلامتي و آلودگي هوا، آب و غذا است، نگراني‏هاي روزافزوني دربارة محيط زيست جهاني ايجاد شده و مفهوم كشاورزي ارگانیک اهميت فزاينده‏اي در راستاي توسعۀ كشاورزي پايدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پيدا كرده است. كشاورزي ارگانیک بر پايه استفاده از نهاده‏هاي ارگانیک طبيعي و درون مزرعه‏اي چون كود دامي تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضايعات فرآوري موادغذايي و همچنين كنترل زيستي آفات همراه با کمترين استفاده از مواد معدني طبيعي براي تقويت نظام زراعي- اقتصادي مزرعه و بهبود فعاليت‏هاي زيستي خاک استوار است.كشاورزي ارگانیک در كشورهاي گوناگون با نام‏هاي مختلف شناخته مي‏‏شود که 16 نام براي آن از جمله كشاورزي بيولوژيك، كشاورزي پايدار و كشاورزي زاينده ذکر شده است. كشاورزي بيولوژيك نامي است كه در اروپا بسيار رايج است، در حالي‏كه در آمريكا و بريتانيا عبارت كشاورزي ارگانیک را ترجيح مي‏دهند، هر چند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقيق‏تر، فلسفه‏اي است كه شامل آموزش، هنر، تغذيه، مذهب و همچنين كشاورزي است.كشاورزي ارگانیک در كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه عمدتاً به علت مسائل اقتصادي و كمبود نهاده‏هاي شيميايي به طور گسترده‏اي استفاده مي‏شود، در حالی‏که توفيق آن در كشورهاي پيشرفته، بيشتر در واكنش به کشاورزي پر نهاده و يا كشاورزي صنعتي بوده است. بر چسب‏گذاري محصولات ارگانیک بايد توسط يك سازمان سوم و اثبات اين امر صورت بگيرد که محصول، مطابق استانداردهايي که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهي‏كننده، كشاورزان مختلف، شركت‏هاي تجاري، سازمان‏هاي غيردولتي و اخيراٌ دولتي شكل گرفته‏اند، توليد شده است. گواهي محصولات ارگانیک، فرايندي پيچيده است، اما تلاش‏هايي در راستاي هماهنگ كردن استانداردهاي گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جريان است. چالش فعلي در اين راه، هماهنگ‏سازي هر چه بيشتر استانداردها ضمن رعايت محدوديت‏ها و ملاحظات منطقه‏اي و كاهش هزينه‏هاي مراحل چندگانه گواهي و اعتباردهی و تنگناهاي ورود به بازار اين محصولات است. يكي از تصورات اشتباه در مورد كشاورزي ارگانيك، آن است كه اين شيوه كشاورزي بي‌نياز از كاربرد مواد شيميايي مي‌باشد. چراكه ساختمان تمام موجودات  زنده و غير زنده از تركيبات شيميايي تشكيل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شيميايي كه به صورت طبيعي به دست آمده‌اند ( مثلاً آب كه از خود طبيعت است در واقع يك نوع ماده شيميايي به حسا مي‌آيد و يا سنگ فسفات كه از معادن طبيعي استخراج مي‌شود) و يا به اصلاح مصنوعي نيستند در كشاورزي ارگانيك بلامانع است.

ضمناً نبايد تصور كرد كه كشاورزي ارگانيك صرفاً بر جاي‌گزيني نهاده‌هاي آلي با مواد شيميايي بحث مي‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلي نيز، چه به صورت مصرف بيش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و يا تركيبي از هر دوي اين موارد به نحو قابل ملاحظه اي سبب اختلال در عمل چرخه‌هاي زيستي يا طبيعي مي‌گردد.

تصور اشتباه ديگر از كشاورزي ارگانيك آن است كه برخي كشاورزي ارگانيك را نوعي برگشت به عقب و استفاده از شيوه‌هاي مرسوم سال‌هاي قبل از انقلاب صنعتي  مي دانند. بلكه، بلعكس، زارعين كشاورزي ارگانيك نمي توانند خود را از دستاوردهاي علمي 50 ساله اخير بي نياز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روش‌هاي مكانيكي كنترل علف‌هاي هرز، استفاده از ماشين‌آلات مدرن قابل استفاده در سيستم هاي ارگانيك مبارزه بيولوژيكي و تلفيقي با آفات و بيماريها، درك بهتر از همزيستي ميكوريزا، ريزوبيومها و ريزوسفر، تجديد ماده آلي و ديگر بخش‌هاي زنده خاك، تلفيق زراعت و دامپروري از موضوعات مورد بحث در كشاورزي ارگانيك مي‌باشند.

در سيستم كشاورزي ارگانيك، خاك به عنوان يك سيستم زنده تلقي مي‌شود كه با تقويت آن، فعاليت ميكروارگانيسم هاي مفيد نيز تقويت مي‌گردد. اين ايده كه خاك يك سيستم زنده مي‌باشد، بخشي از يك تصور كلي است كه معتقد است بين خاك، گياه، حيوان و انسان يك ارتباط ناگسستني وجود دارد.

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 29/2/1388 و ساعت 01:27 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن چهارم

سخن چهارم  

 کشاورزی پایدار

کشاورزی پایدار با  روش های  ساده جایگزین کردن مواد طبیعی ، حفظ تعادل های کشت بومی ، حاصلخیزی خاک و .. بسیار ساده و با هزینه های کمتر و تولید بالاتر  قادربه توسعه در مناطق مختلف  و مزارع متنوع کشاورزی حتی در دور افتاده ترین  مکان ها می باشد و دارای سطوح زراعی مشخصی شامل : کشاورزی پایدار  مبتنی بر مدیریت  تلفیقی( IPM Product) ، کشاورزی ارگانیک و کشاورزی بیو دینامیک است .

۱- کشاورزی پایدار  مبتنی بر مدیریت  تلفیقی

 کشاورزی پایدار با شاخص مصرف کمتر کود شیمیایی و آفتکش ها، استفاده بهینه از خاک،آب و منابع تولید در کشاورزی.مديريت تلفيقي آفات (IPM) راهكاري براي حفاظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از خسارت آفات را كاهش مي‌دهد. مديريت تلفيقي مشاركتي به عنوان ديدگاهي پايدار و موثر براي توسعه در سطح وسيع است. شيوه‌اي كه در جريان آن كشاورزان دانش خود را در زمينه كشت بوم افزايش مي‌‍‌دهند و توان تصميم‌گيري خود را براي اين كه چگونه مزرعه خودشان را اداره كنند، بالا مي‌برند. كشاورزان ياد مي‌گيرند تا با استفاده از تجربياتي كه از مزرعه به دست آوردند، راه حل‌هاي مشكلات خود را طرح‌ريزي كنند. سازمان خوارو بار کشاورزی تعريفي بدون مضمون براي مديريت تلفيقي آفات  ارائه كرده است. « شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مدنظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زير سطح آستان زيان اقتصادي نگه مي‌دارد».منظور از آفات شامل بي‌مهرگان ( حشرات، كنه‌ها و نماتدها ) بيماري‌هاي گياهي ( قارچ‌ها، باكتري‌ها، ويروسها ) علف‌هاي هرز و مهره‌داران ( جوندگان و پرندگان ) مي‌باشند.بعضي از شيوه‌هاي مورد استفاده در مديريت تلفيقي مانند كنترل بيولوژيك ( به وسيله پارازيت‌ها، شكارگرها و پاتوژن‌‌ها)، ارقام مقاوم، عمليات به زراعي شامل تناوب، كشت مختلط، كشت به موقع، دام يا تله‌گذاري براي آفات، و در صورت لزوم، انتخاب صحيح و مطلوب آفت‌كش‌ها، عملياتي هستند كه براي جلوگيري از خسارت آفات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند. استفاده از آفت‌كش‌هاي بيولوژيك و شبه هورموني مسلماً به آفت‌كشهاي متعارف ارجحيت دارند. به طور كلي آن چه در كنترل بيولوژيك حايز اهميت است، بكارگيري دشمنان طبيعي موجود در زيست بوم‌هاي طبيعي مي‌باشد. فنون زراعي براي جلوگيري از رشد جمعيت آفات و نگهداري جمعيت دشمنان طبيعي در حد مطلوب نيز مدنظر قرار داده مي‌شود.در سال 1996 جلسه سران كشورها در سازمان خواربار و كشاورزي سازمان خوارو بار کشاورزی منتهي به تنظيم قطعنامه رم براي امنيت غذايي و برنامه‌هاي اجرايي غذايي جهان شد. امضاء كنندگان اين قطعنامه متعهد شدند كه در درجه اول مشاركت و ثبات سياست‌ها را در فعاليت‌هاي كشاورزي دنبال كنند. در اين ميان گسترش برنامه‌هاي مديريت تلفيقي آفات از جمله اين تفاهم‌ها بوده است  مديريت تلفيقي آفات با رويكرد مشاركتي، توجه زيادي از جوامع بين‌المللي را به خود جلب كرد. تعداد زيادي از مجامع عام‌المنفعه و بانكهاي توسعه، توجه به اين مديريت را محور اصلي كمكهاي خود در جهت حفظ محصولات كشاورزي و تهيه نشريات مخصوص براي حمايت از برنامه‌هاي مديريت تلفيقي آفات قرار دادند  در سال 1995، گروهي از سازمانهاي بين‌المللي تسهيلات جهاني مديريت تلفيقي آفات را بنا نهادند. هدف از تاسيس اين بخش گسترش سازمان خوارو بار کشاورزی مشاركتي در كشورهاي مختلف بوده است.معرفي سازمان خوارو بار کشاورزی در بخش‌هاي مختلف كشاورزي داراي اهميت بسياري است .

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 21/2/1388 و ساعت 11:12 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن سوم

 سخن سوم  

      چالش  کشاورزی تراریخته  

   با توجه به مشکلات  و بحران های  کشاورزی فشرده عده ای از متخصصان  جبهه  جدیدی از کشاورزی را تحت عنوان  کشاورزی مدرن ارایه کرد و به تبلیغ آن مشغول هستند .طرفداران کشاورزی مدرن راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان ترا ريخته GMO )هورمون های رشد، آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد شيميايي سنتز شده و.... می دانند  آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می  کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است.آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته،هورمون های رشد،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه  می نمايند با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.   بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند ولی با ورورد به کشاورزی تراریخته ،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .   در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهم ترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  سی در صدی قیمت ها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است . از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان سی و دو  در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث    ورشکستگی اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرهه و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است.بنابر این محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد.

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 21/2/1388 و ساعت 11:10 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


درباره نويسنده (رزومه)

درباره نويسنده   

نام و نام خانوادگي : محمد شريفي مقدم  -كارشناس ارشد مهندسي كشاورزي  

-    مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFS ايران

-آدرس الكترونيكي :     SHARIFI392003@YAHOO.COM   

-وب سايت اختصاصي :               WWW.ORGANIC.WPB.IR 

(سوابق تحقیق و  تالیف)

o     تدوين و نگارش سندملي  توسعه كشاورزي ارگانيك ايران

o   تاليف كتاب توسعه كشاورزي ارگانيك (در حال چاپ)

o  تاليفكتاب  توسعه كشاورزي پايدار ( در حال چاپ)

o   تدوين و نگارش  طرح عملياتي توسعه كشاورزي ارگانيك با راهبرد IPM.FFS 

تاليف طرح مديريت رايطه آب -خاك -گياه در كشاورزي   پايدار

o     مقررات و استاندارد هاي توليد محصول در نظام كشاورزي پايدار  

-تاليف و تد.وين طرح ارتقاي سلامت در كشاورزي (كشاورزسالم -محيط سالم- محصول سالم )

o     ارایه و پذیرش  مقاله تحقیقاتی با عنوان  مدیریت مشارکتی تلفیقی آفات  دراسپانیا

o     ارایه و پذیرش مقاله تحقیقاتی با IPM در کنفرانس گیاهپزشکی کشورهای  خاورمیانه

o     ارایه و پذیرش  مقاله عملیاتی کردن  کشاورزی پایدار در اولین همایش کشاورزی پایدار

o     ارایه و پذیرش  مقاله   کشاورزی پایدار در اولین همایش کشاورزی بوم شناختی ایران  

o     ارایه  مقالات تخصصی در مجلات تخصصی جهاد گل آذین ماهنامه مروج کشاورزی

o     ارایه و پذیرش  مقاله راهبرد سیستمی توسعه کشاورزی پایدار ایران در همایش ملی اهواز

o     ارایه و پذیرش  مدیریت جامع بهره وری پایدار از منابع آب در کنفرانس ملی آب   

o     تدوين و نگارش   پروژه معیشت پایدار عشایر  در معاونت ترویج و نظام بهره برداری

o     تدوين و نگارش   پروژه بهره وری پایدار از منایع آب پایاب سد

o     تدوين و نگارش    پروژه بهداشت کشاورزی   در معاونت ترویج و نظام بهره برداری

o     طرح پژوهشی ارزیابی نشریات و رسانه های ترویجی

o     طرح پزوهشی بررسی کاربرد تحلیل  مکانیسم اقتصاد ی بانک در ترویج

o     مقاله پژوهشی کاربرد کشت بوم در اقتصاد پایدار

o     مقاله پژوهشی مکانیسم تحقیق و ترویج کاربردی

o     مقاله  پژوهشی  روش های نوین درمدیریت منایع طبیعی  

(سوابق و تجربيات كاري )

·          مجری و هماهنگ کننده پروژه ملی IPM/FFS  در ایران . 

·          مجری و مدیر پروژه پژوهش مزرعه ای WBDL

·          مشاور ملی FAO  در  پروژه IPM خاورمیانه ای در ایران  

·          مسئول فني پروژه IPM گندم  FAOدر ایران

·          مشاور فني درپروژ ه های   محیط زیست و توسعه پایدار  برنامه عمران سازمان ملل (UNDP/GEF/SGP)

·          مدير فني  پروژه مدیریت پوشش گیاهی ارتفاعات زاگرس سازمان ملل متحد 

·          عضو كميته ملي تدوين سند راهبردي توسعه كشاورزي ارگانيك ايران در سازمان تات   

·          مسئول كميته فني - تخصصي  تدوين سند ارگانيك ايران .

·          دبیر فنی  اولین اجلاس کشورهای  خاورمیانه در برنامه سلامت  و امنیت غذا ی سازمان ملل در جمهوری اسلامی ایران

·          عضو و دبیر فنی کمیته راهبری ملی پروژهIPM   خاورمیانه ای FAO  در  ایران .

·          تسهیلگر ملی پروژهIPM  منطقه ای FAO  درایران .

·          عضو کمیته داوری جایزه کیفیت

·          عضو كارگروه تخصصي  كميته ملي ارگانيك ايران در وزارت جهاد كشاورزي .   

مشاورفنی  پروژه RIPM خاورمیانه در جمهوری اسلامی ایران

·          دبیر و مجری اولین کارگاه ملی کشاورزی پایدار با سازمان بهره وری آسیا (APO)

·          نماينده ايران در اجلاس IPM خاور ميانه اي FAO  در كشور مصر

·          نماينده ايران در همايش تحقيق- ترويج FAO  در بيروت

·          طراح و مجری ملی طرح مدیریت جامع بهره وری پایدار از منابع آب و   طرح پژوهش جامع مزرعه ای بیماری جاروک جادوگر 

  مسئول فني طرح ارتقاي سلامت در كشاورزي (IPM.OHM)

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 6/2/1388 و ساعت 01:24 | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك - سخن دوم

سخن دوم : ضرورت توسعه کشاورزی ارگانیک

           با توجه به افزایش جمعیت و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه پنجاه میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی مرسوم فعلی حرکت کرد .که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست ومبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کشها، کودهای شیمیایی   می باشد.اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما در حال حاضر مخاطرات و بحران های جدید،  کمیت و امنیت  تولید را با چالش مواجه کرد ه و علاوه برآن باعث پیامد های نامطلوب  زیست محیطی ، بهداشتی ، اکوسیستمی ، سلامت و اقتصادی را به همراه داشته است . در نمودارهای زیر مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی که  به صورت افزایش  مقاومت آفات  ،  افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .

افزایش مقاومت بیش از 600گونه از آفات و بیماری ها و علف های هرزدر کشاورزی مرسوم


افزایش هزینه های روز افزون کنترل شیمیایی در کشاورزی فشرده تا مرز 200ميليون دلار

كاربرد سموم شیمیایی در قاره های مختلف: 

آمريكاي شمالي : 30 درصد  

آسيا : 26 درصد  

اروپا:22 درصد 

آمريكاي لاتين : 12 درصد  

ساير : 10درصد


بيشترين  کاربرد سموم شیمیایی در محصولات کشاورزی : 

1-  سبزي و صيفي  

2-گل و گياهان زينتي  

3- حبوبات و غلات 

4- برنج  

5-ذرت  

6-دانه هاي روغني  

7- پنبه  

8- چغندر


       

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 6/2/1388 و ساعت 10:57 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


كشاورزي ارگانيك -سخن اول

كشاورزي ارگانيك  

تمام اخبار، اطلاعات ، محتوا و  مطالب و مسايلي كه در باره توسعه كشاورزي ارگانيك ، استاندارد ها ، مقررات ، بازار ، فراوري ومديريت توليد ، هزينه هاو.....در ايران و دنيا  لازم داريد  از اين هفته به صورت تدريجي ( به دليل محدوديت حجم )بر اساس فصل بندي ذيل  در اختيار شما قرار داده مي شود .اميد است مورد استفاده قرار گيرد . 

فصل اول : كليات و مباني كشاورزي ارگانيك در بحش هاي : 

سخن اول ..........................................

ضرورت توسعه کشاورزی ارگانیک ............

چالش  محصولات و کشاورزی تراریخته  ............................

کشاورزی پایدار ...............

كشاورزي ارگانيك ............................................................

اثربخشی نظام ارگانیک  در افزایش میزان  تولید و کاهش هزینه ....................

استانداردها و مقررات پایۀ کشاورزی ارگانیک .............................................

 سطح تولید و تجارت کشاورزی ارگانیک در دنیا...............................................

پتانسیل های  کشاورزی  ارگانیک در ایران....................................................

راهکار های عملیاتی در توسعه  کشاورزی ارگانیک ......................................

مکانیسم نظارت واستانداردها در کشاورزی ارگانیک......................................

 مکانیسم صدور گواهي مستقيم .............................................................

 مکانیسم صدور گواهی گواهي مشترك يا گواهي ثانويه.................................

مکانیسم  صدور گواهي محلی ...................................................................

 مکانیسم صدور گواهی مشترک در خصوص تولید کنندگان خرد.......................

استانداردهاو مقررات در  کشاورزی ارگانیک..................................................

استانداردهاي بين‎المللي.............................................................................

استانداردهاي منطقه‎اي/ فرا منطقه‎اي.......................................................

استانداردهاي ملي.................................................................................

استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي خصوصي........................................

طراحی بازار ارگانیک 

 1- سخن اول

     يكي از بزرگترين چالش هاي اصلی  جامعه بشري و دولت ها  تامین غذا ی کافی و سالم برای  جميعت رو به افزایش دنیا است که که به زودی به حدود 9 میلیلرذ نفر خواهد رسید . حداقل ها و اولین  نیاز هابرای تامین غذای این تعداد جمعیت  ، به زیر کشت رفتن یک میلیارد هکتار جدید و بالطبع چند برابر شدن مصرف نیتروژن به صورت کود شیمیایی و چند برابر شدن آفت کش ها و تقاضای شدید برای مصرف آب  خواهد بود. این در حالی است که منابع تولید به دلیل به هم خوردن تعادل های طبیعی و اکوسیستمی به شدت در حال تخریب و تحدید می باشند .از طرفی  نظام رایج کشاورزی  یا نظام کشاورزی فشرده  که بر مصرف مواد و نهاده ای بیرونی  استوار است با وجود افزایش عملکرد به دلیل استفاده از فناوری های جدید  نه تنها منجر به امنیت غذایی نشده بلکه باعث ایجاد مخاطرات  زیست محیطی  و اکوسیستمی  و پیامد های نامطلوب اقتصادی و اجتماعی به ویژه در حوزه سلامت شده است در نظام کشاورزی فشرده  رایج که بر مصرف نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره با هدف افزایش عملکرد از دهه 1950 شروع شد ،تنها بعد از یک دهه به دلیل  كاربرد بی رویه و نامناسب  نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوژي های دیگر  ،  فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای  جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است .  در حال حاضر  مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی  علاوه بر سلامت تولید ،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است  .بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه  هشتاد ،حرکت به سمت کشاورزی پایداربه عصورت عام و کشاورزی ارگانیک به صورت خاص مورد توجه قرار بگیرد و ابزار ، فعالیتها  و تحقیقات متخصصان کشاورزی  متوجه این فرایند گردد که به طور اجمال در این نشریه  سعی شده به مبانی و مفاهیم  ،ضرورت ، چالشها ،دیدگاههای موجود ،تجربیات جهانی و الگوی عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک در سطح جوامع محلی  ایران  اشاره شود .

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 31/1/1388 و ساعت 02:05 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


برچسب و نظام شناسه ملي ارگانيك

اولين برنامه اجرايي نظام گواهي و برچسب ارگانيك در ايران  

اولين برنامه  شناسه  و كد گزاري محصولات و توليد كنندگان محصولات طبيعي و ارگانيك ايران در قالب برنامه عملياتي مدوني به منظور ايجاد سامانه صدور گواهي و برچسب ملي محصولات ارگانيك در ايران طرح ريزي و براي اجر اماده شده است  

محمد شريفي مقدم  

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 27/12/1387 و ساعت 04:45 موضوع: اخبار ويژه | - نظر(1) -


FARMERS FIELD SCHOOL مدرسه در مزرعه كشاورزان .FFS

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 28/10/1387 و ساعت 04:58 موضوع: مدرسه در مزرعه FFS | - نظر(0) -


راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک با IPM.FFS

بسم الله الرحمن الرحیم

توسعه کشاورزی ارگانیک ایران با فرایند  عملیاتی IPM/FFS

INTEGRATED PARTICIPATORY PRODUCTION AND PROTECTION MANAGEMENT WITH FARMERS FIELD SCHOOL

نگارش : محمد شریفی مقدم

مجری و هماهنگ کننده پروژه ملی IPM/FFS ایران

 چکیده

       راهبرد عملیاتی توسعه  کشاورزی ارگانیک در کشور از طریق مشارکت بهره برداران در  مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول ( Community.IPM) از طریق  ایجاد واحد های مزرعه ای ظرفیت سازی کشاورزان در مناطق اقلیمی مختلف تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان  (Farmers Field School )  صورت می گیرد .  این واحدها ، بر اساس شاخص های اقلیمی ، اکوسیستمی در مناطق مختلف و بر اساس ویژگی های خاص هر منطقه و بر اساس اولویت های موضوعی یا محصولی  طراحی می شوند . دراین واحدها سیستم عملیلتی  تحولی از مکانیسم  تحقیق ، ترویج و آموزش  با عنوان کلی تحقیقات  مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه  (R&D) صورت می گیرد . در این سیستم بر اساس اصول یادگیری حاصل از عمل كشاورزان و گروه های کاری منتخب  جوامع محلي  از بذر تا بذر بر اساس تقویم زراعی  در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت  کسب شده  فرایند مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول   مزرعه را باشاخص مدیریت متوازن رابطه آب –خاک –گیاه (ICWSM ) را طی یک دوره گذر دو الی پنج ساله تحقیق و آزمایش  نموده و در نهایت  توان  و ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اسا س کشاورزی ارگانیک مي شود . این گروههای اموزش دیده در هر منطقه در قالب تشکل های محلی ساماندهی شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند توسعه محلی فعالیتها  در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری  شکل خواهند داد. حجم عملیات الگویی و ظرفیت سازی فوق که به منظور حذف  ریسک های اقتصادی در مدیریت دوره گذر است می تواند در سطح سه در صدر از کل مزارع کشاورزی ایران در محصولات اولویت دار  قالب یک برنامه منسجم  صورت گرفته و بر اساس ظرفیت سازی انجام شده می توان به صورت همزمان  با طراحی نظام نظارت ، سنجش ،صدور قوانین خاص و ... توسط نهاد های ذیربط ، بستر خیزش به سمت کشاورزی ارگانیک را بدون کوچکترین خسارت در میزان تولید ، در آمد و صرفه اقتصادی کشاورزان به نتیجه رساند. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای طراحی می شود وبر اساس همین قالب  ،نيازها و اولویت ها بر اسا س مشارکت کشاورزان منطقه ای  تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها فرایند توسعه مدیریت مزارع بر اساس اصول کشاورزی پایدار انجام می گیرد و بالطبع بسياري از راهكارهاي دولتي و دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند وكارشناس مزرعه خود باشد .

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 26/9/1387 و ساعت 06:58 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) -


بهداشت حرفه اي كشاورزي و كشاورز IPM.OHM

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 20/9/1387 و ساعت 01:14 موضوع: توسعه روستايي | - نظر(0) -


بيماري جاروك ليموترش

( ادامه مطلب )


نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 20/9/1387 و ساعت 01:06 موضوع: اخبار ويژه | - نظر(0) -


community ipm

 بر اساس استاندارد های فدراسیون جهانی کشاورزی ارگانیک (IFOAM) 1-

۱-بايد از بذر و مواد گياهي ارگانیک‎اي استفاده کرد که از ارقام مناسب و با کيفيت مطلوب تهيه شده باشند. چنانچه چنين نهاده‎هايي در دسترس نبود، سازمان‎هاي متولي استاندارد بايد يک محدوده زماني براي استفاده از بذر و مواد گياهي غير ارگانیک تعيين کنند. 2

- هنگامي که بذر و مواد گياهي ارگانیک در دسترس نباشد، مي‎توان از نهاده‎هاي رايجي استفاده کرد که با آفت‎کش‎هايي که کاربرد آنها در کشاورزي ارگانیک ممنوع است، تيمار نشده باشند. هنگامي که چنين نهاده‎هاي رايجي هم در دسترس نباشد، مي‎توان از بذر و مواد گياهي‎اي که با مواد شيميايي تيمار شده‎اند استفاده کرد. در اين شرايط، سازمان گواهي‎کننده بايد محدوده زماني و شرايط خاصي را براي استفاده از چنين نهاده‎هايي تعيين کند.

3- محصولات زراعي يک‎ساله فقط در شرايطي به عنوان محصول ارگانیک در نظر گرفته مي‎شوند که يک دوره حداقل 12 ماهه گذار قبل از شروع توليد اين محصولات طي شده باشد. در مورد محصولات چندساله (به استثناي مراتع و چمنزارها) بايد يک دوره 18 ماه قبل از برداشت طي شود.

 4- قبل از برداشت محصول از مرتع و چمنزار ارگانیک، بايد حداقل يک دوره گذار 12 ماهه طي شده باشد تا محصول به عنوان محصول ارگانیک گواهي شود.

 5- ممکن است سازمان استاندارد و گواهي‎کننده بسته به شرايطي چون نحوه کاربري پيشين مزرعه، توانمندي مديريتي کشاورز و يا عوامل محيطي، طول دوره گذار را افزايش دهد.

6- تنوع در توليد محصولات زراعي بايد همراه با حداقل نياز به عمليات زراعي و يا روش‌هاي کاشت باشد. براي توليد محصولات زراعي يک‎ساله بايد کمترين عمليات به کار رود، مگر آن‏که کشاورز، تنوع را به اشکال ديگر در سامانه توليدي رعايت کرده باشد. کشاورز بايد بتواند فشار حشرات، بيماري‌ها، علف‌هاي هرز و ديگر آفات را مديريت کند و هم‎زمان، ماده آلي، باروري، فعاليت ريزموجودات و سلامت خاک را افزايش دهد. 7

- سازمان گواهي‎کننده بايد در محصولات چندساله، حداقل استانداردها را در بخش باغداري يا تنوع زيستگاه حيات وحش در باغ‎ها اعمال کند.

 8- مواد مشتق از ريزموجودات، گياهان و جانوران، اساس برنامه باروري خاک را تشکيل مي‎دهد.

9- عناعر غذايي و کودها بايد به شکلي استفاده شوند که از خاک، آب و تنوع زيستي حفاظت کنند. ممکن است محدوديت‎هايي بر اساس مقدار، مکان، زمان، تيمار، روش يا نوع نهاده‎ها اعمال شود.

10- موادي که براي باروري خاک و تغذيه گياهي استفاده مي‎شوند بايد مطابق با ارگانیک باشد.

11- مصرف کودهاي آلي حاوي فضولات انساني در محصولاتي که براي تغذيه انسان توليد مي‎شوند، ممنوع است.چنانچه در اين مورد نکات بهداشتي مورد نظر سازمان وضع‎کننده استاندارد از نظر پيشگيري از انتقال آفات، انگل‎ها و عوامل بيماري‎زاي انساني رعايت شود و مشخص گردد که اين کودها با ديگر پسماندهاي خانگي يا صنعتي که ممکن است حاوي مواد منوع باشند، ترکيب نگرديده‌است، استفاده از اين کودها امکان‎پذير است.

12- کودهاي معدني بايد فقط بر اساس برنامه‎اي مدون و به منظور باروري خاک در درازمدت و همراه با ديگر روش‌ها نظير مواد آلي، کود سبز، تناوب زراعي و تثبيت نيتروژن توسط روابط همزيستي گياهي به کار روند.

 13- از کودهاي معدني‎اي مي‎توان در کشاورزي ارگانیک استفاده کرد که ترکيب انها و نحوه استخراج‎شان طبيعي باشد و براي افزايش حلاليت انها از تيمار شيميايي استفاده نشده باشد. براي افزايش حلاليت اين کودها مي‎توان از آب يا ديگر مواد طبيعي استفاده کرد.

۱۴- کاربرد نيترات شيلي و کليه انواع کود نيتروژن مصنوعي و از جمله اوره ممنوع است.

15- کليه سامانه‎هاي توليد ارگانیک بايد مجموعه‎اي از فرايندها و راهکارها در خود داشته باشند که بتوانند تاثير مثبتي در مديريت کارامد آفات، علف‌هاي هرز و بيماري‌هاي مهم منطقه در شرايط معمول داشته باشند.

16- کاربرد ترکيباتي که براي مديريت آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز در مزرعه و از منابع گياهي، جانوري و ريزموجودات محلي تهيه مي‎شوند در شرايطي مجاز است که روش‌هاي طبیعی در مديريت آفات کفايت نکند.

 17- روش‌هاي فيزيکي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و از جمله استفاده از حرارت در کشاورزي ارگانیک مجاز است. عقيم‎سازي حرارتي خاک براي مبارزه با آفات و بيماري‌ها فقط در شرايط خاص مجاز است.

 18- هر نهاده‎اي که براي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و يا کمک به رشد گياه زراعي استفاده مي‎شود بايد منطبق با شرايط و محدوديت‎هاي ارگانیک باشد..

 19- ماده موثر نهاده‎هاي ترکيبي‎اي که در کشاورزي ارگانیک به اين منظور استفاده مي‎شوند بايد جزء مواد موثر مجاز در ارگانیک باشند.

 20- کشاورز بايد از ابزارها و روش‌هايي همچون موانع فيزيکي و مناطق محافظ براي جلوگيري از آلودگي‌هاي بالقوه و محدود ساختن ورود آنها به سامانه ارگانیک استفاده کند.

 21- در زمان احتمال بالاي يک الودگي در سامانه توليدي ارگانیک، سازمان گواهي‎کننده بايد اطمينان حاصل کند که محصولات مورد نظر و منابع احتمالي آلودگي (خاک، هوا، آب و نهاده‎ها) مورد تجزيه و آزمايش قرار گرفته‎اند، سطح آلودگي تعيين شود و واکنش مناسبي از سوي کشاورزان اتخاذ شود. در اين ميان عملياتي مانند کشف منابع آلودگي، بررسي تاريخچه آلودگي منطقه و عوامل موثر بر آن بايد صورت بگيرد.

 22- براي پوشش ساختمان‎ها، خاکپوش‎ها، آشيان حشرات و درپوش سيلوها، فقط مواد پلي‎اتيلني و پلي‎پروپيلني يا ديگر پلي‎کربنات‎ها مجاز است. اين مواد بايد پس از استفاده از سطح خاک جمع‎آوري شوند و داخل خاک باقي نمانند.

23- کليه تجهيزات و ماشين‎آلات سامانه‎هاي رايج، قبل از استفاده در مزارع ارگانیک بايد از کليه موادي که احتمال آلودگي دارند پاک شوند.

مدیریت جامع آفات،بیماری ها و علف های هرز در ارگانیک (Co. IPM) در حال حاضر کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی ننتوانسته است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی ارگانیک را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سیستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل: -ایجاد مقاوت به آفت‌کشها Resistance - بروز آفات ثانویه Replacemnet -پایداری در زیست محیط و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتر Residue - شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام و بروز مسمومیت‌های حاد - کاهش میزان بهره‌وری محصول - افزایش میزان هزینه تولید -عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی لذا سعی می‌شود در کشاورزی ارگانیک مکانیسم تولید محصولات در فرآیند کنترل آفات، بیماریها و علفهای هرز با تکیه بر روشهای مجاز غیر شیمیایی انجام گیرد.

در ایران متأسفاتنه کنترل آفات با روشهای غیر شیمیایی با موفقیت چندانی در تمام موارد روبرو نیست و همچنان تکیه اصلی بر استفاده از سموم مرگبار کشاورزی در سیستم سنتی و مدیریت تلفیقی آفات بدون درنظر گرفتن اثرات متقابل روش‌های مختلف غیرشیمیایی و شیمیایی است. اما آنچه در کشاورزی ارگانیک به عنوان اصل محوری پذیرفته می‌شود، مدیریت آفات بدون استفاده از سموم شیمیایی مصنوعی است. بنابر این روشهای کننرل آفات که میتوان به عنوان محورهای کاربردی در کشاورزی ارگانیک به آنها پرداخت، بنا بر استانداردهای کشاورزی ارگانیک عبارتند از:

 • كنترل بيولوژيكي • كنترل زراعي • كنترل مكانيكي • كنترل فيزيكي • كنترل رفتاري • كنترل قانوني • AESA))شناخت تنوع گونه‌ای و پویایی شناسی آفات و بیماری ها و علفهای هرز • حفظ تعادل اکولوژی • کنترل شیمیایی • بذر و قلمه تمیز • مدیریت زمان • مدیریت پویا شناسی آفات (AESA) • مدیریت متوازن مواد غذایی • مدیریت خوب آب • اقدامات بهداشتی • گونه های مقاوم و سازگار • ...

شاخص ها و مبانی اصلی در Community IPM روش های مبارزه و کنترل آفات و بیماری ها و علف های هرز در تاکتیک Co. IPM مديريت حفاظت گياهان دركشاورزي ارگانيك Community IPM به عنوان الگوي جامع تولید و حفاظت از محصول برای مدیریت آفات –بیماری ها و علف های هرز در دل مدیریت تولید و شرايط اکوسیستم ، به عنوان استراتژی اصلی توسعه کشاورزی ارگانیک ارایه شده است.واژه آفت معمولاً در كشاورزي براي هر موجود زنده‌اي كه باعث ايجاد خسارت اقتصادي شود به كار مي‌رود. مهمترين اجزاء در طبقه‌بندي آفات شامل سه گروه علف‌هاي هرز، عوامل بيماري‌زاي گياهي مانند قارچ‌ها و باكتري‌ها و ويروس‌هاي گياهي و گروه انتومولوژي (شامل حشرات، كنه‌ها و ساير بي‌مهرگان) و حتي در برخي موارد پرندگان مي‌باشند.

اساساً راهكارهاي مبارزه با آفات بر مبناي پنج روش زيستي، شيميايي، فيزيكي، مكانيكي، زراعي و پيش‌گيري طراحي شده‌اند كه البته در نظام‌هاي كشاورزي ارگانيك روش شيميايي جايگاهي ندارد ليكن در نظام‌هاي كشاورزي پايدار و ارگانيك تلفيق روش‌هاي مختلف مبارزه به عنوان راهكار موثري در نظر گرفته مي‌شود. رايج‌ترين روش‌هاي مبارزه با آفات به عنوان يك مفهوم كلي عبارتند از:

الف) جلوگيري: در روش جلوگيري، هدف ممانعت از ورود آفت به محيط و عدم حضور آفت است. استفاده از اين روش به ويژه جهت محدود كردن گسترش يا معرفي آفات غيربومي جديد در سطح منطقه‌اي و جهاني سودمند خواهد بود. وجود غرنطينه‌هاي گياهي در فواصل بين راهها، مرزها و مبادي ورودي كشورها و يا استانها از اهميت بالايي در اين خصوص برخودارند.

 ب) حذف: در اين روش حذف آفت از ناحيه‌اي كه قبلاً در آن حضور داشته، هدف مي‌باشد. اين راهكار زماني موفقيت‌آميز خواهد بود كه آفت خاص بطور دائم يا موقتي كاملاً از محيط حذف شود. البته بايد توجه داشت كه روش حذف در مورد بيشتر آفات حتي از سطح يك مزرعه نيز بسيار مشكل و پرهزينه و حتي غيرممكن است.

 ج) كاهش جمعيت آفت: در اين روش سعي در پايين نگهداشتن جمعيت آفت، زيرسطح خسارت اقتصادي است.اين راهكار به دو روش اجرا مي‌گردد. اول روش واكنشي كه بر مبناي اطلاعات زيستي محيط مانند آگاهي از تعداد آفت در محيط مي‌باشند. دوم، روش پيش آگاهي كه بر مبناي تجارب تاريخي يا تقويم هجومي آفت برنامه ريزي مي‌شود. از آنجا كه هدف نظام‌هاي فشرده كسب حداكثر توليد مي‌باشد، لذا حذف كليه عوامل نامطلوب زيستي در اولويت خواهد بود. براين اساس مفهوم كنترل شامل حذف كامل از نظام زراعي بوده و كاربرد سموم حتي به ميزان بسيار زياد توجيه بذر قلمداد مي‌شود.اما برمبناي تفكر كشاورزي ارگانيك، آفت جزيي از اجزاي بوم نظام است. براي مثال علف هرز به عنوان يك توليد كننده و حشرات به عنوان يك مصرف كننده اوليه مي‌باشد.

 از آنجا كه بوم نظام زراعي شامل مجموعه‌اي از عوامل زيستي و غيرزيستي است، لذا هرچه روابط بين اجزاء آن پيچيده تر و جوامع زيستي متنوع تر باشند، نظامي با ثبات تر محسوب شده و حذف كامل آفات ضروري و الزامي به نظر نمي‌رسد. به عبارت ديگر، در اين تفكر جديد، آفت عنصري از بوم نظام زراعي بوده لذا بايد مديريت شود و نه حذف. البته بديهي است كه تراكم آفت بايستي در يك حد مشخص حفظ گردد. لازم به ذكر است كه در تفكر اول، فرآيند حذف عمدتاً مشاهد‌ه‌اي است به عبارت ديگر، ابتدا علف هرز يا آفت مشاهده شده با آن مبارزه مي‌شود، اما در حالت دوم، مديريت نيازمند اطلاعات گسترد‌ه‌اي خواهد بود مانند آگاهي از زمان حضور، نوع الگوي رشد، بر همكنش‌ها با ساير موجودات، اكولوژي رفتار آفت و پيش‌بيني زمان حضور آفت.

مهمترين تاثير منفي حضور آفات (علف‌هاي هرز، حشرات، بيماريها) كاهش عملكرد كمي يا كيفي محصولات است و در اين خصوص عامل مديريتي كه معمولاً مطرح مي‌باشند عبارتند از تعيين مناسب‌ترين و اقتصادي‌ترين زمان مبارزه با آفت و همچنين تعيين راهكار مناسب مديريت آفت. در رابطه با عامل اول، ميزان سود اقتصادي معيار مناسبي جهت تعيين زمان آغاز مبارزه مي‌باشد. مبارزه با آفت اگرچه از ميزان كاهش عملكرد مي‌كاهد اما هرگز بطور كامل آن را جبران نخواهد كرد زيرا يا روش مديريت آفت كامل و دقيق اجراي نمي‌گردد و يا زمان شروع مديريت آفت از يك حد آستانه به بعد آغاز مي‌شود.

 مفهموم آستانه خسارت گياه زراعي، عبارت است تراكمي از آفت كه هيچگونه كاهشي در عملكرد گياه زراعي ايجاد نكند. در اين خصوص مفهوم جديد ديگري تحت عنوان سطح آسيب اقتصادي مطرح مي‌گردد كه عبارت است از تراكمي از آفت كه در آن، سود جلوگيري از تلفات مساوي با هزينه‌هاي صرف شده براي مبارزه با آفت است. چنانچه تراكم آفت از سطح آسيب اقتصادي بيشتر باشد، سود حاصل از بهبود عملكرد بيشتر از هزينه‌ مبارزه با آفت بوده و اجراي تيمار مبارزه با آفت سودمند خواهد بود. در مقابل، چنانچه تراكم آفت كمتر از سطح آسيب اقتصادي باشد، سود حاصل از تغييرات عملكرد، كمتر از هزينه مبارزه با آفت خواهد بود. بديهي است در اين شرايط مبارزه با آفت سودمند نمي‌باشد.

 البته بايد در نظر داشت كه نبايد زمان مبارزه را تا رسيدن تراكم آفت به سطح آسيب اقتصادي به تاخير انداخت. در رابطه با عامل دوم (راهكار مديريتي آفات)، بايد مسئله پويايي فرايند مديريت آفت مورد توجه قرار گيرد زيرا جمعيت آفت در طي زمان داراي نوسان بوده و اين تغييرات نيز به نوبه خود، روش مديريت را نيز در طي فصل تغيير مي‌دهد. لذا آگاهي مداوم از وضعيت آفت در محيط از طريق نمونه‌گيري ضروري است. در اين راستا بهره‌گيري از مديريت تلفيقي يكي از الزامات در بوم نظام‌هاي ارگانيك به حساب مي‌آيد. اصولاً مديريت تلفيقي آفات شامل تركيب يا جايگزيني بهينه روش‌هاي زيستي، زراعي، مكانيكي (شيميايي) با هدف رساندن جمعيت آفت به زير سطح آسيب اقتصادي مي‌باشد. استفاده موثر و كارآمد از عمليات زراعي در الگوهاي كشت گياهان، از جمله موارد مطرح در مديريت تلفيقي محسوب مي‌گردد. بطوري كه با دستكاري و تعمير در يك نظام زراعي مي‌توان از يك سو فعاليت آفت را كاهش و از سوي ديگر فرآيند كنترل زيستي را نيز بهبود بخشيد. اين راهكار در حقيقت تلفيقي از برخي عمليات مديريتي همچون تناوب، خاك‌ورزي حداقل، بهبود و بهسازي خاك و استفاده از گياهان پوششي است.

در اين رابطه مجموعه‌اي از مهمترين روش‌ها به همراه درجه تاثير گذاري آنها بر جوامع زيستي نامطلوب در جدول ارائه شده است. يكي ديگر از راهكارها مديريتي آفات در نظام‌هاي ارگانيك، مديريت فشرده زيستي آفات مي‌باشد كه امروزه بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين راهكار هم كليه روش‌هايي كه سازگاري مطلوبي با ديدگاههاي اكولوژيكي داشته و هم روش‌هايي كه باعث مي‌شوند آفت همواره در زير سطح خسارت اقتصادي باقي بماند را در برمي‌گيرد. كنترل زيستي يكي از مهمترين اجزاء اين راهكار است. در بوم نظامهاي طبيعي معمولاً سازوكار كنترل زيستي حدود 40 تا 60 درصد از كل مجموعه حفاظت را بر عهده دارد. پذيرش و كاربرد برخي اجزاء سازگار با مفاهيم اكولوژيكي در رهيافت مديريت فشرده زيستي آفت، مانند روش‌هاي زراعي، مكانيكي، فيزيكي، ژنتيكي و زيستي و مفاهيم ماوراء طبيعي همگي در دستيابي به يك مديريت معقول آفت در بوم نظام موثر خواهد بود. استفاده از مواد ضدتغذيه‌اي طبيعي، تركيبات دفع كننده طبيعي، تركيبات جاذب طبيعي از ديگر اجزاي اين راهكار مي‌باشند. مطالعات مهم و پايه‌اي در رابطه با اين راهكار شامل پژوهش در مورد شناسايي دشمنان طبيعي آفت با قابليت توليد انبوه، شناسايي گياهان و ميزبان‌هاي مناسب آفات، دوره ذخيره و نگهداري عوامل كنترل زيستي و انتخاب مناسب ترين بوم نظام زراعي براي آزاد سازي دشمنان طبيعي مي‌باشند.

بنابراين راهكار مديريت فشرده زيستي آفات شامل مجموعه‌اي از عوامل كنترل زيستي به همراه استفاده از سموم آفت كش‌ قابل تجزيه در محيط (فقط در شرايط ضرورت، توصيه مي‌شود) و همچنين ساير راهكارهاي سازگار با تفكر اكولوژيك بوده و نتيجه آن مديريت كارآمدتر آفت خواهد بود. بطور خلاصه مجموعه‌اي از اجزاء راهكار مديريت فشرده زيستي آفات كه همگي در سطح بوم نظام زراعي به كار گرفته مي‌شوند عبارتند از:

- كنترل زراعي بر پايه درك و مديريت بهتر گياهان زراعي با استفاده از راهكارهاي الگوي كاشت، كشت مخلوط و استفاده از بقاياي گياهي - به حداكثر رسانيدن درجه مقاومت گياهان ميزبان به آفت - افزايش فعاليت عوامل كنترل زيستي - استفاده از جوامع گياهان غيرزراعي در كنترل آفت مانند پوشش گياهي بومي موجود در محيط طبيعي مجاور در نظام زراعي - استفاده از آفت كش‌هاي زيستي (غيرشيميايي) - استفاده از روش‌هاي مدرن تصميم گيري در رابطه با نوع مبارزه مانند ارزيابي و ديده باني مداوم جمعيت آفت و دشمنان طبيعي در طول سال و همچنين استفاده از مدل‌هاي رياضي و رايانه‌اي خاص جهت بررسي تغييرات جمعيت آفت و رابطه با آن با درج خسارت به گياه زراعي - توجه به مسائل و مشكلات اجتماعي – اقتصادي محيط زراعي و غيرزراعي - آموزش و انتقال روش‌ها، فناوريها و ديد‌گاههاي منطبق با تفكر كشاورزي ارگانيك به مجموعه انساني مشاركت كننده در مديريت آفت مديريت اكولوژيك بيماريها اصولاً شيوع بيماريهاي گياهي در بوم نظامهاي زراعي بيشتر از پوشش‌هاي طبيعي است.

ميزان و نحوه دخالت انسان در بر هم زدن توازن طبيعت از جمله مهمترين شرايطي است كه عامل بيماري‌زا را قادر مي‌سازد تا به حد طغيان برسد كه اين امر به ويژه در نظامهاي زراعي و باغي كه چه به لحاظ فلور گياهي و چه از نظر ذخاير ژنتيكي درجه تنوع پايين دارا مي‌باشند، مشهودتر است. بديهي است افزايش آگاهي در رابطه با عوامل موثر در مثلث بيماري (عامل بيماري‌زا- ميزبان- محيط) نقش مهمي در استفاده و بكارگيري از اصول اكولوژيكي جهت كاهش جمعيت يا كاهش خسارت بيماري‌هاي گياهي خواهد داشت. به طور كلي سه راهبردي كه نقش مهمي در به حداقل رساندن خسارت ناشي از مجموعه آفات دارند عبارتند از: 1- حذف يا كاهش عوامل اوليه بيماريزايي يا تاخير در ظهور آن 2- كند كردن سرعت تكثير عامل بيماري‌زا 3- كاهش طول مدت زماني كه گياه زراعي در معرض بيماري قرار مي‌گيرد. هر راهكار اكولوژيكي غيروابسته به سموم شيميايي، نيازمند درك اين نكته است كه يك عامل به تنهايي مسئول ايجاد بروز بيماري نخواهد بود به علاوه راهكار فوق بايستي متكي بر مجموعه‌اي از عمليات زراعي- كشاورزي باشد كه حالت ثبات و موازنه را بين گياه زراعي و عوامل بيماري‌زا تقويت مي‌كند بدون شك يكي از راهكارهاي مديريت اكولوژيكي بيماريها و آفات روش كنترل زيستي است در اين رابطه مهمترين فناوريهاي مديريتي بر پايه تفكر زيستي جهت كنترل بيماريها عبارتند از: - استفاده از تركيبات آلي (مواد آلوپاتيك، بازدارنده و دفع كننده) - تناوب ( كشت گياهان غيرميزبان با هدف ايجاد وقفه در توليد و تكثير عامل بيماري‌زا و نيز كشت گياهان تله‌اي ) - استفاده از جوامع زيستي جهت كنترل عامل بيماري‌زا (مانند دشمنان طبيعي، شكارچي، ميكروارگانيسم‌هاي آنتاگونيسم) - اجراي قرنطينه‌ جهت محدود كردن دامنه فعاليت و گسترش عامل بيماري‌زا - استفاده از روش‌هاي زراعي خاص مانند از بين بردن بقاياي گياهي آلوده، آبياري در زمان مناسب و روش‌هاي خاص، نظام‌هاي خاك ورزي حداقل و تغذيه مناسب خاك مديريت اكولوژيك علف‌هاي هرز در بوم نظام ارگانيك در اكثر جوامع علف‌هاي داراي خصوصياتي همچون سرعت رشد زياد، طول عمر معمول كمتر از يكسال، ورود سريع به مرحله زايشي و توليد تعداد زيادي بذر كوچك مي‌باشند. دارا بودن چنين خصوصياتي باعث مي‌شود كه با وجود هرگونه تغييرات محيطي، علف‌هاي هرز توانايي توليد بذرهاي كافي براي استقرار مجدد را داشته باشند.

رقابت از جمله اصول ارزشمند اكولوژيك است كه نقش موثري در كنترل علف‌هاي هرز در بوم نظام زراعي ايفاد مي‌كند. بطور كلي جوامع علف‌هاي هرز بومي هر ناحيه اغلب سازگاري بهتري در مقايسه با گياهان زراعي به نوع خاك، دما، بارندگي و سطوح عناصر غذايي خاك دارا مي‌باشند. لذا توصيه مي‌شود حتي‌الامكان براي هر منطقه، از گياهان زراعي بومي همان منطقه استفاده شود. از طرف ديگر دوره همزماني رشد گياه زراعي و علف هرز نقش مهمي در ميزان رقابت كنندگي بين دو گونه گياهي دارد. جوامع علف‌هاي هرز اوايل مرحله استقرار گياه زراعي از توان رقابتي بيشتري نسبت به گياهان زراعي برخودارند زيرا در اين زمان معمولاً علف‌ هرز در مرحله رشدي سريع بوده ولي گياه در مرحله رشدي كند است اما علف‌هاي هرزي كه پس از كامل شدن تاج پوشش گياهي يا اواخر دوره رشد گياه زراعي جوانه مي‌زنند، تاثير رقابتي كمي بر گياه خواهند داشت.

لذا توجه مي‌شود مبارزه با علف‌هاي هرز بطور مكانيكي در ابتداي مراحل رشد و اندكي پس از كاشت صورت پذيرد. همچنين كشت گياهاني با سايه انداز متراكم و سايه دهي زياد، رشد اوليه سريع، توليدكننده مواد آللوتيپك، برگهاي پهن، جذب سريع منابع غذايي و آب همگي توان رقابتي علف‌هاي هرز را در جذب و استفاده از منابع طبيعي كاهش خواهند داد. حضور گياهان پوششي و خفه كننده و گياهان علوفه‌اي پرتراكم نيز در تناوب، از جمله راهكارهاي زراعي در كاهش جوامع علف‌هاي هرز محسوب مي‌گردند. دوره بحراني كنترل علف‌هاي هرز از اجزاي مهم برنامه مديريت تلفيقي علف‌هاي هرز محسوب شده و دوره‌اي از چرخه رشد گياه است كه چنانچه در آن مرحله زماني علف‌هاي هرز كنترل شوند اولاً به لحاظ اقتصادي و زيست محيطي مديريت علف‌هاي هرز مطلوب بوده و ثانياً به لحاظ كاهش عملكرد نيز در مرحله آستانه مطلوب خسارت اقتصادي خواهد بود. زمان شروع و پايان دوره بحراني كنترل علف‌هاي هرز، بستگي به سطح قابل پذيرش يا مجاز در كاهش عملكرد گياه زراعي دارد (بين 2 تا 5 درصد كاهش در عملكرد) اين سطح را مي‌توان بر اساس هزينه كنترل علف هرز و سود مالي قابل انتظار نيز تنظيم نمود (بسته به قيمت تجارتي يك محصول هزينه كنترل علف‌هاي هرز، سطح مجاز عملكرد نسبي نيز تغيير خواهد كرد).به طور كلي هر نوع روش مطلوب و موفقيت آميز كنترل غير شيميايي علف‌هي هرز، بايد تراكم آنها را به سطح آستانه اقتصادي يا كمتر برساند. آستانه اقتصادي شامل موقعيت‌هايي است كه بتوان سطح قابل پذيرش از خسارت اقتصادي را تخمين زده و براساس آن هزينه كنترل علف‌ هرز را توجيه پذير نمود. در حال حاضر مشخص شده است كه تلفيق روش‌هاي مختلف كنترل علف‌هاي هرز، برنامه مديريت آنها را بهبود مي‌بخشد.برخي از روش‌هاي زراعي مانند تركيب ارقام گياهي، تراكم گياهي، فواصل رديف، زمان كاشت، مديريت آبياري، ميزان و زمان كاربرد كود نيتروژن، نوع خاك ورزي، الگوي كشت مخلوط و خصوصيات فنولوژيكي، همگي رابطه بين گياه زراعي و علف هرز را تغيير مي‌دهند. براي مثال چنانچه توان رقابتي يك گونه مهم علف‌ هرز بر پايه خصوصيات جوانه‌زني سريع باشد، بهترين گزينه براي كنترل علف‌هرز، انتخاب گياهان يا ارقام سريع‌الرشد و زودرس مي‌باشد. برخي اصول اكولوژيكي كه به عنوان مهمترين عمليات غيرشيميايي كنترل علف‌هاي هرز شناخته شده‌اند در جدول آورده شده است. اصول اكولوژيك علميات كنترل علف‌هاي هرز 1- كاهش ورود و افزايش خروج از بانك بذر خاك  جلوگيري  پرتودهي خاك  كنترل علف هرز قبل از تشكيل بذر آن 2- گياه زراعي سريع تر فضا (منابع محيطي) را در اختيار بگيرد  كشت زود هنگام  نشاكاري  خاك ورزي زود 3- كاهش رشد علف‌ هرز و كسب فضاي كم تر  وجين  خاك‌ورزي  مالچ 4- بيشينه كردن رشد و سازگاري گياهان زراعي  گزينش ارقام گياهي مناسب  كشت زود هنگام 5- كمينه كردن رقابت درون گونه‌اي بين گياهان  گزينش تراكم مناسب گياهي  انتخاب فواصل بين رديف مناسب 6- بيشينه كردن اثرات رقابتي بين گياهان زراعي و علف‌هرز  كشت گياهان خفه كننده  كشت گياهان پوششي 7- تغيير محيط زراعي با هدف كاهش مطلوبيت براي علف هرز  تناوب گياهان زراعي  تناوب روش‌هاي كنترل علف هرز 8- بيشينه كردن كارايي استفاده از منابع طبيعي توسعه گياه زراعي  كشت مخلوط بنابراين به عنوان يك جمع‌بندي كلي درخصوص محافظت گياهان در برابر آفات مي‌توان به اختصار به موارد زير اشاره نمود: - استفاده از برنامه مناسب تناوب كشت - كشت مكانيكي - حفاظت از دشمنان طبيعي آفات از طريق تقويت زيستگاه مناسب مانند پرچين‌ها و محل‌هاي تخم‌گذاري، محدوده‌هاي حفاظتي اكولوژيكي كه داراي پوشش گياهي طبيعي و يا لانه شكارگران آفات باشد. - ايجاد تنوع در اكوسيستم‌ها بر حسب مناطق جغرافيايي - از بين بردن علف‌هاي هرز با شعله افكن - استفاده از دشمنان طبيعي و رهاسازي شكارچي‌ها و انگل‌ها - استفاده از تركيبات بيوديناميكي حاصل از خاك سنگ، كود حيواني و يا گياهان - پوشاندن با مايع و انباشت كاه - چراندن دام‌ها - كنترل مكانيكي مانند تله گذاري، موانع دور كننده نوري و صوتي - سترون سازي با بخار در مواردي كه تناوب خاك و تجديد آن امكان‌پذير نباشد. مدیریت جامع آفات چه در شرایط ارگانیک و چه در شرایط اکوسیستم زراعی متداول را به ساختمانی تشبیه نموده‌اند که بر اصول اقتصادی استوار شده‌است. لذا در این ارتباط اطلاع از میزان آلودگی، تراکم آفت، سطح زیان اقتصادی، قیمت محصول، هزینه کنترل، هزینه‌های کاشت، داشت و برداشت و حتی دستمزد کارگران تکیه دارد. در طبقه دوم این ساختما اصول اکولوژیک قرار دارند که یکی از مهم‌ترین نکات در کشاورزی ارگانیک نیز هست. در گام بالاتر، استراتژی‌های تخمین تراکم آفت با هدف تصمیم‌گیری در مورد نوع روش مورد استفاده قرا دارند و در ن هایت اتخاذ مناسب‌ترین روش بسته به نوع محصول، شرایط زراعی، آفت یا بیماری خسارت‌زا و... متغیر خواهد بود. اهتمام کلی بر این است تا همواره بخش عمده هزینه‌ها معطوف به کنترل آفات کلیدی یا دائمی و به خصوص در بازه زمانی بحران شوند؛ در حالیکه بر اساس اکولوژی رفتاری و فیزیولوژیک حشرات، همواره احتمال بروز آفات ثانویه و یا جیگزینی گونه‌ها در اکوسيستم‌های تحت تنش زراعی وجود دارد. از سوی دیگر، دانش کافی در ارتباط با تعیین دقیق سطح اهمیت آفات وجود ندارد. مدیریت جامع آفات چه با نگرش کشاورزی پایدار و چه در قالب کشاورزی ارگانیک مستلزم اطلاعات دقیق در ارتباط با اکوسیستم مورد نظر چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی است. به طوریکه حتی کاربرد سموم شیمیایی را نیز با نتیجه غیر قابل قبولی مواجه می‌کند. آنچه در کشاورزی ارگانیک به عنوان یکی از اصول کلی مطرح مي‌شود، کاربرد روش های کاشت، داشت و برداشت با تکیه بر حفظ تعادل اکولوژیک است. در این ارتباط مصرف سموم شیمیایی مصنوعی به عنوان مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌ها و از بین برنده تعادل طبیعی و نیز دستکاری چرخه‌های بین زنجیره‌های غذایی یکی از راهکارهای کاملاً مردود است. با توجه به آنکه تولید محصول سالم و عاری از هر گونه آلودگی شیمیایی هدف اصلی در استقرا رکشاورزی ارگانیک است، لذا می‌بایست این مقوله به عنوان سنگ بنای مدیریت آفات قرار گیرد. در حال حاضر کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی ننتوانسته‌است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی ارگانیک را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سيستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل: 1- ایجاد مقاوت به آفت‌کشها Resistance 2- بروز آفات ثانویه Replacement 3- پایداری در زیست محیط و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتر Residue 4- شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام و بروز مسموميت‌های حاد 5- کاهش میزان بهره‌وری محصول 6- افزایش میزان هزینه تولید 7- عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی در کشاورزی ارگانیک مکانیسم تولید محصولات در فرآيند کنترل آفات، بیماریها و علف‌های هرز با تکیه بر روش های مجاز غیر شیمیایی انجام می گیرد. مديريت تلفيقي آفات مديريت تلفيقي آفات (IPM) راهكاري براي حفاظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از خسارت آفات را كاهش مي‌ده.بعد از دهه 1950 توليد محصولات كشاورزي با استفاده از روش‌هاي نوين آبياري، ارقام پر بازده، كودهاي شيميايي و سموم آفت كش به سرعت افزايش يافت. با اين صنعتي شدن، انتظار افزايش توليد نيز بالا رفت. به نظر مي‌رسيد كه توليد محصولات كشاورزي با استفاده از صنعت سموم زيست‌كش در كنترل آفات به طور متعادل درآيد و به زودي كمبود مواد غذايي از بين برود. طولي نكشيد كه بازتاب صنعت فوق در طول دهه 1960 به تدريج سبب بروز مشكلاتي گرديد. استفاده بيش از حد سموم آفت‌كش، باعث مقاوم شدن آفات و ظهور آفات جديدي گرديد كه منجر به خسارت بيشتر به محصولات شد. به غير از موارد فوق در اثر استفاده بي‌رويه از سموم آفت‌كش، زيست بوم و محيط زيست به طور جدي به مخاطره افتاد و به همين دليل توجه بين‌المللي به اثرات دراز مدت استفاده از اين مواد بر سلامتي انسانها و محيط زيست معطوف گرديد. به طوري كه در كتاب بهار خاموش اثر راشل كارسون به تمامي اثرات ناشي از استفاده سموم اشاره شده‌است. براي مقابله با اثرات منفي ناشي از مبارزه شيميايي آفات، مديريت تلفيقي آفات توسعه يافت. استفاده از شيوه IPM در ابتدا روي آستانه سمپاشي متمركز شد، بعدها روش‌هاي كنترل غيرشيميايي با استفاده از سموم به طور لكه‌اي همراه شد كه نهايتاً مديريت تلفيقي نوين با تكيه بر مديريت كشت بوم پايه‌گذاري شد.به طور کلی IPM عبارت است ازشيوه‌هايي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان پذير و سازگار برای كنترل جمعيت آفات در زير سطح آستانه زيان استفاده میکند.با توجه به مخاطرات پيش امده حاصل از مصرف بي رويه سموم شيميايي، ازسال1957 میلادی IPM به عنوان استراتژي جايگزين در سطح دنيا معرفي شد.واز آن زمان تاکنون 4مرحله فرآيند تحولی داشته‌است. فنون و روش های مورد نظردر IPM عبارتند از: الف- شناخت و تفکیک عوارض ناشي از عوامل غير زنده: تثرات عوامل غیر زنده نظیر نور و گرما، سرما ويخبندان، خشكي، كمبود مواد غذايي در خاك، تگرگ، باد، رطوبت،در بسیاری موارد با خسارات ناشی از آفات مشابه مي‌باشد. شناخت این عواملو اثرات و تفکیک انهاتوسط بهره‌برداران نقش مهمی در حذف تعداد زیادی از مصرف کود و یا سموم شیمایی مي‌شود. از جمله این علایم می توان به موارد ذیل اشاره کرد: - علائم خسارت اين عوامل شامل:قهوه‌اي شدن پهنه برگ، سوختگي پوست ميوه، سياه شدگي شكوفه، ريزش برگ، ايجاد شكاف در تنه و شاخه‌ها، يخ زدگي بافتهاي گياهي، خفگي ريشه، كج شدن نهال‌هاي تازه توقف رشد، عقيم ماندن گلها، ب- روش كنترل مكانيكي: در این شیوه به روش دستی یا با استفاده از ابزارهای ابتدایی به طور مستقیم به حذف جمعیت آفت در اکوسیستم زراعی اقدام مي‌شود. نصب توری‌های حشرات، آغشته نمودن تنه درختان به مواد چسبناک، کندن گودال، جمع آوری مستقیم حشرات، استفاده از تله‌های تصافی و جاذب از متداول‌ترین روش های کنترل کننده حشرات در مبارزه مکانیکی است. ب- كنترل فيزيكي: در اين روش از خواص فيزيكي محيطي مثل آفتاب و يا ادوات عليه آفت استفاده مي‌شود مانند: - كاربرد سرما: اكثر حشرات در 10-5 درجه غير فعال يا از بين مي‌روند - كاربرد حرارت: اكثر آفات در 60-55 درجه از بين مي‌روند – شعله افكن براي علف‌هاي هزر و.. - كاربرد نور: تله نوري - كاربرد امواج راديويي و تشعشات: امواج راديويي با فركانس زياد (2450 مگاسيكل) دو گندم حرارتي معادل 85 – 75 توليد مي‌كند - استريليزاسيون خاك با استفاده از گرما: SolarizationSoil در این شیوه از خواص فیزیکی نظیر انرژی حرارتی، نور و امواج صوتی و تابشی اقدام به کنترل آفات مي‌شود. عمده‌ترین روش های مورد استفاده در حال حاضر عبارتند از سرما که به صورت یخ آب زمستانه در سطح گشترده توصیه مي‌شود؛ گرما یا حرارت زیاد که اغلب د رمورد آفات انباری کاربرد دارد؛ نور که با خاصیت فتوتروپیستم مثبت حشرات اقدام به جمع‌آوری آنها تحت تله‌های نوری می‌کند. امواج رادیوئی با فرکانس‌های بسیار بالا که در مورد آفات انباری و بهداشتی توصیه مي‌شود؛ پرتوهای یون‌ساز با هدف عقيم‌سازي افراد نر در جمعیت حشرات که در شرایط انباری با کارآیی بسیار بالا کاربرد دارد. روش های مبارزه فیزیکی علیرغم عدم تکیه بر مواد شیمیایی مصنوعی به دلیل برخی محدودیت‌ها در قالب کشاورزی ارگانیک در تمام موارد قابل توصیه نمی‌باشد. در این سیستم سرما به دلیل خونسرد بودن حشرات در اغلب موارد روشی چندان قابل اعتماد نمی‌باشد. تولید محصول سالم تحت کشاورزی ارگانیک با استفاده از پرتوهای یون‌ساز و امواج رادیوئی تناقض دارد و دقیقاً با استانداردهای ارگانیک مخالف است. لذا از میان کلیه روش های فیزیکی تنها استفاده از گرما به صورت کاربرد آفتاب‌دهی و تولید تله‌های نوری با عدف حمع‌آوری حشرات تنها روش های قابل توصیه هستند. ج- كنترل بيولوژيكي: كنترل از طريق دشمنان طبيعي آنها که ارزان، مستمر، موثر، دائمي، بي تاثير بر روي ساير عناصر اكوسيستم، عدم آلودگي محيط زيست، عدم مقاومت آفت مي‌باشد. اين عوامل شامل حشرات، كنه‌ها، قارچها، باكتري‌ها، ويروس‌ها، پرندگان و ساير جانوران مفيد هستند كه به سه دسته تقسيم ميشود الف: عوامل ميكروبي Pathogenes ب: انگل‌ها Parasites ج:جانوران شكارچي Predators مبارزه بیولوژیک عبارتست از استفاده از انگلها، شکارگرها، پارازیتوئیدها و عوامل بیماریزا در شرایط اگرواکوسیستم با هدف کاهش جمعیت آفت به زیر سطح زیان اقتصادی. روش های متداول کنترل بیولوژیک عبارتند از: 1) وارد نمودن دشمنان طبیعی غیر بومی و استقرار و تداوم یافتن آنها 2) تکثیر و ازدیاد دشمنان طبیعی آفت طی جمع‌آوری، پرورش و ررهاسازی عوامل کنترل بیولوژیک 3) محافظت از حشرات مفید محلی با استفاده معقولانه از سایر روش های کنترل آفات و حفاظت از میزبان واسط به طوری که حشرات مفید به تولید مثل خود ادامه داده و در زمان مقتضی قابل دسترس باشند. کنترل کیفی در پرورش انبوه دشمنان طبیعی از مواردی است که نیاز به تعریف و توجه به واژه‌های کلیدی دارد. کیفیت یعنی برتری در نوع، داشتن کارایی در انجام عمل اختصاص یافته به آن. مفهوم آن در کنترل بیولوژیک عبارت است از: کنترل یک آفت معین روی محصول خاص در محیط مشخص. به مفهوم روشن‌تر تأثیر متقابل بین حشره تولید انبوه شده و متغیرهای محیطی است که در خلال رهاسازی با آن مواجه می‌شود. کیفیت اگرچه مورد توجه فزاینده پرورش دهندگان و دست اندرکاران تولید انبوه بوده و موضوعی با تحقیقات قابل توجه است، اغلب دارای سه عنصر مهارت، نسبی بودن و مرجع است.به عبارت دیگر کیفیت درجه عالی بودن نسبت به یک مرجع یا ملاک است. در هر برنامه پرورش انبوه دو عنصر اساسی تولید حشرات و عملکرد آینده حشرات تولید شده برای رسیدن به هدف رهاسازی مورد نظر قرار می‌گیرد. این عناصر را می‌توان به عنوان یک سری از مراحل و رخدادها به شرح زیر در نظر گرفت که هر یک فرایندهای قبلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. گذشته از این ملاک‌ها، نیازها و تنگناهای مربوط به هر رویداد نیازهایی را بر رویدادهای قبل تحمیل می‌کنند.: فرآیند تولید انبوه حشرات و عوامل کنترل بیولوژیک مفید عبارتست از تولید آسان هر گونه با راندمان و تعداد کافی از نیازهای اصولی مورد نظر در برنامه رهاسازی آن. تحقیق و توسعه می‌بایست روی این جنبه متمرکز شود. در برنامه‌های کنترل بیولوژیک رهاسایز اشباع و رهاسازی تلقیحی به تولید انبوه دشمنان طبیعی نیاز مبرم وجود دارد. در اکثر نقاط دنیا تولید انبوه معمولاً به وسیله شرکتهای خصوصی کوچک انجام می‌شود و ممکن است به تولید دشمنان طبیعی با کیفیت نامطلوب و شکست برنامه کنترل بیولوژیک منتهی گردد. برنامه تولید انبوه در مقیاس بزرگ تنها در مورد 15 گونه از دشمنان طبیعی در دسترس است و تاکنون تکنولوژی پرورش دشمنان طبیعی روی میزبان های جانوری و گیاهی غیر طبیعی یا غذای مصنوعی تاکنون توسعه چندانی نیافته است. از آنجا که نه تنها با عوامل بیولوژیک و فیزیولوژیک، بلکه با فاکتورهای رفتاری و اکولوژیک نیز فرآیند پرورش مختل می‌شود، لذا در اکثر موارد پرورش آزمایشگاهی و گزینش مصنوعی در نهایت به عدم کارایی دشمن طبیعی در شرایط صحرایی منجر خواهد شد. حفظ تغییرات ژنتیکی در جمعیت‌های طبیعی یا آزمایشگاهی یکی از نکات بشیار با اهمیت در ژنتیک جکعیت دشمنان طبیعی است. در شرایط استاندارد پرورش انبوه بعضی از ژنوتیپها مطلوب بوده و افراد تطابق نیافته معمولاً از بین می‌روند. در تولید انبوه می‌بایست از وقوع کاهش واریانس ژنوتیپ جلوگیری شود. مطالعات اساسی ژنتیکی گونه‌های مورد نظر باید به عنوان یک نیاز اولیه پرورش انبوه مورد توجه قرار گیرد، تا نظارت و مراقبت ژنتیکی در آینده قابل پیش‌بینی باشد. فرآیند تولید به جابجایی عوامل کنترل طبیعی و رهاسازی آنها در منطقه هدف ختم می‌شود. روش های انتقال، بسته بندی، تحویل و رهاسازی حشرات تولید شده به نیازهای برنامه کنترل وابسته‌اند. مراحل تولید انبوه حشرات و عوامل مفید به مراحل زیر طبقه‌بندی می‌شوند: - اهداف برنامه باید به طور وضوح تعریف و مشخص شوند. - طرح آزمایشگاه، انواع و تعداد حشرات مورد پرورش و سایر عوامل کنترل طبیعی، رفتارها و نیازهای غذایی آنها، فضا و ابزار مورد نیاز، شرایط محیطی و معیارهای بهداشتی در نظر گرفته شوند. - استقار و نگهداری کلنی به شناخت رفتار هر گونه و انتخاب بهترین غذا و روش پرورش نیاز دارد. -تحقیق و توسعه روش‌ها، تحقیقات کافی در مورد چرخه زندگی در آزمایشگاه، داده‌های رشدی را برای استفاده در نگهداری و تولید کلنی فراهم می‌آورند. - منابع شامل بودجه، کارکنان، وسایل، مواد، امکانات و کلنی‌های حشرات. - کنترل کیفی و عملکرد بیولوژیکی -تولید انبوه. با این حال عوامل کننرل بیولوژیک به عنوان سربازان اکولوژیک موجود در طبیعت واجد مزایای زیر می‌باشند: - در صورت استقرار مبارزه بیولوژیک در شرایط زراعی، تداوم مبارزه بیولوژیک به شکلی نسبتاً قابل تکیه وجود دارد - بر روی جانوران خونگرم و موجودات غیر هدف تأثیری ندارند - ماندگاری در محیط ندارند - فعالیت تخصصی داشته و اتلاف ندارند. کنترل مبارزه شیمیایی مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی ارگانیک به دلیل منع استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی به سمت کاربرد مواد سمی دریافت شده از گیاهان گرایش داشته و لذا سعی می‌شود در این زمینه رویکرد به سمت کاربرد اسانس‌های آفت کش گیاهان باشد. فهرستی از مواد بیولوژیک مجاز تاکنون در قالب کشاورزی ارگانیک به دست آمده است که در مواردی کاربرد آنها در جهت کاهش جمعیت آفات و بازدارندگی آنها آزمون شده حتی در شرایط زراعی نیز استفاده و در سطح تجاری تولید می‌شوند. این مواد که اغلب تحت نام‌های آفت‌کش های بیولوژیک، آفت‌کش های گیاهی و آفت‌کش های ارگانیک معرفی می‌شوند، دارای مزایای قابل توجهی جهت استفاده تحت کشاورزی ارگانیک می‌باشند: . در این ارتباط گیاهان دارای اسانس‌های سمی در سه گره قرار داده می‌شوند؛ 1- گیاهانی که در سطح جهانی دارای استاندارد تولید و کاربرد در کشاورزی ارگانیک را داشته و قابلیت توصیه به کشارزان و در سطح تولید انبوه را داشته باشند. 2-گیاهانی که احتمال خاصیت آفت‌کشی در آنها تشخیص داده شده ولی در چرخه کاربرد به عنوان مولد سموم گیاهی قرار نگرفته‌اند 3-گیاهانی که احتمالاً دارای خاصیت آفت‌کشی هستند ولی همچنان به عنوان علف‌های هرز با آنها برخورد شده و شدیداً طی مبارزه زراعی قلع و قمح می‌شوند. مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی ارگانیک به دلیل منع استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی به سمت کاربرد مواد سمی دریافت شده از گیاهان گرایش داشته و لذا سعی مي‌شود در این زمینه رویکرد به سمت کاربرد اسانس‌های آفت کش گیاهان باشد. فهرستی از مواد بیولوژیک مجاز تاکنون در قالب کشاورزی ارگانیک به دست آمده‌است که در مواردی کاربرد آنها در جهت کاهش جمعیت آفات و بازدارندگی آنها آزمون شده حتی در شرایط زراعی نیز استفاده و در سطح تجاری تولید می‌شوند. این مواد که اغلب تحت نام‌های آفت‌کش های بیولوژیک، آفت‌کش های گیاهی و آفت‌کش های ارگانیک معرفی می‌شوند، دارای مزایای قابل توجهی جهت استفاده تحت کشاورزی ارگانیک می‌باشند: - اغلب این مواد دارای دامنه عملکرد گسترده بوده و بروز مقاومت در برابر این ترکیبات اغلب در بازه زمانی بسیار طولانی رخ مي‌دهد - بسیاری از امواد شناخته شده در این گروه دارای انعطاف پذیری بوده و هیچگونه محدودیتی در استفاده همراه با سایر روش های کنترل غیر شیمیایی ندارند. - به علت منشأ زیستی این ترکیبات، دوره کارنس تعریف شده برای آنها بسیار کوتاه بوده و گاهی حتی هیچگونه دوره کارنی تعریف نمي‌شود. -این مواد فاقد هرگونه بقایا در محیط بوده و به علت منشأ زیستی خود سریعاً تجزیه می‌شوند. - هنوز بسیاری آفات وجود دارند که هیچگونه روش تعریف شده کنترل کننده‌ با منشأ شیمیایی و غیر شیمیایی نداشته و لذا استفاده از آفت‌کش های گیاهی با دامنه عملکرد وسیع مي‌تواند راهکاری مناسب بر علیه آنها باشد. در این ارتباط گیاهان دارای اسانس‌های سمی در سه گره قرار داده می‌شوند؛ 1-گیاهانی که در سطح جهانی دارای استاندارد تولید و کاربرد در کشاورزی ارگانیک را داشته و قابلیت توصیه به کشارزان و در سطح تولید انبوه را داشته باشند. 2-گیاهانی که احتمال خاصیت آفت‌کشی در آنها تشخیص داده شده ولی در چرخه کاربرد به عنوان مولد سموم گیاهی قرار نگرفته‌اند 3-گیاهانی که احتمالاً دارای خاصیت آفت‌کشی هستند ولی همچنان به عنوان علف‌های هرز با آنها برخورد شده و شدیداً طی مبارزه زراعی قلع و قمح می‌شوند. برخی ترکیبات مجاز برای کنترل آفات و بیماری‌های گیاهی در ارگانیک نام مواد مجاز ردیف ترکیب شیمیایی که از ریشه گیاه دریس به دست می آید. 1 ترکیب شیمیایی کاسین که از چوب گیاه کاسین بدست می آید. 2 ترکیب شیمیایی ریانودین که از ساقه و ریشه گیاه دیانا بدست می آید. 3 Propolis 4 خاک دیاتومه دار 5 پودر سنگ 6 ترکیبات بر اساس متالدئید اید که حاوی ماده دور کننده حیوانات اهلی باشد. 7 گوگرد 8 ترکیب بوردو 9 ترکیبات « پیر ترین» که از گل‌های خشک شده گیاه کریزانتموم بدست می آید. 10 ترکیب بور گو ندی (نوعی قارچ کش) 11 سیلیکات سدیم 12 بی کربنات سدیم 13 صابون پتاسیم نرم 14 ترکیبات فرومونی 15 ترکیبات باکتری با سیلوس تورنیژینسیس 16 ترکیبات ویروسهای گرانوله 17 روغن های گیاهی و حیوانی 18 روغن پارافین 19 پاپرترین 20 روتنن 21 کوازیاآمارا 22 جلبک دریایی 23 پلاتین 24 لستین 25 تنباکو 26 سابادیلا 27 موم 28 سولفور 29 سیلیکات 30 سدیم بیکربنات 31 پتاسیم بیکربنات 32 فسفات آهن 33 باکتری‌ها 34 ویروس‌ها 35 قارچ‌ها 36 صابون پتاسیم 37 اتیل الکل 38 روغن‌های معدنی 39 بیو دینامیک 40 برخی ترکیب شیمیایی حاصل از گياهان برای کنترل آفت درایران • نعناع فلفلي :سه پاتوژن گياهي Fusarium, Macrophomina. Phaseolinaاثر قارچ كشي به صورت بازدارندگي نه كشندگي • اسانس نعناع آفت انباري : كشندگي • صمغ آنغوزه: شيشه آرد :بازدارندگي از تغذيه لاروها • گل حسرت: شته مومي كلم كشندگي • چريش فرمولاسيون آلماني سوسك شاخك‌بلند :اثر دوركنندگي+بازدارندگي تخم‌ريزي • چريش فرمولاسيون آلماني پاتو‍‍ژنهاي گياهي عموميبازدارنده رشد يا توقف كامل رشد • چريش هندي و آلماني عسلك پنبه در گلخانه :بازدارندگي رشد يا توقف كامل رشد • چريش آلماني موش نروژي ماده عقيم سازي و س

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 27/7/1387 و ساعت 06:18 موضوع: اصول ارگانيك در محصولات زراعي و باغي | - نظر(0) -


IPM

مدیریت تلفیقی حفاظت از محصول (IPM)

 مقدمه

 بنابر تعریف آفت موجودی است ناخواسته که موجب کاهش کمی و کیفی غذای دام یا انسان گشته و در هر یک از مراحل کاشت، داشت و برداشت باعث خسارت محصولات کشاورزی و همچنین انتقال عوامل بیماریزا و حتی تخریب سازه‌های عمرانی می‌شوند. هر گونه مجود زنده به عنوان عضوی از اکوسیستم زراعی دائماً در تقابل با سایر موجودات زنده‌ای است که در خرد زیستگاه با یکدیگر در تعاملند و تنها تبدیل سیستم‌های طبیعی به زراعی به عنوان اولین گام منجر به تغیر وضعیت برخی حشرات به صورت آفت، برخی تک یاخته‌ها به صورت عامل بیماریزا و برخی گیاهان به صورت علف‌هرز می‌گردد. حشرات در اکوسیستم‌های ناپایدار زراعی با کلیه شرایط اکولوژیک مجود سازگار شده و بنابر قانون توانایی سازگاری بسیار بالا عی در حفظ بقا و لذا بهره‌برداری بهینه از منبع موجود دارند. عمده دلایلی که باعث تغییر وضعیت یک موجود زنده به صورت یک آفت می‌شوند، عبارتند از:

 1- تبدیل اکوسیستم‌های طبیعی به زراعی (تغییر شرایط اکولوژیک) 2

- تمرکز مواد غذایی مطلوب آفات یا بستر زیستی مناسب در یک نقطه

3- تغییر در کیمت و کیفیت محصولات زراعی طی دستکاری‌های ژنتیکی

 4- مصرف سموم شیمیایی و حذف دشمنان طبیعی

 5- طغیان آفات کلیدی به دلیل تغییر شرایط اکولوژیک آفات بر اساس نوسان انبوهی جمعیت و وضعیت سطح تعادل جمعیت به سطح زیان اقتصادی و آستانه عمل به 5 گروه تقسیم می‌شوند:

 1- حشرات غیر آفت: گروهی که سطح تعادل جمعیت آنها همواره کمتر از سطح زیان اقتصادی است. مانند کرم ساقه خوار ذرت روی محصول برنج، پرطاووس گلابی در درختان میوه و یا نسل آخر کارادرینا روی ذرت 2

- آفات شدید یا کلیدی: حشراتی که سطح تعادل جمعیت آنها همواره بالاتر از سطح زیان اقتصادی است و فقط با مبارزه مصنوعی می‌توان جمعیت آنها را کاهش داد. مانند کرم سیب، کرم غوزه پنبه، کرم ساقه‌خوار برنج و سرخرطومی یونجه در نسل اول.

 3- آفات دائمی که سطح تعادل جمعیت آنها همواره بین آستانه عمل و سطح زیان اقتصادی است و در صورت عدم کنترل به سطح زیان اقتصادی نزدیک می‌شود.

 4- آفات اتفاقی: گروهی هستند که سطح تعادل جمعیتشان همواره پایین‌تر از سطح زیان اقتصادی است ولی گاهی تراکم تفزایش یافته و در حد آستانه زیان اقتصادی قرار می‌‌گیرند. مانند نارانگا در پنبه، آگروتیس در دشت کرج، شب‌پره تک نقطه‌ای برنج روی ذرت.

 5- آفات بالقوه حشراتی هستند که اکثراً در اثر دخالتهای انسان به آفت تبدیل می‌شوند. مدیریت جامع آفات چه در شرایط ارگانیک و چه در شرایط اکوسیستم زراعی متداول را به ساختمانی تشبیه نموده‌اند که بر اصول اقتصادی استوار شده‌است. لذا در این ارتباط اطلاع از میزان آلودگی، تراکم آفت، سطح زیان اقتصادی، قیمت محصول، هزینه کنترل، هزینه‌های کاشت، داشت و برداشت و حتی دستمزد کارگران تکیه دارد. در طبقه دوم این ساختما اصول اکولوژیک قرار دارند که یکی از مهم‌ترین نکات در کشاورزی ارگانیک نیز هست. در گام بالاتر، استراتژی‌های تخمین تراکم آفت با هدف تصمیم‌گیری در مورد نوع روش مورد استفاده قرا دارند و در نهایت اتخاذ مناسب‌ترین روش بسته به نوع محصول، شرایط زراعی، آفت یا بیماری خسارت‌زا و ... متغیر خواهد بود.

 بنابر یک ضرب المثل قدیمی بهترین کود برای زمین زراعی قدمهای کشاورز در آن است که تأکید دارد بر اهمیت حضور مستمر کشاورزان در اکوسیستم زراعی و اطلاع از شرایط کمی و کیفی آن. لذا بنا بر اصول کلی مدیریت جامع آفات که البته در شرایط ارگانیک نیز نمی‌توان از آنها گریز جست، اولین گام پس از تشخیص مشکل کلیدی می‌بایست ابعاد مسئله از نظر کمی و کیفی کاملاً سنجیده شود. پایش (مونیتورینگ) منظم اکوسیستم زراعی جهت اطلاع از تنوع زیستی اکوسیستم و فراوانی گونه‌های موجود و اطلاع از اثرات متقابل گونه‌ها بر یکدیگر اولین گام در جهت تعیین آستانه‌های زیان اقتصادی و کاهش هزینه‌های تولید با تکیه بر استراتژیهای پیشگیری و زمان‌بندی دقیق اجرای پروژه مدیریت جامع آفات است. وابستگی کشاورزی ارگانیک به حفظ اصول اکولوژیک نیازمند تعریف سیستم های پیش‌بینی دقیق شرایط اقلیمی منطقه هدف با فرض تأثیر گذاری بر سایر پارامترهای تشکیل دهنده برنامه جامع مدیریت آفات است.

 آمادگی و انعطاف‌پذیری سیستم در جهت مواجه با هرگونه اختلال در فاکتورهای اکولوژیک تشکیل دهنده یکی از ارکانی است که باید در تدوین برنامه جامع مدیریت اتخاذ شود. اهتمام کلی بر این است تا همواره بخش عمده هزینه‌ها معطوف به کنترل آفات کلیدی یا دائمی و به خصوص در بازه زمانی بحران شوند؛ در حالیکه بر اساس اکولوژی رفتاری و فیزیولوژیک حشرات، همواره احتمال بروز آفات ثانویه و یا جیگزینی گونه‌ها در اکوسیستم‌های تحت تنش زراعی وجود دارد. از سوی دیگر، دانش کافی در ارتباط با تعیین دقیق سطح اهمیت آفات وجود ندارد. مدیریت جامع آفات چه با نگرش کشاورزی پایدار و چه در قالب کشاورزی ارگانیک مستلزم اطلاعات دقیق در ارتباط با اکوسیستم مورد نظر چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی است. به طوریکه حتی کاربرد سموم شیمیایی را نیز با نتیجه غیر قابل قبولی مواجه می‌کند.

کاربرد روش‌های کاشت، داشت و برداشت با تکیه بر حفظ تعادل اکولوژیک است. در این ارتباط مصرف سموم شیمیایی مصنوعی به عنوان مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌ها و از بین برنده تعادل طبیعی و نیز دستکاری چرخه‌های بین زنجیره‌های غذایی یکی از راهکارهای کاملاً مردود است. با توجه به آنکه تولید محصول سالم و عاری از هر گونه آلودگی شیمیایی هدف اصلی در استقرا رکشاورزی ارگانیک است، لذا می‌بایست این مقوله به عنوان سنگ بنای مدیریت آفات قرار گیرد. در حال حاضر کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی ننتوانسته است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی ارگانیک را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سیستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل:

1- ایجاد مقاوت به آفت‌کشها Resistance 2

- بروز آفات ثانویه

Replacemnet 3- پایداری در زیست محیط و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتر

Residue 4- شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام و بروز مسمومیت‌های حاد

5- کاهش میزان بهره‌وری محصول

6- افزایش میزان هزینه تولید

 7- عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی لذا سعی می‌شود در کشاورزی ارگانیک مکانیسم تولید محصولات در فرآیند کنترل آفات، بیماریها و علفهای هرز با تکیه بر روشهای مجاز غیر شیمیایی انجام گیرد. در ایران متأسفاتنه کنترل آفات با روشهای غیر شیمیایی با موفقیت چندانی در تمام موارد روبرو نیست و همچنان تکیه اصلی بر استفاده از سموم مرگبار کشاورزی در سیستم سنتی و مدیریت تلفیقی آفات بدون درنظر گرفتن اثرات متقابل روش‌های مختلف غیرشیمیایی و شیمیایی است.

 اما آنچه در کشاورزی ارگانیک به عنوان اصل محوری پذیرفته می‌شود، مدیریت آفات بدون استفاده از سموم شیمیایی مصنوعی است. روشهای کننرل آفات که میتوان به عنوان محورهای کاربردی در کشاورزی ارگانیک به آنها پرداخت، بنا بر استانداردهای کشاورزی ارگانیک به ترتیب اولویت عبارتند از: مبارزه مکانیکی در این شیوه به روش دستی یا با استفاده از ابزارهای ابتدایی به طور مستقیم به حذف جمعیت آفت در اکوسیستم زراعی اقدام می‌شود. نصب توری‌های حشرات، آغشته نمودن تنه درختان به مواد چسبناک، کندن گودال، جمع آوری مستقیم حشرات، استفاده از تله‌های تصافی و جاذب از متداول‌ترین روشهای کنترل کننده حشرات در مبارزه مکانیکی است. . برخی تله‌ها به صورت غیر مستقیم فقط به شمارش تعداد حشرات در واحد جمع‌آوری (تله) می‌پردازند و هیچگونه خاصیت جاذب ندارند. گروه دوم تله‌هایی هستند که بسته به گرایشهای مختف حشرات باعث جلب آنها به سمت خود می‌شوند. مانند: 1- تله نوری که در مورد حشرات شب‌پرواز از آنها استفاده می‌شود.. 2- تله‌های فرمونی 3- تله‌های رنگی که بر اساس خاصیت رنگ‌گرایی حشرات از آنها استفاده می‌شود 4- تله‌های صوتی علیرغم عدم تأثیر نامطلوب این روش بر اکوسیستم زراعی، دارای معایبی نیز می‌‌باشد که عبارتند از: 1- هزینه بسیار بالا نیروی کار 2- عدم قطعیت 3- این روش در سطوح وسیع و تجاری قابل توصیه نمی‌باشد. در عین حال روشهای کنترل مکانیکی می‌توانند از روشهای دوست در کشاورزی ارگانیک با هدف کاهش جمعیت آفات به زیر سطح زیان اقتصادی باشند. انرژی حرارتی، نور و امواج صوتی و تابشی اقدام به کنترل آفات می‌شود.

عمده‌ترین روشهای مورد استفاده در حال حاضر عبارتند از سرما که به صورت یخ آب زمستانه در سطح گشترده توصیه می‌شود؛ گرما یا حرارت زیاد که اغلب د رمورد آفات انباری کاربرد دارد؛ نور که با خاصیت فتوتروپیستم مثبت حشرات اقدام به جمع‌آوری آنها تحت تله‌های نوری می‌کند. امواج رادیوئی با فرکانس‌ها یبسیار بالا که در مورد آفات انباری و بهداشتی توصیه می‌شود؛ پرتوهای یون‌ساز با هدف عقیم سازی افراد نر در جمعیت حشرات که در شرایط انباری با کارآیی بسیار بالا کاربرد دارد. روش‌های مبارزه فیزیکی علیرغم عدم تکیه بر مواد شیمیایی مصنوعی به دلیل برخی محدودیت‌ها در قالب کشاورزی ارگانیک در تمام موارد قابل توصیه نمی‌باشد. در این سیستم سرما به دلیل خونسرد بودن حشرات در اغلب موارد روشی چندان قابل اعتماد نمی‌باشد. تولید محصول سالم تحت کشاورزی ارگانیک با استفاده از پرتوهای یون‌ساز و امواج رادیوئی تناقض دارد و دقیقاً با استانداردهای ارگانیک مخالف است. لذا از میان کلیه روشهای فیزیکی تنها استفاده از گرما به صورت کاربرد آفتاب‌دهی و تولید تله‌های نوری با عدف حمع‌آوری حشرات تنها روشهای قابل توصیه هستند. همانطور که ذکر شد، روشهای مبارزه فزیکی در موارد خاص تحت کشاورزی ارگانیک قابل توصیه هستند؛

مبارزه بیولوژیک

 مبارزه بیولوژیک عبارتست از استفاده از انگلها، شکارگرها، پارازیتوئیدها و عوامل بیماریزا در شرایط اگرواکوسیستم با هدف کاهش جمعیت آفت به زیر سطح زیان اقتصادی. روشهای متداول کنترل بیولوژیک عبارتند از 1) وارد نمودن دشمنان طبیعی غیر بومی و استقرار و تداوم یافتن آنهاف 2) تکثیر و ازدیاد دشمنان طبیعی آفت طی جمع‌آوری، پرورش و ررهاسازی عوامل کنترل بیولوژیک و 3) محافظت از حشرات مفید محلی با استفاده معقولانه از سایر روشهای کنترل آفات و حفاظت از میزبان واسط به طوری که حشرات مفید به تولید مثل خود ادامه داده و در زمان مقتضی قابل دسترس باشند. اغلب جهت استفاده از عوامل کنترل بیولوژیک بومی بر علیه آفت بومی و یا استفاده از عوامل منترل بیولوژیک غیربومی بر علیه آفات وارداتی محدودیت‌هایی از قبیل استقرار عامل کنترل بیولوژیک در اکوسیستم زراعی وجود ندارد. عوامل کنترل بیولوژیک در هر یک از گروه‌های فوق که باشند می‌بایست دارای صفات زیر باشند: 1- توانایی جستجوگری بالا در یافتن میزبان 2- توانایی زیست و استقرار در محل زندگی آفت را داشته باشد 3- توانایی استفاده از میزبان‌های ثانویه در صورت کاهش جمعیت گونه هدف 4- قدرت تکثیر یا تولید مثل زیاد در شرایط آگرو اکوسیستم هدف 5- قابلیت ایجاد تطابق زمانی با مرحله حساس و قابل کنترل آفت آمار بازارمصرف آفت‌کشهای بیولوژیک در جهان تحلیل کمی روند اقتصادی کنترل بیماریهای گیاهی با اتخذ روشهای طبیعی فهرست عوامل میکروبی موجود در دنیا جهت استفاده بر علیه آفات کشاورزی کنترل کیفی در پرورش انبوه دشمنان طبیعی از مواردی است که نیاز به تعریف و توجه به واژه‌های کلیدی دارد. کیفیت یعنی برتری در نوع، داشتن کارایی در انجام عمل اختصاص یافته به آن.

مفهوم آن در کنترل بیولوژیک عبارت است از: کنترل یک آفت معین روی محصول خاص در محیط مشخص. به مفهوم روشن‌تر تأثیر متقابل بین حشره تولید انبوه شده و متغیرهای محیطی است که در خلال رهاسازی با آن مواجه می‌شود. کیفیت اگرچه مورد توجه فزاینده پرورش دهندگان و دست اندرکاران تولید انبوه بوده و موضوعی با تحقیقات قابل توجه است، اغلب دارای سه عنصر مهارت، نسبی بودن و مرجع است.به عبارت دیگر کیفیت درجه عالی بودن نسبت به یک مرجع یا ملاک است.

در هر برنامه پرورش انبوه دو عنصر اساسی تولید حشرات و عملکرد آینده حشرات تولید شده برای رسیدن به هدف رهاسازی مورد نظر قرار می‌گیرد. این عناصر را می‌توان به عنوان یک سری از مراحل و رخدادها به شرح زیر در نظر گرفت که هر یک فرایندهای قبلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. گذشته از این ملاک‌ها، نیازها و تنگناهای مربوط به هر رویداد نیازهایی را بر رویدادهای قبل تحمیل می‌کنند.:

فرآیند تولید انبوه حشرات و عوامل کنترل بیولوژیک مفید عبارتست از تولید آسان هر گونه با راندمان و تعداد کافی از نیازهای اصولی مورد نظر در برنامه رهاسازی آن. تحقیق و توسعه می‌بایست روی این جنبه متمرکز شود. در برنامه‌های کنترل بیولوژیک رهاسایز اشباع و رهاسازی تلقیحی به تولید انبوه دشمنان طبیعی نیاز مبرم وجود دارد. در اکثر نقاط دنیا تولید انبوه معمولاً به وسیله شرکتهای خصوصی کوچک انجام می‌شود و ممکن است به تولید دشمنان طبیعی با کیفیت نامطلوب و شکست برنامه کنترل بیولوژیک منتهی گردد. برنامه تولید انبوه در مقیاس بزرگ تنها در مورد 15 گونه از دشمنان طبیعی در دسترس است و تاکنون تکنولوژی پرورش دشمنان طبیعی روی میزبانهای جانوری و گیاهی غیر طبیعی یا غذای مصنوعی تاکنون توسعه چندانی نیافته است. از آنجا که نه تنها با عوامل بیولوژیک و فیزیولوژیک، بلکه با فاکتورهای رفتاری و اکولوژیک نیز فرآیند پرورش مختل می‌شود، لذا در اکثر موارد پرورش آزمایشگاهی و گزینش مصنوعی در نهایت به عدم کارایی دشمن طبیعی در شرایط صحرایی منجر خواهد شد. حفظ تغییرات ژنتیکی در جمعیت‌های طبیعی یا آزمایشگاهی یکی از نکات بشیار با اهمیت در ژنتیک جکعیت دشمنان طبیعی است. در شرایط استاندارد پرورش انبوه بعضی از ژنوتیپها مطلوب بوده و افراد تطابق نیافته معمولاً از بین می‌روند. در تولید انبوه می‌بایست از وقوع کاهش واریانس ژنوتیپ جلوگیری شود.

 مطالعات اساسی ژنتیکی گونه‌های مورد نظر باید به عنوان یک نیاز اولیه پرورش انبوه مورد توجه قرار گیرد، تا نظارت و مراقبت ژنتیکی در آینده قابل پیش‌بینی باشد. فرآیند تولید به جابجایی عوامل کنترل طبیعی و رهاسازی آنها در منطقه هدف ختم می‌شود. روش‌های انتقال، بسته بندی، تحویل و رهاسازی حشرات تولید شده به نیازهای برنامه کنترل وابسته‌اند. مراحل تولید انبوه حشرات و عوامل مفید به مراحل زیر طبقه‌بندی می‌شوند: 1- اهداف برنامه باید به طور وضوح تعریف و مشخص شوند. 2- طرح آزمایشگاه، انواع و تعداد حشرات مورد پرورش و سایر عوامل کنترل طبیعی، رفتارها و نیازهای غذایی آنها، فضا و ابزار مورد نیاز، شرایط محیطی و معیارهای بهداشتی در نظر گرفته شوند. 3- استقار و نگهداری کلنی به شناخت رفتار هر گونه و انتخاب بهترین غذا و روش پرورش نیاز دارد. 4- تحقیق و توسعه روشها، تحقیقات کافی در مورد چرخه زندگی در آزمایشگاه، داده‌های رشدی را برای استفاده در نگهداری و تولید کلنی فراهم می‌آورند. 5- منابع شامل بودجه، کارکنان، وسایل، مواد، امکانات و کلنی‌های حشرات. 6- کنترل کیفی و عملکرد بیولوژیکی 7- تولید انبوه. با این حال عوامل کننرل بیولوژیک به عنوان سربازان اکولوژیک موجود در طبیعت واجد مزایای زیر می‌باشند: 8- در صورت استقرار مبارزه بیولوژیک در شرایط زراعی، تداوم مبارزه بیولوژیک به شکلی نسبتاً قابل تکیه وجود دارد 9- بر روی جانوران خونگرم و موجودات غیر هدف تأثیری ندارند 10- ماندگاری در محیط ندارند 11- فعالیت تخصصی داشته و اتلاف ندارند.

مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی ارگانیک به دلیل منع استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی به سمت کاربرد مواد سمی دریافت شده از گیاهان گرایش داشته و لذا سعی می‌شود در این زمینه رویکرد به سمت کاربرد اسانس‌های آفت کش گیاهان باشد. فهرستی از مواد بیولوژیک مجاز تاکنون در قالب کشاورزی ارگانیک به دست آمده است که در مواردی کاربرد آنها در جهت کاهش جمعیت آفات و بازدارندگی آنها آزمون شده حتی در شرایط زراعی نیز استفاده و در سطح تجاری تولید می‌شوند. این مواد که اغلب تحت نام‌های آفت‌کشهای بیولوژیک، آفت‌کشهای گیاهی و آفت‌کشهای ارگانیک معرفی می‌شوند، دارای مزایای قابل توجهی جهت استفاده تحت کشاورزی ارگانیک می‌باشند: 1- اغلب این مواد دارای دامنه عملکرد گسترده بوده و بروز مقاومت در برابر این ترکیبات اغلب در بازه زمانی بسیار طولانی رخ می‌دهد 2- بسیاری از امواد شناخته شده در این گروه دارای انعطاف پذیری بوده و هیچگونه محدودیتی در استفاده همراه با سایر روش‌های کنترل غیر شیمیایی ندارند. 3- به علت منشأ زیستی این ترکیبات، دوره کارنس تعریف شده برای آنها بسیار کوتاه بوده و گاهی حتی هیچگونه دوره کارنی تعریف نمی‌شود. 4- این مواد فاقد هرگونه بقایا در محیط بوده و به علت منشأ زیستی خود سریعاً تجزیه می‌شوند. 5- هنوز بسیاری آفات وجود دارند که هیچگونه روش تعریف شده کنترل کننده‌ با منشأ شیمیایی و غیر شیمیایی نداشته و لذا استفاده از آفت‌کش‌های گیاهی با دامنه عملکرد وسیع می‌تواند راهکاری مناسب بر علیه آنها باشد. با این وجود متأسفانه خلأ استفاده از مواد مجاز طبیعی بر علیه آفات، بیماریها و علفهای هرز کاملاً احساس می‌شود. تاکنون تحقیقات بسیار محدودی در جهت شناسایی گیاهان دارای اسانس‌های آفت‌کش در کشور انجام شده ولی هیچگونه بستر سازی جهت هماهنگ نمودن تحقیقات انجام شده و قرار گرفتن این تحقیقات در قالب یک پروژه تحقیقاتی-توسعه‌ای واحد انجام نشده است.

در این ارتباط گیاهان دارای اسانس‌های سمی در سه گره قرار داده می‌شوند؛ 1) گیاهانی که در سطح جهانی دارای استاندارد تولید و کاربرد در کشاورزی ارگانیک را داشته و قابلیت توصیه به کشارزان و در سطح تولید انبوه را داشته باشند. 2) گیاهانی که احتمال خاصیت آفت‌کشی در آنها تشخیص داده شده ولی در چرخه کاربرد به عنوان مولد سموم گیاهی قرار نگرفته‌اند 3) گیاهانی که احتمالاً دارای خاصیت آفت‌کشی هستند ولی همچنان به عنوان علف‌های هرز با آنها برخورد شده و شدیداً طی مبارزه زراعی قلع و قمح می‌شوند. متأسفانه با توجه به غنای فلور ایران از نظر وجود گیاهان داران ترکیبات آنتی اکسیدانی که می‌توانند نقش آفت کشی داشته باشند، داده‌های کافی و جامعی در ارتباط با این سرمایه‌ها در دست نمی‌باشد و لذا می‌بایست

 فرمولاسیون و توزیع سموم گیاهی با تکیه بر دانش بومی مبارزه رفتاری اساس این روش ایجاد تداخل در رفتارهای بیولوژیک و طبیعی حشره در مراحل حساس است. در این روش سعی می‌شود با استفاده از مواد بیولوژیک مشتق از هر گونه حشره در مراحل خاص زندگی او اقدام به اختلال در رفتارهای بیولوژیک شود. قابل تشخیص‌ترین رفتار در حشرات فرآیند جفت‌یابی است که در حال حاضر با استفاده از فرومون‌های جنسی و تولید تله‌های فرمونی اقدامات خوب اما محدودی در جهت کنترل برخی آفات کلیدی انجام می‌شود. این روش عمدتاً در ارتباط با حشرات متعلق به راسته‌های بالپولکداران و قاب‌بالان که دارای نسلهای گسسته و دوره رشد طولانی و نیز مرحله جفت‌یابی قابل تشخیص دارند، قابل استفاده است. کلاً مواد مورد استفاده در مبارزه رفتاری در دو گروه جلب کننده‌ها و بازدارنده‌ها قرار گرفته که همگی ترکیبات مشتق شده از فرومون‌ها و هورمون‌های حشرات هستند.

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 27/7/1387 و ساعت 06:12 موضوع: IPM/FFS | - نظر(2) -


كشاورزي ارگانيك در ايران و جهان

سیر تاریخی مفاهیم ارگانیک در کشاورزی

nبرای اولین بار کشاورزی ارگانیک و مفاهیم کشاورزی تلفیقی ، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی ، بوسیله « نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید ؛

n  در اواخر دهه 1960 و ابتدای دهه 1970 ، بحران های ناشی ا ز انقلاب سبز  ضرورت های حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک را شتاب بخشید.

nدهه 1980 و 90 اصول و مباحث و سیر عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا جهش پیدا کرد.

 

1913

تعریف فلسفی بر اساس علم زیست شناسی در سال 1913 میلادی توسط رودلف استیمن

1940

تبدیل کشاورزی ارگانیک  به یک جریان فکری/ تحت عنوان The Soil Association

1950

مبارزه با فراگیری و تسلط مواد شیمیایی در امور زراعت و مواد غذایی

1950

دروه مدیریت  تخصصی و کاربردی کشاورزی ارگانیک

1960

گسترش کاربردهای علمی

1970

شکل گیری نهضت فراگیر ارگانیک در دنیا

1980

جهش توسعه کشاورزی ارگانیک در تولید و بازار خاص

حجم کشاورزی ارگانیک در دنيا  

  تا سال 2003 میلادی بیش از 24 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی مناطق جهانی به کشت ارگانیک تخصیص یافت .

بیشترین سطح زیر کشت به ترتیب به مناطق اقیانوسیه ( 8/41 درصد)

قاره امریکا (1/30 در صد)

و اروپا (1/23 درصد) اختصاص داشت 

 در قاره آسیا و آفریقا از سطح زیر کشت کمی نسبت به سایرین برخوردار بوده اند.

 آخرین امار نشان می دهد این سطح به 50میلیون هکتار رسیده است به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال 2003 میلادی حدود 25 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود.

سه منطقه امريكاي شمالی، اروپا و ژاپن بازارهای مهم مصرف این نوع محصولات این نوع محصولات شناخته شدند.

کشور امريكا و کانادا در سال 2003 حدود 75/11 میلیارد دلار و اروپا 5/10 میلیارد دلار مصرف کننده محصولات کشاورزی ارگانیک بوده اند.

آرژانتین و استرالیا از مناطقی هستند که عمده صادرات این محصولات را در انحصار خود قرار داده اند.

در سال 2003 فقط آرژانتین از فروش محصولات ارگانیکی مانند حبوبات ، قهوه ، شکر و گوشت حدود 4 میلیارد دلار در آمد ارزی به دست آورده است.

مرور ادبيات و پتانسيل   کشاورزی ارگانیک در مناطق مختلف دنیا  و ايران

   اجرای کشاورزی ارگانیک در محصول برنج در آسیای جنوب شرقی با رشد 10 در صدی محصول  و کاهش 17 درصدی هزینه های تولید روبروبوده است

 

o     رسیدن به مرز امنیت غذایی در دو کشور کنیا و اتیوپی  با مبانی کشاورزی ارگانیک از مظاهر زنده و جدید شاخصه های کشاورزی پایدار است .

 

o     کشور کنیا که با استفاده از روشهای تولید پایدار شامل کمپوست ،تولید آفت کشهای سالم  و روشهای محافظت از محصول  به تولید 4تا9 برابر ذرت دست پیدا کرده است

 

o    در برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کشاورزی ارگانیک مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر و گندم تولیدی را به 4تا5 تن در هکتار افزایش دادند

 

o     درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش داده و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند .

 

o     دوهزار کشاورز در کنیا در برنامه های کشاورزی ارگانیک توانسته اند مقدار ذرت تولیدی خود را به  5/2تا5/3تن در هکتار افزایش داده اند .

o     هزارکشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک ،قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش 5/1 برابر افزایش داده اند .

 

o    یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روشهای جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را 10 درصد افزایش داده اند (Parrott).

 

o       در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.

 

o       درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از 2تا3 تن به 6 تا 8 تا 10 تن افزایش پیدا کرده است .

کشاورزی ارگانیک در ایران

 

nبر اساس اطلاعات FAO از تعداد 66 محصول (41 رمحصول زراعی و 25 محصول باغی ) اصلی تولیدات کشاورزی جهان ، ایران با 7 محصول زراعی و 15 محصول باغی در رتبه های اول تا دهم قرار دارد

 

nتوجه به اینکه مصرف سموم در ایران  بسیار کمتر از شرایط کشاورزی صنعتی است و حتی  در بیشتر محصولات مانند زعفران ، زیره ، پسته ، انجیر ، کشمش ،بادام ،  خرما ،سیب درختی ، هندوانه ، مرکبات ، خاویار ، میگو پوست ، روده ، پشم  و محصولات باغبانی ، دامی و شیلاتی ... می تواند فعالیت های گسترده ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشته باشد.

 

            اطلاعات جمع آوری شده در سال 1380 نشان می دهد ؛

 

nحدود 230 هزار هکتار از مزارع کشورشامل  125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی به صورت طبیعی  از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده

 

nبیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور حدود 254 هزار هکتار از باغات  و 554 هزار هکتار زمین های زراعی از سموم شیمیایی استفاده نکرده اند.

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 01:09 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(0) -


راهبرد معيشت پايدار خانوار روستايي و عشايري در فرايند توسعه پايدار

باتوجه به شتاب فزاينده جمعيت در جهان ونگرانيهاي ناشي ازآن ، توسعه پایدار روستایی و جوامع محلی به ویژه در کشورهای توسعه نیافته و  در حال توسعه  نظیر کشور ما که حجم وسیعی از ارکان و منابع توسعه در بیش از 80000 روستا قرار گرفته  به عنوان يك مساله مهم دولتها تلقي ميگردد. مناسب و مکفی نبودن نظامهاي سنتي در  پاسخگويي به تقاضاي روزافزون جمعيت از یک طرف و بحرانهای ناشی از عدم انطباق تئوریها و سیستم های متعارف  توسعه  با ارکان و ساختارهای   اجتماعی ،اقتصادی و محیط زیستی  روستایی و محلی  به ویژه بعد از انقلاب  سبز سبب شده که نظام توسعه پایدار روستایی همواره  در یک کلاف سر درگم و خارج از یک راهبرد و  سیستم  جامع غرق بوده   و شاهد ایجاد   مشکلات کلان و حتی  بحران در توسعه روستاهها و با نام توسعه روستایی  باشیم .نظام ها و برنامه هایی که  با وجود سرمایه گزاریهای کلان ،اثرات مخرب آنها در ساختارهای روستایی بیش از نتایج و دستاوردهای آن می باشد.توسعه پایدار  روستا شامل  مجموعه عوامل و شاخصها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي مردم در روستاست  . در تعریف سلامت  و توسعه پایدار  روستا   علاوه بر  رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياستها و شاخصهای توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري دولتها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است.بر این اساس و  با توجه به ضرورت ، اهمیت و  اثربخشی توسعه روستایی در  توسعه کلان کشور  ، در این مقاله با تکیه بر مطالعات ، پژوهشها و  تجربیات عملیاتی حاصل از 5 سال  فعالیت متمرکز در قالب اجرای  راهبردهای عملیاتی کشاورزی پایدار در روستاها و جوامع محلی ایران در قالب پروژه های مشترک با FAO ،UNDP/GEF/SGP ،APO و برنامه های ملی وزارت جهاد کشاورزی در بیش از 22استان و بیش از 150منطقه عملیاتی  ،سعی شده است که الگوو راهبرد عملیاتی توسعه پایدار روستایی در کشور با تکیه بر ویژگیها و شرایط اقلیمی ،اقتصادی ،اجتماعی و زیست محیطی  ایران تعریف و ارایه شود .در این راهبرد ، تحلیل  ارکان اصلی  توسعه پایدار روستایی با تاکید  بر توسعه پایدار کشاورزی  و بنابر ویژگیهای خاص کشور صورت گرفته و با تعریف و تحلیل این ارکان ،مسیر  مدیریت سیستماتیک توسعه  در روستا مشخص و  با تاکید بر  مشارکت  و ظرفیت سازی جوامع و شبکه های محلی ،فعالیتها و برنامه های اجرایی مشخص ، ارایه میشوند .

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 12:57 موضوع: توسعه روستايي | - نظر(0) -


پتانسيل هاي توليد و بازار محصولات ارگانيك در ايران و جهان

در حال حاضر نظام کشاورزی در کشورمبتنی بر نظام متعارف انقلاب سبز یعنی تولید مبتنی بر استفاده از نهاد های شیمیایی است. حدود 98 در صد از نظام تولیددر کشور در محصولات باغی و زراعی مبتنی بر روش استفاده از نهاده های شیمیایی است. تنها در 2 در صد از مزارع کشورنظام طبیعی تولید حاکم است  که  در ان کود و سم استفاده نمی شود.البته در این دو درصد نظام ارگانیک حاکم نیست و تولید در شرایط طبیعی وخارج از شبکه نظارت و گواهی صورت می گیرد. به طور حتم می توان گفت که نظام  ارگانیک در کشور ما به جز در موادی بسیار محدود که در قالب تلاش های جزیی صورت گرفته است وجود ندارد و فاصله زیادی تا پیوستن و ایجاد این نظام به صورت ملی وجود دارد و البته با توجه به این فاصله دو پرسش‏ مهم در رابطه با پیوستن به  توسعه کشاورزی ارگانیک  وجود دارد:

الف-دلیل پرداختن به کشاورزی ارگانیک در ایران

ب- چگونگی گذار به این سامانۀ کشاورزی و رسیدن به اهداف توسعه در این بخش 

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 12:38 موضوع: كشاورزي ارگانيك | - نظر(1) -


برنامه مدیریت جامع آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز در رویکرد کشاورزی ارگانیک

برنامه مدیریت جامع آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز در رویکرد کشاورزی ارگانیک

 

(Community IPM)

محمد شریفی مقدم

مجری و هماهنگ کننده پروژه ملی IPM/FFS ایران

استاندارد ها و مقررات اصلی  تولید  محصولات زراعي در کشاورزی ارگانیک  بر اساس استاندارد های فدراسیون جهانی کشاورزی ارگانیک (IFOAM)

1- بايد از بذر و مواد گياهي ارگانیک‎اي استفاده کرد که از ارقام مناسب و با کيفيت مطلوب تهيه شده باشند. چنانچه چنين نهاده‎هايي در دسترس نبود، سازمان‎هاي متولي استاندارد بايد يک محدوده زماني براي استفاده از بذر و مواد گياهي غير ارگانیک تعيين کنند.

2- هنگامي که بذر و مواد گياهي ارگانیک در دسترس نباشد، مي‎توان از نهاده‎هاي رايجي استفاده کرد که با آفت‎کش‎هايي که کاربرد آنها در کشاورزي ارگانیک ممنوع است، تيمار نشده باشند.

هنگامي که چنين نهاده‎هاي رايجي هم در دسترس نباشد، مي‎توان از بذر و مواد گياهي‎اي که با مواد شيميايي تيمار شده‎اند استفاده کرد. در اين شرايط، سازمان گواهي‎کننده بايد محدوده زماني و شرايط خاصي را براي استفاده از چنين نهاده‎هايي تعيين کند.

3- محصولات زراعي يک‎ساله فقط در شرايطي به عنوان محصول ارگانیک در نظر گرفته مي‎شوند که يک دوره حداقل 12 ماهه گذار قبل از شروع توليد اين محصولات طي شده باشد. در مورد محصولات چندساله (به استثناي مراتع و چمنزارها) بايد يک دوره 18 ماه قبل از برداشت طي شود.

4- قبل از برداشت محصول از مرتع و چمنزار ارگانیک، بايد حداقل يک دوره گذار 12 ماهه طي شده باشد تا محصول به عنوان محصول ارگانیک گواهي شود.

5- ممکن است سازمان استاندارد و گواهي‎کننده بسته به شرايطي چون نحوه کاربري پيشين مزرعه، توانمندي مديريتي کشاورز و يا عوامل محيطي، طول دوره گذار را افزايش دهد.

6- تنوع در توليد محصولات زراعي بايد همراه با حداقل نياز به عمليات زراعي و يا روش‌هاي کاشت باشد. براي توليد محصولات زراعي يک‎ساله بايد کمترين عمليات به کار رود، مگر آن‏که کشاورز، تنوع را به اشکال ديگر در سامانه توليدي رعايت کرده باشد. کشاورز بايد بتواند فشار حشرات، بيماري‌ها، علف‌هاي هرز و ديگر آفات را مديريت کند و هم‎زمان، ماده آلي، باروري، فعاليت ريزموجودات و سلامت خاک را افزايش دهد.

7- سازمان گواهي‎کننده بايد در محصولات چندساله، حداقل استانداردها را در بخش باغداري يا تنوع زيستگاه حيات وحش در باغ‎ها اعمال کند.

8- مواد مشتق از ريزموجودات، گياهان و جانوران، اساس برنامه باروري خاک را تشکيل مي‎دهد.

9- عناعر غذايي و کودها بايد به شکلي استفاده شوند که از خاک، آب و تنوع زيستي حفاظت کنند. ممکن است محدوديت‎هايي بر اساس مقدار، مکان، زمان، تيمار، روش يا نوع نهاده‎ها اعمال شود.

10- موادي که براي باروري خاک و تغذيه گياهي استفاده مي‎شوند بايد مطابق با ارگانیک باشد.

11- مصرف کودهاي آلي حاوي فضولات انساني در محصولاتي که براي تغذيه انسان توليد مي‎شوند، ممنوع است.چنانچه در اين مورد نکات بهداشتي مورد نظر سازمان وضع‎کننده استاندارد از نظر پيشگيري از انتقال آفات، انگل‎ها و عوامل بيماري‎زاي انساني رعايت شود و مشخص گردد که اين کودها با ديگر پسماندهاي خانگي يا صنعتي که ممکن است حاوي مواد منوع باشند، ترکيب نگرديده‌است، استفاده از اين کودها امکان‎پذير است.

12- کودهاي معدني بايد فقط بر اساس برنامه‎اي مدون و به منظور باروري خاک در درازمدت و همراه با ديگر روش‌ها نظير مواد آلي، کود سبز، تناوب زراعي و تثبيت نيتروژن توسط روابط همزيستي گياهي به کار روند.

13- از کودهاي معدني‎اي مي‎توان در کشاورزي ارگانیک استفاده کرد که ترکيب انها و نحوه استخراج‎شان طبيعي باشد و براي افزايش حلاليت انها از تيمار شيميايي استفاده نشده باشد. براي افزايش حلاليت اين کودها مي‎توان از آب يا ديگر مواد طبيعي استفاده کرد.           

14- کاربرد نيترات شيلي و کليه انواع کود نيتروژن مصنوعي و از جمله اوره ممنوع است.

15- کليه سامانه‎هاي توليد ارگانیک بايد مجموعه‎اي از فرايندها و راهکارها در خود داشته باشند که بتوانند تاثير مثبتي در مديريت کارامد آفات، علف‌هاي هرز و بيماري‌هاي مهم منطقه در شرايط معمول داشته باشند.

16- کاربرد ترکيباتي که براي مديريت آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز در مزرعه و از منابع گياهي، جانوري و ريزموجودات محلي تهيه مي‎شوند در شرايطي مجاز است که روش‌هاي طبیعی در مديريت آفات کفايت نکند.

17- روش‌هاي فيزيکي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و از جمله استفاده از حرارت در کشاورزي ارگانیک مجاز است. عقيم‎سازي حرارتي خاک براي مبارزه با آفات و بيماري‌ها فقط در شرايط خاص مجاز است.

18- هر نهاده‎اي که براي کنترل آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز و يا کمک به رشد گياه زراعي استفاده مي‎شود بايد منطبق با شرايط و محدوديت‎هاي ارگانیک باشد..

19- ماده موثر نهاده‎هاي ترکيبي‎اي که در کشاورزي ارگانیک به اين منظور استفاده مي‎شوند بايد جزء مواد موثر مجاز در ارگانیک  باشند.

20- کشاورز بايد از ابزارها و روش‌هايي همچون موانع فيزيکي و مناطق محافظ براي جلوگيري از آلودگي‌هاي بالقوه و محدود ساختن ورود آنها به سامانه ارگانیک استفاده کند.

21- در زمان احتمال بالاي يک الودگي در سامانه توليدي ارگانیک، سازمان گواهي‎کننده بايد اطمينان حاصل کند که محصولات مورد نظر و منابع احتمالي آلودگي (خاک، هوا، آب و نهاده‎ها) مورد تجزيه و آزمايش قرار گرفته‎اند، سطح آلودگي تعيين شود و واکنش مناسبي از سوي کشاورزان اتخاذ شود. در اين ميان عملياتي مانند کشف منابع آلودگي، بررسي تاريخچه آلودگي منطقه و عوامل موثر بر آن بايد صورت بگيرد.

22- براي پوشش ساختمان‎ها، خاکپوش‎ها، آشيان حشرات و درپوش سيلوها، فقط مواد پلي‎اتيلني و پلي‎پروپيلني يا ديگر پلي‎کربنات‎ها مجاز است. اين مواد بايد پس از استفاده از سطح خاک جمع‎آوري شوند و داخل خاک باقي نمانند.

23- کليه تجهيزات و ماشين‎آلات سامانه‎هاي رايج، قبل از استفاده در مزارع ارگانیک بايد از کليه موادي که احتمال آلودگي دارند پاک شوند.

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 7/7/1387 و ساعت 12:25 موضوع: اصول ارگانيك در محصولات زراعي و باغي | - نظر(0) -


حفظ محیط زیست همراه با نظام کشاورزی ارگانیک

يكي از بزرگترين چالشهاي روبروي جامعه بشري ، در دهه های اخیر ،مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر ،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی در دهه پنجاه میلادی گردید .

انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز ، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی ،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوري های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است . در حال حاضر مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید ،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است .

بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه هشتاد ،حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرایند گردد . بحرانهای ناشی از مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است.

هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است . علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد ،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات ،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها ، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک ، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی ، سرطان ها ،مسمومیتهای منجر به مرگ ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی ، بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده است

این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد . اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند.

آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند.

عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک ، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه ای توانمند سازی کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان ٭(Farmers Field School ) صورت می گیرد . این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند . درا ين واحدها شكل خاصی از مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه *( FPRE@D) پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را با شاخص بهره و ري پایدارازمنابع آب و خاک* (CWPM ) وبا مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی(IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله تحقیق و آزمایش می نمایند. ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت ، صدر گواهی ، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پیگیری خواهد شد. ا

ین برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 6/7/1387 و ساعت 12:39 موضوع: محيط زيست و منابع طبيعي | - نظر(1) -


راهبرد سیستمی توسعه مبارزه غیر شیمیایی و پیشبرد کشاورزی ارگانیک ایران با فرایند عملیاتی IPM/FFS

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 03:25 موضوع: IPM/FFS | - نظر(0) -


راهبرد سیستمی توسعه کشاورزی پایدار در ایران

راهبرد سیستمی توسعه کشاورزی پایدار در ایران

يكي از بزرگترين چالشهاي روبروي جامعه بشري ، در دهه های اخیر ، امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. در حال حاضر غذا به عنوان مسئله اصلی بسیاری از دولت ها به شمار می رود و بسیاری از دولت ها به علت بحران غذا در معرض بحران های اجتماعی قرار دارند .برای اولین در دهه پنجاه میلادی ، افزایش جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر همچنانکه،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی گردید که منجر به ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره گرديد. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی ،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوري های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است .  

در دهه حاضر و یا به عبارت بهتر در آغاز هزاره سوم ، کمبود منابع ، افزایش جمعیت ، مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی که علاوه بر سلامت تولید ،کمیت را نیز با بحران مواجه کرده است سبب شده که حرکت به سمت کشاورزی پایدار به عنوان استراتژی اصلی مورد توجه قرار بگیرد.زیرا بحرانهای ناشی از مصرف بی رویه تکنولوژی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است. هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است .  

علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد ،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات ،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها ، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک ، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی ، سرطان ها ،مسمومیتهای منجر به مرگ ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی ، بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده است

این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد .

در این مقاله سعی شده است با بررسی چالش ها و ویژگیهای ساختاری ایران ، فرایند عملیاتی دستیابی به کشاورزی پایدار در قالب یک برنامه سیستمی اجرایی اریه و معرفی گردد .ازجمله پالش های که مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتنداز :

چالش اول : کمپاتی های و شبکه های بزرگ اقتصادی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند.

چالش دوم : با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی ، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است ،آیا کشاورزی کشاورزی قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات می باشد؟

چالش سوم : تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی پایدار در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟

 چالش چهارم : سیستم متعارف انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟

چالش پنجم : زیر ساختارها و شاخص های پایه توسعه کشاورزی شامل آب ، خاک ، اقلیم ،نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 70000روستاست .یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی ایران شكل می گیرد ، شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33% میانگین بارندگی جهانی و 50% میانگین بارندگی آسياست ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است ،متوسط بارندگی یک سوم میانگین دنیا یعنی 250میلی لیتر است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می شود .که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و.... تا چه حد توسعه کشاورزی پایدار در کشور را ممکن می سازد . برنامه عملیاتی توسعه پایدار کشاورزی ایران اجرایی کردن این راهبرد از طریق ایجاد سایت های راندومی که بر اساس شاخص های اکوسیستمی و ویژگیهای خاص در هر منطقه و اولویتهای تولید صورت می گیرد . در این واحد های راندمی ، فرایند سیستمی جامع تحقیق - توسعه ( FPRE@D) پیاده می شود . دراین مکانیسم بر اساس تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی ، سناریو های اقلیمی طراحی شده و بر اساس این سناریو ها، تکتیک های مدیریت مزرعه ای با شاخص افزایش کار آیی مصرف آب (WUE) در قالب الگوی مدیریت جامع مزرعه با شاخص بهره وري پایدارازمنابع آب و خاک (IPM-CWPM ) طراحی و عملیاتی می شود . همزمان با اجرای فرایند CWPM در سطح سایت های راندومی اقلیمی /محصولی ، از طریق نظام مدارس مزرعه ای (Farmers Field School) گروههای بهره بردار هدف توانمند شده و مدیریت توسعه اهداف را از طریق تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه در قالب تشکل ها و گروههای محلی با کمترین دخالت ها و هزینه های دولتی بر عهده خواهند داشت .

 در این راهبرد علاوه بر طراحی سناریو های اقلیمی ، الگو های کاشت محصول براساس مدیریت آب در هر منطقه نیز به دست خواهد آمد . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت ، اجرا و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری برعهده خواهند داشت .

 

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 03:18 موضوع: محيط زيست و منابع طبيعي | - نظر(0) -


كاربرد فرايند تجزيه و تحليل كشت بوم زراعي در اقتصاد كشاورزي پايدار با رويكرد IPM/FFS

Agro Ecosystem Analyze In Sustainable Agricultural Economic With IPM/FFS  

محمد شريفي مقدم   

چكيده: مقدمه : باتوجه به شتاب فزاينده جمعيت در جهان ونگرانيهاي ناشي ازآن تامين غذابه عنوان يك مساله مهم دولتها تلقي ميگردد.عدم كارايي نظامهاي سنتي توليد جهت پاسخگويي به تقاضاي روزافزون جمعيت منجر به پيدايش نظام هاي زراعي تجاري يا صنعتي و پديده هايي نظير انقلاب سبزودرحال حاضركشاورزي پيچيده ومتنوع گرديد.لذاانسان به منظور حل مشكلات مقطعي ناگزيربه كاربردنهادهاي شيميايي،بذرهاي اصلاح شده وكاربدابزارهايي براي پاسخگويي به نيازهاي ابرزشده نمود. ولي متاسفانه استفاده بي رويه از اين نهاده هاباعث بروز بحرانهايي نظبرظهورآفات وامراض جديد،مقاوم شدن آفات در برابر سموم شيميايي مورداستفاده،مسموميت ها،تخريب وفرسايش هاي شيميايي شده به خاك به دليل مصرف بي رويه تكنولوژيهاي تهيه شده ازموادشيميايي،علاوه بر تهديدسلامت انسان،تخريب محيط زيست و كشت بومهاي طبيعي وبر هم خوردن تعادل هاي طبيعي،كميت توليدرانيزبابحران مواجه نموده است واين نشان ميدهدكه برخلاف برنامه هايي كه نشان ازامنيت توليدبعد از ورود مواد و تكنولوژي به كشاورز داشت،اساسي ترين اثرآن يعني توليد و تامين غذانيز به علت مخاطرات ناشي ازعدم انطباق ويا كاربردمناسب تكنولوژي به خطر افتاده است و اين امر باعث شده است كه دردهه هاي اخيربه ويژه از دهه هشتاد،حركت به سمت كشاورزي پايدار مورد توجه قرار گيرد. كشاورزي پايدار: كشاورزي پايدار به عنوان يك نظام زراعي است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيط محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند مي باشد. تعاريف متعددي از كشاورزي پايدار شده است.كشاورزي پايداريك راهبردمديريتي مطرح است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي مزرعه در هرزمان مي شود.ريجنتيس هياوركوت وباير مفاهيم كشاورزي پايداررامشتمل بر موارد زير مي داند: هماهنگي بوم شناختي به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند. بر اين اساس از منابع محلي به نحوي استفاده شود كه كاهش مواد غذايي خاك، توده زنده گياهي، جانوري و انرژي در حداقل بوده واز آلودگي جلوگيري شود و بر استفاده بهينه از منابع تجديد شونده مي باشد. صرفه اقتصادي: منظور اين است كه كشاورزان بتوانند توليد كافي براي كسب درآمد مناسب و خودكفايي داشته باشند و بازده رضايت بخشي از هزينه ها وفعاليتهايي كه انجام مي دهند به دست آورند. صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود. تطابق اجتماعي: به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمكهاي فني تامين و تضمين شود. همه مردم فرصت داشته باشند كه در تصميم گيريها در سطح روستا و اجتماع مشاركت داشته باشند. بايد توجه داشت كه هرگونه ناآرامي اجتماعي، كل نظام اجتماعي و از آن جمله بخش كشاورزي راتحت تاثير قرار مي دهد. سازگاري: به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند. اين موضوع نه تنها در ارتباط با توسعه صنايع و روشهاي فني مناسب است، بلكه با نوآوريهاي فرهنگي و اجتماعي نيز مرتبط است. بعدانساني:به اين مفهوم كه محور تمامي تلاشها در فعاليتهاي كشاورزي انسان و تامين نيازهاي غذايي وي مي باشد. بنابر اين حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليتهاي كشاورزي است. هدف كشاورزي پايدار را در سه مقوله اساسي خلاصه مي نمايد كه عبارتند از: سلامتي و حفظ محيط زيست، سودمندي اقتصادي و برقراري عدالت اجتماعي و اقتصادي. محتوا و مباني عملياتي IPM/FFS با گذشت بيش از پنج از دهه از فعاليت هاي رسمي ترويج در ايران ،در حال حاضر فعاليت هاي نظام ترويج كشور اغلب در قالب رهيافت متعارف مي باشد ،البته فعاليت در قالب اين رهيافت يكي از ضعف هاي اساسي نظام ترويج كشور و اكثر كشورهاي جهان سوم محسوب مي شود. 

در اين رهيافت مسايل ومشكلات كشاورزي درموسسات،مراكز ؛ايستگاهها و آزمايشگاهها بررسي شده و نتايج و راحلها به مروجين و كارشناسان ترويج منتقل شده و به وسيله آنها در بين روستاييان و كشاورزان ترويج مي گردد، در رهيافت متعارف چنين تصورمي شود كه كشاورزان نمي توانند مشكلات خودشان را حل كنند و لازم است بخش ترويج از طريق نمايشهاي نتيجه اي و طريقه اي روز مزرعه رسانه هاي انبوهي و غيره در كشاورزان ايجاد ايجاد آگاهي نموده و آنها را به استفاده از فن آوري هاي موجود ترغيب نمايد. فن آوري هاي جديد اغلب به وسيله افراد حرفه اي و آموزش ديده و در محيط هاي كنترل شده و سر بستهاي مانند آزمايشگاهها ، كارگاههاي آموزشي يا ايستگاههاي تحقيقاتي و گلخانه اي آزمايش و توليد شده و سپس به كاركنان ميداني ترويج انتقال مي يابد تا آن را در بين كشاورزان نشر دهند و بدين ترتيب عاملان ترويج عمدتا خود را به عنوان انتقال دهندگان يك سويه فن آوري ها فرض كرده و نقش خود را در برگشت مشكلات كشاورزان به محققان مورد غفلت قرار مي دهند در واقع در ترويج متعارف بسياري از عوامل و سازه ها از جمله مشاركت كشاورزان وبهره گيري ازدانش بومي آنها؛كشاورزي پايدار و ... به فراموشي سپرده شده است. 

در پاسخ به اين نارساييهاازدهه1970 به بعد دانشمندان و متخصصان ترويج كشاورزي به الگوها ورهيافتهايي روي آورده اندكه بيشتر بر مشاركت؛قدرت بخشي؛توسعه منابع انساني وتسهيل تاكيددارند مهمترين رهيافت مشاركتي بكارگرفته شده توسط كشورهاعبارتنداز:ارزيابي مشاركتي روستايي(PRA ) نظام پژوهش و ترويج وترويج مزرعه اي(FSRE) توسعه مشاركتي فن آوري(PTD)مدل مشاركتي مدرسه درمزرعه(FFS). وجه مشترك رهيافتهاي مشاركتي در اين است كه فن آوري جديد با مشاركت و تعامل سه گروه كشاورزان،تيم چندتخصصي(مروجان ،كارشناسان موضوعي ومحققان )وسايرذينفعان(از جمله سازمانهاي دولتي و غير دولتي )توليد مي شوداين امرموجب پذيرش وسيع ترفن آوري هاوافزايش تواني هاي كشاورزان جهت آزمايش وحل مسايل درمزارع خودشان مي شود رهيافت مدرسه اي مزرعه اي كشاورزان(FFS): مدرسه مزرعه كشاورزان يك رهيافت يادگيري تعاملي،مشاركتي و نوآورانه است .اين رهيافت به وسيله FAO در جنوب غرب آسيا براي كشاورزان خرده پا و برنج كار در مديريت تلفيقي آفات مورد بررسي قرار گرفت هدف مدرسه مزرعه اي كشاورزان افزايش توانايي مشكلات و شناسايي محدوديت ها توسط كشاورزان و همجنين شناسايي و پذيرش اقداماتي كه متناسب با سيستم هاي زراعي آنها مي باشد، دانش كسب شده طي اين فرايند يادگيري باعث بهره وري و سودمندي بيشتر كشاورزان شده و ازطرفي مقبله با شرايط متحول كنوني و پذيرش نوآوري ها را ميسر ميسازد مدرسه مزرعهاي كشاورزان به عنوان يك رهيافت يادگيري گروهي با ارتقاءدانش وظرفيت سازي در بين كشاورزان ميشودوآنهاراقادر ميسازد تا مسائلشان را تشخيص دهندوراه حلهاراتعريف و طرح هايي را توسعه دهندوآنهارابا يا بدون حمايت ازبيرون سيستم اجرا نمايند.

 مدارس مزرعه اي كشاورزان مدارسي بدون ديوار هستند كه گروههايي از كشاورزان به طور منظم با تسهيل گران طي جرخه هاي منظم ملاقات ميكنند)مدرسه مزرعه اي كشاورزان يك روش عملي توسعه و نشر تكنولوژي براساس آموختن اصول و يادگيري تجربي توسط جوانان است)مدارس مزرعه اي كشاورزان بازتابي از چهار عنصر چرخه يادگيري تجربي است :  

1- تجارب واقعي 

 2- مشاهده و بازخورد 

 3- تعميم و مفهوم سازي انتزاعي 

 ۴- تجارب عملي فعال كه درحال حاضر درچندين كشورآفريقايي،آسيايي وآمريكاي جنوبي با مشاركت ميليونها كشاورز در حال اجرااست. با بكارگيري رهيافت مدرسه مزرعهاي كشاورزان ازدريافت كنندگان صرف اطلاعات به توليد كنندگان وتغييردهندگان دادههاي محلي تبديل ميشوند.مدرسهمزرعهاي كشاورزان رهيافتي مشاركتي است كه در راستاي تسهيل دستيابي كشاورزان به دانش،فرصتي براي مصرف كنندگان نهايي جهت انتخاب،آزمون وسازگارسازي تكنولوژيها بر مبناي نيازهايشان فراهم مي كند.از طريق مشاركت در مدرسه مزرعهاي به كشاورزان مهارتهايي آموزش داده ميشود كه به آنها امكان تحليل مستمر شرايط شان وسازگاري باشرايط دائمادرحال تغيير را ميدهد.  

مدارس مزرعه اي كشاورزان براي پيگيري مسايل و توانمند سازي كشاورزان در بلندمدت طراحي شده است به نحوي كه آنها قادر شوند بر تصميم گيران تاثير بگذارند. اهداف عمده اين رهيافت عبارتند از : پايان دادن به وابستگي به آفت كش ها به عنوان تنها وسيله كنترل آفات؛ توسعه مهارتهاي آنها در IPM و خاتمه بخشيدن به وابستگي آنها به آفت كشها به عنوان تنها عامل عمده و انحصاري كنترل آفات؛ بهبود مهارتهاي تحليل و تصميم گيري كشاورزان و توانمند سازي كشاورزان به اطمينان در تصميم گيري . 

مديريت تلفيقي آفات IPM : 

 تعاريف متعددي از مديريت تلفيقي آفات توسط موسسه دولتي،سازمانهاي جهاني و دانشگاهها ارائه شده است . برخي افراد گمان مي كنند كه در برنامه هاي مديريت تلفيقي آفات استفاده از تركيبات شميايي حذف مي شود، حال آنكه حذف اين تركيبات بعيدبه نظر مي رسد.ت 

عريف ارائه شده از مديريت تلفيقي آفات توسط سازمان خواروبار كشاورزي جهاني (FAO) عبارت از يك شيوه مديريت آفات است كه در معني و مفهوم با محيط زيست و تغييرات جمعيتي آفت ارتباط داشته و در اين شيوه همه فنون و روشهاي مناسب براي نگه داشتن جمعيت آفت در سطح پايين به كار گرفته مي شود، سطحي كه در آن آغت خسارت اقتصادي به محصول وارد نكند و يا به عبارت ديگر محصول مورد نظر متحمل خسارت اندكي از طرف آفت گردد برنامه جهاني محيط زيست (UNEP1998) تركيبي از روشهاي شميايي وغير شميايي براي كنترل آفات ،جهت كاهش مصرف سموم شميايي رابه عنوان تعريفي از IPM ذكر ميكند و هينريش (Francis,2002) مديريت تلفيقي آفات درمحصول برنج رادر ساده ترين واژه ها يك حمله اكولولوژيكي مشتمل بر چندين تاكتيك بيولوژيكي،شيميايي وروشهاي كنترل زراعي به همراه كاربردواريته هايمقاوم برنج به حشرات جهت كنترل اقتصادي و مديريت جمعيت آفات بيان مي دارد. 

 مديريت تلفيقي آفات از ديد كشاورزان و متصديان مبارزه با آفت عبارت است از تلفيق روشهاي مبارزه زراعي،بيولوژيك وشيميايي براي مبارزه باآفت كه ازقبل آن بيشترين تاثير برآفت وارد شود و به محيط زيست و زيست بوم كشاورزي نيز لطمه اي وارد نشود بنابراين اصل اوليه مديريت تلفيقي آفات گسترش سياست ها و كاربرد همه روشها و راهكارهاي موجود در منطقه جهت مهار آفت مي باشدو نظامي منسجم براي حفاظت از محصول است كه به بهترين وجه ممكن با مقتضيات توسعه پايداروكشاورزي پايدارهمخواني دارد.به طور خلاصهIPM يك نظام پويا و فعال است كه آخرين توصيه ها و دستاورد هاي پژوهش ها و فن آوري ها را براي بهره گيري خردمندانه از روشهاي مبارزه با آفات وفق مي دهد.  

اجزاي اساسي برنامه مديريت تلفيقي آفات : برنامه IPM از سه بخش تشكيل شده است : - 

پيشگيري (عوامل غير مستقيم ) مشتمل بر: موقعيت مكاني تناوب محصول الگوي كشت اصلاح گياه بهداشت و مديريت محصول حاصلخيزي خاك آبياري مديريت محيط زيست محصولات تله كشت توام محصولات برداشت و انبار كردن  

-مشاهده:(ابزار تصميم گيريآگاهي ازمحصول شيوه حمايت ازتصميم گيري مديريت در سطح گسترده منطقه مداخله (عوامل مستقيم مبارزه فيزيكي وزراعي فرمونهامبارزه بيولوژيكي مبارزه شميايي مبانی  

o جایگزینی AESA به جای ETL ) Economic Threshold Levelآستانه زیان اقتصادی ) جایگاهی درFFS /IPM ندارد زیرا اولین و اصلی ترین مشکل ETLH متعیر بودن پارامترها و شاخص های تعیین کننده یعنی : مدیریت هزینه (ha/$)؛ قیمت عمومی فروش (kg/$)؛ ضرایب تعیین میزان خسارت توسط هر فاکتور یا همان سطح زیان اقتصادی ETL تنها تعریفی برای محاسبه سود و فایده در مدیریت تعداد خاصی از آفات در محصول طراحی می شود در حال که مدیریت محصول توسط کشاورز بسیار فراتر از این موارد خاص ست.  

بنابر این از آنجا که کشاورز با مجموعه پیچیده ای از نوع کاشت و بازار فروش در طول سال روبروست بنابر این مبنا قرار دادن ETL به عنوان شاخص مدیریت تولید و حفاظت مسئله ناکار آمداست . اصول اساسي IPM/FFS : امنيت و سلامت در توليدات كشاورزي؛ توانمند ساختن بهره برداران در شناخت كشت بوم؛حفظ تعادل هاي اكوسيستمي در چرخه فعاليتهاي توليدي كشاورزي؛ تبديل بهره بردان به مديران ماهر توليد؛ مشاركت و توسعه پايدارفعاليتهااز طريق تشكلهاي محلي وشبكه هاي توانمند محلي و مردمي ظرفيت سازي شده.  

اهداف كليدي IPM/FFS : كاهش هزينه ها وافزايش درآمددر فرايند بهره برداري و توليد؛ حفظ اكوسيستم هاي طبيعي ،پايداري طبيعي،سلامت غذا؛ توسعه مشاركتي تكنولوژي در واحدهاي توليد. ساختار اجرايي شامل سه مرحله كلي است :  

الف –تجزیه و تحلیل اگرو اکوسیستم تولید 

 ( Agro Ecosystem Analyze:  

Growth stage Weather condition Crop development 

 factor Type and number of pests  

Type and number of diseases 

 Type and number of natural enemies 

 Type and amount of natural disease control agent of pests Type and amount of weeds  

Water availability Soil  

fertility status Fertilizer applications

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 03:16 موضوع: اكولوژي | - نظر(0) -


کلیات راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

کلیات راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

 يكي از بزرگترين چالشهاي روبروي جامعه بشري ، در دهه های اخیر ،مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر ،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی در دهه پنجاه میلادی گردید .

انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي ، ارقام پر بازده ، روشهاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز ، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی ،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوري های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحرانهای جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است . در حال حاضر مخاطرات و بحرانهای حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید ،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است .بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه هشتاد ،حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرایند گردد . بحرانهای ناشی از مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است. هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است . علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد ،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات ،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها ، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک ، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی ، سرطان ها ،مسمومیتهای منجر به مرگ ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی ، بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده است این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد . اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند .بنابر این ملاحظه می شود که در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های متنوعی مطرح می شود که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

چالش اول : با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی ، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است ،آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات می باشد؟

چالش دوم : تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟

چالش سوم : سیستم متعارف انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟ چالش چهارم : زیر ساختارها و شاخص های پایه توسعه کشاورزی شامل آب ، خاک ، اقلیم ،نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 70000روستاست .یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی ایران شكل می گیرد ، شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33% میانگین بارندگی جهانی و 50% میانگین بارندگی آسياست ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است ،متوسط بارندگی یک سوم میانگین دنیا یعنی 250میلی لیتر است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می شود .که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و.... تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن می سازد .اما بررسی مستندات و مطالعات انجام شده در دنیا نشان می دهد که موارد ارایه شده فوق به هیچ وجه مانع توسعه کشاورزی ارگانیک نیستند و بر خلاف اظهار نظر طرفداران نظریات فوق کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی با شاخص افزایش تولیدات ،کاهش هزینه ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می باشد .بهترین سند برای این ادعا ، مطالعه و بررسی موضوع در کشور ها و مناطقی است که این فرایند اتفاق افتاده است .مطالعات انجام شده نشان می دهد بر خلاف دید گاه هاي فوق به طور حتم کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است . است ( New Scientist/2001) .آمار اخیر در 20 کشور جهان در 5تا10 سال گذشته حتی در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی نشان از افزایش تولید محصول و کاهش هزینه های تولید در کنار سلامت محصولات تولید شده به روش ارگانیک می دهد (J.Pretty).

.موارد عینی فوق که نه در مساحتهای کوچک بلكه در سطح و تعداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی است نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک نه تنها امکان پذیر است بلكه با افزایش کمی تولید و کاهش هزینه ها ی تولید همراه است . در بررسی اثر گذاری زیر ساختار ها در توسعه کشاورزی پایدار ، سند قابل ارایه ، در واقع همان نکته کلیدی موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک است که عنوان می کند ، توسعه کشاورزی ارگانیک بر اساس انطباق با شرایط موجود است نه تغيير ساختار . یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه پایدار کشاورزی نیست بلكه فرایند برنامه ریزی خاص و ديناميكي را می طلبد تا بدون دست کاري ساختار موجود ، فرايند کشاورزي ارگانیک و کشاورزی پایدار را عملياتي نماید. در خصوص کار آیی فرایند انتقال یافته های تحقیقاتی و مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش، مطمئنا سیستم متعارف موجود به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و جهت برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک این سیستم نيازمند بازنگري، تحول ،دقت و نگرش خاصی است تا خطاها و بحران هاي ناشي از هم خواني یافته های تحقیقاتی و تکنولوري با فرايند مديريت مزارع توسط بهره بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگیهای متنوع اجتماعی و اقتصادی با مشكل و مانع همراه نباشد.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می باشد بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند . البته این فرایند تنها در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت در این راهبرد ، مدیریت دوره گذر ارگانیک بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی ، توانمند سازی ، نظارت ، صدور گواهی ،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد . عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک ، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه ای توانمند سازی کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان ٭(Farmers Field School ) صورت می گیرد . این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند . درا ين واحدها شكل خاصی از مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه *( FPRE@D) پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را با شاخص بهره و ري پایدارازمنابع آب و خاک* (CWPM ) وبا مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی(IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله تحقیق و آزمایش می نمایند. ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت ، صدر گواهی ، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .

نوشته شده توسط محمد شريفي مقدم- مجري و هماهنگ كننده پروژه ملي IPM.FFSايران. در 5/7/1387 و ساعت 02:40 موضوع: پتانسيل ارگانيك در ايران | - نظر(2) -


All Rights Reserved. © http://organic.javanblog.com
16174 16174 16174 16174 16174 16174 16174 16174 16174 16174 16174